ورود

عضویت




Search - K2 Improved Search Plugin by Offlajn
جستجو -مجموعه ها
جستجو - تماس ها
جستجو - محتوا
جستجو - خبرخوان ها
جستجو - وب لینک ها
مکان شما:صفحه اصلی»نماز»مطالب خواندنی»عدد ده (قسمت سوم)

عدد ده (قسمت سوم)

این مورد را ارزیابی کنید
(3 رای‌ها)

عدد عشر در عمر دنیایی

 خیلی جالب است که عدد ابجد کلمه عمر310 میشود، 300برابرعددابجدحرف(ش) است و صفت شین تفشی یعنی افشاشدن وافشاکردن است که افشای عدد10یعنی همه ی اسرار عقیده ای و ریشه ی درخت عمل در تمام عمر انسان افشا  میشود.  در حقیقت هرکس درقبردر رهن عدد10 یعنی

(یا)ی انتخاب خود قرار میگیرد،این انتخاب همان 4روی 10 است یعنی در احاطه ی ولایت چهارده معصوم(ص) است زیرا در قبر چه بخواهی و چه نخواهی خود را در ولایت 14 میبینی،انسان چه کافر باشد و چه مسلمان و یا به هر دینی باشد باید جوابگوی نعمت چهارده معصوم(ص)در عمر خود یعنی همان امتحان ده یعنی عشرباشد . بهشت وجهنم را خود انتخاب میکند و در واقع ذیقعد انتخاب خود را در آنجا میبیند.

اینجا همان مقامیست که در عددابجد اسم مبارک امام علی(ع) که 110 است (در اول درس گفته شد)می بینید یعنی نگهدارنده عشرعالم(عددده)که امام علی(ع) قسیم النار و الجنّه می باشد. خیلی مراقب باشید زیرا ایشان مولی الموحدین و مولای متقیان است.شیعه شدن به ایشان وفرزندانشان سخت،اما نجات دنیا وآخرت است. امیدوارم خداوند متعال آن و لحظه ای ما را به خودمان وانگذارد.

عدد ده در شکم مادر(دوران جنینی)

هنگامیکه انسان درشکم مادر به 4ماه و 10روز می رسد پروردگار عالم میفرماید"انی نفخت فیه من روحی" اینست و جز این نیست که از روح خود در او دمیده ام. 4ماه میشود120روز(120=30×4) و 10روز باید اضافه کرد که میشود 130 روز و130 برابر عدد ابجد کلمه ی سلم است پس انسان در شکم مادر به سلم میرسد تا به اسلام وصل شود و خاضع گردد تا تسلیم امر او شود. عدد 130 برابر عدد ابجد کلمه عین است {عین در قرآن 70بار و به 70معنا ظاهر شده است(عدد ابجد حرف ع=70 است)} .

جایگاه عددی هردوکلمه ی سلم وعین برابر40 میشود. چند درس میگیریم که 4ماه یعنی به عدد 4 ،کلّ ملکوت و عنایت مقام روح خدایی به واسطه ی  عدد ده به جنین میرسد.درواقع در چهارچوب ولایت 14 یعنی 4روی10 قرار میگیردوظهور انسانی را حامل میشود و در این عالم رحمی باب تطهیر برایش گشوده میشود و این بلوغ به کمال رسیدن است.

عده ی خانمها بعد از طلاق سه ماه و ده روز است یعنی100 روز(100=10+(30×3)) آنگاه اگر آشتی نکردند پرونده از ملکوت عقدشان را باطل میکند در واقع سه ماه ، روی عدد ده کامل میشود،حقیقت ده روز(طُهر)راکامل میکند و بین دو زندگی عدد صد(100) بسته میشود.

در عده خانمهایی که همسرشان فوت میکند چهار ماه و ده روز عده میگذارند.یعنی 4 روی 10 وحقیقت چهارچوب زندگیِ خانم از او جدامیشود. درمجموع چهار ماه و ده روز، 130 روز میشود(130=10+(30×4))درواقع ملکوت دائمی است ولی جدایی ظاهری است واین عده پیوند را تا قیامت نگه می دارد. هرکدام این ایام سرّی از اسرار ملکوت اعداد مخصوصا عدد ده است و هر عدد ده یعنی 4روی ده و یعنی همان سرّسیزده(احد=13)درواقع سرّ خلقت ،گنج احدیت ذات اقدس الهی و سیزدهی که جایگاه عددی حرف (م) است و عدد ابجد حرف(م)=40 است.

پس در حقیقت ، ده عددِطُهراست و این دهه در تمام رگ وریشه ی ملکوت عالم از عالم اسرار تا الی یوم القیامت جاری و ساری است و پروردگاری که تمام اسمائش در مجرای سبّوح وقدّوس است خلقتی جز تنزیه و تسبیح و طهارت و تطهیر ندارد.

خواننده ی عزیز! قصد من از نوشتن این کتاب عرفان بیشتر شناخت مولایمان پروردگار عالم است و اینکه هدف خلقتش از موجودی به نام انسان چیست که میفرماید اورا آینه ی صفات و اسماء خود قراردادم.با این توصیفی که گفته شد آیا ذره ای از عالم هستی را بیرون از طهارت می بینید؟ انسان که در شکم مادر خلق میشود بصورت نطفه است 40 روز میگذردعلقه میشود ،بعد از40 روزمضغه میشود،بعداز 40روزعظام یعنی استخوان میگیردوبعد از آن گوشت وپوست روی استخوان قرار میگیرد(آیه 14 سوره مبارکه مؤمنون).

پروردگار عالم اولین سوره ای از قرآن که در روز مبعث به پیامبراکرم(ص)فرمود بخوان،سوره مبارکه علق بود .این سوره مبارکه جزء چهارسوره ای است که سجده ی واجب دارد(چهارمین سوره است) . عدد ابجد کلمه علق =200 و جایگاه عددیش برابر47 می باشدکه جمع ارقام 47 برابر11است(11=7+4)و11 = عدد ابجد کلمه هو. خیلی درس میگیریم .

کلمه علق برابرکلمه عقل است،درحقیقت پایه و بنیادظاهری و باطنی وجود انسان ملکوتی و جسمی ،همه وصل به اوست. از او آمده ایم و بسوی او باز میگردیم"انا لله وانا الیه راجعون" پس تمام معنا یعنی همان 4روی ده و جان ولایت و حقیقت ده یعنی عشر. وجودی که در این دنیا مورد امتحان قرار میگیرد،عقل است. عدد چهل در عربی اربعین خوانده میشود وریشه ی اربعین،  ربیع یعنی بهار است.پس بهار واقعی یعنی پاکی و طهارت ، در این زمینه حقیقت جانها سبز میشود و جایگاه طهارت یعنی ذیقعد آن جنات تجری من تحت الانهار الی یوم القیامت است.

درس ذی القعد جایگاه خشکی

عدد ابجد کلمه خشکی 930 میشود که بلوغ کامل عدد 30 که جایگاه عددی الف و عدد ابجد حرف( ل) مجرای توحید و سکوی به تعالی رسیدن به عالم اعلا علّیین است. جمع ارقام 930 برابربا12است(12=0+3+9)که 3=2+1 است. جایگاه عددی کلمه خشکی =66که برابرعددابجد نام مبارک الله جل جلاله است .جمع ارقام 66هم برابر با12است(12=6+6)که 3=2+1 است. عدد ابجدکلمه تراب (یکی از نامهای خشکی و درواقع جان خشکی است)603 میشود(9=3+0+6) که جایگاه عددیش 45 برابر با عدد ابجد کلمه آدم (ع) است(9=5+4). خشکی در واقع جایگاه خلقت انسان در ارض دنیاست که اولین نقطه خشکی در 25 ذیقعد در زیر خانه خدا خلق شد و از آنجا بر تمام دنیا دحوگردید(کشیده شد)و آنروز را دحو الارض نامیده اند.

حروف کلمه ارض برابر حروف کلمه رضا است و عدد ابجدش=1001میباشدو جایگاه عددیش =47 است (که 11=7+4 و11=عدد ابجد حج=عددابجد هو) و47 برابر با جایگاه عددی نام مبارک امام حسین (ع) و جایگاه عددی نام مبارک امام رضا(ع)است. در حقیقت ذیقعد واقعی عمل خالصانه و صعود به عالم قرب الی الله ،خشکی کربلای امام حسین(ع)است محل امتحان و ابتلا و به بالاترین درجه ی کمال انسانی رسیدن است یعنی به زندگی واقعی و زنده بودن دائمی رسیدن و در یک جمله شهادت فی سبیل الله است.

در اصل همانطور که ماهی تازمانیکه در آب است خبر از زندگی خشکی ندارداما همینکه میخواهد به اعلای مقام خود برسد یعنی غذای انسان مؤمن شود واز رتبه ی حیوانی به انسانی برسد،باید به خشکی بیایدو جان دهدتا به زندگی حقیقی انسانی برسدمخصوصا که غذای انسان مؤمن و شیعه ی چهارده معصوم(ص)ومسلمان واقعی شود.

پس این حیوان با جان دادن در خشکی ترک زندگی ظاهر خود راکرده تا به باطن کمال خود برسد انسان هم که اشرف مخلوقات است در خلقت خود در شکم مادر روی آب خلق میشود و اولین قسمت خشکی بدن او خانه قلب اوست که ظاهر میشود آنجا خانه خدا میشود و از آنجا بقیه خشکی بدنش دحو(کشیده)میشودتابصورت نوزاد انسانی کامل بدنیا بیاید سپس در دنیا بعد از دوران بلوغ یعنی وقتی به بلوغ شرعی میرسد باید به خشکی عمل وارد شود و سجاده ی بندگی پهن کند که تمام زندگی او روی سجاده یعنی محراب به معنای محل حرب، جنگیدن با نفس حیوانی است اگر بفهمد!چون دائماٌباید مخالف هوای نفس خود زندگی کند و به یک نحو با آن بجنگدوحیوانیت خود را مرکب انسانیت خویش نماید تا اینکه در این دنیا بتوانددر(یا)ی انتخاب خود در عشر زندگی دنیائیش بندگی مولای خود راانجام دهدوبه اعلاو کمال انسانی برسد.

پس همانطور که در حرف (ی)گفته شد که عشر عمل است وخواه ناخواه وطن ماست پس در این عشر امتحان باید عاشورایی شویم و در واقع اینجا قلب عمل است که باید به خشکی بیفتدتابا میوه ی صبر از کودکی نفس به بلوغ و کمال آن برسیم،از ظلمت متولد در نور شویم تا به جایگاه ذیقعد خود برسیم؛شهادت فی سبیل الله.

