ورود

عضویت




Search - K2 Improved Search Plugin by Offlajn
جستجو -مجموعه ها
جستجو - تماس ها
جستجو - محتوا
جستجو - خبرخوان ها
جستجو - وب لینک ها
مکان شما:صفحه اصلی»نماز»مطالب خواندنی»عدد ده (قسمت دوم)

عدد ده (قسمت دوم)

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

عدد ده در گنج و کنز سرّالهی و ولایت چهارده معصوم (ص)

وجود مقدس رسول اکرم(ص) میفرماید: "إنّ اوّل ابدع الله سبحان و تعالی و هو نفوس المقدّسة المطهّرة و انتقها بتوحیده ثمّ بعد ذلک خلق سائرخلقه " اول چیزی که خداوند ابداع فرموده مجموعه ای از نفوس مقدس است این نفوس مطهره گویا شدند به توحید خداوند تبارک و تعالی بعد سائر خلایق دیگر را آفرید. (روایت از فیض کاشانی در کتاب عروه العیون که در یکی ازآخرین کتابهای ایشان نوشته شده است) .

این بزرگواران نفوسِ کلی میشوند.آن حقیقت کلی است در بیان دیگر از امیر المؤمنین علی(ع)است آن حقیقت که خلق اول بودو صورِیک صورتهایی بوده "صور عاریة عن المواد وعالیة عن القوة و الاستعداد" آن یک صورتهایی است که آن صورتهاعاری از عالم ماده وبالاتر از قوه و قوه ی استعداد است وآن حقیقت فعلیت محض است، اصلاٌ قوه فعل الله حقیقی است و فیض حقیقی یعنی آنجا قوه کار نمیکند که تمام آن دیگر خدا و فیض خداوند از آن حقیقت است و زیرمجموعه ی آن قرار میگیردوآن فیض الله اکبروفعل الله الاعظم حقیقتِ نوری محمد وآل محمد(ص)است که آن وجه الله میباشد{عدد ابجد وجه الله برابر80 است که 80=عدد ابجد حرف(ف) و جایگاه عددی(ف) =17 است که8=7+1میشود. جایگاه عددی وجه الله برابر44 است که جمع ارقامش 8 میشود}

بعد از آن حقیقت ، روح شیعه را آفریدبه 1000سال"إنّ الله عزوجل خلق الارواح قبل اجساد به الفی عام"   همانا خداوند عزوجل 1000سال قبل از خلقت جسمتان ،روح شما را خلق کرد.بعد روحتان حصول مزاج میکند. مزاج یعنی استعداد نفسانی آن نفس جزئیه شما به تناسب آن تحصیل مزاج برای بدنیا آمدنِ دنیا که چند سال عمرکند؟چگونه باید به دنیا آید؟

دشمنان دین از تهی مغزی خودشان چوبها خوردند و به لعنتهای ابدی رسیدند و هلاک شدندزیرا هرگز از ظلمات وجودشان پا به عرصه ی نور نگذاشتند وهمیشه محروم از استفاده ی انوار مقدس این عزیزان شدند برای همین خواستند با هوای دهانهای ضعیفشان نور خدایی را خاموش کنند

        دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت    آری آن جلوه که خاموش نگشت نور خداست   

 اما هر یک از معصومین(ص) مطلع فجر هستند و حقیقت لیال عشر را بنحوی ظاهر کرده اند:

وجود مقدس پیامبر اکرم (ص){اولین طلوع فجر در عالم خلقت، وجود مقدس رسول اکرم(ص)است} که در هنگام تولد خودشان یک بودندو حامل 13 نور مقدس که 14 میشدند(14=3+1) پس گنج 4 روی 10 را ظاهر کردندو حقیقت ظُهر عشر عالم به زمین رسید و مظهر کل ّنور، نور ِ تام و حقیقت اربعین و تجلی ِ بهار یعنی ربیع الاول شدند.

امیر المؤمنین امام علی(ع){طلوع فجر بوجود ایشان است}

در روز 13 رجب ؛شروع ایام فجر ماه رجب در خانه ی مبارک کعبه بدنیا آمدند. عددابجدنام مبارکشان علی(ع)= 110 برابر عددابجد کلمه ی یمین میباشد و100برابر عدد ابجد حرف (ق) است یعنی نگهدارنده و 10 همان گنج عرش و گنج عشر بودکه به ولایت ایشان تثبیت و حفظ میشود. ایشان امیرِ مومنین و امامِ مبین هستند.

خانم فاطمه زهرا (س)

حامل عشر است و اوست که حملها الانسان است و فقط اوست که حمل عشر را در دنیا حامل بوده و این گنج را به سلامت ظاهر فرمود؛ هنگامیکه خانم حامل وجود مقدس امام حسین(ع)بود . چون امام حسین(ع)به عدد10به دنیا آمدند(یک خودش+9ذریه نورانی در بطنش) پس خانم حامل 10 طُهر است و طبق کتاب منتهی الآمال از شیخ عباس قمی(رحمه الله علیه) :بعد از تولد امام حسن(ع)،یک دهه ی طُهر تا حمل امام حسین(ع) فاصله است.

امام حسن (ع)

معصوم چهارم هستند و عدد 4 همه ی یک تا 4 است ،پس حامل حمل گنج به عدد 10=4+3+2+1یعنی 4روی 10 و 4تا 10تا میباشند. مولا امام دوم هستند که عدد ابجدِ( دو ) به حروف 10 میشود(10=4+6) . جمع عدد ولایی و معصومیت امام حسن(ع)برابر 6  است که رمز حیات دنیا و مفتاح بهشت آخرت است .

امام حسین(ع)

هم خودش عشر است و هم امام همه ی عاشورائیان عالم است . اوست که حمل سنگین گنج عرش را بر عشر دنیا ظهور میدهد و برای رساندن پیام چنین گنجی برای عاشورائیان الی یوم القیامه ، ثارالله شد و او سید الشهدا (ع) است. ایشان در رتبه معصومین(ص)پنجم هستند با 9ذریه در بطنشان که 14میشود(14=5+9) بنابراین ایشان محور معصومین(ص){محور سال شمسی} هستند و 5=4+1حلقه پنج تن(ص) بسته میشود واز طرفی در رتبه امامت سوم هستند با 9ذریه دربطنشان که 12میشود(12=3+9) پس ایشان محور ولایت{محور سال قمری} نیز هستندو 3=2+1 وبه عدد 3 مثل پدر بزرگوار و مادر گرامیشان که حقیقت وجانِ آب هستندآبی که جان طهارت و شستشو دهنده  عین نجاست حیوانی به عین طهارت انسانی است .البته هر کدام از این بزرگواران معصوم(ص) به نوعی مانند آب احیاکننده،تطهیرکننده، منور کننده و هدایت کننده هستند.امام حسین(ع) در جمع رتبه معصومیت وولایت 8 میشوند(8=5+3) محلّ امتحان و به رضای خدارسیدن.

امام علی ابن الحسین(ع)

که خود، امام چهارم است حامل گنج 4روی 10 میباشد و معصوم ششم است که جمع عدد ولایی ومعصومیتشان 10 میشود (بارور کننده ی باطن عاشورا ) که او امام اربعینیان است یعنی گنج 4تا 10تا که 40 میشود. ایشان به عدد 9 متولد شدند (یک خودشان +8ذریه در بطنشان) و 5 معصوم(ص) قبل از ایشان هستندکه میشود14=5+9 .همسر گرامی امام سجاد(ع) ، خانم فاطمه بنت الحسن (ع) است به همین دلیل مقام تشرّف امام باقر(ع)و فرزندانش را "دو شرفه " می نامند.

امام باقر؛ ابا جعفر باقر العلوم (ع)

معصوم هفتم و امام پنجم ،در حلقه پنج هستند و جمع عدد ولایی ومعصومیتشان 12 میشود12=5+7 . ایشان به عدد 8 بدنیا آمدند(یک خودشان+7ذریه در بطنشان)و6 معصوم(ص) قبل از ایشان بودندکه میشود 14=6+8  و به عدد 14 حلقه به 5 میرسد(5=4+1 )  .

 آقا ابا عبدلله امام صادق(ع) به عدد 7 بدنیا آمدند(یک خودشان +6ذریه در بطنشان) و سبع مثانی رادوباره ظاهر کردند(البته همه ی معصومین(ص)سبع مثانی هستند و نور واحد) و 7 معصوم قبل از ایشان بودند که میشود14=7+7 سبع مثانی یعنی 7تا2تا. سرّالاسرار عدد ده است که 4روی 10 شد. جالب است که بدانید با تولد نورانیش با جد بزرگوارش (ص) کلّ عدد 28 ظاهر میشود؛ حضرت رسول (ص)سبع مثانی میشود 14 شمسی رسالت و امام صادق (ع)میشود سبع مثانی قمری ولایت 28=14+14یعنی کلّ حروف و اعداد وکلّ اسرار.این حقیقت ربیع است برای پیروان حقیقی رسالت و ولایت معصومین(ص) الی یوم القیامت . 

 امام موسی ابن جعفر الکاظم(ع)

به عدد 6 بدنیا آمدند(یک خودشان + 5ذریه دربطنشان)6 عددِ سرّی است (در مقام ذیقعدعدد13 ؛عدد ابجد حرف( و) =6  است و در کشیدگی دحو الارض (واو ) میشود که عدد ابجد واو=13 و 13=جایگاه حرف (م)و عدد ابجد (م)=40 است که همان 14 است) و 8 معصوم(ص)قبل از ایشان بودند 14= 6+8 و همان حلقه 5 (5=4+1) به ایشان ظاهر میشود(فرزندان امام حسین(ع)).

امام علی ابن موسی الرضا(ع)به عدد 5 بدنیا آمدند(یک خودشان +4ذریه در بطنشان) و 9 معصوم (ص)قبل از ایشان بودند14=5+9 . لازم به تذکر است که مثل پدر بزرگوارشان عدد پنج به ایشان بسته میشود. فرزندانِ بعد از امام رضا(ع) را "ابن الرضا" میگویند.همانطور که امام حسین(ع)محوریت سال شمسی و قمری را به عدد 14و12 دارند، ایشان هم محوریت 12 امام (ع) و هم 14 معصوم(ص)را دارند(محوریت سال قمری و شمسی رادارند) آقا امام هشتم هستند با 4ذریه معصوم(ص) خود 12میشوند(12=4+8) ، به عدد 5 بدنیا آمدند+9معصوم (ص)قبل از خودشان=14 . سال قمری 354 روز است که در جمع 12 میشود(12=4+5+3) و 11 روز از سال شمسی کمتر است به همین علت ماه قمری در سال شمسی چرخش دارد. در احکام  مذهبی ما سن بلوغ به فتوای بیشترِعلما به سال قمری است، سال خمسی به قمری است. پس هر مومنی که یک روز ازسال قمری را سال خمسی خود قرار دهددر تمام سال شمسی می چرخد وتمام سال رادر طیِ عمرخودبه باب خمس باز میکند.امور احکامی همه برای رضای خداوند است و اگر غیر از آن باشد عبادت قبول نمیشود و با رضای خدا به خدا نزدیکتر میشویم و انشاالله به قرب الی الله میرسیم.

