ورود

عضویت




Search - K2 Improved Search Plugin by Offlajn
جستجو -مجموعه ها
جستجو - تماس ها
جستجو - محتوا
جستجو - خبرخوان ها
جستجو - وب لینک ها
مکان شما:صفحه اصلی»نماز»مطالب خواندنی»طریقه ختم سوره های قرآن

طریقه ختم سوره های قرآن

این مورد را ارزیابی کنید
(36 رای‌ها)
 
4 نظر 

بنام پروردگارم که سر اسماء اعظم خود را با سه حرف "الف"، "س" و "م" (اسم) فاش کرد. که عدد ابجد این سه حرف "101" است و از مجرای ولایت "با" و رسالت "سین" ظهور دارد (بسم).

بنام مولایی که در عین "غیب الغیوبی" ظاهر و در عین "ظهور" غایب است، و با صفات "رحمان" و رحیمش" کل نعمتهایش را بر ما منت نهاد.

این حقیر برای نشان دادن یکی از جلوه های عظمت آیات قرآن و راههای رسیدن به مقاصد و اهداف آن و احتیاجات مردم، از کتابهای آقای علامه مجلسی رحمت الله، احادیث و اقوال پر حکمت را، برای ختم سوره های قرآن انتخاب و بقدر حوصله خواننده جمع آوری کرده ام. به امید آنکه مورد رضای مولایم "امام زمان" و "حجت الله الاعظم" قرار بگیرد. و شاید راهی برای وصل بیشتر مومنان به قرآن باشد.

"در بیان ختومات سور قرآن و خواص و فواید آن"

در بیان ختوم متعلفه به آیات و سور و کلمات قرآنی است

ختم آیه مبارکه "بسم الله الرحمن الرحیم":

 برای هر مطلب در یک مجلس "هفتصد و هشتاد و شش" بار این آیه را بخواند بعد از اتمام "همین عدد صلوات" بفرستد مجرب است و در بعضی نسخ دیده شده که "یکصد و سی و دو مرتبه صلوات" بفرستد. ایضاً جهت هر مهمی "دوازده هزار" بار بخواند و "دو رکعت نماز حاجت" به نیت نماز حاجت بگذارد و "بعد از حمد هر سوره را که خواسته باشد" بخواند به زودی کفایت خواهد شد. ایضاً از بزرگان و مشایخ منقول است که هر که بلیه ای گرفتار شود و راه نجات بر او مسدود گردد بعد از هر نماز "نوزده" مرتبه بگوید "نجاه منک یا سید الکریم نجنا و خلصنا بحق بسم الله الرحمن الرحیم" و اگر در یک مجلس این کلمات را "هفتصد و هشتاد و شش" بار بخواند اکمل و اتم خواهد بود بجهت خلاصی از دست ظالم وحصول مهمات در خلوت "هفتاد و سه مرتبه" رو به قبله با طهارت بخواند و بعد از اتمام "سه مرتبه صلوات" بفرستد و از خدا بخواهد حاجت خود را که انشاء الله تعالی برآورده است.

بجهه هلاک کردن ظالم "هزار بار بسم الله" و "هزار بار الحمدالله" و "هزار بار لا اله الا الله محمد رسول الله" و "هزار بار صلوات" بفرستد دفع آن ظالم شود. و البته مخدول(خوار گردد) و "مداومت" به این آیه موجب "وسعت روزی و صفای باطن" است همچنین از ختوم مجربه قرآنی بجهت قضاء حاجات و علو درجات و هلاک اهل ظلم و فساد این هفت سوره را در ایام هفته به این ترتیب بخواند هر یک را هر روز "چهارده مرتبه" بدون کم و زیاد. "شنبه انا فتحنا"، "یکشنبه یاسین"، "دوشنبه اذا وقعه"، "سه شنبه الرحمن"، "چهار شنبه قل اوحی" ، "پنج شنبه تبارک الذی بیده الملک"، "جمعه الم سجده" ان شاء الله تعالی که مطلب برآورده می شود.

ختم سوره حشر:

از حضرت صادق علیه السلام منقول است که هر که "سوره حشر" را از برای قضاء حوائج و برآمدن امور عظیم "چهل روز" "یکمرتبه بخواند" حاجتش براید و کارش رواج گیرد و اگر یک روز فوت شود ختم را از سر گیرد و بسیاری از اکابر علما از ضروریات شمرده اند.

ختم سوره حدید:

به جهت جمیع مطالب مهمه مجرب فرموده است و طریقه این است که "شب جمعه" در جای خلوتی رو به قبله بنشیند و "با وضو" "هفت نوبت" بی فاصله بخواند و بعد از آن این دعا را بخواند : "بسم الله الرحمن الرحیم اللهم اسئلک بعزتک یا عزیز و بقدرتک یا قدیر بحکمتک یا حکیم و برحمتک یا رحمن و بمنک یا منان ان تحفظنا بالایمان قائماً قاعدا راکعاً ساجداً قائماً و یقظه حیاً و میتا و علی کل حال اعوذ بالله من شر نفسی و من کل ذی شر و من شر شیاطین الجن و الانس و ممن شر کل دابه انت اخذ بنا صیتها ان ربی علی صراط مستقیم و صلی الله علی محمد و ال محمد".

ختم سوره مزمل:

هر که این سوره را "نوشته با خود دارد" در هر جا که رود "فتح و نصرت" قرینش باشد همچنین به جهت درماندگی بخواند گشادگی در کارش حاصل شود و اگر چیزی "گم کرده" باشد تا "ده روز" هر روز "یک مرتبه" این سوره مبارکه را بخواند پیدا شود و اگر میان زن و شوهر ناسازگاری پیدا شود این سوره مبارکه را به شربت بخواند و بیاشامد محب و مهربان شوند. و اگر کسی را "فرزند نشود" زن و شوهر هر دو روزه بدارند و وقت افطار غسل کنند و یکبار سوره مبارکه را به آب بخوانند هر دو از آن بخورند فرزند حاصل شود. انشاء الله و اگر کسی "قرضدار" باشد سوره مبارکه را "مداومت" نماید به این نحو که "بعد از هر نماز" "یک" نوبت بخواند قرض او ادا و خلاص شود. و اگر کسی را "درد اندام" باشد سوره مبارکه را "به روغن بادام تلخ" خوانده و بر اندام مریض بمالند صحت یابد. و اگر "تنگ روزی" باشد تا "چهل روز"، روزی "یک"بار بخواند وسعت پیدا شود. و اگر کسی را سحر کرده باشند روز "یکشنبه" بنویسد سوره را و مسحور بخورد رفع شود و ایضاً جهه "فتح مهمات"، "یازده روز" روزی "یازده بار" بعد از "نماز بامداد" بخواند هنوز روز یازدهم تمام نشده باشد که مراد حاصل گردد. و در هر روز "یازده" بار این دعا را بخواند: "یا مُسَبِّبُ سَبَب یا مُفَتِحَ فَتّح یا مُفَرِجَ فَرِج یا مُدَبِرَ دَبِّر یا مُسَهِلَ سَهلِ یا مُیَسِرَ یَسرِ یا مُتَمِمَ تَمِم بِرحمتکَ یا اَرحمَ اَلراحمینَ". شیخ بهاء الدین سلیمان گوید که از برای هر مطلب که شروع کردم و یک صبح خواندم همان روز مطلب حاصل شد.

ختم سوره فاتحه الکتاب:

که مرحوم مجلسی (ره) و بعضی دیگر از علماء متعرض شده اند و به تجربه رسیده است که ابتداء ختم روز "جمعه" بهترین اوقات بعد از "نماز صبح" است و قبل از صبح "غسل" کرده و بعد از نافله و فریضه صبح و "تسبیح" فاطمه زهرا سلام الله علیها "یکصد" مرتبه بگویید: "الحمدلله رب العالمین علی کل حال" و "صد" مرتبه "صلوات" بفرستید و با کسی توجه ننماید و سخن نگویید بجهت دولت (مال و کار) و به مداومت آن شروع نماید به این نحو که "چهل و یک" سوره حمد را بخواند به نحوی که غلط خوانده نشود بعد از اتمام بلافاصله "سیزده" نوبت این دعا را بخواند "یا مفتح فتح یا مفرج فرج یا مسبب سبب یا میسر یسر یا مسهل سهل یا مدبر دبر یا متمم تمم برحمتک یا ارحم الراحمین". در مدت چهل و یک روز، روزی چهل و یک نوبت در همان وقت و همان مکان بخواند البته هر گاه در وقت یا در مکان یا عدد اختلافی بهم رسد ختم را از سر گیرد و الا بفضل الله تعالی در هفته اول اثرش ظاهر گردد و چون مطلب به عمل آمد (زودتر از چهل روز) هر چند که دولت عظیم بهم رسد باید ختم را در چهل و یک روز تمام کند و در نسخه بنظر رسیده که آیه بسم الله را به لام الحمدلله وصل نماید و در بعضی نسخ معتبره بدون شرط و قیدی مسطور است. به این نحوه که مدت چهل و یک روز، روزی چهل و یک مرتبه بعد از نماز صبح بخواند این دعا را نیز بهمان ترتیب بخواند خداوند او را "غنی" گرداند و قرض او را از خزانه کرم خود ادا فرماید. همچنین به جهت بر "آمدن حاجات" هر که "هر روز" "یکصد" مرتبه سوره فاتحه را به این نحو بخواند جمیع حوائج جزئی و کلی او را خداوند روا فرماید بعد از "نماز صبح" "بیست و یک" مرتبه و بعد از "نماز ظهر" "بیست و دو" مرتبه و بعد از "نماز عصر" "بیست و سه" مرتبه و بعد از "نماز مغرب" "بیست و چهار" مرتبه و بعد از "نماز عشاء" "ده مرتبه" و اگر در هفته اول تاخیر واقع شود هفته دوم بخواند که مجرب و آزموده است. و در بعضی نسخ دیگر به نظر رسیده که ابتداء از روز پنجشنبه نماید و در دو جا اظهار مطلب کند (حاجت خود را در نظر آورد) و یکی در الرحمن الرحیم و یکی در ایاک نعبد و ایاک نستعین و از بعضی مشایخ منقول است که به جهت خوف از سلطان یا از ظالمی پانزده بار بگوید یا مالک یوم الدین و ایاک نستعین از آن شخص ضرر و آسیبی به او نرسد و اگر قاطع الطریق(راهزن یا دزد) یا سبعی(حیوانی) سر راه بر او بگیرد به عدد مذکور بخواند خلاص شود به تجربه رسیده است به کرات و پیوست.

ختم سوره مبارکه قل هو الله :

که از جمله ختوم مجربه و مفید است و سر آمد همه ختم ها است و از برای هر حاجت و مهمی مناسب است، این است که غسل کند و لباس پاکیزه بپوشد و در مکان خلوت و یا کسی نگاه نکند و انگشتر عقیق سرخ یا فیروز در دست نماید و دو رکعت نماز حاجت بگذارد و بعد از حمد هر سوره که خواهد بخواند بعد از نماز "هفت بار" سوره "حمد" را بخواند و "صد" بار "صلوات" بفرستد و "هفتاد و نه" بار سوره "الم نشرح" بخواند بعد از آن "هزار و یک" مرتبه سوره "قل هو الله احد" بخواند و "صد صلوات" بفرستد و سوره حمد را "هفت" مرتبه بخواند و سر را به سجده بگذارد و مطلب خود را از خداوند بخواهد که به اجابت مقرونست و بعضی گفته اند زمان خواندن بوی خوش بخود کند و ابتدا از روز "پنجشنبه" نماید و جمعه هم خوبست و پنجشنبه را روزه بدارد ادب و اولی (بهتر) است و در بعضی کتب وارد است این عمل را در وقتیکه قمر زاید النور باشد به جا بیاورد بهتر است و هیچ شکی در سرعت اجابت این دعوت نیست. و همچنین به جهت هر حاجت از مقاتل مرویست که مدت "هفت" روز بعد از "نماز صبح" هر روز "یکصد" بار سوره توحید را بخواند بدون تکلم خضوع و خشوع هنوز هفته تمام نشده باشد که حاجتش بر آورده شود همچنین به تجربه رسیده است که مدت "هجده روز"، هر روزی "سه" مرتبه بخواند به این نحو که "الله الصمد" را "هزار" مرتبه تکرار نماید و هر روز بعد از اتمام عمل یکبار آیه نور و آخر سوره "انا فتحنا" که اول آن "محمداً رسول الله(ص) اشداء علی الکفار" است تا آخر سوره بخواند و در مکان خلوت رو بقبله باشد مراد حاصل گردد. انشاء الله.