در عاشورا و کربلای حسینی زمین کربلا بین دو نهر آب است  اما کربلا خشک و سوزان است چنانکه آنرا تفتان میخوانند.هرچیزی را که میخواهند سرخ کنند، تفت میدهند تابه روغن بیفتد و سرخ شود. پروردگارعالم می خواست بندگانش را بدنبال امام زمانشان به حقیقت بندگی و کمال مقامات انسانی برساندوآن میسر نمیشد مگر اینکه به خشکی یقین برسند.

پس در کربلا حرف یاء انتخاب بین دنیا وآخرت تجلی کرد و خداوند متعال صورت قیامت دنیا را در عشر دنیا ظاهر ساخت تا هر کس با اختیارکامل انتخاب کنددر حالیکه کربلا بسیار سوزاننده و طاقت فرسا است خداوند متعال خواست آب دنیا هم براهل بیت امام حسین (ع)و یارانش بسته شود تا در نهایت خشکی را امتحان کنند. امام حسین (ع) با72یار باوفایش در میدان حق علیه باطل، امام شهدا وسیدالشهدا و ثارالله شد. زیرا حضرت نشان دادند که برای اینکه بتوان به خشکی یقین رسید و از زندگی ماهی گونه گذشت باید از دریا بیرون رفت . پس آنجا ساحل یقین و سکوی پرواز به قرب الهی است جایی که مسلخ لباس حیوانی و جان بسمل شدن است. یعنی دل را ذبح کنی و تمام حیات وجودخود را هم که خون بدن است به قربانگاه عشق ببری و هدیه مولای خودکنی تا باآب حیات واقعی سیراب شوی تا در خشکی کامل وجود،که کاملا خالی شده از هر گونه آبی حتی خون بدن که آب سرخ حیات است،وارد حیات جاوید شوی واز جان آب زندگی، کوثر عالم و بدست ساقیش امام علی(ع)سیراب شوی و نزد پروردگار خود به اعلا علیین یعنی عالم قرب روی و نزد او به رزقا حسنا برسی.اللهم الرزقنی

درواقع یاران امام حسین(ع)رسیدند به این یقین که آب دنیا آنها را به زندگی حیوانی باز میگرداند. اما حقیقت آب، خود وجودامام حسین(ع)است زیرااوست که حق الیقین است.عددابجد کلمه آب اگر بصورت بسیط بنویسیم{(الف=111)+(با=3)} 114 میشودیعنی تعداد سوره های کلّ قرآن و در کنارش چهارده معصوم(ص)هستند. این آب است که یک جرعه اش انسان را الی یوم القیامت سیراب میکند. پس یاران باوفای امام حسین(ع)این حقیقت را دریافتندکه راه تعالی همین است و در امتحان به خلوص رسیدند . پس انتخاب صحیح کردندو زندگی پاک حسن و رزق حسن را نزد پروردگارشان گرفتند و در تکامل ابدی غرق شدند. اللهم الرزقنی

همانطور که در جایگاه عددی  خشکی کلمه ارض(=47) به دو جایگاه اشاره شد:یکی جایگاه عددی نام مبارک امام حسین(ع)بود و دیگری جایگاه عددی نام مبارک امام رضا(ع)که حروف رضا همان حروف ارض است وعددابجدش هم1001 میشود.همه ی عالم هستی گرد یک محور در چرخش است که شاخص این محوریت ،خانه خداست که طواف را به ظاهر در اعمال حج به هفت دور میبینیم.

در واقع این گردش و جان حج به گرد رضای خداست و همه ی مخلوقات در آنچه خداوند به اراده و مشیتش بر آنها مقرر فرموده در رضای خدا غرق هستندو بدون کراهت ،دائماٌ قلب خود را منطبق کرده ودر این بلوغ راضی به رضای خدا گرد این محور طواف کند و همانطور که ذکر شد خواسته های هوای نفسش را قربانی امر مولایش کند. آنگاه متوجه میشویم که ما دائماٌ در طواف هستیم.

همانطورکه گردش خون دور قلب اگر لحظه ای متوقف شود،انسان می میرد، انسان مؤمن هم اگر از گرد طواف رضای خدا منقطع شود سقوط در جهنم میکندودچار مرگ قلبی (باطنی)میشود.همانطور که میدانید در آخرین لحظات شهادت آقا اباعبدالله الحسین(ع)راوی میگوید دیدم لبهای مبارک آقا تکان میخورد...متوجه شدم که میفرماید:رضاً بقضائک تسلیماً بأمرک.

خداوند کریم بالاترین درجه را در زمان ترک این دنیا برای عالم باقی رسیدن به درجه ی راضیة ً مرضیة میداند ومیفرماید: "یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربّک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی وادخلی جنّتی" ای کسی که به نفس مطمئنه رسیدی بیا بسوی پروردگارت که تو راضی به امر من بودی و من هم از تو راضی هستم پس داخل شو بین عبادت کننده های من و داخل شو در بهشت من. پس برای تعالی به اعلا رسیدن و عالم قرب باید با دو بال پروازکنیم ؛یک بال امام حسین(ع)ویک بال امام رضا(ع)   

عدد ده درآیات مربوط به حضرت موسی(ع)   

پروردگار عالم نام مبارک موسی(ع) به ایشان تعلق داد زیرا هنگامیکه بدنیا آمد به مادرش فرمود که برای ایشان جعبه ی چوبی از بهشت آورده شد که همان تابوت عهد بود و امرفرمود که موسی(ع)را درآن بگذاردوروی دریا رها کندوفرمود: ماخود نگهدار او هستیم و ایشانرا به شما برمیگردانیم (آیات 38 و 39سوره مبارکه طه) . پس اینگونه آقا از بدو تولد روی دریا قرار گرفت ونام موسی(یعنی از آب گرفته شده ) بر اونهاده شد. خانم آسیه (س) حضرت را از آب گرفت و خداوند مقرر فرمود موسی(ع)درخانه فرعون و در دامن پاک آسیه(س)رشد کند(فرعونی که پسرها را میکشت و نمیخواست موسی بدنیا بیاید) پس خداوند خواست با تولد موسی(ع)،در(یا)را نشان دهد و موسی راناخدا و نجات دهنده غرق شدگان دریا،در(یای)واقعی قرار دهد.

 زیرا همانطور که در کلمه دنیا گفته شد پروردگار عالم تمام گنج عالم بالا را در عدد ده روی حرف (ی) دنیا ظهور داد و دنیا کلمه ی استثنا شد زیرا حرف (ن)ساکن پشت حرف (ی)باید ادغام شود اما اینجا اظهار میشود، حرف (ن)به عدد ابجد 50وجایگاه عددی 14=ولایت چهارده معصوم (ص) در پشت حرف (یا)ی دنیا اظهار شده است زیرا همه ی کسانیکه بدنیا قدم میگذارند و متولد میشوند در (یا)ی دنیا انتخاب میکنند و با انتخاب خود ،جایگاه خویش را در عالم باقی تعیین میکنند ؛بهشت یا جهنم وبا اظهار چهارده نور مقدس(ص)وشیعه و پیرو شدن این عزیزان راه به عالم قرب رابپیمایند.

هنگامیکه پروردگار عالم اراده فرمود که به حضرت موسی(ع)الواح طیبه ی تورات را عنایت کند اورا به وعده گاه کوه طور خواند و به ایشان فرمود :سی شب به عبادت پردازد و بعد از آن ،ده شب دیگر اضافه کند تاچهل شب تمام شود(آیه 142سوره مبارکه اعراف) . خداوند با جداکردن 30و10چه منظوری دارد ؟آیا غیراز این است که بواطن این ایام واعداد،رابطه ای با تجلیگاه های عالم اسرار دارد و شاید ارکانی از رکنهای خلقترابه ظهور می آورد ودر باطن این معانی، معارف حقیقی رسیدن الواح تورات را به حضرت موسی(ع) که کلیم الله است افشا میکند، که اگر درجه میگیرد بواسطه کیست و اگر کلیم شد در واسطه چه کسانی است؟او که پیامبر حقی است با ظهور حقایق ،راه هدایت را برای ورود پیامبر موعود و فرزندان نورانیش (ص)آماده میسازد و اذهان امتها را آماده میکند که او هم واسطه ی خبرهای غیبی است و خداوند متعال با کتاب آسمانی اسماء مقدس معصومین(ص)را افشا میکند.

حقیقت عشر چیست که موسی(ع)باید به انجام وظیفه ی تکلیف خود آگاه شود تا خداوند کریم بایشان درجه ی تمام شدن اربعین لیله را بدهدو چقدر پر معناست که شروع این دعوت از اول ماه ذیقعده است(ذیقعد یعنی صاحب جایگاه)پس خداوند میخواهد موسی(ع)رابه جایگاه حقیقی اش برساند. پس با تمام شدن ماه ذیقعده او سی شب را تمام میکند ، خداوند بایشان میفرماید تاده شب دیگر بماند یعنی از اول ماه ذیحجه تا روزدهم (واتممناهابعشر)تاخداوند به وعده اش که اربعین لیله است،روزدهم ذیحجه با دادن7 لوح مقدس کتاب تورات بایشان درجه دهد. پس حقیقت برای ایشان که انسان برگزیده است درجه و مقام و کتاب آسمانی است، اما قوم او با اینکه حضرت هارون(ع)؛برادر و وصیّ حضرت موسی(ع)درمیان آنها بود، بعد از چهل روز اکثرشان گوساله پرست شدند. داستان سامری آیات 86تا97سوره مبارکه طه.

هنگامیکه حضرت جبرائیل (ع)برای رساندن وحی به حضرت موسی(ع)تشریف فرما شده بود، سامری جای پای این ملک مقرب را برداشت و از قوم خود مقداری طلا گرفت و مشتی از آن خاک متبرّک را درآن ریخت و به شکل گوساله ای درآورد،آنگاه که گوساله را تکان میداد صدایی از ان خارج میشد که با این عمل عده ای از قوم موسی (ع)رافریفت و متاسفانه آنهاخداوندیکتارا که بارها از بلایا نجاتشان داده بود رها کردند و به گوساله ی سامری ایمان آوردند.