 پس محور سال قمری امام رضا(ع)است که تمام عالم به گرد ِرضا می چرخد و در واقع آهنگ نیّت همه ی اعمال درتمام لحظات زندگی رضای خداست و حج واقعی است که هر انسانی باید با مدرک حاجیِ واقعی در قبر وقیامت برسد و عمرِخود را در راه رضای خدا به پایان برساند در واقع اینکه در قبر، صورت انسان مسلمان را رو به قبله میکننداما تمام اعضایش را رو به امام رضا(ع)قرار می دهند تا این بدن ، اعمال قبول شده ی در راه رضای خدا را با رو سپیدی به خدای خویش عرضه کند.در واقع آنجا خلوص و طواف و قربانیِ نفس ،خود معلوم میشود. در مناجات شعبانیه میخوانیم"الهی . . . فلا تفضحنی  یوم القیامه علی رؤس الاشهاد" خدایا درآن روزی که همه ی سرهای شاهد مرا میشناسند، مرا مفتضح نفرما.

امام جواد الائمه اباجعفرمحمد تقی (ع)

تنها امامی هستند که عدد وجایگاه نام مبارکشان 14 است. ایشان معصوم یازدهم و امام نهم هستند و به عدد 4 بدنیا آمدند(یک خودشان +3ذریه در بطنشان) و 10 معصوم(ص)قبلشان هستندکه میشود14(14=10+4). در واقع ایشان در مجرای جودِ (عدد ابجد جود13 است)جوادی ،کلّ اسرار و رحمتها را با خود به بندگانِ خدا عرضه نموده است . شاید گنج پروردگار عالم از وجود مبارک ایشان به همه ی مخلوقات عنایت میشود وبرای انسانها برکات خاص انسانی ریزش میکند . عدد ولایی و معصومیت امام جواد (ع) 20 است :

( 20=11+9) که20 برابر عدد ابجد حرف ( ک ) است . عدد ابجد کاف= 101 میشود که یکی از اسماء اعظم پروردگار عالم است ( خداوند کریم یکی از نامهای مبارکش را کافی میفرماید ).حرف کاف از حروف نورانی و مقطعه قرآن است که در اول سوره مبارکه مریم آمده است " کهیعص " در بعضی تفاسیر کاف را به منزله کربلا معنا کرده اند . کل عالم اسرار به جواد ( 14 ) و مجرای فیض دهنده جود ( 13 ) جلوه دارد آیا حق نیست که میوه ی دل امام رضا ( ع )  امام جواد ( ع ) باشد ؟!

جالب است که بدانید در سرّ عدد 12 ؛ که جایگاه عددی حرف ( ل ) به عدد ابجد 30 میباشد. یکسال 12 ماه دارد و هر ماه حدوداً 30 روز است و در کتاب آسمانی ما قرآن کریم 12 بار نام ماه (که درزبان عربی شهرگفته میشود ) آمده است و تنها ماهی که معرفی شد ماه رمضان ( شهر رمضان ) است که در کتاب گنج الف و همین درس بیان شد که عالم در حقیقت عدد 10 که در واقع 4 روی 10 است غرق میباشد . این وادی کاملاً حقیقت روزه است و عالم در تسبیح غرق است وبرای خداوند سبحان بندگی میکند . دیگر اینکه همه ی 12 ماه و هر ماه 30 روز ، در واقع یک سال را تشکیل میدهد که عدد ابجد یک 30 میشود(30=10+20 ) پس همه به یک توحید ، کمالات خودرا به نمایش میگذارند .

سال شمسی 365 روز است که جمع ارقامش 14 میشود ( 14=5+6+3 ) و چهار فصل دارد که در واقع 4 فصل، بازکننده باطن 4 روی 10 یعنی 14 شمسی است . اما چه سال شمسی و چه قمری در حقیقت اسرار وجود امام رضا ( ع ) قرار دارد که به وجود مبارکش تربت رضوان الله بهشت در دنیا آمد و جایگاه بدن  مطهرش شد . محور گردش ، رضا ست که او رضای خدا است و بدون رضا به قرب خداوند کریم راه نیست .اینجاست که مشهد یعنی جایگاه شهود. همانطورکه ذکر شد ایشان هم مثل امام حسین ( ع ) محوریت14 ( 14=9+5) و 12 ( 12=8+4 ) را دارد پس عالم دائما به گرد رضای خدا در گردش است . خوشا به حال انسانی که با اختیار، دل خود را قربانی رضای خدا کرده وتمام نگاه قلبیش در دنیاو آخرت به نقطه ی رضای خدا باشد که انشاالله چنین کسی به قرب او نائل میشود . " اللهم الرزقنی "

وجود مقدس آقا اباالحسن علی ابن محمد نقی ( ع )  

پنجمین مقامی هستند که کنیه ابالحسن را دارند و نام مبارکشان علی (ع) است . ایشان به عدد 3 بدنیا آمدند ( یک خودشان + دو ذریه در بطنشان ) و 11 نور مقدس قبل ایشان هستند که میشود 14 ( 14=11+3 ) و ایشان تجلی هدایت را به عدد 4 روی 10 ظاهر فرمودند.وجود مقدسشان از نظر اعداد خیلی به جد بزرگوارشان امام حسین (ع) شبیه است ، به عدد 5 پنجمین لقب اباالحسن را دارا هستند و به عدد 3 بدنیا آمده اند و به عدد 12 مرتبه ی معصومیتشان است که امام حسین (ع) نیز سومین امام هستند و 9 ذریه در بطن دارند ( 12=3+9 ) . ایشان امام دهم ومعصوم دوازدهم هستند که مقام ولایی و معصومیتشان 22 ( 22=10+12) میشود .

عدد 22 یکی از پرمعنا ترین اعداد است ، از برای مثال : 1- جایگاه عددی طلا 22 و عدد ابجد آن 40 میباشد . طلا فلز قیمتی است که هیچگونه آفتی آنرا ضایع نکرده و نفوذ ناپذیر است . هدایت امام هادی (ع) کیمیایی است که فلز بی قیمت مارا اگر شیعه و پیرو واقعی ایشان باشیم طلا میکند ( هدایت یعنی نفوذناپذیری از گناه و هر آفتی ) البته با توبه نصوح . مثل این باشد که جوینده ی طلا باید دائما در جستجو و تلاش برای پیدا کردن طلا باشد تا غنی شود ، امام هادی (ع) از وجود مبارکش هدایت خالصانه بدون ظلمت را تجلی داد و در حقیقت ایشان هدایت کننده ی تمام شیعیان در تنگنای ظلمت هستند و جداکننده ی حق از باطل میباشند . 2- بیست و دومین سوره مبارکه قرآن حج است و عدد ابجد کلمه حاجی 22 میشود و از لحاظ جغرافیایی بیست و دومین قسمت کره زمین ، سرزمین مکه است . جمع ارقام 22 برابر 4 میشود که پایه عدد 40 است یعنی حقیقت هدایت شدن و به طهارت رسیدن پس میوه ی دل امام هادی (ع) به حق ، امام حسن زکی (ع) است یعنی سبز کننده و درجه قبولی همه ی آیات و احکام و اوامر پروردگار عالم است .

در ضمن حضرت ، امام ِ دهم هستند در حقیقت به یک نحو ظاهر کننده ی گنج عشر که همان 4 روی 10 و کل حقیقت و اسرار عشر میباشد و بروز دهنده حقیقت 10 است ، اوست که هر بنده ای در مقام شیعه شدنش باید ساکن شود و راه را پشت وجود مقدسش به سرمنزل سعادت برساند . عدد 10  ( عشر ) امتحان همه ی بندگان خداست . عمل به احکام ، عمل به آیات قرآن و رهرو واقعی امام زمان (عج) است و حقیقت عاشورا به هدایت واقعی امتحان میشود پس وجود مقدس امام هادی (ع) یکی از ارکان ولایت است . یک فرزند نورانی ایشان امام حسن عسگری (ع) ویک فرزند جعفر کذّاب است ، دوشاخه بهشتی و جهنمی در حقیقت هدایت واقعی ظاهر میشود . خوب فکر کنید پروردگار عالم در سوره مبارکه انعام ( قسمتی از آیه 158 ) میفرمایند :

 "یوم یأتی بعض آیات ربک لا ینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیرا .... "  روزی که بعضی آیات قهروغضب خدابرآنها برسد درآنروز هیچ کس را نفع نمیدهد ایمان ( وهدایت ظاهری شاید شناسنامه ای یا زبانی برای انسان نفعی نمیدهد ) اگر قبلا ایمان نیاورده و یا در ایمان کسب خیر و سعادت نکرده باشد  (مگر اینکه ازاین ایمان و هدایت کسب خیر و عمل صالح شود ) . پس به وجود ایشان نور از ظلمت جدا میشود ونور حقیقی فرزند برومندش امام عسگری (ع) است که حسن زکی (ص) میشود .

آقا ابا محمد حسن ابن علی العسگری (ع)

امام یازدهم و معصوم سیزدهم هستند . غیر از اینکه در تاریخ درباره زندگی پر مشقت و دوران ولایت این امام همام بسیار نوشته شده ، احادیث زیادی نیز از معصومین(ص) نقل شده است که ایشان در مکانی مثل پادگان در محاصره دشمن بودند و لشکر دائما در اطراف ایشان بوده برای همین لقب مبارکشان عسگریست (عسکر یعنی لشکر) . ایشان دومین عزیزی هستند که ابامحمد (ص) لقب گرفته اند ، معنی ابا به یک قول یعنی پدر و بقولی بمعنی زینت پیامبر (ص) است ، شاید اینطور معنی شود ؛ آنچه اراده و مشیت پروردگار عالم برای معرفی ظهور کامل کنز ذات اقدسش بوده تا درعالم سفل دنیا محقق شود از سیر ظهور و ورود 124000 پیامبر (ص) گذشته تا 12 امام معصوم (ع) و ام الائمه(س) که سبز شود و شاخه ومیوه هایش عالم دنیارا به صفات زیبایی بهشت سبز کند . ولایت امام حسن عسکری (ع) همه ی زینت رسالت پیامبر اکرم (ص) و کتاب آسمانی او قرآن است یعنی ظهور جایگاه تک گل محمدی (ص) و گل همیشه بهاری که با اوتا قیامت دیگر خزانی نمی آید .

وجود مقدس امام حسن عسگری(ع)به عدد 2بدنیاآمدند(یک خودشان+وجودمقدس وصی الحسن مهدی صاحب الامر(ص) در بطنشان) و 12معصوم قبل از ایشان هستند که میشود14(14=12+2)و حقیقت 4روی 10 از این وجود مقدس به کمال زمان و رسالت مهم ایشان ظهور پیداکرد،در حقیقت حلقه ی 5 را به کمال وجمال ظهورداد. اما عدد 2 وجود مقدس آقا برابر عدد ابجد حرف( ب )باب القرآن است یعنی بسم الله وانسان فقط از این باب میتواند ورود در قرآن وشیعه شدن به چهارده معصوم (ص)را داشته باشد ،سرّعدد دو است که امتحان سختی برای ایشان و شیعیانشان است زیرا همانطور که قبلاٌ بیان شد عدد دو به حروف همان عدد 10 است (10=4+6)و عشرِ امتحان که چگونه در ظلمتکده ی آخر الزمان به جلوه ی هدایت شاخه سبز و پر میوه ی گل محمدی (ص)از وجود مبارکش ظاهر شد. همانطور که دانه در دل خاک،لشکر خاک با ظلمات زیاد احاطه اش کرده و هزاران آفت آنرا تهدید میکند ولی به خواست خداوند میتواند خاک وظلماتش را بشکافد و خود را به نور برساند تا سبز شود و قوّت خود را جلوه دهد، در این زمان هم تا شیعه ی واقعی امام حسن عسگری(ع)نشویم نمیتوانیم در عشرِدنیا به سبزی حسن برسیم و به گل ِمهدویت وصل شویم. پس هر کس مثل قتلگاه امام حسین(ع)برایش تداعی میشودکه زیر هزاران تیر دشمن شیاطین و وسواس وخناس است که باید سینه سپر کند،اگر میخواهد دینش سالم بماند و بادینِ سالم به آخرت وارد شود باید با دشمن بیعت نکند و حیوانیت خود را قربان انسانیت خود کند. این عاشورای عمل هر انسان و انتحان لحظه به لحظه ی عمر ماست.