ایضاً مرویست که در مدت "چهل و یک روز" هر روزی "چهل و یک مرتبه" بخواند و بعد از آن دعای یا مفتح فتح را تا آخر که در کیفیت ختم حمد مذکور شد بخواند حاجات دنیویه و اخرویه او برآورده شود. انشاء الله تعالی. مجرب و موثر است ختم در کتب معتبره از کتابهای علماء شیعه به نظر حقیر رسیده که در آیه شریفه "آیه الکرسی" ده وقف است هر که در وقت خواندن آن ده وقف را به عمل آورده و بعد دعا کند دعای او مستجاب است و قاعده آن به این نحو است که ابتداء از انگشت کوچک یمنی (از دست راست) شروع نماید و به هر وقفی که می رسد انگشتی عقد ببندد وختم به انگشت ابهام یسر (دست چپ) می کند و در میان دو عین "یشفع عنده" هر حاجتی که خواهد از "دعاء" خیر طلب کند و در میان دو "میم"، "یعلم ما" بین آنچه در مقوله دفع شر باشد طلب نماید و چون ده وقف تمام شود "سه" مرتبه سوره "الم نشرح" و "سه" مرتبه سوره "قل هو الله احد" بخواند و "سه مرتبه صلوات" بفرستد و سر به سوی آسمان کند و حاجت بخواهد و "ده مرتبه سوره الحمد" را بخواند و بعد از اتمام هر حمد یک انگشت از انگشتان معقوده(بسته شده) را بگشاید و در وقت گشودن انگشتها ابتداء از انگشت ابهام دست چپ شروع نماید تا انگشت خنصر(انگشت کوچک) دست راست که ابتدای عقد از او بوده است و بعد از فتح همه انگشتها به آسمان نظر کند و بدمد و حاجت خود را بخواهد و در بعضی نسخ وارد است که فتح اصابع (انگشتان) بعد از خواندن سوره ها است و در آن نسخه متعرض نشده است که وقت گشودن اصابع فاتحه را بخواند. اگر عامل، به هر دو طریق عمل کند خوب است و در بعضی کتابها طریقه اول را تا چهل روز ذکر کرده اند و به جهت قضا و حاجات تخلف ندارد و مواضع ده وقف از این قرار است "الله لا اله الا هو الحی القیوم1 لا تاخذه سنه و لا نوم2 له ما فی السموات و ما فی الارض3 من ذالذی یشفع عنده الا باذنه4 یعلم ما بین ایدیهم5 و ما خلفهم6 و لا یحیطون بشیء من علمه7 الا بما شاء وسع کرسیه السموات و لارض8 و لا یوده حفظهما9 و هو العلی العظیم10" و در بعضی نسخ محل وقف ششم بعد از و ما خلفهم بنظر رسیده مرویست که هر که را مهم پیش آید و در آن عاجز بماند باید "غسل" کند به نیت آن مهم و آیه الکرسی را بخواند بطریق ده وقف و در میان دو عین یشفع عنده آن مهم را بخاطر بگذراند آن مهم بموجب دلخواه او برآید و هر دعائیکه کند مستجاب است و اگر دشمن صعب (سخت) داشته باشد به نیت مغلوب شدن او شروع در ختم نماید تا هر چند روز که می تواند بخواند و در میان دو میم یعلم ما بین ایدیهم دشمن را به نظر آورد البته بی شک آن دشمن مغلوب گردد. و گفته اند این عمل از جمله مجربات است ایضاً بزرگان و اکابر گفته اند که، کسی به عدد ابجد نام خود بخواند ابوابِ فتوحات بر روی آن گشاده گردد و سعادت به او رو می آورد و فقر وفاقه از او دور می گردد و اگر از برای تحبیب (محبت محرمها) شرعی به عدد اسم طالب و مطلوب خوانده شود اثر عجیبی دارد. همچنین در نسخه ملاحظه شد که اگر کسی را مهم باشد و خواهد زود کفایت شود به صحرایی رود که در آن آدمی نباشد و خطی بر گرد خود بکشد و رو به قبله به تواضع بنشیند و "هفتاد" بار آیه الکرسی را تا هو العلی العظیم بخواند بی شک در آن روز حاجت او برآورده می شود و در آن نسخه نوشته بود هذا مجرب و لا شک و لا ریب فیه.

ختم سوره مبارکه انعام :

مرویست که هر که خواهد روزی بر وی فراخ گردد و حاجتش روا شود شب روز پنجشنبه یا جمعه یا شب جمعه روی به قبله بنشیند اول سوره فاتحه را بخواند و شروع کند به خواندن سوره انعام تا "ما اوتی رسل الله" پس بلافاصله برخیزد و دو رکعت نماز بکند و در هر رکعت بعد از حمد هفت بار آیه الکرسی و هفت مرتبه سوره انا اعطیناک بخواند چون فارغ شود به همان نحو رو به قبله و ابتدا کند از "الله یعلم حیث یجعل" تا آخر سوره بخواند و بعد سر به سجده بگذارد و "هفتاد" بار بگوید "لا اله الا الله محمد رسول الله" آنگاه حاجت خود را بخواهد که انشاء الله بر آورده است.

ختم سوره احقاف:

در کتاب ختومات قرآن وارد است که هر که در مهلکه گرفتار شود این سوره را سه مرتبه بخواند خلاصی یابد انشاء الله.

ختم سوره مبارکه مومنون:

هر که را مهمی عظیم و مهلکه خطیری پیش آید که از علاج او عاجز باشد "یکصد و چهل" بار این سوره را بر سبیل اتصال(پشت سر هم) بخواند و به جز به جهت ضرورت اکل شرب (خوردن و آشامیدن) و نماز از جای خود بر خیزد از آن ورطه خلاص شود و هیچ مکروهی به او نمی رسد.

ختم سوره بنی اسرائیل:

به جهت هر امر عظیمی و مشکلی که او را روی دهد و هر حاجت و مطلبی که داشته باشد هفت مرتبه بلافاصله تلاوت نماید البته مهم او کفایت خواهد شد.

ختم سوره مبارکه طه:

هر که بخواهد رزق او برسد از جائیکه گمان نداشته باشد و دلها از برای او نرم گردد و بر دشمنان غالب آید و وقت خواندن آن از طلوع فجر صادق است یک مرتبه.

ختم سوره حم دخان:

از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقولست که "هر که این سوره را بجهه کفایت مهمات هفت بار جمیع مهمات وی به زودی کفایت شود و اگر این سوره را بنویسد و با خود دارد از شر دیو و پری ایمن باشد و در نظر مردم با هیبت بود و مردم او را دوست دارند".

ختم سوره مبارکه یس:

 هر حاجتی که داشته باشد به نیت قضاء (بر آورده شدن حاجت) وضو بگیرد به جهت استجابت دعا و تلاوت قرآن رو به قبله با حضور قلب صد بار صلوات بفرستد و شروع در خواندن سوره نماید و حاجت خود را در سه جا به خاطر بگذراند و از خدا بخواهد حاجت خود را "یکی بعد از امام مبین" و یکی بعد از "فی فلک یسبحون" و دیگری بعد از "سلام قولا من رب رحیم" و چون به این سلام برسد آن را "سی و چهار" بار یا "چهارده" بار یا هفت بار مکرر کند و چون از سوره فارغ شود بگوید: "سبحان المفرج عن کل محزون سبحان المخلص عن کل مشحون سبحان المنفس عن کل مذیون سبحان العالم عن کل مکنون سبحان من جعل خزائنه بین الکاف و النون سبحان من اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون فسبحان الذی بیده ملکوت کل شیء و الیه ترجعون. پس بگوید:"اللهم افتح لی ابواب رحمتک و ابواب خزائنک بحق سوره یس و بفضلک و کرمک یا ارحم الراحمین". پس صد نوبت بگوید یا "مفرج الهم" و بعضی گفته اند که در آیه جمیع "لدینا محضرون" نیز حاجات خود را به قاضی الحاجات عرض نماید و قدرت حق را در اجابت مشاهده کند.

 نوع دیگر اینکه سوره را بخواند چون به آیه "سلام" برسد "هفتاد" مرتبه تکرار نماید و مطلب را از حق تعالی بخواهد که مجرب است طریقه دیگر آنکه از روز جمعه شروع کند تا روز پنجشنبه و هر روز سه بار بخواند و در عرض یک هفته بیست و یک بار خوانده شود و هر روز بعد از فراغ دعای "یا من تحل به عقده المکاره" را در صحیفه سجادیه بخواند و اگر بتواند در یک مجلس بیست و یک مرتبه سوره را بخواند از برای هر مطلب مجرب است لکن به جهت وسعت رزق در روز پنجشنبه و به جهت دفع دشمن در روز سه شنبه و به جهت رفعت و عزت در روز یکشنبه بخواند.

ختم سوره و النجم:

از حضرت امام جعفر صادق مأثور است که "هر که این سوره را به جهت بر آمدن حاجات بیست و یک بار بخواند حاجت او به زودی بر می آید و روا می شود".

ختم سوره و الذاریات و طلاق و مزمل و الم نشرح:

از برای امر معیشت و وسعت در مال و منال و مرزوق بودن "من حیث لا یحتسب" ( از هر لحاظ که حساب کنید) به نوعی که عقول و افکار از کیفیت آن عاجز باشد مداومت کردن به این چهار سوره است هر روز بر سبیل استمرار و اگر یک روز فوت شود قضاء نماید و این عمل مجرب و آزموده است و علیک بالتجربه (بر شماست که تجربه کنید) چنانچه مداومت کردن سوره و الذاریات در همه اوقات روز موجب دولت و ثروت می شود.

ختم سوره ق:

اگر کسی خواهد که در دولت و نعمت بر وی گشاده گردد و ابواب خیر بر او مفتوح شود باید هر روزی سه مرتبه با وضو رو به قبله با ترتیل متصل بهم بخواند و از خداوند بخواهد مرزوق خواهد شد.

ختم سوره اذا وقعه:

برای وسعت رزق و توسعه در امر معیشت تاثیر غریب دارد و از مجربات است که تخلف ندارد باید از شب شنبه شروع بکند و از شب شنبه "سه" دفعه و هر شب یکی اضافه کند و بخواند تا شب جمعه هشت بار بخواند تا مدت پنج هفته همین نحو معمول دارد و قبل از شروع کردن در سوره در هر شب این دعا را بخواند: "اللهم ارزقنا رزقاً حلالاً و اسعاً طیباً من غیر کد و استجب دعوتی من غیر رد و اعوذ بک من فضیحتی الفقر و الدین و ادفع عنی هذین بحق الا ما مین السبطیین الحسن و الحسین علیهما السلام".

همچنین طریقه دیگر باید از شب جمعه ابتدا نماید و هر شب پنج مرتبه بخواند که مجموعاً "چهل و یک" مرتبه که سوره میخواند یک مرتبه نیز این دعا را بخواند هر که این ختم را بجا آورد توانگر گردد و دعا این است: "اللهم ان کان رزقی فی السماء فانزله و ان کان فی الارض فاخرجه و ان کان بعیدا فقربه و ان کمان قریباً فیسره و ان کان قلیلاً فکثره و بارک لنا فیه برحمتک یا ارحم الراحمین" ایضاً تا چهل روز سوره اذا وقعه و مزمل و الیل و الم نشرح هر یک را یکبار به این ترتیب بخواند به جهت اداء دین و دفع فقر و وسعت رزق مجرب و آزموده است و بعد از خواندن چهار سوره در هر روز این دعا را بخواند "یا رازق السائلین یا راحم المساکین یا ولی المومنین یا غیاث المستغیثین یا ارحم الراحمین صل علی محمد و آل محمد و اکفنی بحلالک عن حرامک و بطاعتک عن معصیتک و بفضلک عمن سواک یا اله العالمین و صلی الله علی محمد واله اجمعین".