پس همه در انتخاب در (یا)ی دنیا آزادند.امثال قوم موسی(ع)دائما دردنیا بصورتهای مختلف تکرار میشود،اما در(ی)ای دریای دنیا دائما سفینه ی نجاتی دارد که ناخدایش مولایمان امام زمان(عجل الله)میباشد و دائما کسانی را که کمک میخواهند را نجات میدهد.یامن من رکبها (هر کس سوارشود امنیت پیدامیکند) و یغرق من ترکها(وهرکس کشتی نجات را ترک کند غرق میشود). امتحان این است که به ساحل نجات و خشکی قدم گذاریم.همانطورکه خداوند کریم در زمان حمله فرعونیان به قوم موسی (ع) وقتی به دریای نیل رسیدند،به موسی(ع) امر فرمود که عصای خود را به آب دریا زده ،دریا دونیمه شد و خشکی ته دریا نمایان شد . موسی(ع)و قومش از روی خشکی کف دریا(حکمت خالق یکتا)گذر کرده وبه ساحل نجات رسیدند، امافرعونیان روی خشکی کف دریا پشت قوم موسی(ع)آمدند ولی وقتی تمام یاران موسی(ع)از دریاگذشتند به امر خالق یکتا آب بهم پیوست و فرعون و فرعونیان را در (یا)ی انتخابشان غرق فرمود. امیدوارم همه در زمره ی نجات یافتگان در کشتی نجات مولایمان باشیم. انشاالله

آیه 90و91 سوره مبارکه یونس:"وجاوزنا ببنی اسرائیل البحر فاتبعهم فرعون وجنوده بغیا وعدوا حتی اذا ادرکه الغرق قال ءامنت انه لا اله الا الذی ءامنت به بنو اسرائیل و انا من المسلمین-الان وقد عصیت قبل و کنت من المفسدین.

وما بنی اسرائیل را ازدریا گذراندیم پس آنگاه فرعون وسپاهش به ظلم وتعدی از آنها تعقیب کردند تا چون هنگام غرق او فرارسید گفت اینک من ایمان آوردم و شهادت میدهم جز آن الهی که بنی اسرائیل به او ایمان دارند خدایی نیست و من هم تسلیم فرمان او هستم.به او خطاب شد:الان میخواهی ایمان بیاوری درصورتیکه از این پیش عمری به کفر ونافرمانی زیستی و از بدکاران بودی؟    

عرفان حج به عدد 10روز اول ماه ذیحجه

چنانچه تا این قسمت عرفان عالم اسرار را به جان حقایق عددی خواندیم و پروردگار عالم خواست که شناخته شود(انّی کنت کنز مخفیا و احببت و ان اعرف).

تمام نقطه شناسایی در حقیقت سرّالاسرارظهورات و عالم مکنونات برمیگردد به نقطه ی خلقت خشکی و ارض که آنجا خانه خداست. تمام انوار و احوالات ظهوری و تمام گنجینه و خزانه اسرارو معارف در این نقطه ی ذیقعد، در 25ماه ذیقعده ماه یازدهم سال قمری اتفاق می افتد که خلقت خشکی روی آب است،مثل این است که آب آیینه ی تمام نمای خزانه ی آسمانی ومحل ّحیات جاویدان همه ی ظهورات به باطن خویش و اصل استعداد ارض، ثمر و میوه میدهد. عدد 25 برابراست باجایگاه عددی کلمه حمد و حمد کلّ هستی است. امیدوارم کتابها از عرفان آب و گنج  الف وسرّ حقیقت عدد13 و گنج عشر را مطالعه کرده باشید.

خداوند متعال نام مبارک خود را،به کلمه احد به عدد 13در حقیقت اسمائی و نوری به کلمه واحد به عدد 19ظهور فرمود. 13که جایگاه عددی حرف(م) است با عدد ابجد 40 وحقیقت اربعین وباب طهارت ودرنهایت قداست وتنزیه به همه ی ظهورات کشیده شده و عالم جز به سبوحیت خداوند سبحان ظهور پیدا نکرد و انسان کامل ،اشرف،اتمّ،اکرم واکمل مخلوقاتش را در نهایت طهارت خلق فرمود،بقول شاعر : 

         زاحمد تا احد یک میم فرق است    جهانی اندر این یک میم غرق است

که ظرف گیرنده ی تمام حمد و وحی نورالهی ، ظرف پاک و مقدس نورواحدچهارده معصوم(ص)یعنی حقیقت سرّمحمدی(ص)شد. بنابراین در دنیا خداوند کریم انسانها را در طی تکالیف  مکلف به آمدن حج فرمود و در این وادی در ایام حج ،13عمل را به حاجی واجب فرمود.

در روز نهم (عدد بلوغ نه در جایگاه 19 و حقیقت سرّکلمه ی مبارک واحد)روزی که حاجی باید به تعالی طواف و عرفان عرفات در روز عرفه واقف به معرفت کامل مولای خود باریتعالی ربّ العالمین شود و با شناخت کامل شیطان را رجم کند و ظلمات وجود خودرا کاملا بشناسد و در این وادی به حقیقت اتممناها بعشر روز عیدقربان برسد،بنابراین 12عمل تا ظهر روز عرفه تمام میشود.از ظهر روز عرفه عمل 13 که عرفان رسیدن به حقیقت عرفه است شروع میشود. اگر کسی همه ی اعمالش تا اینجا کاملا درست باشد ولی عمل 13 را نداشته باشد حجّش قبول نمیشود.

خواننده محترم!امروز با این درس شاید برای اولین بار این معارف را شنیده باشید،اما اگرخوب دقت کنید که عدد 13 ،رسیدن با شناخت به قول خالق مهربان است که فرمود:"لم یلد ولم یولد ولم یکن له کفوا احد" و اینجا یگانگی او با صدق عمل (به مجرای توحید)میرسیم یعنی به 13که جایگاه حرف (م)است و به بیان دیگر به 40 (عددابجدم=40) که اربعین و تطهیر باطنی و زیارت نور مبارک چهاردهمین معصوم(ص)اوکه صاحب و حامل تمام گنجینه و خزانه ی توحید است میرسیم.

پس محل قبولی گرفتن از باطن عدد ده ،رسیدن به بلوغ 9 است. مثل جنینی که تا 9 ماهش تمام نشود وارد عالم تولد(ده) نمیشود. عید قربان یعنی رسیدن به جان احیا شدن و تولد واقعی انسانیت.اینجا محل تعالی از عالم ظلمات به نور است،ظاهرا حاجی احرام سفید را درمی آوردو واقعیت لباس سیاه حیوانیت را از درون خود بیرون می آورد و این سفیدی لباس احرام را از ظاهر به باطن همیشه به تن میکند وحریم دار کعبه ی دل میشودکه هرگز ظلمات در آن نفوذ نکند،یعنی به عدد40 خالص میشود.کیمیاگر عالم صاحب الزمان(ص)،مس وجود حاجی را طلا میکند(عددابجدطلا=40)و او را به رنگ ظاهرا زرد،منور به نور هدایت می فرماید و او را به عالم باطن متولد می نماید،به او دید بصیرت ،گوش شنوایی حق و قلب دائما زنده عنایت میکند.اللهم الرزقنا

پس عرفه خیلی مهم است، جالب است بدانید عدد ابجد کلمه عرفه355میشود که جمع ارقامش13میشود(13=جایگاه عددی م وعدد ابجد م =40) و عدد 300 افشاکننده ی عدد 55 است(عددابجد نه=55).پس عرفه حقیقت درس نه را به بلوغ حروفی و روزِ نهم به عدد 9 و جان واقعیتها ، رسیدن به وحدانیت گنج احدیت را میرساند،به شرط اینکه با بلوغ ایمان 9 ،به شیعه شدن امام دوازدهم ؛معصوم چهاردهم و نهمین فرزند صاحبِ 9 (امام حسین(ع)) برساند. اوست که وقتی بدنیا آمد حامل نه ذریه در بطنش بود وخود با عدد 10 بدنیا آمد(یعنی دهه طُهر)و درواقع حقیقت گنج 9دربطن ده را به حقیقت سرّ و گنج 19=9+10 در دنیا ظهورداد.

شایددلیل اسرار عرفه و حقیقت عاشورا ،این است که هرکس میخواهد به این حقایق برسد باید رهرو امام عاشوراییان شود و ایشان دلیل و برهان حقایق است که بخوبی در درسهای گذشته توضیح داده شد.

اما کلمه قربانی که روز دهم ذیحجه ،همه ی حاجیان باید به قربانگاه بروند وذبح گوسفند داشته باشند. امام حسین(ع)که خودش حقیقت ده است از مکه به کربلا میرود و بعد از گذراندن 10 روز عاشورا (همان سرّحقیقت  10×10=100=عدد ابجد حرف(ق)با جایگاه عددی 19)خود حضرت وحیات طیب و صعود کامل از حیوانیت به انسانیت و قلب به میم شدن را به تمام انسانها عنایت میفرماید. عدد ابجد قربانی 363 است که جمع ارقامش 12 میشود و 12برابر با جایگاه عددی حرف(ل)است که عدد ابجد(ل)=30 میباشد و30 برابرباعددابجد یک است پس درواقع قربانی ،راه رسیدن به حقیقت توحید است. در این قربانی سه معنا نهفته است:

1_همانطور که قبلاهم ذکر شد خداوند کریم میفرماید:"ولاتحسبنّ الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاءعند ربهم یرزقون"  حساب نکنید کسانیکه در راه خدا کشته میشوند مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی میخورند.   

2- جمع ارقام 12 برابر با3 میشود و عدد 3 پایه همه ی اعداد وعدد ابجد آب است، شهید فی سبیل الله مخصوصا آقا اباعبدالله الحسین(ع)و یارانش که 3روز ظاهرا آبرا بررویشان بستند، خود به حقیقت و جان آب رسیده بودند و امام حسین(ع)؛امام سوم،خودش حقیقت آب و سرچشمه آب یعنی عین الحیات بود وهست.پس هرکس که در آن وادی به قربانگاه رفت،در حقیقت تشنه ی حقیقت آب بود،برای همین تشنگی ظاهر آب ،اورا از پا در نیاورد و اورا به سیراب شدن حقیقت آب زندگانی رسانید.اللهم الرزقنا

3- عدد 63برابربا طول عمر مبارک حضرت محمد(ص) و حضرت علی (ع) و جایگاه عددی کلمه اربعین (به حقیقتهایی که قبلاگفته شد)است و خداوند کریم تمام زیباییهای ظاهری و باطنی را به این عزیزان بطور کامل عنایت فرموده است. عدد300 افشاکننده ی رسیدن به جایگاه عددی طهارت اربعینی است و امام حسین(ع)کسی که وجودش محک اتممناها بعشر همه انسانهاست، عدد اربعین برایش بعداز عاشورا نگهداری میشود و اوست که عرفان تمام حقایق را از عالم ظلمات به بلوغ عالم نور پرده برداری فرمود .