اما ایشان معصوم سیزدهم ،جلوه ی کنز و طهارت گنج الهی هستند که 13=جایگاه حرف(م) است که عدد ابجدآن 40میشودپس ایشان تمام ثمرات کنز را به طهارت هدایت ،ظاهر می فرماید و امام یازدهم هستند که این عدد هم یکی از اعداد سرّی پروردگار عالم است. ظاهر عدد 11 برابر عدد ابجد (یا)است که شامل حرف آخر(ی) وحرف اول(ا)حروف الفبای فارسی است و حرف نداست و واسطه ی وصل شدن است. در واقع عدد11برابر عد ابجد کلمه (هو) و (حج) است. پس،از   ایشان به مقصد و منظور همه ی انبیاء و اوصیاء ومعصومین(ص)میرسیم .

تمام حقایق نام مبارک حسن(ع) است وبه نتیجه رساننده،حُسن حسنی است زیرا همانطور که وجود مقدس امام حسن مجتبی(ع) ریشه ی دین را اصلاح کردندتا شاخه ومیوه ی سالم دین به بار آید،در زمان امام حسن عسگری(ع) همان شاخه ی سبز دین است که با سختیهای زیاد ،ولایت ایشان به جان گل ولایت مهدویت (ص)ظهور میفرماید.پس حقیقت نماز عشاکه متعلق به امام حسن مجتبی(ع)است تا رسیدن به صبح پیروزی که حقیقت نماز صبح متعلق به امام حسین(ع)است ،طی مسیر عالم عشا تا صبح باطن و سیر زیبای تجلیات و تحولات و تکوینات عالم ازحسن(ع)تاحسن(ع)است(چون نام مبارکِ امام حسین(ع)، همان حسن(ع) است)به معنای دیگر میتوان گفت رسیدن به ولایت امام حسن عسگری(ع)است که میوه ی صبح زیبای آن، ظهورِمهدویت(ص)است، یعنی از ولایت امام حسن مجتبی(ع) تا امام حسن عسگری(ع) که با خودِوجودهای مقدسشان 10 امام بزرگوارمیشوند که باز هم حقیقت گنج عشر و از حقایق سرّتا ظهور هستند.

نکته: هفته 7روز است اما به عدد 5شنبه عدد را ظاهرمیکند.درواقع شنبه صفرِپشت عددیکشنبه است و جمعه جمع کننده ی تمام ایام هفته که متعلق به امام زمان(ص)است زیرا ایشان وصی الحسن (ع)میباشد.وصایت ایشان ظهوردهنده ی تمام مسیر عشا تا صبح هدایت حسن(ع)تاحسن(ع)است. بنابرقول معصومین(ص)روز 5شنبه متعلق به امام حسن عسگری(ع)است که در مفاتیح الجنان (ازشیخ عباس قمی رحمه الله )زیارت ایشان درروز5شنبه ذکر شده و درواقع گنج عشرکه همان 4روی 10و14بودکه از جمع ارقامش عدد 5ظاهر میشد(5=4+1)به وجود مقدس پنج تن (ص)،درواقع به وجود امام حسن عسگری(ع)تمام پرده ها و حجابهای حقایقِ نورانی را کنارزده و قدومِ مبارک آن مولود موعود(ص)را به عرصه ی ظلمانی دنیا گذاشته وتمام عالم وعالمیان رافراگرفته وباظهور پرفروغش حکومت نورانی خویش رابرپامیکند(اللهم عجل لولیک الفرج).

 جالب است که امام حسن عسگری(ع)دومین امامی هستند که نام حسن(ع)بالقب ابامحمد(ص) را دارند. عدد ابجد دو =10میشود و حقیقت این گنج افشاء امتحان سخت مردم آخرالزمان است که دینداری به منزله ی آتش کف دست میماند و نگهداشتن دین کار هر کسی نیست. پروردگار عالم در سوره ی مبارکه واقعه(آیات13و14) بر مردم آخرالزمان در مرتبه مقربین میفرماید" ثلّة من الاولین وقلیل من الاخرین"  پس تعداد کمی از مقربین در آخرالزمان هستند(اللهم الرزقنا) کسانی موفق به شیعه بودن و منتظرِواقعی میشوندکه شیعه واقعی تا امام حسن عسگری(ع)باشند تا پرده ظلمت برای آنها هم بازشود و خلاصه در امتحان عشر خود و درزمان آقا به سلامت بیرون آیند و زمینه ی ظهور ایشان را به اندازه ی وسعشان فراهم کنند(اللهم الرزقنا)

پس گنج عدد10با تمام زیبائیهایش عالم دنیا را به ظهور "کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا" کاملاٌ نشان داد و امام هرزمان، امامِ عاشورائیان ِآن زمان است. اما در آخرالزمان که همه ی زیبائیها را تماماٌ خداوند کریم به مردم نشان داده و حجت را تمام کرده است کلّ محتوای قرآن ،امامِ راه و نور هدایت مردم آخرالزمان است تا به مولایشان وصل شوند. جالب است که اگر اعدادِ یک تا سی را که تعداد جزء های قرآن است را با هم جمع کنیم465 میشود(465=30+29+ . . .+3+2+1) که 465برابر عدد ابجد " مهدویت " است و مجموع ارقام آن 15میشود(15=5+6+4) که 15=جایگاه عددی حرف(س) توضیح کامل در کتاب انسان ذکرشده است. جایگاه عددی کلمه"مهدویت" برابر60 است و 60= عدد ابجد حرف (س) که حرف(س) قلب قرآن است و هدایت از قلب به قلب است . پس عاشورائیان آخرالزمان با ایمان قلبی از راه قرآن میتوانند وصل به مهدویت شوند .    

سرّوجودمقدس امام حسن عسگری(ع)و زندگی ایشان به زعم این حقیر خیلی زیبا وپر از اسرار است؛ازدواجشان با خانم نرجس خاتون(س)و زندگی پر برکتشان در پادگان دشمن وبین لشکرسرّی است و همینطور عدد ولایی و معصومیت آقا پرمعنا و پرمغزاست که رویهم 24 میشود(24=11+13) و عدد 24=جایگاه حرف(خ)که عدد ابجدآن =600 است و برابر عدد ابجد کلمه شرق میباشد.عدد24 عدد کاملی است مثل 24ساعت یک شبانه روز ، درحالیکه در تمام دنیا شبانه روز بیشتر از 24ساعت ندارد و ساعات ودقایق به 2 تا 12 تا طی مسیر خود را در 24ساعت تمام میکند. ایام به عنوان یوم یعنی یک روز ثبت میشودو عدد ابجد روز=213 است {213=نام مبارک زهرا(س) میشود و نام مبارک زهرا(س) از لحاظ حروفی برابر کلمه (هزار) است} و جمع ارقام 213برابر6میشود(6=3+1+2) و در جمع عددی 24ساعت هم6=4+2 حاصل میشود که همان سرّخلقت تمام دنیا (در6روز) است،درواقع خزانه ی گنج ولایی به 2 تا6 تا =12 تا تمام ساعات و دقائق و ثانیه ها راظهورمیدهد.             

 وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

نهمین فرزند امام حسین(ع) و دوازدهمین امام شیعیان و چهاردهمین معصوم(ص) ، رهبر و هدایت کننده ی تمام کسانی است که به راه مهدویّت تمسّک جویند. نام مبارک آقا مهدی(ع) است که حرف یای آخرنام مبارکش مظهر ظهور حقیقت هدایتی است که نور است(جان عدد10)،اما نور بدون ظلمت (ده ِ حرف ی به حروف برابر 9 میشود9=5+4 ) پس همه ی حقایق و همه ی انوار و علوم و همه ی مکنونات زمینها و آسمانها  وجانها به وصایت او که وصی الحسن (ص) است (یهتدی به المهتدون)ظهور و وصول پیدا میکند. عدد ابجد نام مبارکش مهدی(ع)=59  است یعنی نهمین فرزند از پنجمین معصوم(ص). اگر ارقام 59 را با هم جمع کنیم14میشود(14=9+5)و 5=4+1 عالمی که از4 روی 10 ظاهر شداز عالم اسرار تا به ظهور دنیا به دست و وجود مبارک آقا و سرورمان امام زمان (ع) ، 4روی 10 به طور کامل ظاهر میشود و تمام گنجهای نهانی را افشا میکند و بهشت را همانطور که هدف خلقت پروردگار عالم بود و اول بار حضرت آدم (ع) و حوا(س)را در بهشت خلق کرد، در روی زمین برقرار میفرماید.(به امیدآنروز،اللهم الرزقنا) . پس شرط هدایت ، هدایت ِ مهدویت است . در واقع 2 تا 14تا را کاملاٌ درک میکنیم وبه 28 که جایگاه حرف غ است به اشاره غنی در دنیا واصل میشویم.

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی ابائه فی هذه الساعة وفی کل الساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا    وتمتعه فیها طویلا

سرّ عددی تولد حضرت رسول اکرم(ص) و امام صادق (ع)

وجود مقدس رسول اکرم(ص) و امام صادق (ع) در روز 17 ربیع الاول بدنیا آمدند. این دو تولد در واقع جان و حقیقت سرّربیع است. 17 = جایگاه عددی حرف(ف)است یعنی آقا رمزی از عالم فوز است با جلوه ی عدد 17 که برابر تعدادرکعات نماز در شبانه روز و سرّعدد 7روی 10است. ایشان سبع مثانی (7 تا2 تا=14 تا) هستند یک 7 خودش و یک 7 فرزندش امام صادق(ع) که به عدد7 بدنیا آمد(یک خودش+6ذریه دربطنش) پس در واقع 7 باطن رسالت و7 باطن ولایت میشود سبع مثانی. عمر مبارک رسول اکرم(ص)وهمچنین امیرالمؤمنین علی(ع) در دنیا 63سال بود که جایگاه عددی کلمه(اربعین) برابربا 63است و عدد ابجداربعین =333 که جمع ارقام آن 9میشود(9=3+3+3) و جمع ارقام 63هم 9میشود(9=3+6)همان سلطان اعداد. دیگر اینکه 63برابر با جایگاه کلمه(فاروق)است و فاروق اکبر ،آقا امام علی(ع)صاحب ذوالفقار است"لافتی الاعلی لاسیف الاذوالفقار" 

این یکی از اسرار سنّ مبارک آقاست. برای امّت و شیعیان ،همین بس که هرچقدر هم علمی به وجودشان نداشته باشند اما  ببینند که طیّ مسیرعمرمبارک این عزیزان در دنیا برای امّت وشیعیانشان پاک کننده و تطهیر کننده است،ایشان در ربیع بدنیا آمدندودر جایگاه حروفی اربعین در ذیقعد40 و طهارت به شهادت رسیدند.