ختم سوره انا فتحنا:

ایام جمعه بسیار خوبست و به سبب این ختم بسیار به مطلب رسیده اند. ابتدا کند از روز شنبه روزی پنج مرتبه بخواند و هر روز یک بار اضافه کند تا روز جمعه یازده مرتبه بخواند بعد از هر مرتبه سوره "اذا جاء نصر الله" بخواند چون چهل و یک مرتبه تمام شود این دعا را بخواند "یا مفتح فتح یا مفرج یا مسبب سبب یا میسر یسر یا مسهل سهل یا متمم تمم برحمتک یا ارحم الراحمین".

ختم سوره مبارکه حمد:

سوره حمد را با این آیه تا "ده" روز هر روز "یازده" مرتبه بخواند که مجموع یکصد و ده مرتبه شود برای هر مطلبی کلی و جزیی و هر حاجت که داشته باشد مجرب است و بزودی مقرون است به اجابت آیه اول. آیه اول این است "ثم انزل علیکم من بعد الغم تا ولله علمیم بذات الصدور" و از سوره آل عمران(آیه 153) و آیه دوم این است از سوره "انا فتحنا" (آیه آخر این سوره مبارکه) "محمد رسول الله" تا آخر سوره و بعد بگوید "رب سهل و لا تعسر علینا یا رب".

ختم سوره مبارکه عم:

هر که در مدت یکسال هر روز یک بار مداومت نماید سال دوم زیارت خانه خدا مرزوق او شود و جمعی تجربه کرده اند.

ختم سوره والیل:

تا "چهل" شب هر شب "چهل" دفعه بخواند و هر وقت به آیه "و ما لاحد عنده من نعمه تجزی" برسد این آیه را سه مرتبه تکرار کند از برای فتوحات الی غیر النهایه و برای کثرت مال اثری عجیب و نفعی غریب دارد که عقول از کیفیت آن عاجز است این ختم مراعات تقوی و احتراز از متناهی(نهی ها) و بلکه شبهات شرط است. همچنین بزرگان گفته اند هر که تا "سه" شب پی در پی سوره والیل و سوره والشمس را هر یک هفت بار بخواند و "سی" مرتبه بگوید: "بسم الله الرحمن الرحیم تبارک الله رب العالمین و لا حول و لا قوه الا بالله العظیم". هر مراد که داشته باشد حاصل گردد و جمعیت بسیار باید، ان شاء الله تعالی. ایضاً در بعضی از کتب به نظر رسیده که هر کس طالب مال دنیا باشد بعد از نماز عشا "هفت" مرتبه سوره "والشمس" و "هفت" مرتبه سوره "قل یا الها الکافرون" و "هفت" مرتبه سوره "اخلاص" و "هفت" مرتبه سور "معوذتین" را بخواند و بعد از آن "هفت" مرتبه بخواند "اللهم الجعل لی من امری فرجاً و مخرجاً" و بخواند در شب اول یا دوم یا سوم یا چهارم یا پنجم یا ششم مال بسیار یابد و اگر به اجابت نرسد خلل و نقصانی در شرایط دعاها می باشد.

ختم سوره والضحی:

هر که چهل مرتبه بلافاصله بدون تکلم رو به قبله و با طهارت در ایام متبرکه که مثل شب جمعه و امثال آن به هر نیتی البته حاجتش بر آورده است.

ختم سوره معارج:

اگر کسی این سوره را در شب بخواند محتلم نشود.

ختم سوره مبارکه طلاق:

هر که سوره طلاق را به نیت محبت یا ادای قرض "بیست و یک" بار بخواند نافع و مجرب است و به جهت وسعت رزق سه مرتبه بخواند توسعه پیدا شود رزقش.

ختم سوره القارعه:

به جهت برآمدن حاجات و کفایت مهمات در یک مجلس "یکصد و هشتاد" بار بخواند حاجت او روا شود.

ختم آیه الکرسی:

به جهت بقای اولاد و سالم ماندن از جمیع بلیات "چهل" مرتبه تا "و هو العلی العظیم" بنویسد و بر کودک بندد سالم بماند.

ختم سوره و الشمس:

به جهت هر مطلب سه روز وقت طلوع آفتاب به سجده رفته "سه" مرتبه سوره را بخواند و در "فألهمها" حاجت خود را از دل بگذراند تا "سه" روز به همین منوال البته آن حاجت در همان ساعت روز بر آورده خواهد شد و باید ابتدا از روز چهارشنبه نماید و در روز جمعه ختم کند و اگر مطلب دفع دشمن باشد وقت غروب آفتاب این عمل را به همین نحو به جا آورد مجرب است. مرویست (روایت شده) از جهت توانگری در روز چهارشنبه آخر ماه صفر هم یک سوره الم نشرح و والتین و اذا جاء نصرالله و قل هو الله احد را هفت نوبت بخواند از مال دنیا بی نیاز گردد.

ختم سوره الم نشرح:

به جهت هر مطلب در سه روز اول سوره فاتحه را "هفت" بار بخواند و "هشتصد" بار صلوات بفرستد و "هشتاد" بار الم نشرح بخواند و بعد از آن "هزار و یک" بار سوره توحید را بعد از آن "هفت" بار فاتحه بخواند و "صد" مرتبه صلوات بفرستد. من ضامن که سه روز نگذرد که مراد حاصل گردد. و به جهت وسعت رزق "چهل و یکبار" سوره الم نشرح را بخواند مراد حاصل است ان شاء الله.

ختم سوره قل یا ایها الکافرون:

در کتاب عده الداعی از حضرت رسول اکرم ﷺ مرویست(روایت شده) که هرکس بامداد بعد از نماز صبح روز جمعه قبل از طلوع آفتاب ده بار این سوره را بخواند و "صد" بار صلوات فرستد به این طریق "اللهم صل علی النبی الامی محمد و اله و سلم" هر مرادی که داشته باشد بی شک بر آورده خواهد شد. راوی گوید من آن را تجربه کردم.

ختم سوره انا انزلناه:

به جهت وسعت رزق هر روزی "ده" مرتبه بعد از نماز صبح بخواند و قدرت حق را مشاهده نماید و از جمله مجرب است بعضی از علماء و اهل دعا گفته اند اگر کسی این سوره را از برای هر حاجتی و مطلبی "سیصد و شصت" بار بخواند آن حاجت بر آورده می شود و به همین عدد از برای دفع فقر و احتیاج و از برای غنی و ثروت و توانگری و اداء دین از مجربات است و از حضرت صادق علیه السلام حدیثی وارد است که "هرکه مداومت کند به این سوره روزی او از جایی رسد که گمان نداشته باشد" و بعضی گفته اند که عدد ختم آن سیصد و چهار است.

ختم سوره انفطار:

از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقولست که "هر که خواندن این سوره را مداومت کند در هر کاری و جائیکه درماند هفتاد بار بخواند نجات یابد و اگر به همین عدد محبوس یا اسیر بخواند خلاص گردد و اگر آیه ما غرک بربک الکریم را از این سوره بر پوست سبع(حیوان حلال گوشت) بنویسد و با خود دارد روزی او، فراخ گردد و در معاملات منفعت تام یابد به شرط آنکه وقت نماز از خود دور کند".

ختم سوره تکویر:

از همان حضرت مرویست "که به جهت خلاصی از بلیات بیست و یکبار بخواند" و همچنین این سوره را در وقت آمدن باران صد بار بخواند و از خدای تعالی حاجت خود را بخواهد البته روا شود و اگر این سوره را بر گلاب بخوانند و قدری از آن در چشم کشند روشناییش زیاد شود و اگر این سوره را بر چشمی خوانند که رمد (بیماری چشم) داشته باشد یا مرض دیگر شفا یابد البته.

ختم سوره مبارکه تکاثر:

از برای هر مطلبی از حضرت صادق علیه السلام منقول است که "دویست و بیست و پنج" بار بخواند در جایی خلوت و با آرامش بخواند و بعد از آن "هزار" مرتبه "صلوات" بفرستد که انشاء الله بر آورده است.

ختم سوره مبارکه مجادله:

به جهت غلبه کردن بر دشمن "سه" بار بخواند بر مشتی خاک و به طرف دشمن بریزد مقهور گردد و اگر بر بیمار خواند ناخوشی وی تسکین یابد و اگر بخواندن این سوره مداومت نماید از شر هر ذی شری ایمن گردد و اگر میان انبار غله بگذراند از هر موذی و مفسدی ایمن باشد.

ختم سوره مبارکه ماعون:

اگر کسی بخواهد فقر و درویشی از خانواده او برداشته شود "چهل و یک" بار این سوره را بخواند فرزندان او محتاج نگردند در حفظ حمایت خداوندی باشد تاروز دیگر.

 ختم سوره القارعه:  

به جهت بر آمدن هر مطلب و مهمی "یکصد و هشتاد" بار بخواند مجرب است و اگر کسی معیشت بر وی تنگ باشد بنویسد و با خود دارد روزی او وسیع گردد.

ختم سوره مبارکه والعادیات:

اگر این سوره را بسیار بخواند قرضش ادا شود و حامل آن ایمن گردد و اسباب وسعت رزق به جهت وی آماده شود و اگر بعدد اسم مبارک علی علیه السلام "110" مرتبه بخواند که این سوره در شان او نازل شده است روزی او برسد "من حیث لا یحتسب"(از هر نظر که حساب کنید) و از جائیکه گمان نداشته باشد.

ختم سوره مبارکه ماعون:

به جهت فتوحات عظیمه از شب دوشنبه تا یازده شب شبی "پانزده" مرتبه این دعا را بخواند در هر مرتبه بعد از اتمام سوره این آیه را بخواند "یا ایها الذین امنوا ارکعوا و اسجدوا و اعبدوا ربکم و افعلوا الخیر لعلکم تفلحون "و "پانزده" بار صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد و بعد سجده کند و حاجت خود را بخواهد که بر آورده است.

ختم سوره مبارکه فیل:

در بعضی از کتب مسطور است که هرکه در شب سه شنبه یا چهار شنبه این سوره را بخواند بعدد هر حرفی که در خود این سوره است و هر دفعه رو به جانب دشمن کند و بد مد دشمن هلاک شود و این سوره بیست و سه کلمه و نود و هشت حرف است.

:: موضوعات مرتبط: اسرار سور قرآن کریم(اسرار شاهراه ها 1و 2و ختم سور)
 
یک نظر 

در مجلس نوزدهم بحار الانوار، شیخ صدوق علیه الرحمه روایت کرده از عالم آل محمد، جعفر بن محمد صادق علیه السلام که فرمود:" فرمود حضرت امیر المومنین علیه السلام که تعلیم فرمود به من حبیب من حضرت خاتم الانبیاء ﷺ چیزی را که محتاج نشدم هرگز به دوای اطباء عرض کردند چه چیز است یا امیرالمومنین. فرمودند: سی و هفت آیه از قرآن مجید که مشتمل است بر کلمه تهلیل، در بیست و چهار سوره. ابتدا از سوره بقره تا سوره مزمل نخواند آن را مکروبی مگر آن که برطرف کند خدا کرب او را، و نه مدیونی مگر آن که خدا ادا کند دین او را، و نه غریبی مگر آن که برگرداند خدا او را به شهر خودش، و نه حاجتمندی مگر آن که برآورد خدا حاجت او را، و نه ترسانی مگر آن که ایمن گرداند خدا او را از ترس، و هر کس بخواند آن را در هر روزی وقتی که صبح کند بیرون شود از دل او شقاق و نفاق، و دفع کند خدا از او هفتاد نوع از انواع بلیات را که آسان تر آن ها جذام و جنون و برص است و زنده کند خدا او را سیراب و بمیراند او را سیراب و هر مسافری بخواند آن را نبیند در سفر خود مگر خیر و خوشی و هر کس بخواند و بخوابد موکل فرماید خدا بر او هفتاد ملک که محافظت نمایند او را از شر شیطان و لشکر او تا صبح و بوده باشد در روز از محفوظین و مرزوقین تا داخل شب شود و هر کس بنویسد آن را و بشوید با آب باران و بنوشد نرسد به بدن او بدی و نه مرضی و نه چیزی از چشم جن، و همیشه محفوظ بوده باشد از چشم زخم و هر آفتی، و دفع شود از او هر بلائی در دنیا و روزی او گشاده گردد، در نهایت وسعت و ایمن باشد از هر شیطانی سرکش و از هر قومی عنید، و نرود از دنیا تا بنماید خداوند به او در خواب مجلس و محل او را در بهشت". مولف گوید تا اینجا ترجمه عبارت بحار بود و چون در بحار در اجمال سی و هفت آیه نوشته بود و در تفصیل سی و شش شمرده لذا مرحوم مغفور جنت مکان شریعتمدار ملاذ الاسلام، آقا سید حسن بن احمد الحسینی النجفی الکاشانی، اعلی الله مقامه کریمه، از تفحص عوض از آن یک آیه، چهار آیه دیگر پیدا کرده اند در چهار سوره اول در سوره نمل، دوم در سوره زمر، سوم در سوره محمد(ص) و یک آیه از سوره غافر که سوره مومن است و چون یک آیه مقصود شده مردد بین سُوَر اربعه بود لذا جناب آقای معظم مرحوم تماماً را نوشته و فرمودند صواب آن است که بفرماید در بحار چهل آیه از بیست و هفت آیه سوره پس آنچه در بحار است سی و هفت آیه در بیست و چهار سوره شاید مستند به سهو، صدوق علیه الرحمه یا مرحوم مجلسی رحمه الله یا ناسخ و کاتب باشد به هر حال نقصان آیات مضر است و زیاده، زیادتی خیر است و لهذا، ابی نصر حسن فضل فرزند طبرسی رحمه الله در کتاب مکارم الاخلاق و مرحوم مجلسی رحمه الله در زادالمعاد در دعای روز عرفه بر آیات بحار بعضی آیه ها افزوده اند. این است آیات مبارکات:

1-سوره مبارکه بقره آیه 163: " والهکم اله واحد لا اله الا هو الرحمن الرحیم".و معبود شما معبودی یگانه است که هیچ معبودی شایسته پرستش جز او نیست، رحمت گستر و مهربان است. 

