ورود

عضویت




Search - K2 Improved Search Plugin by Offlajn
جستجو -مجموعه ها
جستجو - تماس ها
جستجو - محتوا
جستجو - خبرخوان ها
جستجو - وب لینک ها
مکان شما:صفحه اصلی»بازی های رایانه ای»تحلیل،نقد و بررسی بازی ها»حضور معنوی یک شیطان پرست در بازی‌های رایانه‌ای (1)

حضور معنوی یک شیطان پرست در بازی‌های رایانه‌ای (1)

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

سازندگان بازی‌های رایانه‌ای در طراحی داستان‌ها و عناصر مختلف این بازی‌ها، از بن‌مایه‌های خیالی و واقعی بهره می‌برند. آنها با قرار دادن این بن‌مایه‌ها به عنوان پس زمینه، سعی می‌کنند تا روایتی مجذوب‌کننده را در اختیار کاربران قرار دهند.یکی از پرمخاطب‌ترین جنبه‌هایی که در بازی‌های رایانه‌ای مطرح می‌شود، پرداخت این بازی‌ها به دنیای ماوراءالطبیعه و نیروهای مافوق بشری است. در بیشتر بازی‌های رایانه‌ای، کاربران می‌توانند با استفاده از جادو به مبارزه با دشمنان‌شان بپردازند یا این‌که به گروه جادویی خاصی بپیوندند و از طریق این گروه، به ابزارها و روش‌های قدرتمند‌تر دست یابند. تقریباً در تمامی بازی‌ها، حتی بازی‌هایی که شخصیت اصلی در آنها یک جادوگر نیست گروه‌های جادویی حضور دارند و کاربران با نفرین‌ها وطلسم‌های جادویی مختلفی روبر می‌شوند که باید به کمک راهنمایی‌هایی که از جادوگران دیگر در بازی می‌گیرند به مبارزه با این طلسم‌ها و نفرین‌ها بپردازند.


سازندگان بازی برای طراحی شخصیت‌های جادوگران و نمادها و طلسم‌هایی که آنها به کار می‌برند، معمولاً از نمادها و اصطلاحاتی استفاده می‌کنند که در قرون وسطی به عنوان جادوی سیاه به کار برده می‌شدند. این نمادها و تفکرات به خاطر قدیمی و تاریخی بودنشان حس جادویی، مرموز و قدرتمند بودن را به خوبی به کاربران انتقال می‌دهند.

سحر و جادو

اما در میان این استفاده از آیین‌ها و نماد‌های قدیمی برای نمایش جادو و جادوگری، آیین‌ها و نمادهایی نیز وجود دارند که نه به منظور افزایش حس رمزآلود بودن و جذابیت بازی بلکه برای تبلیغ و ترویج آیینی خاص از آنها استفاده می‌شود. در این خصوص، محتمل است که برخی سازندگان بازی، خودشان به این آیین‌های خاص اعتقاد داشته باشند و یا این‌که فقط در ازای دریافت پول حاضر شوند این تفکرات خاص را در بازی خودشان گنجانده و آن را ترویج دهند.
یکی از تفکراتی که به طور خاص در میان بازی‌های رایانه‌ای حضور دارد و تقریباً می‌توان گفت که سرلوحه داستان بیشتر آنها به شمار می‌رود، تفکرات و آیین‌های شیطان‌پرستی و مبارزه با خداوند است. در این بازی‌ها معمولاً انسان به عنوان موجودی قدرتمند و بر حق معرفی می‌شود که به دنبال آزادی و نجات نسل خود است و در این راه مجبور است با فرشتگان و خداوند در کنار شیاطین مبارزه کند.
در بیشتر این بازی‌ها، انسان به تنهایی باید با هر دو جبهه شیاطین و فرشتگان مبارزه کند و هیچ یار و یاوری به غیر از نسل خود ندارد. در برخی موارد حتی دو جبهه فرشتگان و شیاطین با یکدیگر هم پیمان می‌شوند و به مبارزه با انسان می‌پردازند و با کمک یکدیگر سعی می‌کنند تا انسان را از میان بردارند اما انسان به رغم داشتن نیروهای ماوراءالطبیعی و جادویی قدرتمند موفق می‌شود تا تمامی نیروهایی را که بر علیه او ایستاده‌اند را از بین ببرد و به زندگی ادامه دهد.
این تفکرات که ناشی از خودبنیان پنداشتن انسان و وجود نیرویی خاص در جسم او است، مربوط به جادویی دانستن سرشت انسان است که باعث می‌شود انسان‌ها بتوانند به راحتی نیروهای مافوق طبیعی خودشان را به کار برند و به مبارزه با موجودات دیگر بپردازند.