باری حضرت رسالت پناه(ص)که کلّ نور اند ودر وسط آسمان رسالت با کلّ نور بصورت کل به زمین تابیده و کلّ ظلمات، بوجودش رخت بربسته وایشان آشکار کننده کلّ مظاهرِاسمائی و برکات صفات و توحید ذات اقدس الهی است.ایشان کسی است که در وقت تولدش هیچ سایه ای نماند وعالم را به کلّ نور خود تا قیامت منور کرد که شعاع این نور ،هشتمین معصوم امام صادق(ع) است که کلّ عالم اسلام را به شعاعِ صدق نبوت به گنج ولایت منور فرمود(در علم نجوم آمده که 8دقیقه نوری  طول میکشد تاشعاع نور خورشید دنیا به زمین برسد)پس با وجود امام صادق(ع)که معصوم هشتم هستند، کلّ نورِ پیامبر اکرم(ص) کاملاٌ خود را به ظلمات ارض نشان داد و ایشان رئیس مذهب شیعه نام گرفت.این یکی از اسراری است که روز تولد وجود مقدس امام معصوم(ع)باید با روز میلادجدّبزرگوارش پیامبر(ص) یکی باشد.

نمایش عدد ده در اوّل سال قمری ____ سال قمری با ماه محرم یعنی ماه حرام شروع میشود وبا دهه ی عاشورا آغاز میشود. ماه حرام یعنی حرمت داردودر این ماه جنگ ومقاتله نباید باشد و هیچ کس برای دیگری مزاحمت نداشته باشد،قصاص دیه 2برابر ماههای عادی است،ماه عبادت است ، درواقع سال با یک ماه امن شروع میشود. در احکام ماشیعیان است که هرگاه به جایی مسافرت کنیدهنگامیکه از مقدار ترخص بگذرید  نمازشما شکسته میشودو روزه هم باطل میشودمگراینکه در آن مکان ده روزِکامل نیت کنید که بمانید(قصد 10 روز شود)درواقع بااین نیت ، این مکان وطن قرار میگیرد،حال اگرتا6ماه (سرّعدد6خواهد آمد)آنجا اقامت کند میتواندآنجاراوطن خودقراردهد. پس پایه ی وطن شدن ،قصدِده روزتمام است.

حال اول سال قمری وارد دهه ی عاشورا میشویم و اکثرِشیعیان این ده روز را به خیمه های اباعبدالله الحسین(ع)میروند یا در منزل ِخود ده روز پرچم و پارچه ی سیاه عزای آقا را میزنند. پس سال قمری با عدد 10 که همان گنج عشر است شروع میشود.خلاصه از اول سال در دهه ی وطن بودنِ خیمه ی اباعبداللهی قرار میگیریم که خودِ ایشان 10 است ودر روز دهم محرم عاشورا را بپا میکند .تذکر:درواقع بدون اینکه کسی به این مهم توجه داشته باشد، خداوند متعال یک توفیق عالی به بندگان مؤمن خویش میدهد. دشمنان اباعبدالله (ع)امنیت محرم را شکستند و ملعون شدند اما یاران آقا به امنیت الی یوم القیامت رسیدند،پس رسیدن به وطن و دهه را دریافت کردن به معنی به جایگاهِ امن رسیدن است.

درسی از سیاه پوش کردن در ودیوار وسیاه پوشیدن برای عزای امام حسین(ع)

در عالم دو رنگ است که کامل است و همه ی رنگها را درخود داردیکی رنگ سفید که متعلق به رسول اکرم(ص)است و خصوصیت این رنگ اینست که آنچه در خود دارد عبورمیدهدمثل لباس سفید(درتابستان باعث خنکی میشود و حرارت را از خود دفع میکند. دیگر اینکه رنگ سفید کثیفی را بخوبی نشان میدهد)حقیقت این باطن همان ظرف قابلی است که کلّ قرآن مجید دفعتاٌ در آن نازل شده است و ایشان بتدریج به امر پروردگارعالم این گنج را برای مردم ظاهر کردند.

نکته مهم: صفحه ی لوحی که آینه ی جلوه دهنده ی کلّ مخلوق است یعنی همان 4روی ده در واقع جلوه ی سبوحیّت و قدّوسیت پروردگار عالم است . شاید بتوان گفت سفید محض است که متجلی شده نور میباشد،در واقع حضرت نور مبارکش سفیداست.

اما رنگ دوم سیاه است وسیاه هم حامل کلّ رنگ است با این تفاوت که سیاه جذب کننده ی همه رنگها و حرارت است (از رنگ سفید؛پیامبراکرم(ص)میفرماید:حسین منّی وانا من حسین).

زیبایی قمر یعنی ماه یکی این است که همانطورکه در موقع شب در آسمان نمایان میشود و درظلمات لیل نورش مهتابی است یعنی سفید. ولایت هم در دنیا قمرِروشن کننده آسمان اهل دنیا است و راه راست را به انسانها نشان میدهد(با کهکشان راه شیری خانه خدا را به مسافرانش راهنمایی میکند). دوم اینکه ماه نور خود را از خورشید جذب میکند در واقع خودش بخودی خودنور ندارد. سوم اینکه ظرف قمر قابلیت جذب نور را داردزیرا خودش تاریک وسیاه است. اما به اذن خداوند متعال در طول ماه مقدار جذب نورش ونورافشانی آن اندازه دارد،14روز طول میکشد که ماه بصورت هلال ظاهرمی شودتا بدر کامل شودو 14روز طول میکشد تا ماه بصورت کامل از آسمان محو شود. در حقیقت هر ماه 3دهه میشود که هر کدام جلوه ای از سرّ (4روی 10وسرّ الف به عدد ابجد 111 است). دهه ی وسط در همه ی ماهها دهه ی فجراست. یعنی دهه ی نورانی و در سه شب از شب سیزدهم تا پانزدهم لیلة البیض نامیده میشود.امروز عالم در انتظار لیله البیضِ عالم ؛سرورمان امام زمان(ص)است زیرا ایشان معصوم چهاردهم هستند و سرّالاسرار عدد و علم و حقیقت چهارده هستند. پس ظرف قابل ماه ،تمام انوار مشرق خورشید که نورش زرد است را به کمال جذب میکند و در سیاهی لیل دنیا آنچه را جذب کرده امام راه میشود و به تمام انوار جذب شده هدایت میکند  و راه گم کرده ها را مهتابی با نور سفید میکند تا اصل حقیقت وجودشان را از ظلمت درونشان (یعنی حیوانیت)بیرون آورده وبه آنها قدر یعنی حقیقت انسانی می بخشد.

خداوند متعال در سوره مبارکه فجر قسم یاد میکند ولیالٍ عشر(آیه2)قسم به شبهای دهگانه .سرّ وجود مبارک خانم دو عالم فاطمه زهرا(س)،حقیقت لیل (شب)است و او قائم بر لیل است چنانکه پاهای مبارکش ورم میکردو هرگز شبی را در عمر مبارکش نخوابید.امیرالمؤمنین(ع)وقتی بدن مطهرش را غسل می داد گریه میکرد ومی فرمود:فامالیلی فمسهد یعنی ای کسی که شب لیل رابرپاداشتی و احیاکردی و قائم برلیل بودی هرگز نخوابیدی (چشم برهم نگذاشتی). فقط ایشان در دنیا حامل 10 یعنی عشر عالم است(زمانی که حمل امام حسین(ع)راداشتند) پس خانم جذب کننده تمام انوار سرّالاسرار الهی به عالم سفل دنیاست و اوست که واسطه خلقت ،امّ الائمه(ص)،امّ ابیها(ص)، امّ النبیین(ع)،امّ المؤمنین و در واقع مغرب افول انوار رسالت و ولایت است. خانمها هم حقیقت سکون هستند که درواقع سکون حقیقت بهشت است(یعنی الف وجود)پس هر خانمی به تبع از خانم فاطمه زهرا(س)میتواند برای خود وخانواده اش حقیقت سکون واقعی را در خانواده برقرارکند یعنی جذب کننده انوار هدایتی ولایت ورسالت باشد پس میتواند مربی خوبی برای فرزندان باشد که برقرار کننده ی هم ظاهری وهم باطنی بهشت است. در خانواده بهشت زیر پای مقام مادر جای میگیرد. حضرت رسول اکرم(ص) فرمود:بهشت زیر پای مادران(واقعی)است.

پس حقیقت سال قمری به ثمر رساندن سال شمسی است. امام حسین(ع)با نور مبارکش ظلمات را با لباس سیاه نمایش داد که باید هر آنچه اوامر الهی است (در ابتدای سال قمری در دهه ی اول این ماه)بعنوان وطن شدن_ مُحرم شدن و مَحرم شدن،همه را جذب کنیدوباسوز قلبی و گریه دانه های کاشته شده ی عملتان را آبیاری کنید و با اشک چشمانتان آفات عمل خودرا شستشو دهید. درحقیقت در این دهه به گنج 4روی دهِ تمام سال میرسید.

اگر چهارده رابه حروف بنویسیم عدد ابجدش4215 میشود که در جمع ارقامش12 میشود(12=5+1+2+4) و آقا امام زمان (ص) امام دوازدهم و معصوم چهاردهم هستند. اما جایگاه عددی چهارده 66 میشود که برابر با عدد ابجد نام مبارک الله جل جلاله است ،پس چهارده چقدر زیباست که با قرار گرفتن در جایگاهش به خالق یکتایمان الله جل جلاله میرسیم .انشاالله

در سال شمسی که با سیزدهه شروع شد با شادی و تنوع رنگها و نور خورشید ظهور پیداکرد اما سال قمری در لیل و درحقیقت گریه و سیاه پوشیدن و عزاداری شروع شد ، در واقع دنیای سفل که لیل است تاریک خانه ثبات تصویری است که در حقیقت سال شمسی به عرصه ی ظهور می آید. پس با تابیدنِ نور مهتاب که سفیداست همه ی رنگهای روز را در سیاهی لیل که جذب کننده است منعکس و ثابت میکند و الی یوم القیامت حقایق از این صفحه پاک نمیشود که تصویرش متحرک ودارای صدااست . بنابراین نور مهتاب شفای خیلی از بیماریها مثل زردی و باعث رنگ وطعم ومزه گرفتن همه ی میوه ها و درختان است و در لیل همه ی بزرگواران معصوم (ص) در دنیا متولد شدند ،حضرت موسی(ع)به کوه طور سی شب دعوت شد و بعد پروردگار عالم فرمود ده شب دیگر اضافه کن تاچهل شب تمام شود(آیه 142سوره مبارکه اعراف:"وواعدنا موسی ثلثین لیلة و اتممناها بعشرفتم میقات ربه اربعین لیلة . . ."  ) ، حضرت رسول اکرم (ص) در شب به معراج دعوت شدند(آیه 1 سوره مبارکه اسرا:"سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام . . ."  ) و خلاصه قدر در شب نازل شدیعنی لیله قدر درشب است(سوره مبارکه قدر:"انا انزلناه فی لیلة القدر وما ادراک ما لیلة القدر ..." )

پس لیل به منزله حقیقت سکون است چون ظاهراٌ شب وقت استراحت و آرامش گرفتن است،هر کس در روز هرجاکه باشد میخواهد در شب به منزلش برود ووقت خواب دوست دارد که چراغ را خاموش کند(تاریک باشد) و چراغ بدنش که چشمانش است را میبندد و خلاصه پروردگار عالم سرّسکون را خواب و تاریکی قرارداده که لیل یکی از آیات اوست تا وجود انسان به آرامش کامل برسد تا در روز فعالیت فردا را به خوبی انجام دهد و رزق حیات فردایش رااز رزاق عالم جذب نماید و این خود به نوعی قدر است تا هر کس چه بخواهد و چه نخواهد و ظرف وجودش را گیرنده چه غذایی بنماید که خداوند این نوع قضا را برای که میزند که خیلی معنی دارد.     