2-سوره مبارکه بقره آیه 255: "الله لا اله الا هو الحی القیوم لا تاخذه سنه و لا نوم له ما فی السماوات و ما فی الارض من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم و لا یحیطون بشیء من علمه الا بما شاء وسع کرسیه السماوات و الارض و لا یووده حفظهما و هو العلی العظیم".تنها خدا- که هیچ معبودی جز او شایسته پرستش نیست-زنده و برپادارنده هستی است، نه خوابی سبک او را فرا می گیرد و نه خوابی سنگین که از اداره امور جهان بازماند. آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست و اسباب و علل همه از او فرمان می گیرند. کیست آن که جز به اذن او نزد وی شفاعت کند؟ و انجام کاری را سبب شود آنچه را که پیش روی شفاعتگران است و از آن آگاهند و آنچه را که در پی دارند و از آنان نهان است، همه را می داند و آنها به چیزی از دانش او جز آنچه برایشان خواسته است احاطه ندارند. قلمرو فرمانروایی اش آسمانها و زمین را فرا گرفته است و نگهداری آن دو بر او دشوار نیست و اوست بلند مرتبه و بزرگ.

3-سوره مبارکه آل عمران آیات 1و 2: "الم. الله لا اله الا هو الحی القیوم".الف. لام.میم. تنها خدا که هیچ معبودی جز او شایسته پرستش نیست، زنده و برپادارنده هستی است.

4-سوره مبارکه آل عمران آیات 5و 6: "ان الله لا یخفی علیه شیء فی الارض و لا فی السماء. هو الذی یصورکم فی الارحام کیف یشاء لا اله الا هو العزیز الحکیم".او به کسانی که در خور کیفرند آگاه است، که هیچ چیزی نه در زمین و نه در آسمان بر خدا پوشیده نیست. نه تنها به حا ل و کارتان داناست که بی رخصت او راهی نمی پویید چرا که اوست آن که شما را در رحم ها هر گونه بخواهد صورتگری می کند. معبودی شایسته پرستش جز او که مغلوب نمی شود و کارهایش همه از روی حکمت است وجود ندارد.

5-سوره مبارکه آل عمران آیه 18: "شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکه و اولوا العلم قآئما بالقسط".خداوند که در کارهایش عدالت را بر پا داشته گواهی داده است که معبودی شایسته پرستش جز او نیست و فرشتگان و عالمان نیز بر آن گواهی داده اند. 

6-سوره مبارکه آل عمران آیات 18و19: "لا اله الا هو العزیز الحکیم. ان الدین عند الله الاسلام و ما اختلف الذین اوتوا الکتاب الا من بعد ما جاءهم العلم بغیا بینهم و من یکفر بآیات الله فان الله سریع الحساب".آری، معبودی شایسته پرستش جز او که شکست ناپذیر و حکیم است، نیست. دین نزد خدا تسلیم شدن در برابر او و پذیرفتن احکام و حقایقی است که او فرو فرستاده است، و یهودیان و مسیحیان که کتاب آسمانی به آنان داده شده است در دین اختلاف نکردند و مذاهب و ادیان گوناگون پدید نیاوردند مگر پس از آن که دانش بدیشان رسیده بود و اختلافشان به سبب برتری جویی و ستمی بود که میانشان وجود داشت. آنان به آیات خدا که بر پیامبران فرو فرستاده شده بود کافر شدند، و هر کس به آیات خدا کافر شود، به سزایش خواهد رسید، چرا که خداوند اعمال بندگان را به سرعت و همان گاه که انجام می شود حسابرسی می کند.

7-سوره مبارکه آل عمران آیه 62: "ان هذا لهو القصص الحق و ما من اله الا الله و ان الله لهو العزیز الحکیم".آری، داستان واقعی عیسی همین است که ما از آن یاد کردیم نه آنچه مسیحیان پنداشته اند و هیچ معبودی شایسته پرستش جز خدا نیست و به راستی خداست آن مقتدری که در اراده خود مغلوب نمی گردد و دانایی است که کارهایش همه از روی حکمت است.

8-سوره مبارکه نساء آیات 86و87: "و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها ان الله کان علی کل شیء حسیبا. الله لا اله الا هو لیجمعنکم الی یوم القیامه لا ریب فیه و من اصدق من الله حدیثا". و چون به شما سلام شود، با سلامی نیکوتر سلام را پاسخ دهید، یا مانند همان را باز گردانید که خداوند حسابگر هر چیزی است. به فرمانهای الهی پای بند باشید، زیرا قطعاً خداوند که معبودی شایسته پرستش جز او نیست، شما را در روز قیامت که هیچ تردیدی در آن وجود ندارد گرد می آورد تا به شما در برابر اعمالتان سزا دهد و چه کسی از خدا راستگوتر است؟

9-سوره مبارکه مائده آیه 73: "لقد کفر الذین قالوا ان الله ثالث ثلاثه و ما من اله الا اله واحد و ان لم ینتهوا عما یقولون لیمسن الذین کفروا منهم عذاب الیم". کسانی هم که گفتند: خدا یکی از سه اقنوم(پدر،پسر و روح القدوس) است قطعاً کافر شده اند. جز خدای یگانه خدایی نیست. اگر از آنچه می گویند باز نایستند، به کسانی از آنان که کافر شده اند عذابی دردناک خواهد رسید.

10-سوره مبارکه انعام آیه102: "ذلکم الله ربکم لا اله الا هو خالق کل شیء فاعبدوه و هو علی کل شیء وکیل". آن خداوند دانا تدبیر کننده امور شماست. معبودی شایسته پرستش جز او نیست، زیرا او آفریننده هر چیزی است، پس او را بپرستید که او بر پا دارنده و عهده دار هر امری است.

11-سوره مبارکه انعام آیه106: "اتبع ما اوحی الیک من ربک لا اله الا هو و اعرض عن المشرکین".آنچه را که از جانب پروردگارت به تو وحی شده است پیروی کن که معبودی شایسته پرستش جز او نیست، و از مشرکان روی بگردان.

12-سوره مبارکه اعراف آیه 158: "قل یا ایها الناس انی رسول الله الیکم جمیعاً الذی له ملک السماوات و الارض لا اله الا هو یحیی و یمیت فآمنوا بالله و رسوله النبی الامی الذی یومن بالله و کلماته و اتبعوه لعلکم تهتدون". بگو: ای مردم، من فرستاده خدا به سوی همه شما هستم، خدایی که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست. معبودی شایسته پرستش جز او نیست. زنده می کند و می میراند. پس به خدا و رسول او-آن پیامبر درس ناخوانده که خود به خدا و سخنان او ایمان دارد-ایمان بیاورید و از او پیروی کنید، باشد که به نیکبختی سرای آخرت راه یابید.

13-سوره مبارکه توبه آیه 31: "اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون الله و المسیح ابن مریم و ما امروا الا لیعبدوا الهاً واحداً لا اله الا هو سبحانه عما یشرکون". هودیان و مسیحیان از آن روی که بی هیچ قید و شرطی از عالمان و راهبان خود اطاعت کردند، آنها را به منزله پروردگار و معبود خویش شمردند و برای خدا ربوبیتی قائل نشدند. علاوه بر این، نصارا مسیح پسر مریم را نیز پروردگار خود گرفتند در حالی که آنان مامور نبودند مگر این که یک خدا را که جز او معبودی در خور پرستش نیست عبادت کنند. او منزه است از این که به او شرک ورزیده شود. 

14-سوره مبارکه توبه آیه 129: "فان تولوا فقل حسبی الله لا اله الا هو علیه توکلت و هو رب العرش العظیم". پس اگر روی برتافتند و رسالت تو را نپذیرفتند بگو: خدا مرا بس است، زیرا معبودی شایسته پرستش جز او نیست، فقط بر او توکل کرده ام و اوست خداوندگار آن عرش بزرگ. 

15-سوره مبارکه یونس آیه 90: "حتی اذا ادرکه الغرق قال آمنت انه لا اله الا الذی آمنت به بنو اسرائیل و انا من المسلمین". و وارد شکاف دریا شدند. تا آن گاه که فرعون را غرق شدن در رسید، گفت، ایمان آوردم که معبودی شایسته پرستش جز آن کسی که بنی اسرائیل به او ایمان آورده اند، نیست و من از کسانی هستم که تسلیم او شده اند.

16- سوره مبارکه هود آیه 14: "فان لم یستجیبوا لکم فاعلموا انزل انما بعلم الله و ان لا اله الا هو فهل انتم مسلمون". پس اگر دعوت شدگان به شما پاسخ ندادند و نتوانستند شما را برای آوردن همانند قرآن توانا سازند، بدانید که قرآن تنها به علم خدا نازل شده است و معبودی شایسته پرستش جز او نیست، چرا که اگر می بود، شما را در آوردن مثل این قرآن یاری می کرد. اینکه آیا با وجود این دلیل روشن به فرمان خدا گردن می نهید؟

17-سوره مبارکه رعد آیه 30: "و هم یکفرون بالرحمن قل هو ربی لا اله الا هو علیه توکلت و الیه متاب". ولی آنان خدای رحمان را انکار می کنند. بگو: او پروردگار من است. معبودی شایسته پرستش جز او نیست، فقط بر او توکل کرده ام و برای نیازهای خود به او رجوع می کنم.

18-سوره مبارکه نحل آیه 2: "ینزل الملائکه بالروح من امره علی من یشاء من عباده ان انذروا انه لا اله الا انا فاتقون". فرشتگان را با روح- که از عالم امر است- بر هر کس از بندگانش که بخواهد فرو می فرستد، با این پیام که به مردم هشدار دهید که جز من معبودی شایسته پرستش نیست، پس از من پروا کنید و راه اطاعت را در پیش بگیرید.

19-سوره مبارکه طه آیات 7و8: "و ان تجهر بالقول فانه یعلم السر و اخفی. الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنی". و اگر سخن را آشکارا بگویی، از آن آگاه است، زیرا او نهان تو را و نهان تر از نهانت را که حتی خود نیز از آن بی خبری می داند. خداست که معبود شایسته پرستش جز او نیست، زیرا نیکوترین نام ها همه از آن اوست.  