اتممناها بعشر برای وجودمقدس پیامبراکرم(ص)

وجود مقدس پیامبر گرامی(ص)در سال عام الفیل ؛پیروزی باطنی و ظاهری مکه در نابودی اَبرهه و لشکریانش (سوره مبارکه فیل) بدنیا آمد و قدوم مبارکش عالم ظلمانی دنیا راغرق نور فرمود. 30 سال بعد از تولد وجود مقدسش ،امیر المؤمنان علی (ع) در13رجب از خانه خدا متولد شد که ایشان را مولود کعبه می خوانند و سه روز با مادرگرامیش ؛فاطمه بنت اسد در مهمانسرای پروردگار عالم در پاکترین و مقدس ترین نقطه ی دنیا پذیرایی شدند. در 15 رجب دیواری که سه روز پیش برای ورود مادرش شکافته شده بود،دوباره گشوده شد و مادر و نور دیده اش قدوم مبارکشان را دردنیای ظاهر گذاشتندو مردم (آنزمان)این دو عزیز رادیدند.

10 سال که از عمر مبارک حضرت علی (ع)گذشت،پیامبراکرم(ص)40 ساله شدند و به امر پروردگار عالم در غار حرا به پیامبری مبعوث گردیدند و کل قرآن کریم دفعتاً به قلب مبارکش نازل گردید. اینجا حضرت قبل از بعثتشان یک 30 سال و اتممناها بعشر یعنی 10 سال را تمام فرمود تا خداوند کریم در اربعین سنه ،تمام نور منور قرآن را به ایشان عطافرمود زیرا از نظر مقام هیچ پیامبری به مقامش نمیرسد که همه در40 روز یا 40 شب اربعین را به عنایت گنج رسالت از خداوند کریم دریافت میکردند مثل حضرت موسی(ع) که در درسهای قبل گفته شد تاالواح مبارک تورات را گرفت. اما پیامبراکرم(ص) که سید المرسلین است به اربعین سنه (40 سال ) کتاب الله قرآن که کلام الله است را بنام بالاترین معجزه در بین همه پیامبران و اوصیاء دریافت کردند.

ایشان 23 سال بتدریج به امر خالق یکتا آیات مبارک قرآن را برای مردم خواندند وآنها را هدایت فرمودند. 13 سال از این مدت را در مکه و 10 سال را در مدینه تبلیغ رسالت کردند که همانطور که قبلا ذکرشد در عالم سرّ و درظهور اسماء مبارک خالق یکتا اسم مبارک احد جل جلاله به عددابجد13 کنز الله بود ونام مبارک مکنون ومخزون الهی می باشد.

و همچنین بنابر قرار گرفتن باطن 13 که در عدد خلقت زمین ها وآسمانها در 6 روز (آیه 4سوره مبارکه حدید) و همچنین طبق آیه انا لله و انا الیه راجعون نقطه خشکی درحرف(و) که عدد ابجدآن 6 میباشد در زیر خانه خداظاهر گردید و از آنجا دحو الارض شد در حقیقت حرف (و)شد، (واو) و عدد ابجد (واو)=13 است که 13=جایگاه عددی حرف(م) که عدد ابجد (م)=40 است  و این نشانه ای از آیات الهی است و سرّ طهارت و گنج وجود چهارده معصوم(ص).پس تبلیغ رسالت حضرت (ص) در 13سال، باطن طهارت و گنج رسالت در عدد 14 معصوم(ص) و ثبوت طهارت در مکه اظهار شد .

اما باطن 13 همان 4 است(جمع ارقامش 4میشود4=3+1) و جمع یک تا 4 میشود 10(10=4+3+2+1) سرّ دهه ی طُهر به هجرت پیامبرگرامی (ص) به مدینه است،باجان برکف گذاشتن امام علی(ع)(که درشب هجرت دربستر پیامبر(ص)خوابیدند)که فقط این وزنه ی سنگین و گرانبها بود که برابرِ جان رسالت و جانِ قرآن عزیز میتوانست در گرو بماندکه مدینه ، مدینه شود(شهر تمدن وشهرالنبی(ص) ) .

پیامبراکرم(ص) 10 سال در مدینه تبلیغ فرمودند و 23 سال راتمام کردند . اینجا درآخر سال دهم در مدینه به امر خداوند کریم مأمور به معرفی وصی خودشدندزمانیکه به آخرین سفرحج خود تشریف فرما شدند یعنی حجه الوداع، بعداز بجاآوردن اعمال حج در مسیربازگشت درمحلی بنام غدیرخم ،تمام وکمال اتممناهابعشر زحمات ورسالت خود را با انتخاب وصی محترم ونورانی خود یعنی امیرالمؤمنین علی(ع) کامل فرمود. چنانچه خداوند درسوره مبارکه مائده آیه67میفرماید:"یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته . . ." .  

پس حضرت درسن 63 سالگی (که یکی از اعداد پر معناست )اربعین سنه ی عمر خودرا به بهار جاویدان گنج وجودش در دنیا وآخرت اظهار فرمود و ایشان به عالم قرب در جایگاه محبوب رسیدند. عدد 63 چند معنی دارد:

1 – جایگاه عددی کلمه اربعین=63  و عدد ابجدش 333 است که جمع ارقامش 9 میشود(9=3+3+3) . پیامبر(ص) خودش و وصیّش امام علی(ع) در 63 سالگی(در جایگاه اربعین) روح مطهرشان به فوز عظیم و به عالم قرب واصل گردید.

2 – عدد 63 برابر جایگاه عددی (یا غنی) میباشد که خداوند این بزرگواران را مظهر اسم مبارک خود(غنی) تجلی داده ومجرای غنی خود قرار داد و درجایگاه غنی به عالم باطن و عالم قرب رهسپارشان فرمود. خوب دقت کنید که خداوند کریم وجودهایی را که مطهر خلق کرد و مطهر قرارشان داد ومطهربه نزد خود بازگرداند، جایگاهشان تطهیر است{این یکی از دلائلی است که قبور معصومین(ص)متبرک میباشد حتی امام زادگان(ع) . مرقدشان جایگاه نماز و دعا و نیایش به درگاه خداست زیرا آنها در جانِ نماز مجرای ثبوت عبودیت هستند.

3 – یکی از القاب امیرالمؤمنان علی (ع)، فاروق است . جایگاه عددی کلمه (فاروق)=63 و عددابجدش 387 میشود(18=7+8+3 و 9=8+1). وجودهای مقدس جداکننده ی حق از باطل هستند. فاروق، فاعلِ فرق میباشد یعنی قسیم النار والجنه پس هم ظاهر و هم باطن درجایگاه حقیقی تقسیم حق ازباطل هستند چنانچه کنیه مبارک پیامبر(ص) ابوالقاسم است یعنی پدرِهمه ی قسمت کنندگان.

گفتیم که در واقع باطن ده (اتممناهابعشر) ،9 بود (اگر ده را به حروف بنویسیم عددابجدش 9 میشود9=5+4) وعدد9 ،رسیدن به حقیقت بلوغ و خلوص است . پس گنج وجودشان میشود 19 (یعنی 9روی10 )که هم جمع تعداد حروف اسماء مبارک پنج تن(ص) است و هم 19 حرف بسم الله الرحمن الرحیم و هم از گنج واحدیت هرگز تزلزل نکرده ونمیکنند و در جایگاه باقی لایفنی می باشند.

 امیرالمؤمنین علی(ع)____  تا30 سال بعد از رحلت پیامبراکرم(ص) زندگی کردند که در این 30 سال گنج دهه ی طُهر قرآن را درعالم دنیا در 30 جزء کتابت فرمودند. قرآن شد اتممناهابعشر به عمل. درکتابهای گنج عشر کامل توضیح داده شده است. پس تمام شیعیان در رسیدن به اربعینِ عمل باید از باطن قبولی قرآن بگذرند.

حضرت علی(ع)در سن 63 سالگی در حالیکه 10 سال در مدینه خدمت آقارسول الله (ص)بود و 30 سال هم بعدازایشان ، به سال 40 هجری به بالاترین مقام ومنزلت؛ به شهادت فی سبیل الله رسیدند. در واقع به اربعین عمل یعنی بهار عمل رسیدن ،خیلی سخت است(کلام ما قاصرند از تعریف و معانی کلمات،امیدوارم خداوند عزوجلّ ببخشد).

بایدنفس نفسِ عمرمادر جایگاه عمل خالصانه در پیروی از تک تک آیات قرآن، مُهر قبولی دریافت کند. ودر اشتباهات با شستشوی آب توبه طهارت جداشدن از ظلمات رابگیریم.پس اتممناها بعشر برای همه بندگان خدا در امتحان نگهداری ولایت وجانِ قرآن ضروری است. امیدوارم بتوانیم شیعه ومحب واقعی چهارده معصوم(ص)،مخصوصا امام زمانمان (ص) باشیم و قلب مبارکشان از ماراضی و خشنود باشد.        

گنج عدد ده در حقیقت عدد 19 

عدد 19 از اعدادی است که خداوند متعال در آیه 30 سوره ی مبارکه مدثر به مضمون ( علیها تسعه عشر ) اشاره فرموده است. بقول احادیث معتبر ، قرآن مضربی از عدد 19 است چنانچه کلام مطهر خداوند با نوزده حرف بسم الله الرحمن الرحیم شروع میشود .

رسول خدا (ص) میفرمایند که تمام محتوای قرآن در بسم الله الرحمن الرحیم سوره ی حمد جمع است . اولین سوره ی قرآن کریم حمد است و اولین آیه مبارکش 19 حرف است . قرآن 114 سوره دارد که تقسیم بر 19 میشود (6=19÷114) و 6 عدد تعداد ایام خلقت دنیاست ( آیه 4 سوره مبارکه حدید ) .

تعداد تکرارکلمات آیه بسم الله الرحمن الرحیم  درقرآن کریم به عدد 19 قابل قسمت  است .  تعداد  اسماء مبارک الله(جل جلاله) در قرآن کریم 2698 بار است ( 142=19÷2698 ) ، کلمه مبارک الرحمن(بدون شمارش در بسم الله...) 57 بار(3=19÷57 ) و کلمه مبارک الرحیم(بدون شمارش در بسم الله...) 114 بار ( 6=19÷114 ) .

رسول خدا (ص) در حدیث ثقلین فرمود : 2 چیز گرانبها بین شما امت قرار دادم یکی کتاب قرآن و دیگری عترت طاهرم که از هم جدا نمیشوند تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند . در نتیجه کتاب مبارک قرآن در کنار ائمه معصومین (ص) است .

همانطور که بسم الله الرحمن الرحیم سوره ی مبارکه حمد که شامل محتوای کل قرآنست 19 حرف است ، جمع حروف اسماء مبارک پنج تن (ص) هم 19 حرف میشود ، {نامهای مبارک : محمد (ص) ، علی (ع) ، فاطمه (س) ، حسن(ع)وحسین (ع)}.