پس به حقیقت،ازعدد 10 که کلّ برکات اسرار از عالم اسرار تا عالم سفل است در زمان دهه ی اول محرم به لطف و فضل پروردگار عالم پرده برداری میشودوبه برکت اباعبدالله الحسین(ع)به انسانها عنایت میشود. درواقع دراول سال قمری پروردگار عالم  به بندگانش هِبه (بخشش) میدهد که تا آخر سال ،خود را به ذیقعد  انسانیش برساند (شاید هم تاآخر عمروالی یوم القیامت). در حالیکه سال قمری است اما همانطور که ذکر شد امام حسین(ع)هم محورِسال قمری و هم محور سالِ شمسی است.

گنج عشر در شب یلدا

همانطور که میدانید این آداب و رسوم که ظاهرا ایرانیان از آن پیروی میکنند در واقع گرفته شده از کتاب آسمانی اوستاست که پیامبر بزرگوار حضرت زرتشت آورنده این کتاب آسمانی است .

بنابراین تمام نامگذاریها وآداب و رسوم صحیح دلیل بر اینست که ما ازظاهرامورات دنیوی به بواطن وزیباییهای آخرتمان برسیم و ریسمان بندگی خودمان را برای پروردگار کریم که محکمترین ریسمان (حبل الله ) است ببندیم وفقط بنده او باشیم . بنابراین مبحث زیبای این درس به حروف و اعداد رموز زیبای معارف را برای ما میگشاید . عدد ابجد کلمه یلدا 45 میشود که برابر با اسم مبارک آدم علیه السلام است (9=5+4) امیدوارم خوب فکر کنید تمام دنیا که مقامش نسبت به تمام عوالم ، اسفل السافلین است و لیل خوانده شده که تا حدودی در این درسها توضیح داده شده است .

در واقع تمام عمر دنیا یک شب است که طولانیست که اگر به قدر آن برسیم ، میوه اش آدم شدن میباشد چون در جان وجودش خداوند کریم آدم را به انسانها عنایت فرمود پس ما باید به آدمیت خودمان برسیم . خیلی درس است که آدم (ع) ، انسانیست که اول بدنیا آمده(به درس کلمه اول رجوع شود)پس منظور اینکه باید به آدمیت خودمان یعنی به اول شدن و مراتب آن که تمام حقوق انسانیمان است برسیم تادر دنیا برنده و شاگرد اول از طرف خداوند باشیم ، شاید او مارا قبول کند .

جایگاه عددی کلمه یلدا در حروف الفبا 27 (9=7+2) میشود که 27 جایگاه کلمه سجده است که انسان فقط در مرتبه اطاعت محض یعنی سجده واقعی به امر خدا ، آدم میشود .

اما چرا دنیا شب (لیل) معنی شد ؟ خداوند کریم میخواهد که انسان تعالی پیدا کند و به کمال وحدت در توحید ناب به قرب ذات اقدسش برسد .پس باید خودش لباس ظلمات را به عمل خالصانه از بدن انسانی بیرون کرده و به لباس نور که همان اسم مبارک مومن است مزین شود .

یکی از اسراری که حضرت آدم (ع) و حوا (س) در وقت آمدن به زمین لباس بهشتی از بدن مطهرشان بیرون آمد این بود ؛ حالا که در دنیای ظلمانی قرار میگیرند باید لباس نور را با عمل دوباره برای خود تهیه کنند . تمام هدف آمدن انسان در دنیا برای رسیدن به معرفت الهی بوده است و آنهم میسر نمیشود مگر به شناخت خودش که پیامبر بزرگوار حضرت محمد (ص) میفرماید : "من عرف نفسه فقد عرف ربّه" . پس به تحقیق برای شناخت ربّت باید اول خودت را بشناسی . اگر بخواهیم خودمان را بشناسیم پس باید ظلمات حیوانی را شناخته و آنها را کنار بزنیم تا به نور برسیم . خداوند کریم که خود خالق بندگانش است ، رسول و نبی و اوصیاءآن بزرگواران را فرستاد و کتب آسمانی به برخی از ایشان عنایت فرمود تا مردم تحت ربوبیتشان بتوانند خود را شناخته و به وظایفشان آشنا گردند و بنده خالص خداوند شوند .

خداوند کریم اگر یکباره میخواست حجابها را کنار زده و خودرا معرفی کند ، هیچکس طاقت نداشت و همه در انوار معارف او میسوختند و ذوب میشدند و هیچگاه خالص از ناخالص جدا نمیشد .

 پس به حکمت آن کریم در لیل دنیا اینطور راه را برایمان گشود که در پوشش حجاب (به وسع ضعیفمان ) از نور ولایت و رسالت و کتاب آسمانیمان بتدریج استفاده کنیم تا اگر او به ما توفیق دهد بتوانیم رشد کرده واز ظواهر به باطن حقیقت وجودمان پی ببریم .

همانطور که یک دانه وقتی میخواهد سبز شود ، باغبان آنرا به وسعش که دانه چه مقدار باید زیر حجاب خاک قرار بگیرد ، تغذیه اش میکند ودر معرض نور و آب باندازه کافی میگذارد و زمینه رشدش را فراهم میکند تا دانه کم کم خود را بیابد و بخواهد که از زیر ظلمات خاک بیرون آمده وبه تعالی و کمال خویش برسد وسبز وبارور شود . حال خوب فکر کنید این دانه اول نیاز دارد که ریشه داشته باشد تا ساقه دار شود ، ریشه یعنی احتیاج به فهم و درک موقعیت و نیازهای خودش تا بشناسد که چه میخواهد و آنگاه دست نیاز یعنی ساقه اش را از درون خاک به طرف باریتعالی بلند کند و از خداوند بخواهد که اورا از ظلمات به نور برساند .

حال ببینید یک دانه مثل گوجه فرنگی ، باغبان 2 سانتیمتر خاک روی آن میریزد زیرا گیاهی است که تا شش ماه سال به باروری و میوه و حتی رب شدن میرسد ، اما یک گیاه مثل گردو ، باغبان باید 20 سانتیمتر خاک رویش بریزد ، زیراآن میخواهد درخت شود وبعد از هفت سال بارور گردد ، تازه چوب آن مورد مصرف انسانها بعنوان بهترین چوب در وسایل خانگی میباشد و میوه اش خشکبار است که تداوم عمرش زیاد و مغذی وروغندار است که از بحث ما دور است.منظورم اینست که این گیاه باید زحمت بیشتری را متحمل شود تا ظلمات را بشکافد و به باروری برسد .

انسان که اشرف مخلوقات است و اشرف همه ی مقامات و منزلتها برای اوست و خداوند تاج کرّمنا به وی عطا فرموده و اورا مخصوص خود دانسته و ابدی و ازلی و جاودانه کرده و در پیشگاه خود اورا به مقام قرب میبرد، پس باید خیلی زحمت بکشد تا در این عمر کوتاه دنیا ، حجابها را کنار زده تا سبز شود و به باروری دانه انسانی خود در مقام و منزلت وشانی که خداوند کریم به او داده برسد .

عدد ابجد حجاب برابر 14 است و در قرآن کریم آیات حجاب در 14 آیه مبارکه نازل شده است . با همین عدد کسانی که درس را خوانده اند ، متوجه میشوند که هدف خالق یکتا پشت این عدد پنهان است ، 14 همان گنج 4 روی 10 و حقیقت رسیدن به دهه ی طهر است ( همان گنج وجود) خوب دقت کنید آیا غیر ازاین است که در لیل دنیا آمدیم باید این حجاب بندگی را به جان قبول کنیم زیرا این حجاب نور است تا بتوانیم ظلمات را بشکافیم . این حجاب گنج بندگی است و خداوند کریم در سوره مبارکه نور (سوره 24 – جزء 18) که یکی از اسامی قرآن هم نور است ، اولین آیات حجاب را به پیامبر بزرگوار میفرماید ، آیه 30 :" قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون" .

بگو به مردان مومن چشمان خودرا از آنچه حرام ( زنان نامحرم ، پول ، مقام ، شهرت ، و ...) است بپوشانید و فروج ( نفس حیوانی از هر لحاظ ) خودرا از گناه حفظ کنید این برای آنان پاکیزه تر است ، قطعا خداوند به آنچه که صنعت خودش است آگاهتر است .وهمینطورآیه 31 خطاب به زنان میفرماید.

ترتیب نزول این سوره مبارکه 102 است . عدد 102 برابر با اسم مبارک (اعلا ) خداوند کریم است و جالب است که جایگاه عددی آن برابر 30 میباشد . این سوره مبارکه در عدد 18 که تمام منازل دنیاست و جمع ارقامش (9=8+1) بلوغ اعمال است که باید به نور برسد و از حقیقت 9 جاری میشود . دیگر اینکه عدد ترتیب نوشتاری آن 24 است که تمام یک شبانه روز 24 ساعت ، که تمام عمر دنیا و آخرت شد یک لیل دنیا و یوم آخرت و در دو حقیقت 12و12 است . سوم اینکه آیه مبارکه حجاب 30 است که عدد 30 در جایگاه تعالی پیدا کردن از ظلمات به عالم نور و از عالم سفل به عالع اعلا و از کثرت به وحدت رسیدن است زیرا عدد ابجد کلمه یک میشود 30 (30=20+10) . عدد ابجد کلمه نور 256 است که جمع ارقامش 13 میشود (13=6+5+2) و 13 جایگاه حرف م است که عدد ابجد حرف م برابر 40 است . پس هرکس به نور رسید یعنی به طهارت رسیده وهدف خلقت خودش را دریافت میکند درحالیکه در همین سوره مبارکه نور خداوند کریم در آیه 35  (معروف به آیه نور ) میفرماید :

 الله نور السماوات والارض مثل نوره کمشکوة فیها مصباح المصباح فی زجاجه الزجاجة کانها کوکب دری یوقد من شجرة مبارکة زیتونة لا شرقیة و لا غربیة یکاد زیتها یضیء ولو لم تمسسه نار نور علی نور یهدی الله لنوره من یشاء و یضرب الله الامثال للناس والله بکل شیء علیم .

پس خداوند در آیه حجاب فرمود تو صنعت من هستی و من میدانم چگونه به رشد وتعالی میرسی تا مرا بشناسی که من نور آسمانها و زمین هستم نه اینکه ظاهر نور را ببینی چون هرچه نور در دنیاست با ظلمت است و رنگ آن جسم نور است اما حقیقت نور خداست که در وجود ائمه (ص) که خلیفه های خداوند روی زمین هستند و قرآن که نور است و آیات نورانیش انسان را به حقیقت که اوست هدایت میکند و این حقیقت نور است که بدون ظلمت و هرگز خاموش نمیشود و انسان باید به این نور برسد ، جالب است جایگاه عددی نور میشود 40 ، یعنی به طهارت و اربعین رسیدن ، یعنی سبز شدن ، بهاری شدن ، بارور شدن و به تمام حقایق و نتایج خلقت وجودی یعنی به اناالحق شدن و رشد کمال انسان شدن رسیدن است . اللهم الرزقنی

اینجا شیعه میشویم و انشاالله به رضای قلب مولایمان و زیارت حقیقی او واصل میشویم .

حال ببینید خداوند ، عزیزخودرا که دردانه و یگانه است ، فاطمه زهرا(س) سیدة النساء العالمین را نام زهرا داد یعنی درخشنده و نورانی ، واورا به سن هجده سال عطا فرمود و در بلوغ نه عالم اورا برای گرفتن حجاب انتخاب نمود ، چادر او نور شد و طهارتش حجت . صدق او کبری و عصمتش هم کبری است که او بتول عالم است و امّ ابیها ،امّ صدیقین و نجبا وامّ الائمه وامّ الانبیا . در قسمت اسم مبارکش در عدد نه توضیحات کامل است مرور کنید .