20-سوره مبارکه طه آیات 12و13و14و15: "انک بالوالد المقدس طوی. و انا اخترتک فاستمع لما یوحی. اننی انا الله لا اله الا انا فاعبدنی و اقم الصلاه لذکری. ان الساعه ءاتیه اکاد اخفیها لتجزی کل نفس بما تسعی". که تو اینک در وادی مقدس«طوی» هستی. و من اینک تو را به رسالت برگزیدم، پس به آنچه به تو وحی می شود گوش بسپار. همانا منم خداوند که معبودی جز من شایسته پرستش نیست، پس مرا عبادت کن و برای آن که به یاد من باشی نماز را برپا دار. رستاخیز حتماً آمدنی است. نزدیک است آن را چنان نهان کنم که هیچ خبری از آن ندهم. آری، رستاخیز برپا خواهد شد، تا هر کسی در برابر هر کار نیک و بدی که برای آن تلاش می کند سزا داده شود.

21-سوره مبارکه طه آیه 98: "انما الهکم الله الذی لا اله الا هو وسع کل شیء علما". ای سامری و ای فرزندان اسرائیل، معبود شما تنها خداست که جز او معبودی شایسته پرستش نیست، و دانش او هر چیزی را فرا گرفته است.

22-سوره مبارکه انبیاء آیه 25: "و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحی الیه انه لا اله الا انا فاعبدون". و ما پیش از تو هیچ پیامبری را به رسالت نفرستادیم مگر این که به او وحی می کردیم که :معبودی شایسته پرستش جز من نیست، پس شما و امتهایتان مرا بپرستید.

23-سوره مبارکه انبیاء آیه 87: "و ذا النون اذ ذهب مغاضباً فظن ان لن نقدر علهی فنادی فی الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین". و یونس، همدم آن ماهی را یاد کن،هنگامی که از میان قومش بیرون رفت، در حالی که بر آنان به سبب کفرشان خشم گرفته بود، و گمان کرد که ما هرگز بر او تنگ نخواهیم گرفت، ولی ما او را به کام نهنگ فرو بردیم و او در آن تاریکی ها ندا داد که جز تو خدایی شایسته پرستش نیست که بتوان به او پناه برد، و تو از این که مورد اعتراض باشی منزهی، به یقین من از ستمکاران بودم.

24-سوره مبارکه مومنون آیه 116: "فتعالی الله الملک الحق لا اله الا هو رب العرش الکریم".خداوند که فرمانروای هستی است و هیچ امری را جز به حق مقرر نمی کند، والاتر از آن است که شما را بیهوده بیافریند. هیچ معبودی شایسته پرستش جز او نیست. اوست پروردگار آن عرش ارجمند و زمام همه امور به دست اوست.

25-سوره مبارکه نمل آیات 25و26: "و یعلم ما تخفون و ما تعلنون. الله لا اله الا هو رب العرش العظیم". و آنچه را که پنهان می کنید و آنچه را که آشکار می سازید همه را می داند. خداست که هیچ معبودی جز او شایسته پرستش نیست و خداوندگار عرش بزرگ است.

26-سوره مبارکه قصص آیه 70: "و هو الله لا اله الا هو له الحمد فی الاولی و الآخره و له الحکم و الیه ترجعون". تنها پروردگار تو دارای مقام الوهیت است. جز او معبودی شایسته پرستش نیست. در دنیا و آخرت همه ستایش ها به او اختصاص دارد، حکمرانی، چه در تکوین و چه در تشریع، از آن اوست و برای پاداش و جزا به سوی او بازگردانده می شوید. 

27-سوره مبارکه قصص آیه 88: "و لا تدع مع الله الها آخر لا اله الا هو کل شیء هالک الا وجهه له الحکم و الیه ترجعون". با وجود خداوند، معبود دیگری مخوان، زیرا جز او معبودی که شایسته پرستش باشد وجود ندارد، چرا که هرچه جز خداست نابود می شود و حاکمیت و تدبیر جهان هستی در اختیار اوست و شما به او باز گردانده می شوید.

28-سوره مبارکه فاطر آیه 3: "یا ایها الناس اذکروا نعمت الله علیکم هل من خالق غیر الله یرزقکم من السماء و الارض لا اله الا هو فانی توفکون". ای مردم، نعمت های خدا را که به شما ارزانی داشته شده است به خاطر آورید. آیا آفریدگاری جز خدا از آسمان و زمین به شما روزی می دهد؟ پس معبودی سزاوار پرستش جز او نیست. شما تا کی از حق بازداشته می شوید و به شرک روی می آورید؟

29-سوره مبارکه صافات آیات 34و35و36و37: "انا کذلک نفعل بالمجرمین. انهم کانوا اذا قیل لهم لا اله الا الله یستکبرون و یقولون اثنا لتارکوا آلهتنا لشاعر مجنون. بل جاء بالحق و صدق المرسلین". به یقین، ما با همه مشرکان گناه پیشه همین گونه رفتار خواهیم کرد. زیرا هنگامی که به آنان گفته می شد: معبودی شایسته پرستش جز خدا نیست، بر گردنکشی خود اصرار می ورزیدند. و می گفتند: آیا به راستی ما برای شاعری مجنون معبودانمان را رها سازیم؟ نه، محمد شاعر و مجنون نیست، او قرآن را که سراسر حق است آورده و پیامبران پیشین را تصدیق کرده است. 

30-سوره مبارکه ص آیه65: "قل انما انا منذر و ما من اله الا الله الواحد القهار". ای پیامبر، بگو: من در پی ثروت و مقام نیستم، بلکه پیامبری بیم دهنده ام، و جز خدای یگانه که بر هر چیزی غالب است معبود شایسته پرستشی نیست. 

31-سوره مبارکه زمر آیه 6: "خلقکم من نفس واحده ثم جعل منها زوجها و انزل لکم من الانعام ثمانیه ازواج یخلقکم فی بطون امهاتکم خلقاً من بعد خلق فی ظلمات ثلاث ذلکم الله ربکم له الملک لا اله الا هو فانی تصرفون".خداوند شما را از یک تن آفرید، وهمسرش را از جنس او قرار داد و برای شما از دام ها هشت تای پدید آورد(شتر، گاو،میش و بز، نر و ماده آنها(شما را در شکم مادرانتان آفرینشی پس از آفریش دیگر، در تاریکی های سه گانه(شکم، رحم و مشیمه) خلق می کند. این است خدا که پروردگار شماست اوست که کارهای شمار را به سامان می رساند، و فرمانروایی فقط از آن اوست. جز او معبودی شایسته پرستش نیست، پس چگونه از عبادت او باز گردانده و به پرستش غیر او برده می شوید؟ 

32-سوره مبارکه غافر آیه 3: "غافر الذنب و قابل التوب شدید العقاب ذی الطول لا اله الا هو الیه المصیر". همو که بخشنده گناه و توبه پذیر و سخت کیفر و بخشنده نعمت های مستمر است. جز او هیچ معبودی شایسته پرستش نیست و بازگشت همگان فقط به سوی اوست.

33-سوره مبارکه غافر آیه 62: "ذلکم الله ربکم خالق کل شیء لا اله الا هو فانی توفکون". این است خداوند که پروردگار شماست و امورتان را تدبیر می کند. آفریننده هر چیزی است و معبودی شایسته پرستش جز او نیست، پس چگونه از پرستش او باز داشته و به عبادت غیر او کشانده می شوید؟

34-سوره مبارکه غافر آیه 65: "هو الحی لا اله الا هو فادعوه مخلصین له الدین الحمدلله رب العالمین". اوست که زنده است و معبودی جز او نیست، پس او را در حالی که عبادت خود را ویژه او ساخته اید بخوانید و بپرستید. ستایش، همه از آن خدا پروردگار جهان هاست.

35-سوره مبارکه دخان آیات 7و8: "رب السماوات و الارض و ما بینهما ان کنتم موقنین لا اله الا هو یحیی و یمیت ربکم و رب آبائکم الاولین". همان پروردگار آسمان ها و زمین و آنچه میان آنهاست. اهل یقین این حقیقت را دریافته اند. شما هم اگر اهل یقین باشید آن را در خواهید یافت. هیچ معبودی جز او نیست. همواره حیات می بخشد و می میراند. پروردگار شما و پروردگار پدران نخستین شماست. 

36-سوره مبارکه محمد آیات 18و19: "فانی لهم اذا جاء تهم ذکراهم. فاعلم انه لا اله الا الله و استغفر لذنبک و للمومنین و المومنات و الله یعلم متقلبکم و مثواکم". ولی در آن هنگام که دوران عمل گذشته است چگونه این یاد آوری برای آنان سودمند است؟ حقیقت این است که هیچ معبودی جز خدا نیست. تو این را می دانی؛ پس بر طبق دانش خود عمل کن و برای گناه خویش و برای مردان و زنان با ایمان آمرزش بخواه، تا از کسانی نباشی که خدا بر دلهایشان مهر می نهد، که خدا به احوال شما آگاه است و جنب و جوش و آرام و قرارتان را می داند. 

37-سوره مبارکه حشر آیات 21و22: "لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعاً متصدعاً من خشیه الله و تلک الامثال نضربها للناس لعلهم یتفکرون. هو الله الذی لا اله الا هو عالم الغیب و الشهاده هو الرحمن الرحیم". اگر ما این قرآن را بر کوهی فرو فرستاده بودیم، آن را با همه صلابت و عظمتش، در برابر خدا خاشع و از ترس او از هم پاشیده می دیدی. ما این مثل ها را برای مردم می زنیم، باشد که در قرآن بیندیشید. اوست خدایی که جز او معبودی شایسته پرستش نیست و به نهان و آشکار جهان داناست. اوست که گسترده مهر و مهربان است.

38-سوره مبارکه حشر آیات 23و24: "هو الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس السلام المومن المهیمن العزیز الجبار المتکبر سبحان الله عما یشرکون. هو الله الخالق الباری المصور له الاسماء الحسنی یسبح له ما فی السماوات و الارض و هو العزیز الحکیم". اوست خدایی که جز او معبودی شایسته پرستش نیست؛ همان فرمانروایی که تدبیر امور بندگان در اختیار اوست و در کمال پاکی و طهارت است. با بندگانش برخوردی سالم و درست دراد. ایمنی بخش، برتری چیره، شکست ناپذیر،جبران کننده کاستی ها و بزرگ منش و با عظمت است. منزه است خدا از این که به او شرک ورزند. اوست خدا که آفریننده،پدید آورنده و صورت آفرین است؛ نیکوترین نام ها تنها از آن اوست. آنچه در آسمانها و زمین است او را به پاکی و پیراستگی از هر عیب و نقصی یاد کرده اند و اوست آن مقتدر شکست ناپذیری که کارهایش همه استوار و متقن است.

39-سوره مبارکه تغابن آیات 12و13: "فانما علی رسولنا البلاغ المبین. الله لا اله الا هو و علی الله فلیتوکل المومنون". پیامبر شما را به انجام فرمان الهی و دستورات خود وادار نخواهد کرد، چرا که بر عهده فرستاده ما جز ابلاغ آشکار پیام چیزی نیست، خداست که معبودی شایسته پرستش جز او نیست؛ پس غیر او را فرمان نبرید که فرمانبرداری خود نوعی پرستش است، و مومنان باید در امور خود تنها برخدا توکل کنند. 

40-سوره مبارکه مزمل آیه 9: "رب المشرق و المغرب لا اله الا هو فاتخذه وکیلا". اوست پروردگار خاور و باختر، معبودی شایسته جز او نیست، پس او را در همه امورت-امور تکوینی و تشریعی-کارساز خویش برگیر.

ربنا های قرآنی

41-سوره مبارکه بقره آیه 126:"رب اجعل هذا بلداًً آمناً وارزق اهله من الثمرات من آمن منهم بالله و الیوم الآخر". پروردگارا، این سرزمین را شهری امن قرار داده، و از مردمش کسانی را که به خدا و روز قیامت ایمان آورده اند، از میوه ها و محصولات روزی عطا فرما.

42-سوره مبارکه بقره آیه 127: "ربنا تقبل منا انک انت السمیع العلیم". پروردگارا، این عمل اندک را از ما بپذیر که تو خود نیایش ما را می شنوی و از درون ما آگاهی.

43-سوره مبارکه بقره آیه 128: "ربنا واجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امه مسلمه لک و ارنا مناسکنا و تب علینآ انک انت التواب الرحیم".پروردگارا، و ما را در همه امور تسلیم خود گردان و از نسل ما نیز گروهی مقرر دار که در همه حال تسلیم تو باشند، و حقیقت عبادات ما را به ما بنمای و بر ما ببخشای که تو خود توبه پذیر و مهربانی.