در کتاب مصابیح الانوار ( ج1 ص435 ) آمده که امام علی (ع) فرمودند : همه علوم در کتب آسمانی چهارگانه مندرج و علوم آنها در قرآن است و علوم قرآن در فاتحه الکتاب و علوم فاتحه الکتاب در بسم الله الرحمن الرحیم و علوم بسم الله در بای  بسم الله است و من نقطه زیر باء هستم. یعنی تمامی علوم در وجود امام علی (ع) گرد آمده است . ضربت خوردن سر مبارک آقا به دست ابن ملجم لعنت الله علیه نیز در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان است .

ابن مسعود می گوید : همانا قرآن بر هفت حرف نازل شده ( بسم الله ) که هر حرفی از آن دارای ظاهر و باطنی است و حقا ظاهر و باطن آن نزد علی بن ابیطالب علیه السلام میباشد .

از امام علی (ع) روایت شده که آن حضرت در جنگها به همراه خود نقشی را حمل میکردند که محیط دایره ی آن حروف بسم الله در 19 خانه و به ازای هر خانه نامی از نامهای نیکوی خداوند قرار داده شده بود که با آن حروف آغاز میشد و آن حضرت اینرا در خط مقدم لشکر حمل مینمودند و بوسیله ی آن به خدا توسل می جستند تا بر دشمن غلبه یابند .

اما چرا عدد 19 را حقیقتی از اسرار گنج ده نوشتیم ؟ زیرا اگر یادتان باشد در درس عدد ده در حقیقت خلقت عالم بالا که خداوند عالم در عالمی که ( لا یشم رایحة الوجود ) بویی از خلقت وجود نمی آمد ، پروردگار عالم سرّ نام خودش را به نام   احد (جل جلاله) ظهور داد و عدد و حروف زیبای گنج خود را با صفت یگانگیش که هرگز در  مقابل آن  عدد  دیگری  نمی آید . چنانچه طبق آیه ی کریمش در سوره مبارکه توحید (و لم یکن له کفوا احد ) هرگز هم کفوی برای او نبوده ، نیست و نخواهد آمد . طبق حدیث از کتاب عیون الاخبار ، ترجمه غفاری ( ج2 ، ص312 ) :

در مجلسی که مأمون ملعون تشکیل داد و دانشمندان ادیان مختلف را دعوت کرد که سوالات خود را از امام رضا (ع) بپرسند و حضرت جوابگو باشند ، شخصی به نام عمران صابی گفت : بخدا قسم ای سرورم ، فقط میخواهم چیزی را برایم ثابت کنی که بتوانم به آن چنگ بزنم و تمسّک جویم و به سراغ چیز دیگر نروم . حضرت فرمودند : آنچه میخواهی بپرس . اهل مجلس همگی ازدحام کردند و به یکدیگر نزدیک شدند . عمران پرسید : اولین موجود و آنچه که خداوند خلق کرد چه بود ؟  حضرت فرمودند : سوال کردی پس خوب گوش کن ! واحد ، همیشه واحد بوده ، همیشه موجود بوده ، بدون اینکه چیزی به همراهش باشد ، بدون هیچگونه حدود و اعراضی و همیشه نیز اینگونه خواهد بود . الواحد لا یصدر الا واحد ( خداوند واحد جز واحد از او صادر نمیشود ) ، سپس بدون هیچ سابقه قبلی ، مخلوقی را با گونه ای دیگر آفرید با اعراض و حدودی مختلف، نه آنرا در چیزی قرار داد و نه در چیزی محدود نمود ونه به مانند ومثل چیزی ایجادش کرد ونه چیزی را مثل او نمود ، بعد از آن مخلوقات را به صور مختلف از جمله خالص و ناخالص ، مختلف و یکسان به رنگهای متفاوت آفرید بدون اینکه به آنها نیازی داشته باشد و یا برای رسیدن به مقام و منزلتی به این خلقت محتاج باشد ( سوره مبارکه نساء آیه 1 ) . عمران گفت : آری ای سرور من پس اکنون بفرما به چه چیز می دانست آنچه را که می دانست ؟ یعنی به چه وسیله ای آنچه را که دانسته است به آن آگاهی یافته ؟ آیا به توسط ضمیر بوده است و یا چیزی غیر از آن ؟

حضرت فرمودند: اگر علم او از طریق ضمیر ( و آن صورت حاصله در اندیشه ) انجام بپذیرد ، آیا میتوان برای شناخت آن ضمیر حدّ و حدودی قرار داد ؟ گفت : نه نمیتوان . امام ادامه دادند آن ضمیر چیست ؟ عمران جواب نداد . سپس حضرت فرمود باکی نیست ، حال اگر از تو درباره ی ضمیر بپرسم که آیا آنرا با ضمیر دیگری باز میشناسی ؟ اگر بگویی آری ، در واقع حرف و ادعای خودت را باطل کرده ای . ای عمران آیا شایسته نیست بدانی که " واحد " یا  " ضمیر " وصف نمیشود؟ و چنان نیست که از برایش غیر از کرد و کار گفته نشود ، بنابر درس گفته شده ضمیر همیشه جانشین اسم است و تنها حرفی که خوانده میشود حرف  " هو " است که اشاره به مشار الیه است . بنا براین حرف ( ه ) در حروف ابجد عددش 5 است و تنها حرفی است که در جانشینی اسم بصورت اشباع و بلا اشباع در عربی خوانده میشود چنانچه در کلمه " رَبَّهُ "  خوانده میشود " رَبَّهوُا " با صدای بلند و اینجا اشباع میشود .

نکته مهم این است که در عالم سرّ گنج واحدیّت ظهور اسرار خلقت پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین است که به عدد 5 حرف ( ه ) ضمیر جانشین اوست که این عزیزان خلیفه الله و مجرا و مجلی و آیینه و مرآت حق و کُمّل اولیاء شدند و آنها ولایت مطلق از جانب حق تعالی هستند و تمام سرّ الاسرار کائناتند که هم اولند و هم آخر ، هم ظاهرند و هم باطن .

(من میخواستم درسی که بصورت حروف و اعداد و از گنج ولایت نوشته میشود تطبیق با حدیث مبارک امام رضا ( ع ) داده شود و به سمع و نظر خوانندگان عزیز برسانم) .

پس خداوند کنز وجودش را به اسم مبارک واحد ظهورداد و فرمود:الواحد لا یصدر الا الواحد.از خداوند واحد جز یک خلقت واحد صادر نمیشود. عددابجد اسم مبارک واحد برابر19 است که جمع ارقامش 10 میشود(10=9+1) و عدد 10 همان حقیقت گنجی است که از عدد ابجدنام مبارک احد(جل جلاله)که در درسهای قبل نوشته شد (احد=13)ظاهر شد که حقیقت چهارچوب خلقتی ظهور یافت. از جایگاه طهارت باطن حرف(م)به عدد ابجد 40 که جایگاهش 13 است و در جمع ارقامش (4=3+1)آیات مبارک آیت الکرسی ظهورمیکند که حدیث در کتاب گنج الف از امام صادق(ع)نوشته شده است. پس جمع اعداد1 تا 4 میشود 10 (10=4+3+2+1)که همان 4روی 10 است یعنی ولایت چهارده معصوم (ص)در ظلّ ولایت مطلق پروردگار عالم قرار دارد.

حال خواهید یافت که چرا عدد 19 در سرّالاسرار گنجینه ی آیات قرآن نیز مؤثر است و عدد 19 در واقع باب رفتن به حقیقت طهارت است،چنانچه عدد نوزده برای هر کس معنی میشود عالمی که نو،زده میشود.

هنگامیکه یک حیوان حلال گوشت را میخواهند ذبح کنند طبق آیه 121 سوره مبارکه انعام (نخورید گوشت حیوانی را که هنگام کشتن آن بسم الله نگفته باشند...) باید بسم الله بگویند ، به دلیل اینکه حیوان در مسیر کمال وجودیش برای رسیدن به حقیقت انسانی باید از 19حرف بسم الله الرّحمن الرّحیم گذرکند،زیرا همانطور که گفته شد بسم الله سوره ی مبارکه حمد کل محتوای قرآن را در بردارد و حقیقت قرآن همان وجود انسان کامل است، پس قرآن انسان ساز است.

حیوان بعد ازکشته شدن، غذای انسان میشود و چون خداوند منّان میخواهد حیوان مسیر کمال را داشته باشدتا به کمال انسانی برسد باید ازبسم الله قرآن عبور کند تا خوردنش به انسان مؤمن حلال شود،پس با عدد 19که همان حقیقت عشر وجود است در بدن انسان مؤمن و عمل خالصانه ی او به سیر عبودیت خداوند احد و به گنج واحدیتش که آن قرب الی الله است میرسد(پس برای حیوان زندگی نو انسانی زده شده است که همان نوزده است)وخداوند میفرماید: انا لله و انا الیه راجعون. نتیجه میگیریم که انسان مؤمن هر لحظه از باطن 19 عبور میکند وبرای هر نفسش زندگی نو، زده میشود.حقیقت نوزده همان 40 است که او را تربیع یعنی بهاری میکند.امیدوارم خوب متوجه شوید.

همه ی معصومین(ص)به شهادت فی سبیل الله و به درجه عالی قرب الهی رسیدند و با کلمه شهید ، زندگی حقیقی آخرت را معنا کردند و تفسیر زنده ی آیه مبارکه قرآن شدندکه (ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون) حساب نکنید کسانیکه درراه خدا کشته میشوند مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی میخورند. پس آنها بعد ازشهادت به تولدی رسیدند که هرگز درآن مرگ نیست وبه روزیی مرزوق شدندکه رزقاٌ حسناٌ است که آن رزق مستقیم از رب العالمین به آنها خورانده میشود.پس حیات واقعی را پیداکرده اند(نو،زده شد)و این کمال هدف پروردگار عالم است که بنده اش رابه بهترین پذیرایی الی یوم القیامت میرساند.

پس راه رسیدن به این مقام جز با شهادت فی سبیل الله نیست. عدد ابجد کلمه شهید = 319  است.300 برابرعددابجد حرف(ش)است وصفتش افشاکننده است،یعنی شهید افشا کننده ی راه گذر از 19حرف بسم الله الرّحمن الرّحیم است که در این عالم بسمل شده است و لباس حیوانی خودرا بطورکامل بیرون آورده وبه نور انسانی درعالم قرب وبه وصال محبوب میرسد(اللهم الرزقنا). عدد 19 اسرارش زیاد است .