آلیستر کراولی

یکی از مهم‌ترین شخصیت‌هایی که باعث شده تا این تفکرات در میان جوامع انسانی شکل بگیرد و حتی مورد استفاده نیز قرار بگیرد، فردی به نام آلیستر کراولی Aleister Crowley است که به عنوانشرورترین مرد جهان شناخته می‌شود. نام اصلی کراولی، ادوارد الکساندر کراولی Edward Alexander Crowley است که در دوازدهم اکتبر ۱۸۷۵ در وارویکشایر (Warwickshire) انگستان به دنیا آمد. کراولی در خانواده اشرافی انگلیسی به دنیا آمد و پدر او ادوارد کرولی فردی مسیحی بود که به شدت به اعتقاداتش پایبند بود.
کراولی پدر، یکی از اعضای اصلی فرقه مذهبی مسیحی برادران Brothers بود. این فرقه مسیحی معتقد است که تنها یک پیامبر راستین وجود دارد و آن مسیح (ع) است. این فرقه به زیرگروه‌های فرعیاپن برترن Open Brethren و اکسکلوسیو برترن Exclusive Brethren تقسیم می‌شود. در زیرگروهاپن برترن، اعضا اعتقاد دارند که تمامی انسان‌ها مساوی هستند و خداوند آنها را برای پرستش خودش آفریده و آنها در شکل یک گروه و با توجه به نصایح انجیل و فرموده‌های مسیح به پرستش خداوند می‌پردازند، اما در زیرگروه اکسکلوسیوز برترن، اعضا بر برتری قوانین انجیل بر تمامی قوانین موجود در جوامع انسانی اعتقاد دارند و باور دارند که فقط آنها هستند که راه رسیدن به رستگاری را می‌دانند و این وظیفه الهی است که دیگران را به این رستگاری برسانند، حتی اگر خودشان نخواهند.
بر خلاف زیر گروه اپن برترن که معتقد هستند تمام مسیحیان دارای یک مرتبه هستند و هیچ رهبری میان خودشان بر نمی‌گزینند، گروه اکسکلوسیو برترن میان اعضایشان مراتب مختلفی را قرار می‌دهند و بلند مرتبه‌ترین عضو به عنوان رهبر مذهبی گروه انتخاب می‌شود. هر دو زیرگروه معتقد هستند کهمسیح، ناجی بشر است و انسان‌ها برای رسیدن به رستگاری باید به مسیحیت بپیوندند و در قالب گروه‌های مذهبی وارد اجتماعات شده و مردم را به مسیحیت دعوت کنند.

Aleister Crowley

کراولی پدر، عضو زیرگروه اکسکلوسیو برترن بود و با پوشیدن لباس‌های کشیشان به روستاها و شهرهای اطراف محل زندگی‌اش می‌رفت و مردم را به مسیحیت فرا می‌خواند. او در این سفرهایش پسرش را نیز می‌برد و تلاش زیادی می‌کرد تا او را به آیین مسیحیت بکشاند. کراولی پدر، هر روز عصر مراسم خواندن دعا از روی انجیل را داخل خانه برگزار می‌کرد و پسرش را مجبور می‌کرد تا در تمامی این مراسم‌ها شرکت کند. بر خلاف اصرارهای پدر، کراولی هیچ علاقه‌ای به شرکت در این مراسم مذهبی نداشت و تا آنجا که می‌توانست سعی می‌کرد در این مراسم شرکت نکند. برخی از تاریخ‌نویسان بر این باورند که یکی از دلایل تنفر آلیستر کراولی از مذهب، همین اصرارهای پدرش در شرکت دادن او در این مراسم مذهبی بوده است.
پس از مرگ کراولی پدر، بر اثر سرطان زبان، مسئولیت نگهداری از کراولی بر عهده مادرش افتاد. کراولی در آن زمان ۱۱ سال داشت و در این سال، رفتارها و آزمایشات خشونت‌بارش را شروع کرد. مادر کراولی، امیلی برتا بیشاپ Emily Bertha Bishop نام داشت و مانند پدرش فردی مذهبی و عضو گروه برادران بود. کراولی رابطه مناسبی با مادرش نداشت و معمولاً سعی می‌کرد کمتر با او در ارتباط باشد. مادر کراولی نیز از رفتارهای خشونت آمیز پسرش وحشت داشت و همواره از کراولی با نام «هیولا» یاد می‌کرد.

آلیستر کراولی Aleister Crowley

کراولی علاقه زیادی به خواندن کتاب‌های جادویی به خصوص طلسم‌ها و نفرین‌های سیاه داشت و همیشه به تمرین درباره‌ی این طلسم‌ها می‌پرداخت. کراولی در یکی از آزمایشات سعی داشت تا باور سخت‌جان بودن گربه را امتحان کند. بر اساس باورهای قدیمی گفته می‌شود که گربه دارای ۹ جان است و اگر کسی بخواهد یک گربه را بکشد، باید ۹ بار آن را بکشد. کراولی بر اساس این باور یک گربه را به ۹ روش مختلف می‌کشد. او ابتدا گردن گربه را می‌شکند و سپس سوزن‌هایی را داخل بدن او می‌کند، سپس او را داخل چاه آب می‌اندازد تا غرق شود و پس از بیرون آوردنش با چکش بدن او را له می‌کند و بدن گربه را از پشت بام به حیاط می‌اندازد. او بدن گربه را از گردن به درخت آویزان می‌کند و به کمک چاقو آن را تکه تکه می‌کند و سپس آن را آتش می‌زند و باقی مانده را در زمین خاک می‌کند. کرولی با انجام این کارها به این نتیجه می‌رسد که گربه مطمئناً مرده است!!
این رفتارها و آزمایشات خشونت بار کراولی باعث شد که مادرش از او وحشت داشته باشد و از او فاصله بگیرد. تنها شدن کراولی باعث شد که او بیشتر به سمت جادو‌ی سیاه گرایش پیدا کند.

 

خواندن 719 دفعه

نظر دادن

تماس با ما

اصفهان، شهرک امیریه، خیابان هفتم، فرعی سوم، پلاک 7

03137800803 - 09131649893 - 09131036850

03137800803

 

 آپاراتسروشتلگرامinsta1

logo-samandehi