پس خانمها بدانند که عدد 14 حجاب مقامی است که در قیامت همه به آن غبطه میخورند که حقیقت بهشت آنروز از پس آن نمایان میشود ، پیامبر اکرم (ص) فرمودند : بهشت زیر پای مادران ( مؤمن ) است . عدد 14 جایگاه حرف (ن) است و حرف (ن) پشت همه حروف کار میکند و به آنها معنی و ظهور میدهد .بیاییم بنده خوب خدا شویم . انشا الله

 شب یلدا یعنی ماه نهم که ماه آذر است در بلوغ خودش میوه ی ده را به همه ی ما میدهد و باروری سال آینده در حمل زمستان به عدد چهارمین فصل سال،  ذخیره بنده میشود.پس به عدد نه در باطن ده ، حلول تولدی در ظهوراست که آن شب را چله میگویند. یعنی درواقع گنج حمل،همان 4روی 10 است که به عددابجد کلمه(دی) که عدد ابجدش 14 میشود(14=10+4) در دنیا خداوند کریم در شب یلدا به همه مخلوقاتش هدیه میدهد تا همه مخصوصا انسان شب یلدا را بفهمد؛ کمال به انسانیت رسیدن و آدم شدن را به عدد ابجد کلمه یلدا که 45میشود وآنهم برابر عدد ابجد کلمه آدم است را به او میدهد. در واقع ماه نهم (آذر) بار خود را بسلامت ماه ده ، فارغ میشود.و گنج 4روی 10دی را به همه ی انسانها هدیه میدهد. این شب را میفرمایندکه خداوندمهررابه انسانها،کامل عنایت میکندچراکه اول پاییزماه مهربود(وشب یلدا پایان پاییز است).

حال خوب دقت کنید ، همانطور که میدانید انسان در بلوغ هفت به مدرسه میرود و توفیق یادگیری و زیر دست استاد نشستن و تربیت شدن را میگیرد. چنانچه ماه مهر هفتمین ماه سال است وبا خودش مهر واقعی را می آورد، در حالیکه بچه ها از دامن مهر ظاهری مادرشان جدا میشوند وپدر ومادر با محبت واقعی پول خرج میکنند و زحمت میکشند وبا اینکه برایشان سخت است فرزند را از خود جدا میکنندتا او به باطن محبت آنها یعنی تعالی پیداکردن و یافتن خودش ،راهش وآینده اش برسد.

و خداوند کریم در شب یلدا بهترین محبت خودش را برای بنده اش در بلوغ نه وارد ده یعنی 19 از گنج 14را به چله ی اول به انسانهاهدیه میدهد تا از خواب زمستانی دنیا بیدار شوند، برخلاف تمام مخلوقات ،چه نباتی وچه حیوانی که به خواب زمستانی میروند او در شب یلدای دنیا بر عکس نفس حیوانی ورشد گیاهی خود ، زنده وبیدار شود.ازحضرت مریم(س)پس از وفاتشان پرسیدندکه باز هم دوست دارید به دنیا برگردید؟ خانم(س)فرمودند:آری،دوست دارم شبهای بلند زمستان را شب زنده داری کنم و روزهای بلند تابستان را روزه بگیرم .

سه تا چله در زمستان قراردارد. یکی را خداوند به انسانها هدیه داد(شب اول ماه دی؛شب چله ) و دو چله دیگر یکی کوچک و یکی بزرگ ؛ اول دی تا ده بهمن ( چهله کوچک) وتا بیست اسفند (چهله بزرگ ) قرار داد. اما از 20 اسفند تا فروردین یک 10 است که اتممناها بعشر تمام سال ، از حالی به حالی شدن ، از مرده شدن به زنده شدن و از خشکی به تری رسیدن و از زمستان به بهار همان گنج 4روی 10 و دهه ی طهر تحویل سال میکند و اربعین را برای همه جاری میسازد.

هر سال 4 فصل دارد اما فصل بهارکه ربیع است کلّ عدد 4روی ده بارورمیشود. بقیه فصلها بستگی به بهار دارد(سالی که نکوست از بهارش پیداست). عددابجد کلمه ربیع =282 است وجمع ارقامش 12میشود(12=2+8+2) که هر سال 12 ماه داردوجمع ارقام 12برابر3 میشود که هر فصل 3 ماه دارد . سال شمسی 365 روز است که14=5+6+3 .سال شمسی با سیزدهه شروع میشود.درواقع حقیقت عدد13 است که همان 4=3+1 است و جایگاه عددی حرف(م) که عدد ابجدحرف(م)=40 است.

پس نتیجه میگیریم سالی که اول آن با بهار شروع میشودوبا عدد سیزده یعنی حقیقت ربیع ظاهر شده و رحمت الهی از جان ملکوت خلقت در سرّطهارت40 ظاهر میشود،تا آخر سال درحقیقت ربیع است. هر چه بهار سال پرباران تر باشد بقیه سال بارورتر میشود!

نکته مهم،توجه توجه!بندگان خدا! در زیر بارش رحمت طهارت الهی 4روی 10 سال شمسی کفران نعمت نکنید و عید واقعی را برای خود بپا کنید . بقول امیرالمؤمنین علی(ع) که میفرمایند:"روزی که گناه نکنید آن روز عید است".

شروع سال شمسی از نظر گنج ده

سال شمسی با سیزدهه آغاز میشود و 365روز دارد وشامل 4 فصل است که هر فصل 3 ماه دارد.اگر ارقام 365 را باهم جمع کنیم 14 میشود( 14=5+6+3)در واقع گنج 14 است از ظهور 4فصل ، که اگر یک تا 4 را با هم جمع کنیم همان باطن 4روی 10 یعنی 14 و حقیقت عشر(10 =4+3+2+1)بدست می آیدکه کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا میشود.

شروع عدد 13 از همان گنج احدیت پروردگار عالم همه ی زیباییها را به عدد سال به بندگانش میدهد.عدد ابجد کلمه سال برابر 91 (91=7×13) است که جمع ارقامش 10 میشود(10=1+9)اما 91 برابر عدد ابجد کلمه کامل و عدد ابجد کلام هم است ولی در جایگاه عددی باهم تفاوت دارند ، چنانچه کلمه سال در جایگاه عددی میشود 28 و عدد 28 برابر تمام حروف کلام خداوند در قرآن کریم (28 حرف الفبای عرب)است.اگر ارقام 28 را با هم جمع کنیم 10 میشود( 10=8+2)و جمع ارقام 10 برابر یک میشود (1=0+1) و اینجا تمام کثرات به وحدتِ وجودِ ذات اقدس احدیّت برمیگردد و در ضمن عدد ابجد یک (30=20+10) 30 را به ما میدهد ، که هر ماه 30 روز و هر فصل به 3ماه که پایه ی عدد 30 است، ظهورپیدا میکند. وحدوداًهر فصل 90 روز میشود که عدد ابجد حرف (ص) برابر 90 است و همچنین (میم) که هر فصل به انتقال فصل دیگر قلب به میم میشود(90=40+10+40).

عدد هرماه سال که 30 روز است برابر حرف (ل)؛ مجرای توحید و ملکیت باریتعالی و حقیقت سرّ لا اله الا الله است.جایگاه عددی حرف (ل) برابر 12 است که سال 12ماه دارد،چه سال شمسی وچه سال قمری که رویهم 12و12 برابر 24 میشود که یک شبانه روز 24 ساعت است( 2تا 12تا) در حقیقت ما دائماً در مجرای توحید و حمد پروردگار عالم و در وحدانیت یک ،غرق هستیم .

پس سال شمسی با شروعش به عدد 13 جایگاه حرف (م) که عدد ابجدش برابر40 است با طهارت و تسبیح و تقدیس پروردگار عالم و عبادت تمام مخلوقات،احیاء عالم را ظهور می دهد، چنانچه آسمان نزولات خود را بصورت باران بهاری که یک قول بمعنی نیسان است یعنی از نیستی به هستی آورنده وبیدار کننده ی خوابها و بیاد آورنده ی فراموشیهاست وبا خود عید را می آوردو در حقیقت نو،زده میشود و نوروز از راه میرسد واز جان نوزده حرف  بسم الله الرحمن الرحیم میگذرد وبا خود حیات طیب همه ی موجودات را می آورد؛ همه ی درختان سبز میشوند و گل میدهند و میوه های خود را به شاخه ها ظهور میدهند و حیوانات از خواب زمستانی بیدار می شوند و آسمان با غرش ورعد وبرق جانها را احیا میکند. در واقع حقیقت نوزده به عدد اسم مبارک واحدیت ، از جان مخزن مکنون ومخزون نام مقدس احد به عدد ابجد13 تمام زیباییهای عالم را در آفرینش خالق هستی نمایان میکند وباب معرفت وشناخت آ ن خالق بی همتا ست وبرای چشمهای بینا و گوش های شنوا ، قیامت را تداعی می کند ویاد معاد را که تمام برگشت های مرگ به حیات است زنده میفرماید .(باطن عید)

در 19 فروردین روز شرف شمس که متعلق به آقا امام رضا (ع) است ،تشرف حقیقت نور شمس الشموس را درعدد 19 به جان رضای خدا نوید میدهد.

سال شمسی با رنگ سفید شروع می شود که همه ی رنگها را داردو چه خوب وبه وفور به تمام مخلوق زینت می دهد. .اما سال قمری با ماه محرم ودهه ی عاشورا ولباس سیاه و اشک به امامت و ولایت آقا امام حسین (ع) شروع میشود وماه حرام است.

سال قمری 354روزدارد ویازده روز از سال شمسی کمتر است ،در واقع همانطور که ماه از نور خورشید جذب نور می کند وگرد خورشید می چرخد، این 11 روز، سال قمری را در سال شمسی می چرخاند وحکمتش این است که از تمام انوار سال شمسی و در تمام فصول نور می گیرد و خود را ظاهر می کند.در واقع سال شمسی، یوم وسال قمری ، لیل است و چون سال قمری لیل است آسمان دنیا با نور قمر که از صبح تا شب از ضیاء شمس جذب نور کرده است در سیاهی شب با نور سفید نورافشانی می کند و تمام ارض زمین را برکات هدایت ظاهری وباطنی می دهد.

سال قمری چنانچه مقداری در درسهای پیش بیان شد،همه ی قلوب را بواسطه  امام حسین (ع) احیا می کند. چون لیل است ظلمات ، یکی از زیباییهایش این است که رنگ سیاه را به خود می گیرد و خداوند کره ی زمین را تاریک قرار داد که جاذبه داشته باشد تا تمام انوار اسرار در آن جذب شود. وسال قمری با رنگ سیاه و گریه وعزاداری شروع میشود ، درحالیکه سال شمسی با رنگهای سفید وروشن وشادمانی خنده ظاهر میشود حال آنکه باطن شمس قمر است.

در واقع باعث خنده ی قیامت که روز عود است وهمان رسیدن به حقیقت گریه ها و امتحان در عاشورا ی عمل سال قمری است. که اگر خداوند این نور ولایت را برای ما روشن نمی کرد ما هرگز در قیامت لب خندان نداشتیم.آنجا لباس نور ولباس آبروست ، آنجا خانه تکانی واقعی را میبینیم، آنجا جای ظهور باطن 13 در بهشت است ؛ روز ملاقات بهترین انسانهای عالم یعنی 14 معصوم (ص) است.