یکی از زیباییهایش این است که اگر این عدد را به حروف بنویسیم (نوزده) عدد ابجدش 72میشودکه برابر با عدد ابجدکلمه سجده است وحقیقتی که امام علی(ع) و امام حسین(ع) درجایگاه سجده ، به یک بیان، حقیقت نوزده را شکافتند . امیرالمؤمنین علی(ع)که خود حقیقت باء بسم الله است درجان عدد حروف بسم الله ، درشب نوزدهم ما رمضان ، ماهی که شهرالله است و تنها ماهی است که در قرآن کریم نامش آمده ضربت خوردندکه منجربه شهادت آقا شد. ماه رمضان__ آیه 185 سوره مبارکه بقره "شهررمضان الذی انزل فیه القران هدی للناس و بینات من الهدی والفرقان . . ."  این ماه نهمین ماه سال قمری است ،درواقع بلوغ کامل تمام ماههای سال است . عدد ابجد ده = 9 میشود،درواقع باطن تاسع همان عاشوراست(عددابجدتاسع=531 که جمع ارقامش 9میشود) برای رسیدن به عاشورا باید از تاسوعاگذرکنیم،زیرا تاسوعاست که انسانها را به بلوغ انسانی رسیدن وقابل شدن برای رسیدن به حقیقت عاشورا رامیرساند،یعنی عدد 9روی عدد10 که همان 19 است. پس حضرت علی(ع)با سجده که عدد ابجدش برابرعددابجد نوزده به حروف است درشب نوززده به عدد، درماه نه که جایگاه عددیش 19 میشود به باطن شهادت تشریف بردند و امام حسین(ع)هم72 یارباوفا داشتند و درحالت سجده (72=سجده=نوزده)به فیض شهادت فی سبیل الله وزیارت لقاء الله واصل شدند و ایشان به مقام سیّد الشهدایی رسیدند و بالاترین مدال شهادت،مقام ثاراللهی راازپروردگارعالم کسب کردند.

عدد عشر در باطن سجده

سجده نماز__  انسان در هر نماز ،دوبرابر رکعاتش سجده میکند. نماز پنج رکن دارد(2سجده،یک رکن است). ما 17رکعت نماز میخوانیم و 34مرتبه سجده میکنیم که 34 برابر است باعددابجدکلمه دل و جایگاه کلمه روح و جوهر است،  شایدبتوان گفت که نماز به حقیقت تعالی روح ،ظهور سجده ی حقیقی جوهر وجود به عنوان بندگی خالصانه به لوح عمل است. جالب است هر سجده که برابر نوزده (19)بود،دو سجده میشود 38(38=19+19)و38 برابرجایگاه عددی نام مبارک حضرت محمد(ص)و جایگاه عددی نام مبارک حضرت علی(ع) است و جمع ارقامش11میشود(11=8+3)که 11برابرکلمه ی مبارک هو و حج است.

پس در یک نماز دو رکعتی،بااتمام سجده اول به رسالت پیامبر(ص)امّت میشویم ودر اتمام سجده دوم به ولایت امیرالمؤمنین(ع) و فرزندانش شیعه میشویم(یا به عبارت دیگر رکعت اول درجایگاه رسالت از نوزده عبور میکنیم ودر رکعت دوم به حقیقت ولایت درنوزده وارد میشویم) و درجمع چهار سجده (76=4×19)میشودکه برابرعدد ابجدکلمه عبد میباشد. بنابراین باسجده ی حقیقی به گنج عشر یعنی (10=9+1)یعنی 4روی10میرسیم که رسالت و ولایت است ودر حقیقت به طهارت 4 تا 10تایعنی به عدد 40 میرسیم.

پس سجده که افضل اعمال نماز است، البته سجده ی واقعی، انسان راکامل میکند. سجده یعنی عبادت خالصانه.امام علی(ع):"اَقربُ ما یکونُ العبدُ مِن الله اِذا سَجَدَ"  نزدیکترین موقعیت بنده به خداهنگام سجده است.(بحارالانوار ج82 ص222). همانطورکه عددابجدسجده 72 است وجمع ارقامش 9میشود(9=2+7)که بلوغ عمل رامیرساند،درهرسجده واجب است که 7موضع بدن به زمین برسد وساجد پروردگار عالم شود،پس در2 سجده میشود7 تا2 تا یعنی 14 تا(14=2×7)حقیقت این است که بامعرفت به گنج عشر،به اطاعت خالصانه میرسیم.(من الله التوفیق)

عدد عشر در حرف  ( ق )__عدد 19 جایگاه عددی حرف(ق) است،حرف(ق)که یکی ازحروف مقطعه در قرآن کریم در ابتدای سوره مبارکه قاف آمده است. حرف قاف به تنهایی دارای معنا وحقیقت کل قرآن است. درسوره مبارکه قاف 57 بارحرف(ق)آمده است که مضربی از 19 است(57=3×19).حرف (ق) یعنی نگهداروریشه ی کلمه تقوی میباشد. پروردگار عالم درسوره مبارکه بقره آیه2 میفرماید: "ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین "  (آن کتاب آسمانی قرآن درهدایتش برای متقین هیچ شکی نیست)

یعنی فقط متقین هستند که به هدایت واقعی قرآن نائل میشوند،پس در واقع حرف (ق)به عنوان تقوی، نگهدارنده ی ایمان بندگان پرهیزکار است. دردنیا هرگاه بخواهند موادغذایی راخوب نگهداری کنند،مقداری موادنگهدارنده یعنی (ق) درآن میریزندتاعمرسلامتش بیشترشود. مؤمن هم اگربخواهد اعمالش و ایمانش نگهداری شود وقیامت سالم به دستش برسدباید(ق)تقوی را در دنیا دائماٌ در اعمال خودقراردهد واز هر آفت گناه وبی پروایی بپرهیزد.

عدد ابجد حرف(ق)=100 وجایگاه عددی آن 19 میباشد. روایت است هنگامیکه پروردگار عالم ،زمین راخلق کرد،به شدت میلرزیدتاخداوندمتعال کوه قاف را بر روی زمین خلق کرد،آنگاه به زمین امرشد که با کوه قاف آرام بگیرد.جالب است که میگویند تنها پرنده ای که روی قله ی این کوه (قاف) لانه دارد، سیمرغ است. ظاهراٌ مرغ افسانه ای است اما به تعبیرعرفان، آن 30 جزء قرآن است که حقیقت (ق)و نگهدارنده ی نور هدایت ورساننده ی آن بوسیله ی ائمه معصومین(ص)به تک تک انسانهاست تا در زندگی کوتاه دنیا حقیقت برکات آیات وحی الهی را با امامت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه)به آخرت برسانند. جالب است که عدد 100 هم یکی از زیباترین اعداد است. همانطور که در حقیقت کف دریا نوشته شد، حقیقت تربیع و بهاری شدن کف دنیا برای هر انسان متقی که بتواند ابراهیم وار یا موسایی از کف جهنم دنیا به سلامت گذرکند این است مربع عشر دنیا را با عمل صحیح عاشورایی خودبطورکامل پرکندیعنی ده تاده تا که میشود100تا(عددابجد کلمه کف=100) عدد صد را درکتاب عرفان آب توضیح داده ام ،اما در اینجا هم اشاره ای میکنم:

عدد صد از گنج عشر

گفتیم در دنیا در مکانهایی که آب زیاد جمع میشودبخاطر اینکه خطرآنرا دفع کنندواز آب بخوبی استفاده ی بهینه کنند و آبرا در تمام سال قابل استفاده نمایند،صنعت سد سازی را بناکردند. سد با سین در دنیا باعث میشودکه نه تنها آب،ذخیره و قابل مصرف وبدون ضرر شود، آب در اندازه های مختلف شاخه شاخه میشود و در شهرها وبخشهای مختلف بصورت قابل شرب و استفاده ی بهینه به مصرف میرسد و زراعت وکشاورزی در آنجا رونق میگیرد و دراصل از انرژی قوی آب، نیروی برق، یعنی نور استخراج میشودوتمام شهرها از نیروی آن جان صنعت را درکارخانه ها و درتمام مصارف به بهترین کاربری تهیه میکنندوچرخ جامعه ی متمدن امروزی را بطور الکترونیکی راه اندازی میکنند.

امااین سد عمری داردوخلاصه یک روزخراب میشوداما صدآخرت که با صاد است (سددنیا باسین است)درواقع برای هرانسان مؤمن،همان تیغه ی شمشیر وهمان فرقان است که حق راازباطل جدامیکندومانند کلمات مبارک بسم الله الرحمن الرحیم سوره مبارکه حمد که یک آیه محسوب میشودوخواندن آن موقع ذبح حیوان حلال گوشت ،خوردن آنرابرای انسان حلال میکند،درواقع حیوانیت حیوان که همان ظلمت است پشت بسم الله میماند و نورانیت آن حقیقت به انسانیت رسیدن است مثل قوای فکر وبینایی چشمها وشنوایی گوشها وبارورشدن نیروهای جسمانی برای اطاعت خداوندمیشودکه همان حقیقت نور است .

درواقع انسانی که از کتاب الهی که وحی نور است پیروی وعمل به آیات نورانی میکند،عمل خودرا به صورت انرژی نورانی ذخیره ی آخرتی میفرستد وآن همان حقیقت صد(قاف تقوی)است وهرگزخراب نمیشود.نه تنها در دنیا انسان راازخطرها وآفات مادی و وسواسها وخناسها وشیاطین حفظ میکند،بلکه دراخرت هم حجاب بین بهشت وجهنم است(فرقان).

یکی از سفارشهای ائمه معصومین(ص)درخواندن تسبیحات حضرت زهرا(س)بعد از نمازهای واجب است. تعداد34مرتبه الله اکبر،33مرتبه الحمدلله و 33مرتبه سبحان الله است که رویهم صد مرتبه میشود.روایت است که اگر بعدازنماز واجب بدون انجام دادن عمل منافی نماز این تسبیحات را بگویید انشاالله نقصهای نماز جبران میشودیا بقول دیگر ثواب هزار رکعت نماز مستحبی رادارد.

البته عرفان آن عظمتش بینهایت است اما بنا به بحثی که نوشته شد،نماز خودش مثل ذخیره آبی است که جانها بوجودش احیا میشودوطهارت پیدا میکند،اگرپشت این صدمرتبه ذکر قرارگیرد به برکت این تسبیحات ، انوار و برکات نماز از صبح تا ظهر، ازظهرتاعصر،ازعصرتامغرب وعشا وخلاصه تاصبح انسان درحریم طهارت نماز که ستون دین است از ظلمات خارج شده و به حقیقت نور هدایت میرسد.

خوبست بدانیم که این صد فقط ولایت است زیرا در جایگاه عددی 19 شد(جایگاه عددی حرف ق=19 وابتدای جزء19 قرآن کریم درسوره مبارکه فرقان است)و جمع ارقامش 10 میشود(10=9+1)این عدد عشر(10)،همان حقیقت کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا ست،این همان عشری است که همه ی انسانها در دنیا در امتحاناتش باید ولیّ زمان خودرا انتخاب کنند،این همان اتممنا بعشر(تمام کننده 10) است که هرکس بخواهد به اربعین بهاری وسبززندگی دنیا وآخرتش برسدبایدآنراتمام کند.