44-سوره مبارکه بقره آیه 129: "ربنا وابعث فیهم رسولاً منهم یتلو علیهم آیاتک و یعلمهم الکتاب و الحکمه و یزکیهم انک انت العزیز الحکیم". پروردگارا، در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیز که آیات تو را بر آنها بخواند و به آنان کتاب آسمانی و معارف آن را بیاموزد و آنان را از بدی ها و زشتی ها پاک و پیراسته سازد؛ به یقین تویی آن شکست ناپذیری که همه کارهایش از روی حکمت است.

45-سوره مبارکه بقره آیه 201: "ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه و قنا عذاب النار".پروردگارا، در دنیا به ما بهره ای نیکو که خوشایند توست و در آخرت نیز بهره ای نیکو که خود می پسندی عطا فرما و ما را از عذاب آتش دوزخ نگاه دار.

46-سوره مبارکه بقره آیه 250: "ربنا افرغ علینا صبراً و ثبت اقداما و انصرنا علی القوم الکافرین".پروردگارا، بر ما صبری فراوان فرو ریز، و گامهایمان را استوار دار، و ما را بر این مردم کفر پیشه پیروز گردان.

47-سوره مبارکه بقره آیه 286: "ربنا لا تواخذنا ان نسینا او اخطانا". پروردگارا، اگر تکلیفی را فراموش نمودیم یا خطایی کردیم ما را بر آن مواخذه مکن.

48-سوره مبارکه بقره آیه 286: "ربنا و لا تحمل علینا اصرا کما حملته علی الذین من قبلنا".پروردگارا، هیچ بار گرانی بر عهده ما مگذار، چنان که آن را بر عهده امت هایی که پیش از ما بودند نهادی.

49-سوره مبارکه بقره آیه 286: "ربنا و لا تحملنا ما لا طاقه لنا به واعف عنَّا و اغفرلنا و ارحمنآ انت مولانا فانصرنا علی القوم الکافرین". پروردگارا، و کیفر گناهانمان را که قدرت تحمل آن را نداریم بر ما تحمیل مکن. گناهانمان را از ما بزدای و ما را ببخشای و بر ما رحمت آور. تویی مولای ما، پس ما را یاری فرما و بر مردم کفر پیشه پیروز گردان.

50-سوره مبارکه آل عمران آیه 8: "ربنا لا تزع قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب". آنان می گویند: پروردگارا، پس از آن که ما را هدایت کردی دل هایمان را از شناخت دین منحرف مکن و از جانب خود رحمتی به ما ببخشای که بسیار بخشنده تویی.

51-سوره مبارکه آل عمران آیه 9: "ربنا انک جامع الناس لیوم لا ریب فیه ان الله لا یخلف المیعاد".پروردگارا، بی تردید تو مردمان را در روزی که هیچ تردیدی در آن نیست برای داوری گرد می آوری. این وعده خداست و قطعاً خدا خلف وعده نمی کند.

52-سوره مبارکه آل عمران آیه 16: "ربنا اننا آمنا فاغفر لنا ذنوبنا و قنا عذاب النار". پروردگارا، ما ایمان آوردیم، پس گناهنمان را بیامرز، و ما را از عذاب آتش امان دار.

53-سوره مبارکه آل عمران آیه 35: "رب انی نذرت لک ما فی بطنی محرراً فتقبل منی انک انت السمیع العلیم". پروردگارا، من فرزندی را که در شکم خود دارم برای تو نذر کردم که او را در راه خدمت به تو آزاد بگذارم، پس او را با رضایت از من بپذیر که تو شنونده در خواست ها و دانا به راز دل هایی.

54-سوره مبارکه آل عمران آیه 38: "رب هب لی من لدنک ذریه طیبه انک سمیع الدعا". پررودگارا، از جانب خود فرزندی پاک به من عطا کن که تو دعای بندگانت را می شنوی و آن را اجابت می کنی.

55-سوره مبارکه آل عمران آیه 53: "ربنا آمنا بما انزلت و اتبعنا الرسول فاکتبنا مع الشاهدین".پروردگارا، ما به همه آنچه تو نازل کرده ای(تورات و انجیل) ایمان آوردیم و از این پیامبری که به سوی ما فرستادی پیروی کردیم، پس ما را در زمره کسانی بنویس که بر ابلاغ رسالت فرستادگانت گواهی می دهند.

56-سوره مبارکه آل عمران آیه 147: "ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین". پروردگارا، گناهان ما و زیاده روی ما در کارمان را بر ما ببخشای و گام هایمان را استوار بدار و ما را بر مردم کفرپیشه پیروز گردان.

57-سوره مبارکه آل عمران آیه 193: "ربنا اننا سمعنا منادیاً ینادی للایمان ان آمنوا بربکم فآمنا".پروردگارا، ما ندای ندادهنده ای را که به ایمان دعوت می کرد که؛ ای مردم به پروردگارتان ایمان بیاورید شنیدیم و ایمان آوردیم.

58-سوره مبارکه آل عمران آیه 193: "ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و کفر عنا سیئاتنا و توفنا مع الابرار".پروردگارا، پس گناهان ما را ببخشای و بدی هایمان را از ما بزدای و ما را در حالی بمیران که در زمره نیکان باشیم.

59-سوره مبارکه آل عمران آیه 194: "ربنا و آتنا ما وعدتنا علی رسلک و لا تخزنا یوم القیامه انک لا تخلف المیعاد". پروردگارا، و آنچه به ما وعده داده ای و پیامبرانت آن را بر عهده تو ضمانت کرده اند به ما عطا کن و روز قیامت ما را خوار مگردان که قطعاً تو خلف وعده نمی کنی.

60- سوره مبارکه آل عمران آیات 26و27: "قل اللهم مالک الملک توتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بیدک الخیر انک علی کل شیء قدیر. تولج اللیل فی النهار و تولج النهار فی الیل و تخرج الحی من المیت و تخرج المیت من الحی و ترزق من تشاء بغیر حساب". بگو: خداوندا، ای کسی که فرمانروایی ملک توست، به هر خواهی فرمانروایی می بخشی و از هر که خواهی فرمانروایی باز می ستانی. هر که را خواهی ارجمند می داری و هر که را خواهی خوار می سازی، زیرا نیکی ها همه به دست توست، چرا که تو بر هر کاری توانایی. پیوسته با کاستن از ساعات روز، و افزودن آن بر شب، شب را در روز فرو می بری و با کاستن از ساعات شب و افزودنش بر روز روز را در شب فرو می بری. زنده را از مرده و مرده را از زنده پدید می آوری و هر که را خواهی، بدون درخواست عوض از او روزی فراوان می دهی.

61-سوره مبارکه نساء آیه 75: "ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیا واجعل لنا من لدنک نصیرا". پروردگارا، ما را از این شهری که مردمش ستمگرند بیرون بر، و از جانب خودت برای ما سرپرستی بگمار، و از نزد خویش برای ما یاوری مقرر دار.

62-سوره مبارکه مائده آیه 114: "اللهم ربنا انزل علینا مآئده من السماء تکون لنا عیداً لاولنا و آخرنا و آیه منک و ارزقنا و انت خیر الرازقین". خداوندا، پروردگارا، از آسمان مائده ای بر ما فروفرست تا برای ما عیدی باشد هم نخستین گروه امت ما و هم برای آخرین گروه امتمان و نیز نشانه ای از جانب تو باشد، و بدین وسیله به ما روزی ده که تو بهترین روزی دهندگانی.

63-سوره مبارکه اعراف آیه 23: "ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفرلنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین". پروردگارا، ما بر خود ستم کردیم، و اگر ما را نیامرزی و بر ما رحمت نیاوری قطعاً از زیانکاران خواهیم بود.

64-سوره مبارکه اعراف آیه 47: "ربنا لا تجعلنا مع القوم الظالمین". پروردگارا، ما را با این مردم ستمکار قرار مده.

65-سوره مبارکه اعراف آیه 89:"ربنا افتح بیننا وبین قومنا بالحق و انت خیر الفاتحین". پروردگارا میان ما و قوم ما که کافر شده اند به حق داوری کن و حق گریزان را نابود کن که تو بهترین داورانی.

66-سوره مبارکه اعراف آیه 126: "ربنا افرع علینا صبراً و توفنا مسلمین". پروردگارا، بر ما شکیبایی فرو ریز و ما را در حالی که تسلیم تو هستیم بمیران.

67-سوره مبارکه اعراف آیه 151: "رب اغفر لی و لاخی و ادخلنا فی رحتمک و انت ارحم الراحمین". پروردگارا، من و برادرم را ببخشای و ما را به رحمت خویش در آور که تو مهربانترین مهربانانی.

68-سوره مبارکه یونس آیه 85: "ربنا لا تجعلنا فتنه للقوم الظالمین". پروردگارا، ناتوانی و ذلت را از ما بردار تا وسیله آزمون این مردم ستمکار نباشیم.

69-سوره مبارکه هود آیه 47: "رب أنی اعوذ بک ان اسالک ما لیس لی به علم و الا تغفر لی و ترحمنی اکن من الخاسرین". پروردگارا، من به تو پناه می برم از این که چیزی از تو بخواهم که بدان علم ندارم اگر مرا نبخشایی و از خطاها مصونم نداری و بر من رحمت نیاوری از زیانکاران خواهم بود.

70-سوره مبارکه یوسف آیه 33: "رب السجن احب الی مما یدعوننی الیه و الا تصرف عنی کیدهن اصب الیهن و اکن من الجاهلین".پروردگارا، زندان برای من از چیزی که مرا به آن فرا می خوانند محبوب تر است، و اگر نیرنگشان را از من نگردانی به آنان گرایش می یابم و از نادانان خواهم شد.

71-سوره مبارکه یوسف آیه 101: "رب قد آتیتنی من الملک و علمتنی من تاویل الاحادیث فاطر السموات و الارض انت ولیی فی الدنیا و الآخره توفنی مسلما و الحقنی بالصالحین". آن گاه با تمام وجود به خدا روی آرود و گفت: پروردگارا، تو از سلطنت بهره ای به من دادی و از تعبیر خواب ها و تحلیل رویدادها به من آموختی. ای پدیدآورنده آسمان ها و زمین،تنها تویی که در دنیا و آخرت سرپرست منی، مرا تا پایان عمر تسلیم خود گردان و مرا به شایستگان ملحق کن.

72-سوره مبارکه ابراهیم آیه 35: "رب اجعل هذا البلد آمناً واجتبنی و بنی ان نعبد الاصنام".پروردگارا، این شهر(مکه) را تحت مقرراتی ویژه ایمن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستش بتها دور دار.

73-سوره مبارکه ابراهیم آیه 37: "ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرم ربنا لیقیموا الصلاه فاجعل افئده من الناس تهوی الیهم و ارزقهم من الثمرات لعلهم یشکرون".پروردگارا، من برخی از فرزندانم(اسماعیل و نسل او) را در سرزمینی بی کشت و زرع، در کنار خانه حرمت یافته تو سکونت دادم؛ پروردگارا تا نماز را برپا دارند؛ پس دلهای گروهی از مردم را به آنان گرایش ده و آنان را از میوه ها و محصولات روزی عطا کن، باشد که سپاسگذاری کنند.

 74-سوره مبارکه ابراهیم آیه 38: "ربنا انک تعلم ما نخفی و ما نعلن و ما یخفی علی الله من شیء فی الارض و لا فی السماء". پروردگارا، به یقین، تو آنچه را که نهان می داریم و آنچه آشکار می کنیم، میدانی و هیچ چیز نه در زمین و نه در آسمان بر خدا پنهان نیست.

75-سوره مبارکه ابراهیم آیات 40 و 41: "رب اجعلنی مقیم الصلاه و من ذریتی ربنا و تقبل دعاء. ربنا اغفرلی و لوالدی و للمومنین یوم یقوم الحساب". پروردگارا، مرا برپادارنده نماز گردان و از نسل من نیز نمازگزارانی قرار ده. پروردگارا، و دعای مرا بپذیر. پروردگارا، مرا و پدر و مادرم و مومنان را روزی که حساب برپا می شود بیامرز.

76-سوره مبارکه اسراء آیه 24: "رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا". پروردگارا، بر آنان رحمت آور، چنان که مرا در کودکی پروردند.