بین دو سال شمسی وقمری 11 روز فاصله بود(حال بماند که چقدر عدد11زیباست!)اما 11برابر عدد ابجد کلمه هووحج میباشد و دائماً درعالم، قمردر طواف شمس است و همه ی اسرار شمس ، رضای خداوندست. این عدد 11 شامل دو رقمی است که هرگز با هم جمع نمیشوندزیرا تمام عالم بین دو تا یک قرار داردو همه در طواف یک توحید هستند (انا لله  و انا الیه راجعون ، از یک خدا آمده ایم و به یک او برمیگردیم ). پس اینجا برای اینکه ما هم از نور شمس عالم امام زمان چهاردهمین نور مقدس ولایت ورسالت عجل الله تعالی فرجه الشریف  برخوردار شویم باید دائماً به گرد رضای قلبش طواف کنیم تا از رضای قلبمان به رضای قلب ایشان واصل شویم و وجود ظلمانی ما به نورمنورش روشن شود. واین حقیقت گنج عشر وجود در سال قمری و شمسی است. در سال قمری نهمین ماه، ماه رمضان است که سید همه ی ماههای سال قمری است و تنها ماهیست که در قرآن نام مبارکش آمده است.(نکته: در قرآن کریم 365بار نام یوم یعنی روز و 12بار نام شهر یعنی ماه آمده است. خود قرآن که 30 جزء دارد و30 برابرعدد ابجد یک است(30=10+20) و این کتاب نورانی همه را به اعمال توحیدی و به قرب خدای مهربان می رساند و صراط مستقیم است.) در این یک ماه که بلوغ تمام حقیقت سال قمری است ، قرآن نازل میشود  .سوره بقره آیه 185:شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس وبینات من الهدی والفرقان... . وشب قدر در این ماه است ؛ سوره ی قدر : انا انزلناه فی لیلة القدر... .

مردم در این ماه احیا می گیرند تا قدر عمر خود را دریافت کنند. در این ماه همه به مهمانی خداوند میروند و در مهمان سرای خالق یکتا ، سر سفره ی قرآن از نور وحی تغذیه میشوند و جانها از حیوانیت ازاله شده و به فطرت انسانی میرسد. (انشاالله درباره ی ماه رمضان مفصل مینویسم).حال ببینید در واقع بلوغ یک مومن در سال قمری به روزه ی واقعی ظهور داده میشود.یعنی از وقتی می فهمیم و بلوغ تکلیف شرعی پیدا می کنیم باید تا لحظه ی مرگ از گناه، روزه بمانیم .این سرّ تولد حقیقی انسانیت انسان است در جان ماه شوال که اولین روز آن عید فطر است ودر آنروز روزه حرام است.

شوال از شال می آید وبه معنی شال یعنی خلعت قبولی از جانب ذات اقدس الهی به بندگانی که به حقیقت روزه رسیده اند است. وتولد واقعی در ماه 10 سال قمری اتفاق می افتدکه روزه در آن حرام است.این واقعیت رزق حسن است که نصیب قبول شدگان میشود. امام حسین (ع) امام روزه داران ، از اول سال بندگان خدا را هدایت می کند تا از ساقی کوثر آب حیات را بگیرند وبنوشند و به حیات ابدی و طیب برسند وآن شهادت فی سبیل الله  و زیارت لقاء الله باروسفیدی است.اللهم الرزقنی 

گنج عشر در هفته

همانطور که نوشته شد در عالم دنیا از خودشناسی انشاالله به خداشناسی میرسیم واز بررسی آنچه در اطراف واکناف احوالات که از زمان ومکان وسایرچیزهای دیگر میتوانیم به حقیقت نظم آفرینش و معرفت به آن یکتای بی همتا پی ببریم   که همه ی آنچه خلق فرموده روی الفبای هستی همه متوازن و همه با نظم و ترتیب خاص است.پس همانطور که سال قمری وشمسی را در حقیقت دهه ی عشر خواندید، هفته هم جان این حقیقت را ظهور می دهد.

 عدد ظاهری هفته 7 روز است اما اگر در زیارت ایام هفته بخوانیم هر روز متعلق به یک یا چند نور مقدس 14 معصوم (ص ) است ، یعنی کلاً به 14 نور مقدس متعلق است پس درواقع سبع مثانی است.

در عالم سرّ خلقت که گنج عشر ظاهر شد، عدد 14 باطن آن بود یعنی 7تا 2تا. عدد 7 آیات مبارک سوره ی حمد است که تمام گنج قرآن در بطن آن ظهور دارد و خداوند در قرآن کریم آیه ی 87 سوره ی حجر میفرماید:و لقد اتیناک سبعاً من المثانی و القرآن العظیم ،حمد سبع مثانی است یعنی 7تا 2تاست (در درسهای قبل بیان شده است )پس ما دائماً در باطن 7تا 2تا هستیم که همان حمد الهی است. همانطور درهفت روز هفته ،هر سال 52 هفته دارد در واقع عدد ابجد کلمه ی حمد برابر 52 است پس هر هفته ی ما در هفت روز از 52 عدد حمد غرق است یعنی 7تا 2تا . اما جالب است عدد در روزهای هفته از یکشنبه شروع میشود تا پنجشنبه.روز شنبه در واقع مثل صفر قبل از یک است و روز جمعه هم جمع کل روزهای هفته است ، پس در واقع 5تا2تاست که می شود 10 که همان عدد عشر است پس در واقع 4روی 10 برابر 14،  باطن هفته است که هفته و سبع مثانی میخوانیم (خوب دقت کنید!آیا غیر از اینست که سبع مثانی یعنی 14 تا، 14 همان گنج عشر است؟! )

وقتی اسم شنبه را می خوانید نون ساکن پشت ب کلمه ی شنبه ، قلب به میم می شود وشمبه خوانده می شود.در اصل عدد 52 برابر است با نون ساکن و حرف ب {ن=50 و ب=2 (52=50+2)}.پس هنگامیکه در حقیقت حمد، می خواهیم شاکر نعمتهای خدا باشیم باید نون ساکن وجودمان پشت (ب) بسم الله قرآن قلب به میم شود. تا بتوانیم ورود در قرآن و معنی آن داشته باشیم یعنی حرف ن کاملاً صورت اصلی خود را از دست داده و به حرف م که عددابجدش 40 است تبدیل می شود.در اینجا لباس حیوانی را درآورده و مزین به صورت انسانی می شود. پس یکی از اسرار عدد حمد ست که ما در آن غرق هستیم ونادر کسی قدر شناس نعمتهای خداوند کریم میباشد. این است که در حالیکه در هفته و در 52 (حمد) هستیم به عمل هم ،حامل حمد شویم یعنی شیعه ی واقعی چهارده معصوم (ص) و راضی به رضای خداوند کریم شویم.

پس در هفته دائماً وهر روز این حقیقت را ظاهر می کند که ما می خوانیم شمبه ، یکشمبه... ، اگر ارقام 52 را باهم جمع کنیم باز 7 می شود(7=2+5). پس در حقیقت با 5روز عددی هفته ما به باطن عشر و گنج 4روی 10 یعنی 14با روز جمعه دست پیدا می کنیم ، در حالیکه جمع ارقام 14 برابر5 می شودو حلقه بندگی به آن بسته می شود. پس قدر ایام را بدانیم که همه شاهد و ناظر اعمال ما هستند و خیلی زود از ما می گذرند ما هستیم که این گنج ها را از دست می دهیم، سعی کنیم از آنها بهترین بهره برداری را کنیم. انشاالله

روز جمعه متعلق به آقا حجه ابن الحسن مهدی صاحب عصر والزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد و یکی از نامهای زیبای ایشان جمعه است که ایشان چهاردهمین معصوم هستند و گنج 14 بوجودش در ظهر جمعه انشاالله بر تمام جهانیان افشا ووجود نورانیش هر چه زودتر ظهور میکند.

در ضمن وقتی عدد 52 =2+50(حمد) را خوب متوجه شوید میبینید در حالت قلب به میم نون ساکن پشت حرف ب ، حرف نون کاملا ٌ اصل ِ خود را از دست میدهد و میشود( م )، عدد ابجدحرف ( ن ) برابر50 وعددابجد حرف ( م ) برابر 40 (40=10-50) است . اینجا 10تا که عشردنیاست از آن کم میشود{ن+ب=52 وم+ب=42، (42=10-52) } و درواقع انسان پاک و مقبول رضای خدا میشود،42(م+ب) یعنی باعدد 40 طهارت وارد (ب)بسم الله سوره ی مبارکه حمد میشودکه این صورت وسیرت انسانی است واین حقیقت تمام زحمتهای انبیا واولیاء(ع) است . پس بدانیم چرا هر روز متعلق به معصومین (ص ) است!

معنی حرف (یا) در کلمه (دریا)  

در ادبیات فارسی حرفِ یا حرف انتخاب است.در ضمن اینکه عدد ابجد(ی)برابر10 است ودر کلمه ی دنیاظاهر شده که همه  انسانها در تمام ساعات عمر خود بین دوراهی قرار دارند و هر لحظه باید راه صحیح را برای خود انتخاب کنند.هرکاریاعقیده ی انتخاب شده،به یک نحو مسیرزندگی وسیرت وصورت و جهتِ تمام امور مارا در رهن خود قرار داده و انسان ساکن در انتخاب خود میشود. همانطورکه پروردگار عالم در سوره ی مبارکه مدثرآیه38میفرماید:"کل نفس بما کسبت رهینة"هرکس مرهون انتخاب خود است و باید پای انتخاب خویش پایداری کرده و به اتمام رساند.امتدادِ این انتخاب تا قیامت کشیده میشودومسیر صراط آخرتی ما را معین کرده و حتی جایگاه ما را که در کدام قسمت و در چه درجه ای از بهشت یا جهنم هستیم ، مشخص میکند و تمامِ زحمات دنیای ما در آنجا به جایگاهِ ذیقعد خود میرسد و آنجا به هیچکس ذره ای ظلم نمیشودوهر نفسی بردارنده ی بارِخود است ؛طبق آیه 164سوره مبارکه انعام و 15سوره مبارکه اسرا"ولاتزرُ وازرة وزرَ ا ُخری ".

 پس انسان در دنیا دائماٌ در(یا)ی انتخاب خود غوطه ور است تا جائیکه در هجوم در(یا)ی انتخاب خود بصورت امواج بالا و پایین میرود و دائماٌدر حرکت  است پس ثبات انسان غیرممکن است و نمیتواندصاحب جایگاه شود و در ساحل خشکی قدم بگذارد. پروردگار عالم در قرآن کریم آیات زیادی درباره ی دریا بصورت های مختلف بیان فرموده است.که برای مثال چند نمونه ذکر میشود:

حضرت موسی(ع)وگنجینه عشر____ از جمله برای حضرت موسی(ع)سوره مبارکه طه ،زمانی که حضرت میخواست  متولد شود، فرعون دستور داده بود هرپسری که متولد شود را بکشند،حتی شکمهای بعضی از مادران باردار را قبل از وضع حملش باز میکردند و جنین پسر را میکشتند زیرا در خواب دیده بود که مرد بزرگوار و قدرتمندی می آید و تاج وتخت او را سرنگون میکند پس او میخواست مانع تولد آقا شود(شباهتهای زیادی به تولد حضرت مهدی(ص) دارد).بنابراین مادرحضرت موسی(ع)صورتِ حمل در بدن نداشت.خداوند کریم به ایشان عنایت فرمود که جعبه ی چوبی از بهشت برایش آورده شد(که آنراتابوتِ عهد می نامند) و فرمود که فرزند خود را در این جعبه بگذار و به دریا بیانداز "پس ما فرزند را به تو برمی گردانیم".  ایشان هم اطاعت فرمود و حضرت را در جعبه نهاد وبه دریا انداخت تا به دستِ خانم آسیه(س)رسید.