 پس درواقع صدباصاد و هم سدباسین ،جداکننده ی نورازظلمت هستند.سدباسین نورش حسّی است اما صد با صادنورش قلبی است و آنرا درآخرت ملاقات میکنیم درحالیکه دردنیا هم پروردگارعالم در سوره مبارکه فتح قسمتی ازآیه ی آخرمیفرماید : "تراهم رکعا سجدا یبتغون فضلا من الله ورضوانا سیماهم فی وجوههم من اثر السجود"  آنانرا درحال رکوع وسجودنماز بسیاربنگری که فضل ورحمت خدا وخشنودی اورا به دعامیطلبند بررخسارهایشان از اثرسجده نشانه های نورانیت پدیداراست .

پس نور هدایت ،انسان را از خطرات ظلمات دنیا نجات میدهد و راه رضای خداوند متعال را برای ما هموار وروشن مینماید. چنانچه یکی از اسماءمبارک قرآن نور است وتمام آیات الهی نورهستندوهمینطور امامان معصوم(ع) نورهدایت هستند برای همه ی شیعیان تاآخرالزمان ، پس همین دنیا بنده ی مؤمن باید با ساختن صدآخرتی یعنی همان (ق)تقوی از انوارش هر لحظه استفاده کامل کند و وصل به نور مقدس امام راه ،حجت حق شودکه آنها هستندشفیعان مادر دنیا وآخرت ورساننده ی ما به سرمنزل مقصود یعنی قرب الی الله و رضوان الله اکبرهستند.

ازامام رضا(ع)درکتاب عیون الاخبارآمده است که: اول فعل خداوند نوراست. کلمه نور با سه حرف ظاهر شده است که اول آن (ن) است وعددابجد (ن)=50 وجایگاه عددی (ن)=14 است،عدد14 همان گنج عشرمیباشدکه 4روی 10 است(تمام حروف الفبای عرب 28 تاست یعنی28=2×14 که 28 جایگاه عددی حرف(غ)است وعدد ابجد(غ)=1000 است که به عربی اَ لًف خوانده میشود واگر ارقام28 را با هم جمع کنیم 10 میشود(10=8+2) وعدد 10 همان گنج است که تمام انوار مقدس از ذات اقدس الهی راظهور داد که جمع ارقامش(1=0+1)میشود یک که برابراَلِف وجود است.

درواقع باطن 19 (10=9+1)هم همان عشر ولایت و باطن کنز الهی است(عد ابجد اسم مبارک واحد=19 است). اگر درس را کاملا متوجه شده باشید حقیقتی از صد،عدد ابجد حرف (ق) که محصولش نور است را در دنیا با تقوی درعمل پیدا میکنیم و پیروزی درامتحانات دنیایی ما فقط به شرط تقوی است. زیرا پروردگارعالم درآیه2سوره مبارکه بقره میفرماید:آن کتاب آسمانی (قرآن)هیچ شکی درآن  نیست که هدایت میکند فقط متقین را.

در آیه مبارک آیت الکرسی نیز میفرماید:"یخرجهم من الظلمات الی النور".خداوند متعال هدایت را که یک نور قلبی است به شرط تقوی ،راه گشای نجات مؤمنین دردنیا میداند.

عدد 19 به حروف ( نوزده )

 عددابجد کلمه نوزده =72 میشود که جمع ارقامش 9میشود(9=2+7)و72 برابر باعددابجدکلمه سجده است(درواقع بالاترین خضوع وخشوع بنده واطاعت محض در مقابل پروردگارعالم ،سجده است) . نکته: خواننده ی عزیز شروع ظهور مخلوق درعالم باطن سجده ی خالصانه واطاعت محض خالق یکتاست،زیرا آنجا مظهر ظهور اوست درواقع عالم در عبودیت بطور کامل ساجد پروردگار عالم است.شیطان رانده شد چون سجده به حضرت آدم(ع)رابجانیاورد،درواقع به امرخداوند سجده نکرد.

چنانچه در وجود معصومین(ص)امام اول ماشیعیان بخوبی عبودیت را به سجده نشان داد.امام علی(ع)درسحر نوزدهم ماه مبارک رمضان در سجده فرق مبارکش شکافته شد وهمینطور امام حسین(ع)در حالت سجده روز عاشورا سراز بدن مطهرش جداکردند،درحالیکه او خود 9روی 10 بودیعنی 19،زیرا ایشان به عدد10 بدنیا آمد و 9 ذریه دربطنش بود. وحقیقت بندگی و سرّتولد انسانیت به نور تطهیر باطن را الی یوم القیامت از درون سجده به انسانها آموختندتا حیات طیّب برای انسانیت نو،زده شود.دیگراینکه امام حسین(ع)مقام سیدالشهدایی راداراست (عددابجدشهید=319پس افشاکننده 19 است وعددابجدنوزده به حروف=72=عددابجد سجده).

بلوغ حروفی در عدد نه ،به جایگاه عددی 19

انسان در عالم خلقت به عدد 9 متولد میشود و به عدد 9 خلق شده است. پروردگار عالمِ اعداد را به 9شماره ظاهر کرده است ، همانطورکه الفبای حروف درعربی 28 تاست ،اعداد در تمام زمانها سقفش تا9 است . عدد 9 بلوغ اعداد است و در آفرینش این عدد طوری ظهور پیدامیکند که وقتی 9در هر عددی ضرب شود ،جوابش در جمع عددی 9 میشود مثل:18=2×9 (9=8+1) و یا 63=7×9 (9=3+6) و اگر هر عددی هر قدر هم تعداد ارقامش زیاد باشد ،باز هم درجمع عددی 9 شود ،بر9 قابل قسمت میشود مثل167543289 که جمع ارقامش 45 میشود و9 =5+4 و 45=5×9 و اگر خود عدد را بر9 تقسیم کنیم قابل قسمت است  18615921=9 : 167543289 .

پس عدد 9  سلطان اعداد است،وقتی عدد به 9 رسید برهمه ی اعداد غلبه میکند.جالب است که خداوند متعال وقادرسبحان، انسان را به عدد9خلق نمودو او را اشرف مخلوقاتش قرار داد،چنانچه ازنظرعدد اگر عدد1 تا 9 را با هم جمع کنیم برابرعدد ابجد کلمه ی  آدم (ع) =45 میشود (45=9+8+7+6+5+4+3+2+1) و جمع ارقام 45 هم 9 میشود.

پروردگار عالم همه ی عوالم نه گانه را ظرف اسماء الحسنی خود قرار داد و ایشان را علم الاسماء عنایت فرمود،آنگاه حوا(س)را دفعتاٌ خلق نمود و فرمود ایشان مؤنث یعنی دوّمی شماست. یعنی همانطور که میدانید زن در بلوغ تکلیفی به عدد سن 9 سال تمام بالغ میشود وخود حامل فرزندانی است که 9 هستند ودر 9 ماه تمام بدنیا می آیند.

خداوند در قرآن کریم میفرماید:آسمانها و زمین وآنچه بین آنهاست را برای انسان خلق کردم و او را برای خودم. وفقط به انسان لیاقت بندگی با اختیار برای خودش را داد و به او بهترین گوهر خلقت خویش یعنی عقل را اهدا فرمود و انسان(کامل)را برهمه مخلوقاتش مسلط فرمود.

کلمه ی انسان یکی از زیباترین وپرمحتواترین اسماء خلقت پروردگار عالم است و 5 حرف دارد ، عدد ابجدش 162 است که جمع ارقامش 9 (9=2+6+1) میشودو جایگاه عددیش45=عدد ابجدآدم(ع) است که این همان حقیقت گنج خلقت است که انسان کامل ،منظور خلقت است ،درضمن جمع ارقام 45 هم 9 میشود(9=5+4) ،یعنی تمام انسانها درجایگاه خلقت جسمانی در دنیا همه ذریه های حضرت آدم(ع) هستند و نُهِ (9) وجود اوبرای همه حکم پدر را از نظر جسمانی دارد وبه همین منوال وجود خانم حوا(س) مادر جسمانی همه ی انسانهاست.

عدد ابجد انسان (162) برابرعدد ابجد کلمه ی آسمانی است که انسان وجودی است آسمانی (عالم آسمانی هم به عدد9 به تمام عوالم احاطه دارد ). اگر عدد 162 را بر9 تقسیم کنیم 18 میشودکه رمز منازل دنیاست وبرابرباعددابجد نام مبارک (حی) خداوندقادرمتعال است و سن مبارک خانم فاطمه زهرا(س)و جایگاه عددی نام مبارک آدم(ع)که درجمع ارقامش برابر 9 میشود. پس انسان کامل در حقیقت بلوغ خلقتی نُهِ وجودش بر تمام مخلوقات دنیا وآخرت ،ولایت کامل دارد.واحیاکننده همه مخلوقات ومخصوص احیاء تمام احکام واعمال وآخرت انسان است.

عدد 9 به حروف ( نه )

اگر نه را به حروف بنویسیم عدد ابجدش 55 میشود که در جمع ارقامش 10 میشود (10=5+5) که همان حقیقت عشر است که در عرفان عدد 9 در عید قربان ، قبل از روز ده ذیحجه ، روز عرفه است و روز تاسوعا که قبل از عاشوراست ، این حقیقت ظهور پیدا میکند که باطن 9 در بطن 10 است، تا به بلوغ 9 نرسیم وارد 10 نمیتوانیم شویم . عدد ابجد ده برابر 9 است پس 9 حقیقت به کمال رسیدن ده است .  55=جایگاه عددی صدیق است .و اینجا محل عبور از ظلمات به نور یا خروج از باطل به ورود به حق است و بیرون آمدن از حیوانیّت به انسانیّت و خلاصه عروج از دنیا به عالم قرب وتولد حقیقی که راهی جز مجرای صدق ندارد. همان اتممنا بعشر که قبلا توضیح داده شد.

امام حسین (ع) که خود حامل 9 است خودش به عدد 10 بدنیا آمده است ، رسالتش خیلی سنگین است زیرا او باید وراثت تمام انبیاء ، تمام اوصیاء ، اولیاء  صدیقین ، شهدا و ائمه معصومین (ص) تا وجود مقدس خودش را در روز عاشورا که به طهارت آورنده ی تمام عاشوراهای عالم است یا همه ی دهه هاست به تمام و کمال در دنیا به معرض ظهور و اکمال دین وتداوم دین بقیة اللهی را به تمام انسانها در دنیا عرضه وحمل عاشورا را بطور کامل بر زمین کربلا (همه ی زمینهای دنیا کربلا و همه ی روزهایش عاشوراست )به عمل ظاهر کند و امام عاشورائیان شود وبماند الی یوم القیامت.