77-سوره مبارکه اسراء آیه 80: "رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطاناً نصیرا". پروردگارا، مرا در هر کاری وارد می کنی با راستی و درستی وارد کن و از هر کاری بیرون می آوری با راستی و درستی بیرون بیاور، و برای من از جانب خود تسلطی یاری بخش مقرر دار تا بدین وسیله از عهده انجام وظایف خود برآیم.

78-سوره مبارکه کهف آیه 10: "ربنا آتنا من لدنک رحمه و هیی لنا من امرنا رشداً". پروردگارا، از جانب خود رحمتی به ما ببخش و راه درست را به ما بنمای و در کاری که در پیش گرفته ایم راه نجاتی برای ما فراهم کن.

79-سوره مبارکه مریم آیه 4: "رب انی وهن العظم منی و اشتعل الراس شیباً ولم اکن بدعائک رب شقیاً." پروردگارا، من استخوانم سست گردیده و قدرتم کم شده و پیری در سرم شعله گونه برافروخته و فراگیر شده است و تا کنون، پروردگارا، هر گاه تو را خوانده ام از اجابت دعا محروم نمانده ام.

80-سوره مبارکه مریم قسمتی از آیه 10: "رب اجعل لی آیه". پروردگارا، نشانه ای برای من قرار ده تا بدانم که آنچه شنیده ام از جانب توست.

81-سوره مبارکه طه آیات 25تا 34: "رب اشرح لی صدری. و یسر لی امری. واحلل عقده من لسانی. یفقهوا قولی. واجعل لی وزیراً من اهلی. هارون اخی. اشدد به ازری. واشرکه فی امری. کی نسبحک کثیرا. و نذکرک کثیرا". پروردگارا، سینه ام را برایم گشاده ساز تا بتوانم کلام تو را به خوبی دریافت کنم و دشواری های رسالت را تحمل نمایم. و کارم را برای من آسان گردان. و گره از زبانم بگشای تا رسا سخن بگویم. که در این صورت سخنم را در می یابند. و از خانواده ام یاوری برایم قرار ده؛ هارون برادرم را. پشتم را به حمایت او استورا کن و او را در ابلاغ وحی و رسالت شریک من گردان، تا تو را بسیار(در هر مجلسی) تسبیح گوییم، و تو را بسیار(در هر مجتمعی) به یگانگی یاد کنیم.

82-سوره مبارکه طه آیه 73: "ربنا لیغفر لنا خطایانا و ما اکرهتنا علیه من السحر و الله خیر  وابقی". پروردگارا گناهان ما و گناه این سحری که ما را به آن وادار کردی بیامرز، و بدان که خدا از هر کسی بهتر و پاینده تر است.

83-سوره مبارکه طه آیه 114: "قل رب زدنی علماً". پروردگارا، مرا دانش بیفزای.

84-سوره مبارکه انبیاء آیه 83: "ربه انی مسنی الضر و انت ارحم الراحمین". پروردگارش را ندا داد که به من آسیب رسیده است و تو مهربانترین مهربانانی.

85-سوره مبارکه انبیاء آیه 89: "رب لا تذرنی فردا و انت خیر الوارثین". پروردگارا، مرا تنها مگذار و فرزندی به من ببخش که تو بهترین وارثانی.

86-سوره مبارکه انبیاء آیه 112: "رب احکم بالحق و ربنا الرحمن المستعان علی ما تصفون".پروردگارا، میان من و آنان به حق داوری کن، و به مشرکان گفت:پروردگار ما همان خدای رحمان است که بر آنچه به ناروا درباره دینش می گویید، از او یاری خواسته می شود. 

87-سوره مبارکه مومنون آیه 29: "رب انزلنی منزلا مبارکاً و انت خیر المنزلین". پروردگارا، مرا از طوفان نجات ده و بر خشکی فرود آور، فرودی که قرین خیر و برکت باشد، که تو بهترین نجات دهندگان و نیکوترین فرود آورندگانی.

88-سوره مبارکه مومنون آیات 93و94: "رب اما ترینی ما یوعدون. رب فلا تجعلنی فی القوم الظالمین". پروردگارا، اگر می خواهی عذابی را که به مشرکان وعده داده می شود در این دنیا به من نشان دهی، پروردگارا، مرا از میان این ستم پیشگان بیرون بر تا عذاب موعود دامنگیر من نشود. 

89-سوره مبارکه مومنون آیات 97و98: "رب اعوذ بک من همزات الشیاطین. و اعوذ بک ان یحضرون". پروردگارا، از وسوسه ها و اغواگری های شیاطین به تو پناه می برم. پروردگارا، و از این که نزد من حاضر شوند به تو پناه می برم. 

90-سوره مبارکه مومنون آیه 109: "ربنا آمنا فاغفر لنا و ارحمنا و انت خیر الراحمین". پروردگارا، ایمان آوردیم، پس ما را ببخشای و بر ما رحمت آور که تو بهترین رحمت آورندگانی.

91-سوره مبارکه مومنون آیه 118: "رب اغفر و ارحم و انت خیر الراحمین". پروردگارا، ببخشای و رحمت آور که تو بهترین رحمت آورندگانی.

92-سوره مبارکه فرقان آیه 65: "ربنا اصرف عنا عذاب جهنم ان عذابها کان غراماً". پروردگارا، عذاب دوزخ را از ما بگردان که عذاب آن شکنجه ای دائمی و پیوسته است.

93-سوره مبارکه فرقان آیه 74: "ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین و اجعلنا للمتقین اماماً".پروردگارا، از همسران و فرزندانمان نسلی پرهیزگار به ما ببخش که مایه خرسندی و روشنی چشم ما باشد، و چنان کن که در کارهای پسندیده و دستیابی به رحمت تو از همگان سبقت گیریم و پیشوا و مقتدای تقوا پیشگان باشیم.

94-سوره مبارکه شعراء آیه 21: "فوهب لی ربی حکما وجعلنی من المرسلین". پروردگارم، به من دانش و حکمت بخشید و مرا از پیامبران قرار داد.

95-سوره مبارکه شعراء آیه 51: "انا نطمع ان یغفر لنا ربنا خطایانا ان کنا اول المومنین". و امید آن داریم که پروردگارمان گناهانمان را بر ما ببخشاید، چون ما نخستین کسانی بودیم که به فرستادگان او ،موسی و هارون، ایمان آوردیم.

96-سوره مبارکه شعراء آیات 83و84و85و86: "رب هب لی حکما و الحقنی بالصالحین. واجعل لی لسان صدق فی الآخرین. واجعلنی من ورثه جنه النعیم. و لا تخزنی یوم یبعثون". پروردگارا، دانش معارف دین و شناخت کردار درست را به من عطا کن و مرا به صالحان ملحق ساز. پروردگارا، در میان نسل های آینده زبان راستگویی که مردم را به آیین من، آیین توحید دعوت کند پدید آور، زبانی که گویی زبان من است. و مرا از میراث بران بهشت پر نعمت قرار ده. و روزی که مردم برانگیخته می شوند دست از یاریم بر مدار که به یاری تو دل بسته ام.

97-سوره مبارکه نمل آیه 19: "رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی و ان اعمل صالحاً ترضاه و ادخلنی برحمتک فی عبادک الصالحین". پروردگارا، در دلم جوششی پدید آور تا نعمت تو را که به من و پدر و مادرم ارزانی داشته ای سپاس بگزارم و در من شوری به پا کن تا کاری را که تو می پسندی انجام دهم، و مرا فردی شایسته گردان و در میان بندگان شایسته ات در آور.

98-سوره مبارکه قصص آیه 16: "رب انی ظلمت نفسی فاغفر لی فغفر له انه هو الغفور الرحیم".پروردگارا، من با کشتن آن قبطی، خود را در خطر هلاکت افکندم و به خویشتن ستم کردم؛ از تو میخواهم آن را بر من بپوشانی و پیامدش را از من بگردانی و مرا از شر فرعونیان برهانی. پس خداوند چنین کرد، زیرا او بسی پرده پوش و مهربان است.

99-سوره مبارکه قصص آیه 17: "رب بما انعمت علی فلن اکون ظهیراً للمجرمین". پروردگارا، به شکرانه نعمتی که به من عطا کردی با تو پیمان می بندم که هرگز گنهکاران را درارتکاب گناهشان یاری نکنم.

100-سوره مبارکه قصص آیه 21: "رب نجنی من القوم الظالمین". پروردگارا، مرا از این مردم ستمکار رهایی بخش.

101-سوره مبارکه عنکبوت آیه 30: "رب انصرنی علی القوم المفسدین". پروردگارا، مرا بر این مردمی که با آمیزش با مردان، زمین را به فساد می کشند و نسل بشر را به نابودی تهدید میکنند یاری ده.

102-سوره مبارکه صافات آیه 100: "رب هب لی من الصالحین". پروردگارا، فرزندی از زمره درستکاران به من عطا فرما.

103-سوره مبارکه ص آیه 35: "رب اغفر لی وهب لی ملکا لا ینبغی لاحد من بعدی انک انت الوهاب". پروردگارا، خطایم را بر من ببخشای و سلطنتی به من ارزانی دار که پس از من شایسته هیچ کس نباشد؛ همانا تویی که بسیار بخشنده ای.

104-سوره مبارکه زمر آیه 46: "قل اللهم فاطر السماوات و الارض عالم الغیب و الشهاده انت تحکم بین عبادک فی ما کانوا فیه یختلفون". بگو: خداوندا، ای پدید آورنده آسمان ها و زمین، ای دانای نهان و آشکار، تو میان بندگانت درباره آنچه بر سرش اختلاف دارند، داوری خواهی کرد.

105-سوره مبارکه غافر آیه 7: "ربنا وسعت کل شیء رحمه و علماً فاغفر للذین تابوا و اتبعوا سبیلک وقهم عذاب الجحیم". پروردگارا، رحمت و دانش تو همه چیز را فرا گرفته است؛ پس کسانی را که به سوی تو بازگشته و راه تو را پیموده اند بیامرز و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار.

106-سوره مبارکه غافر آیه 8: "ربنا و ادخلهم جنات عدن التی و عدتهم و من صلح من آبائهم و ازواجهم و ذریاتهم انک انت العزیز الحکیم". پروردگارا، و آنان را به بهشت هایی همیشگی که وعده شان داده ای در آور، و از پدران و همسران و نسل هایشان کسانی را که شایسته ورود به بهشت اند به آنان ملحق کن؛ همانا تو مقتدر و شکست ناپذیری و کارهایت همه بر اساس حکمت است.

107-سوره مبارکه غافر آیه 60: "قال ربکم ادعونی استجب لکم". پروردگارتان گفت: مرا بخوانید و بدانید که خواندن من عبادت است و اگر بخوانیدم دعایتان را اجابت می کنم.

108-سوره مبارکه احقاف آیه 15: "رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی و ان اعمل صالحاً ترضاه و اصلح لی فی ذریتی انی تبت الیک و انی من المسلمین". پروردگارا، مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدرم و مادرم دادی به جا آورم و کار شایسته ای انجام دهم که تو از آن خشنود باشی و فرزندان مرا صالح گردان. من به سوی تو باز می گردم و توبه می کنم و من از مسلمانانم.

109-سوره مبارکه حشر آیه 10: "ربنا اغفرلنا و لاخواننا الذین سبقونا بالایمان و لا تجعل فی قلوبنا غلا للذین آمنوا ربنا انک رئوف رحیم". پروردگارا، ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند ببخشای و در دلهای ما دشمنی کسانی را که ایمان آورده اند قرار مده. پروردگارا، به یقین تو رئوف و مهربانی.

110-سوره مبارکه ممتحنه آیه 5: "ربنا لا تجعلنا فتنه للذین کفروا واغفر لنا ربنا انک انت العزیز الحکیم". پروردگارا، ما را مایه آزمون کافران قرار مده(آنان را بر ما چیره مساز تا بدین وسیله ایشان را بیازمایی)، پروردگارا، ما را ببخشای که تویی مقتدر و شکست ناپذیر و تویی که کارهایت همه استوار و حکیمانه است.

111-سوره مبارکه تحریم آَیه 8: "ربنا اتمم لنا نورنا و اغفر لنا انک علی کل شیء قدیر". پروردگارا، نور ما را برای ما کامل گردان و گناهانمان را بر ما ببخشای که تو بر هر کاری توانایی.