نامِ مبارک موسی یعنی از آب گرفته شده ، اینجا پروردگار عالم جانِ دریایِ دنیا را جلوه داد و صاحب انتخاب آسیه(س) شد که گیرنده ی این انتخاب صحیح شد و به باطن ِنیّت پاک خود رسید وبندگی خالصانه پروردگارعالم را قبول کرد.زیرا او در حالیکه ملکه ی روی زمین بودو تمام نعمتهای دنیا از جمله طلا وجواهرات ووسایل عیش ونوش و... برایش فراهم بود اما بندگی خداوندِیکتا را انتخاب کرددرحالیکه در بدترین مکان ، جایی که فرمانروایش انا الله میگفت(یعنی من خدا هستم) ساکن بود.پروردگار عالم نیز عبادت وبندگی او را به بهترین وجه قبول فرمود. پس حال خوب فکرکنید که انسان چگونه به یقین میرسد.آن جعبه که حامل حضرت موسی(ع)بود تابوت عهد نام گرفت وسالها تا زندگی مبارک حضرت داوود(ع)بود،بعد از ناشکری وگناهان بندگان به امر پروردگار به عالم غیب برده شد.

حضرت موسی(ع) درزندگی مبارکش به سرزمین کربلا رسید آنجا به یک نحو بند کفشش زیرپایش رفت ومحکم به زمین افتاد.آنگاه سر بلند کرد وگفت:پروردگارا چه خطایی کرده ام؟استغفار.نداآمد یا موسی اینجا سرزمین کربلاست وباطن برایش آشکار شد.حضرت بسیار گریست ، سلام برآقا اباعبدالله الحسین (ع)ویاران وخانواده ی محترمش داد و برقاتلین وظالمین آن امام(ع)، لعن کرد و به سلامت از امتحان عشر خود بیرون آمد و شاید اتممناها بعشر راتمام کرد.درحالیکه او یک بار در وعده گاه الهی یکبار اربعین لیله واتممناهابعشر را گرفته بود.

یک نکته مهم این است که حضرت موسی(ع)با جایگاه خشکی یقین یعنی تابوت عهد در دریا رهاشد و ایشان پیامبر اولوالعزم و صاحب کتابِ تورات است،کامل و بی نقص خلق شده و به امر خالق یکتا نزول اجلال وجود مقدسش در دامن پاک یکی از بهترین زنان زمان خود بوده که او هم به ذیقعد یعنی جایگاه یقین رسیده بود.پس جعبه یا تابوت ،محلّ خشکی یقین است. در دنیا پروردگار عالم کشتی را برای انسانها قرار داد تا بتوانند در خشکیِ کشتی ، به تمام امورِ دنیایی خود برسند و درضمن از خطرات احتمالی در(یا)ی انتخاب خود،درامان بمانند.کشتی از جنس چوب است و چوب همیشه روی آب می ماند.جالب توجه اینکه کلمه ی عرش یعنی  سقف چوبی،آن(عرش) هم روی آب است. کرسی هم از جنس چوب است. گنبد حرم مبارک حضرت رسول اکرم(ص) سبز است و جلوه ی گنبد خضرایی عرش است که حضرت(ص)،صاحب عرش وصاحب کشتی نجات همه ی بندگان خداست (البته پیامبر(ص)وائمه(ع) همگی سفینه نجات هستند)

در صلوات هر روز ماه شعبان امام زین العابدین میفرماید:همه معصومین(ص)همیشه در حال یقین هستند و هرگز بی راهه نمیروندپس همیشه درخشکی ذیقعد ساکن هستند و هرگز تنزلِ انتخاب ندارندزیرا وجود مقدس معصومین(ص)خود حقّ الیقین هستند یعنی علم الیقین و عین الیقین در مرحله ی تنزل این عزیزان است و ایشان انسانهای متقی را به انتخابِ صحیح راهنمایی می فرمایند و بندگان خدا را به ورود در کشتی نجات دعوت میکنند . در این دعا میفرماید " الفلک الجاریة فی اللّجج الغامرة یامن من رکبها و یغرق من ترکهاالمتقدم لهم المارق والمتاخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق" یعنی کشتی در دریای معرفت جاری و روان است و در اعماق دریا، هر کس بخواهد سوار میشود و هرکس سوار شد امنیت پیدا میکند و هرکس از آن جدا شود غرق میشود و هر کس از آن جلو بیفتد از دین خارج شده و هر کس عقب بیفتد نابود میشود.

حضرت نوح(ع) و گنجینه عشر _____ حضرت نوح(ع)در حالیکه عمر طولانی داشتند اما مردم هدایت شده در زمان ایشان کم بودند و ایشان برای هدایت آنها زحمات زیادی کشیدند. گاه مردم این عزیز خدا را آنقدر مجروح و مصدوم میکردندکه منجر به بیهوش شدن ایشان میشد وگاهی این بیهوشی روزهاطول میکشید،اما وقتی بهوش می آمدند دوباره شروع به دعوت مردم وانجام رسالت خویش میکردند.

پروردگار عالم 950سال عمر به ایشان داد و در آخر امر فرمود که کشتی بسازد تا امت خویش را نجات دهد. خداوند دانه ها را از بهشت به حضرت عنایت فرمود و ایشان 7 تا 7سال دانه ها را کاشت و درخت شد وچوبها را برید و جمع آوری کرد. حضرت نوح(ع)ساخت کشتی را بعد از جمع آوری چوب درختان شروع کرد، درحالیکه در روی زمین خشک و دور از آب بود. مردم گنهکار ایشان را مسخره میکردند واذیت و آزار زیاد تا جاییکه یکی از پسرانش مخالف ایشان شد.در حالیکه حضرت نوح(ع) جانِ کشتی را در(یا) میدید ولی مردم دیدِاو را نداشتند. اما او که یقین داشت که کشتی حق الیقین است و محل رضای خدا و سفینه ی نجات است، هرگز در عقیده- اش تزلزل نمی آمد چرا که او پیامبر خداست ؛پیامبر اولوالعزم وسلام خدا براوست.

پس حضرت نوح(ع)کشتی را به امر پروردگارش ساخت و در زمان معین هنگامیکه خداوند علیم نشانه ای برای او قرار داد که از تنور منزلش بجای آتش آب فواره میزند"وفار التنور"  زمان نجات خود ،خانواده ویارانش و عذاب دشمنان دین است و به ایشان فرمود از هر حیوانی زوج- زوج جمع آوری کند ودر کشتی قرار دهد و یاران باوفایش را نیز سوار کشتی کند.

به امر پروردگار عالم آسمان شروع به باریدن کرد و از زمین هم آب فوران میکرد تا اینکه آب همه جا را فرا گرفت و دشمنان یک یک غرق میشدند. حضرت همه ی خانواده اش را در کشتی سوار کرده بود بجز یک پسرش بنام کنعان که هرچه حضرت خطر عذاب را به او فرمود اما او توجهی نکرد وروی کوه بلند رفت و به پدر بزرگوارش گفت که من تکیه برکوه میکنم (قدرت کوه را از پروردگارش بیشتر میدانست!) خلاصه قدرت خدا را فراموش کرد و غرق شد. حضرت نوح(ع)فرمود پروردگارا فرموده بودی اهل مرا نجات میدهی او هم فرزند من بود،ندا آمد"لیس من اهلک"او از اهل تو نیست. ایشان در احوالات خطرناک امواج دریا به خدای مهربان توکل کرد تا جاییکه به سرزمینی رسید که کشتی به تزلزل افتاد و به شدت بدور خود می چرخید . حضرت احساس خطر کرد و توسل کرد.ندا آمد اینجا سرزمین کربلاست واحوالات عاشورا برای او نمایان شد . ایشان و اهل کشتی به اباعبدالله الحسین(ع)سلام دادندوبه دشمنان حضرت لعن دادند(یک قول صد سلام وصد لعن دادند ) آنگاه کشتی آرام گرفت و کم کم به سرزمین نجف رفت وبه امر خداوند متعال به آسمان و زمین امرشد که آبها را درخود ببلعید"یا ارض ابلعی"  آبها فروکش کردند وکشتی روی کوه جودی (که قبرمبارک امام علی(ع)است)بسلامت فرو نشست، آنجا شد دارالسلام.اینجا ساحل نجات تمام بندگان مؤمن خدا قرارگرفت و اکنون وادی السلام نام دارد.

حضرت نوح(ع)قسمتی از چوب کشتی را بنا به تشکراز امیرالمؤمنین علی(ع)بصورت لوحی نوشت و به نشانه ی نجات اهل کشتی در همان قسمت زیر کشتی که بصورتِ قبر کنده ی آماده ای بود قرار دادتا زمانی که امام علی(ع)به شهادت رسید،امام حسن(ع) وقتی بدن پدر بزرگوارش را در قبر نهاد ،لوح را دید وآنرا برای لحد آقا قرارداد(کتاب منتهی الآمال).

نکته _ معنی لحد: ( ل) یعنی برای و (حد) یعنی اندازه باطنی هر کس، که بدنیا می آید تا از دنیا برود چگونه و چقدر میزان جایگاهش را دریافت کند. در اصل همانطور که همه از کنز وگنج الهی ظهور وبروز داشتند و جانِ کنز همان نام مبارک احدیت، خالق یکتا بود پس هر کس حدی را از جان گنج الهی با خود دارد. حال چگونه و چطور استفاده کرده در قبر به او به نام لحد داده میشود و در واقع آسمان زندگیش بالای سرش پیدا میشود.

 اما امیرالمؤمنین علی(ع) که از نور وجودش کرسیه السموات والارض خلق شده است و کرسی زیر عرش الهی است در قبر هم همانطور که گفته شد عرش یعنی سقف چوبی،همان حد عرشی بالای سر مبارکش قرار میگیرد. یعنی ای شیعه!بدان که هرگز امام علی(ع)از مقام خود تنزل ندارد وتجافی نکرده است و او صاحب کرسیه السموات والارض برای همیشه الی یوم القیامت خواهد بود. دراصل  اینجا ساحل نجات و مقام حق الیقین مؤمنین است. اینجا خشکی یقین است .هر کس به اینجا برسد دیگر هرگز دچار تزلزل نمیشود.اینجا باب الجنّة است . پیامبراکرم(ص) فرمود:"انا مدینة الجنة وعلی بابها" .اینجا جلوه ای از عدد صد وده نام مبارکش است او نگهدارنده ی حقیقت گنج چهار روی ده است و جان عشر عالم است.

در باطن حقیقت ، پروردگار عالم از نور مطهر حضرت علی(ع)کرسی و ملکوت هفت طبقه زمین و هفت طبقه آسمان و انچه بین آنهاست را خلق کرد. همانطور که نوشته شد عرش روی کرسی است و عرش یعنی سقف چوبی ،در واقع حضرت در حالیکه خود ابوتراب است و ظاهراً در خاک قرارگرفت اما در زیر عرش است که همان سقف چوبی بودو هرگز تنزل مقام نداردالی یوم القیامت.لحد یعنی حد و اندازه برای توست. درواقع لِاَحد است (گنج برای تو)  یعنی حقیقت 13 و جایگاه رسیدن به میم وجود است و درجان 13 همان عدد (4=3+1)و تمام درس عشر و در حقیقت امتحان عاشورای عمل و نتیجه (یا)ی انتخاب در دنیا است و اینجاست که پرده برداری میشود و انسان در حقیقت عمر خود قرار میگیرد.

منبع: سایت لب الالباب(عذرا شفایی)

خواندن 1671 دفعه

نظر دادن

تماس با ما

اصفهان، شهرک امیریه، خیابان هفتم، فرعی سوم، پلاک 7

03137800803 - 09131649893 - 09131036850

03137800803

 

 آپاراتسروشتلگرامinsta1

logo-samandehi