پس شهادت او نظیر ندارد و عاشورای او بی مانند و مصیبتش سوزاننده و تربتش استثناء است که شفابخش است زیرا فقط تربت ایشانرا میتوان به نیّت شفا خورد (چون تربتش عاری از هرگونه ظلمت است و کاملا نورست زیرا قلب به میم شده است ) والا در احکام خوردن خاک حرام است. شهادت او استثناء است زیرا خون در اینجا پاک است، بدن میته زنده میشود ، عین نجاست درون بدن به عین طهارت میرسد و در این بارگاه طهارت لباس بدن ، کفن میشود وجان دادنش نماز عشق . پس شهید به طریق شهادت امام حسین (ع) نه غسل میخواهد نه کفن ، نه نماز میخواهد ونه احکام دیگر ، زیرا پروردگار عالم در مقامش میفرماید:  ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء ٌ عند ربهم یرزقون  (حساب نکنید کسانیکه در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی میخورند. ) یعنی متولد شده اند و حیات جاوید پیداکرده اند . امیدوارم بلوغ 9 را خوب بفهمیم ، چنین عزیزی را خداوند فرزندی عطا فرمود که خود به عدد 9 بدنیا آمده است ( آقا علی ابن الحسین (ع) ).

جالب است بدانید جایگاه عدد نه به حروف ، 19 میشود و همانطور که گفته شد عدد ابجد نوزده برابر است با 72 وعدد ابجد سجده نیز 72 میباشد که جمع ارقامش 9 میشود(9=2+7) .پس بلوغ اطاعت ، سجده است که قبلا توضیح داده شد.

حال خوب دقت کنید آقا امام حسین (ع) خود در سجده(72) به بلوغ حیات یعنی شهادت فی سبیل الله و در عاشورا با 72 یار به شهادت میرسند وتا چهل روز سر مبارکش روی نیزه بود که عدد ابجد نیزه هم 72(=سجده) میشود ، یعنی ایشان در چهل روز چهل وادی عالم اربعین ،حقیقت طهارت و رساندن رسالتش از کربلا تاکربلا بوجودمقدس حضرت زینب کبری(س)وامام سجاد(ع)این بلوغ (سجده واقعی،حیات طیب وهدف خلقت و همان جان طهارت و تولد واقعی در عالم آخرت ) را به تمام و کمال به انسانها رساندند.

همانطور که متذکر شدم میوه ی دل امام حسین (ع) آقائی است که به عدد 9 بدنیا آمد ، یعنی یک خودش بود و هشت ذریه در بطنش ، پس او 9 میشود. در ضمن به عدد نه ، همان جایگاه نوزده که برابر 72 بود ، سجده به اطاعت محض پروردگار عالم را چنان ظاهر نمود که ایشان سید الساجدین زین العابدین لقب گرفت.

 امیدوارم خوب درک کنید و به وجود مقدس ایشان معرفت بیشتری پیدا کنید. او بود که مدت چهل سال ولایتش ( که عدد گنج طهارت است ) با اشکهایش راه عاشورائیان را تا انقلاب فرزندش مهدی(عج الله تعالی فرجه الشریف) شستشو داد.

 ما مدیون تمام نفس نفسهای ایشان با تحمل سختیهایشان هستیم و با عدد 9 وجودشان ، رسالت عرفان عاشورا یعنی ( 10 ) عشر امتحان را به همه ی شیعیانشان با اطاعت محض یعنی سجده ی واقعی و خالصانه برای پروردگار عالم  و اشکها و مناجاتشان ، سوز وگداز عاشورا  را  احیا نمودند و به همه آیندگان رسانیدند. (ظهورعدد19دروجودمبارکش)

وجودمقدسش از نظر ولایی امام چهارم هستند.که عدد 4 ،گنج عشر است و از جمع 1تا4 عدد 10طُهررا ظاهر میکند(10=4+3+2+1)یعنی 4روی 10 واز نظر معصومیت ایشان ششمین معصوم (ص) هستند پس عدد ولایی و معصومیتشان 10 میشود(10=4+6) و در حقیقت به عدد 9 که بطن ده است بدنیا آمده اندو ظهور ولایی و معصومیتشان 10 میباشد،در واقع 9 روی 10 که میشود 19(19=10+9). وعدد ابجد نوزده به حروف برابر 72 است که 72 عدد ابجد کلمه سجده میباشد، که ایشان خود حقیقت سجده و سید الساجدین علیه السلام است. امیدوارم بتوانیم شیعه ی واقعی این عزیز باشیم در دنیا وآخرت.انشاالله    

بلوغ کامل 9 در گنج نوزده بوجود مقدس آقا و سرورمان امام زمان (ص)                                 

وجود مقدس آقا نهمین فرزند نورانی امام حسین(ع) است درحالیکه در زمان تولد امام حسین(ع) که به عدد10 بدنیا آمد ،تولد امام برحق؛امام زمان(ص) پایان عددِ10 وجود مقدس امام حسین(ع)است پس جان حقیقی 9روی ده و جلوه ی کلمه نوزده یعنی نو،زده شد بصورت کامل وبوضوح ظهور پیدا میکند که تمام درس را اگر مطالعه کرده باشید،در این زمان جان جانانش را می بینید.

وجود مقدس امام حسین(ع)گنج ظهور عرش را به عشر در کربلا متجلی ساخت و عالم کنز را به طهارت و رساندن به قلب به میم عدد40 جان 14 و 4روی ده و دهه طُهر میباشد.

درزمان حکومت وجود مقدس امام زمان(ص) ظهورتمام هدف خلقت و گنج آفرینش و ظهور اول فعل خداوند کریم یعنی نور است (ایشان حکومتش نورانی است). سال تولد آقا 256هجری برابر با عددابجد کلمه (نور) است. ظهور (انشاالله هر چه زودتر)آقا زمانی اتفاق می افتد که بقول احادیث 313 یار مخصوص وقابل اعتماد و پاک وصادق داشته باشد.نام مادر بزرگوارش نرجس خاتون است که عددابجد نرجس=313 میشود. اگر سیصدوسیزده را به حروف بنویسیم عددابجدش=256 میشودکه برابرعددابجد نور است. حکومت آقا هم نورانی است. چنانچه حضرت بقیه الله ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می فرماید:

"فی ابنةِ رسول الله (ص)لی اُسوة ً حسنة ً مرا در دخت رسول الله (ص)اُسوه ای نیکوست.{کتاب چهلچراغ(ازکتاب بحارالانوارج53 ، ص180)} این سخن امام زمان(ص) اوج شخصیت معنوی دخت گرامی پیامبر(ص)را بوضوح نشان میدهد و نوع حکومتش را، چون مادر بزرگوارش زهرا(س) است و زهرا یعنی نورانی  ودرخشنده .گویی روش ومنش حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) چندان فاخر و متعالی است که امام زمان(ص) بدان تأسی می جوید.

عدد ابجد نور= 256 که در جمع ارقامش 13 میشود(13=6+5+2) و 13=جایگاه عددی حرف(م)که عدد ابجد(م)=40 است و چهل،اربعین نامیده میشود. اربعین از کلمه (ربع) میاید یعنی سبز شونده وبهار. پس تمام هدف در زمان آقا آمدن بهارِ بدون خزان است.که در این زمان بقول احادیث معتبر رجعت معصومین(ص)وحکومتشان اتفاق می افتد. انشاالله 

ایشان چهاردهمین معصوم(ص) و دوازدهمین امام(ع) هستند که عدد ولایی ومعصومیتشان 26 میشود(26=14+12) که این عدد ورای عالم دنیاست وبرابرباجایگاه عددی حرف(ض)به عدد ابجد800 است. جمع ارقام 26 میشود 8 (8=6+2) که وجود مقدس آقا به ابن الرضا آمده است و فرزند چهارم امام رضا(ع) است به عدد 4 ،این عدد گنج عشر و 4روی ده ودهه ی طُهر است. درحالیکه فرزند نهم امام حسین(ع)است ؛ (ازبلوغ 9)  و از عدد 9 هم از باطن 10 وجود مقدس امام حسین(ع)تمام خزانه ی واحدیت(19) پروردگارعالم در زمانش به تجلی ظهور انسان کامل، حقیقتِ اسماء مبارکش از اجدادطاهرینش(ص) و مادر گرامیش (س) ظهور می نماید."اللهم عجل لولیک الفرج واجعلنی من انصاره واعوانه وشیعته والذابین عنه والمستشهدین بین یدیه" . 

یکی از زیباییهای زمان آقااین است که تمام صفرهای بالقوه ی عالم وجود، در پیشاپیش گنج عشر وجود که خود آقاست به خدمت درمی آیند و تا بینهایت معنای استعداد خود را در خدمت آن والا گهر ارائه می دهند.

در نتیجه هر انسان عاقل هم برای زندگی فردایش مانند یک دانه عمل میکند ،همانطور که یک دانه در مقابل حیات بعدی خود مثل صفر است آنگاه خود را در معرض آب حیات و نور که در باطن ظلمت زمین است قرار میدهد ،گنج حجاب (14)را تحمل میکند تا بتواند قامت الف خود را از ظلمت به نور بکشد تا بالقوه های صفر وجود خودرا بصورت سبزی شاخه وبرگ به نهایت بلوغ 9 و باطن نوزده در سجده ی خالق و عبد بودن و بری شدن از تمام آفات به منزل هستی یعنی بارورشدن وبه گل ومیوه ی خود برسد تا بتواند صفرهای قوای خود را درپیشاپیش الف یا یک وجود خودبه عنوان خوب بندگی کردن به کمال اعلا وبه قرب او برساند آنگاه نتیجه- اش تا بینهایت است تا وقتی در دنیا خداوند کریم آنها را بوسیله ی رسولان و معصومین (ص) سیراب کرد وآنها قنوت کردند وقانت شدند . خداوند مهربان در صورت قبول آنها را به قنات وجود میرساند تا روزی که دستش از عمل کوتاه است،درختهای عملش از قنات عمل خود از فضل خدا سیراب میشوند"جنات تجری من تحتها الانهار". و هرگز قناتش خشک نمیشود.اللهم الرزقنا. با امید اینکه آقا نام مارا در زمره یارانش ثبت کند .انشاالله

" اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن صلواتک علیه و علی ابائه فی هذه الساعة و فی کل الساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک  طوعا وتمتعه فیها طویلا "

منبع: سایت لب الالباب(عذرا شفایی)

خواندن 2894 دفعه

نظر دادن

تماس با ما

اصفهان، شهرک امیریه، خیابان هفتم، فرعی سوم، پلاک 7

03137800803 - 09131649893 - 09131036850

03137800803

 

 آپاراتسروشتلگرامinsta1

logo-samandehi