112-سوره مبارکه تحریم آیه 11: "رب ابن لی عندک بیتا فی الجنه و نجنی من فرعون و عمله و نجنی من القوم الظالمین". پروردگارا، برای من در جوار قرب خودت در بهشت خانه ای بنا کن و مرا از فرعون و کردارش رهایی بخش، و از این مردم ستمگر نجاتم ده.

113-سوره مبارکه نوح آیه 26: "رب لا تذر علی الارض من الکافرین دیاراً". پروردگارا، از کافران هیچ کس را بر روی زمین باقی مگذار.

114-سوره مبارکه نوح آیه 28: "رب اغفرلی و لوالدی و لمن دخل بیتی مومناً و للمومنین و المومنات و لا تزد الظالمین الا تبارا". پروردگارا، مرا و پدر و مادرم و از مردم این عصر هر کسی را که به خانه ام در آمده و با ایمان باشد بیامرز، و همه مردان و زنان با ایمان را در هر عصری که باشند ببخشای، و این ستمکاران را در دنیا و آخرت جز تباهی و هلاکت میفزای.

:: موضوعات مرتبط: نماز (دعا های قنوت و اوقات و اسرار نماز)
 
نویسنده : ع.شفائی
 
تاریخ : پنجشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱
 
زمان : 1:13
2 نظر 

بسم الله الرحمن الرحیم

یاهو یا من لا هو الا هو

بسمِ الله، بسمِ هو، بسمِ رحمن الرحیم

بسمِ رب الارباب عالم و بسمِ الحمدالله رب العالمین

حقایقی از باطن و اوقات نمازهای پنجگانه

الله اکبر

اوقات نماز؛حقیقتی است از جایگاه وذی القعد تنها عبادتی که باعث عروج انسان ازعالم سفل به عالم اعلا یعنی قرب الی الله می باشد وستون دین ,وبکلام مبارک رب العالمین در سورة مبارک عنکبوت آیة45 فرموده :الصلوه تنها عن الفحشاء والمنکر ولذکرالله اکبر نماز انسان را باید از عمل های زشت ومنکر جدا کند .وآن نماز بزرگترین یاد خداست.

نماز خود یک وجود نورانی است,وحقیقت آن انسان کامل یعنی وجودهای مقدس 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است.

سورة مبارک نساء آیة103 فاذا قضیتم الصلوهَ فاذکروااللهَ قیامأوقعودأوعلی جنوبکم فاذااطمأننتُم فاقیمواالصلوهَ انَّ الصلوهَ کانت علی المؤمنینَ کتابأ موقوتا   صدق الله العلی العظیم وچون نماز را پایان بردید ,خدارا(در همه حال)ایستاده وخوابیده یاد کنید وهمین که ایمن شدید,نمازرا (تمام) بخوانید؛چراکه نماز بر مومنان فریضه ای زماندار (وقت معلوم) است.

وقت یعنی زمانِ وقوف آن عمل,وزمان در موقفش ثابت وماندگارمی شود وچون زمان شامل ثانیه ها ودقیقه ها وساعات وخلاصه شبانه روز هفته و ماه سال می شود پس درجایگاه حقیقی نقطةگردش دایره زندگی است واما تعین زاویه های زندگی وانتخاب چگونه درگردش درآمدن با اختیار خود ما از نظر ظاهر است واز حقیقت نگاه باطن تعین اوقات نماز است  که هرکدام از نمازها محوریت آن زمان را صاحب می شودوتمام امورات انسان باید تنظیمش بر اساس زمان ووقت این فریضة واجب می شود تا درواقع اصل؛ قربان فرعیات نشود. دیگر اینکه عمل درراه رضای حق تعالی وبه مقصد قرب الی الله انجام می شود؛ بنابراین همة اعمال روز مره ما در حول این محوریت درمسیر رضای خدا وند کریم درچرخش است,پس نماز مجرای عروج بنده به عالم قرب الی الله است.وصل کنندة بنده به مولای خود می باشد..

حدیث زیبایی دربارة اوقات نماز نقل شده است می فرماید پروردگار مهربان ملکی بنام سخاییل یاسرفاییل را مأمور کرده است,بعد ازهرنماز به بندگانش براتی ازآتش جهنم با اسماء مبارکش عنایت  کند.

1- نماز ظهر اسم مبارکش اناالله القادر

2-نماز عصر اسم مبارکش اناالله الجلیل.

3-نماز مغرب اسم مبارکش اناالله الجبار.

4-نماز عشا اسم مبارکش اناالله.

5-نماز صبح اسم مبارکش اناالله الباقی.

چقدر زیبا وجالب توجه است که درباطن علم اعداد  وگنج حروف در حقیقت اسمایی اوقات نماز هر نام مبارک مفتاح آن نماز وحتی باعث ثبوت آن نماز وصورت واقعی ان که ایمة معصومین صلوات الله علیهم اجمعین هستند ظهور می دهد .که هرکدام را در جایگاهش توضیح می دهم.  

نماز ظهر:

 در کتاب اسرار معراج نویسنده، آقای عماد زاده می فرماید: اولین نمازی که شکل ظاهرش بپا شد و اذان و اقامه برایش خوانده شد نماز ظهر بود. به نقل از کلینی از امام صادق(ع) فرمود: در آسمان چهارم محلی از نور دیدم و همهمه ای بگوشم رسید که می گفت: حی علی الصلوه، حی علی الصلوه، حی علی الفلاح، حی علی خیر العمل، جبرئیل گفت: قد قامت الصلوه. ملائکه گفتند این نماز قائم است به جهت امت تو تا روز قیامت ادامه دارد. حضرت رسول (ص) به امامت نماز ایستادند و ارواح پیامبران در پشت او اقامه نماز جماعت کردند. حضرت رسول(ص) خود حقیقت ظهر هستند. زیرا ایشان ظهر وجودند کسی هستند که کل نورند و نور تام و تمام. در کتاب منتی الامال نویسنده آقای شیخ عباس قمی رحمه الله می فرماید: 17 نسل قبل از تولد حضرت محمد(ص) آنها حامل نور نبوت شدند که همه در اصلاب شامخه و ارحام مطهره به اذن الله جای گرفتند. تا وقتی رسید به پدر بزرگوار حضرت، عبدلله(ع) چنان نور جبین ایشان زیاد بود که شبها چراغ لازم نبود، دشمنان زیادی می خواستند ایشان را از بین ببرند. اما به اراده پروردگار عالم، ایشان حفظ شد تا وجود مطهر و مقدس والاگهر حبیب الله اعظم خود با نور کاملش به این دنیا متولد شدند. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

ایشان با مهر نبوت در بازوی راست و معجزات زیاد پا به عرصه زندگی دنیا گذاشتند. با قدوم مبارکشان ظلمتها رخت بربستند و نور همه جا را فرا گرفت. خانم آمنه علیه الرحمه می فرماید: در هنگام تولد ایشان عمودی از نور را دیدم که از آن مشرق تا مغرب عالم پدیدار شد . و هنگامیکه نور به زمین رسید بتهای خانه کعبه همه سرنگون شد. تمام پادشاهان ظالم تختشان واژگون شده و سه روز لال شدند. شیطان که تا آسمان چهارم می توانست بالا برود و استراق سمع کند و در زمین مردم را اغوا کند با قدم مبارک رسول اکرم(ص) از آسمان منع عبور شد. آتشکده آذرگشسب که هزار سال روشن نگه داشته بودند خاموش شد و چهارده کنگره طاق کسری فرو ریخت و خیلی معجزات دیگر که همه نشان دهندة این است که ایشان ظهر وجود است چون نور آمد ظلمات رفت.

درخبر دیگر آسمان چهارم را مرکز فرماندهی فرشتگان می دانند و شاید به عقیده قدما که می گفتند فلک چهارم آفتاب است و آفتاب مرکز فرماندهی منظومه شمسی است منطبق باشد. خلاصه این نشانه ها ظهور خورشید در وسط آسمان رسالت است. همانطور که ظهر می شود، خورشید در وسط آسمان می آید و روی خورشید کاملا به زمین می افتد. تمام زمین روبروی خود را روشن می کند و تاریکی ها کاملاً می رود حتی اجسام سایه های خود را از دست می دهد سایه در زیر جسم می رود گفته می شود سایه در زیر خانه خدا کاملاً از بین می رود. چون خانه خدا مظهر ظهور وقت نماز است. در این ساعت که کاملاً سایه برداشته می شود ظهر است و برای عصر شاخص، رکن ستون خانه خدا است که وقتی سایه اندازه خودش روی زمین می افتد وقت نماز عصر است.درحقیقت سایه ساجد به حقیقت ظهر وجود است یا بقولی نفسِ ظهر است .

سورة مبارک نحل ایات 48و49 می فرماید؛اَولم یرواالی ما خلق اللهُ من شیء یتفیّؤاظلالهُ عن الیمینِ والشمائلِ سجداًللهِ وهم داخرون –آیاچیزهایی راکه خداوند آفریده ندید(اشاره به ظهر وجود)که چگونه سایه ها یشان از راست وچپ مگردد(اشاره به طواف کردن)وفروتنانه برای برای خدا سجده می آورند وتخلف نمی کنند.

وُللهِ یسجُدُ ما فی السمواتِ وما فی الارض من دابهٍ والملائکهُ وهم  لا یستکبرونُ ,-(نه تنها سایه ها بلکه )هر چه درآسمانها وهر در زمین از جنبندگان وفرشتگان است ,همه خدا را سجده می کنندوتکبرنمی ورزند.

حقیقت عددی نماز ظهر درمعانی ابجدی

عدد ابجد کلمة ظهر برابر1105  می باشد.که جمع عددیش برابر7 می باشد ,(1+1+0+5=7)وجود مبارک حضرت ختمی مرتبت صلوات الله علیهم اجمعین خود سبع مثانی یعنی هفتا دو تا است در در نورٌواحد توضیح داده شده است.در حدیث معتبر از وجود مقدسش آمده که فرموده؛کل محتوای قران در سورة مبارک حمد است. ودر کلام نورانیش درحدیث دیگر می فرماید من صاحب لوای حمد هستم ,همانطور که می خوانید نام مبارک آسمانیش احمد (ص)ونام زیبای زمینیش محمد صل الله علیه واله  سلم می باشد که ریشة حرفی هردو نام مبارک حمد می باشد هر حمد 7 آیه دارد پس آقا وجود مبارکش هفتا دوتا است .عدد ابجد کلمة حمد 52 می باشد که درجمع عددهایش به 7 می رسیم (5+2=7)پس در این قسمت هم آقا سبع مثانی می باشد .

نکته,هرسال شمسی 52 هفته دارد عدد هفته 7 روز است ودر جمع عددهای 52هم به هفت رسیدیم پس ما هر لحظه در ظهر وجود ,ودر حمد الهی از ظاهر وباطن غرق هستیم ,,,,,,,,,وهمانطور که هفت آسمان بالای سرمان وهفت طبقه زمین زیر پایمان است ما در ولایت 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین غرق هستیم. المدالله ربالعالمین.

جالب توجه اینکه جایگاه عددی کلمة ظهر برابر عدد52 می باشد.(52 عددکلمة حمداست5+2=7 و7عدد هفته می باشد.)خداوند کریم آقا رسول گرامیش را رحمه للعالمین قرار داد وایشان که تاج افتخارما هستند زیرا ما انشاالله ازامت ایشان قرار بگگیریم مقام پیامبری مارا دارا هستند. واین عزیز امام الرحمت می باشد .پس خوشا بحال هرکس که از انوار متشعشع غیبی بهترین استفاده را کند.

خداوند کریم مؤمنی که به حقیقت نماز ظهر برسد ترک نام نورانیش اناالله القادر را عنایت می فرماید.

خداوند منان خود را کل قدرت خود را معرفی می فرماید .پس هرکس ظرف وجودش هرچقدر آماده تر وهرچقدر وسیع تر وهر چقدر تنزیه تر باشد قابلیت جذب وافول نور ظهر را دراو بیشتر عنایت می فرماید .اللهم ارزقنی   

کتاب قرآن هم کلِ نور هدایت است و کلِ احتیاجات و کلِ احکام را برای پیروانش روشن می کند و برای مردم در همه زمانها ظلمات جهل و گناه و اشتباهات را در دنیا و آخرت تبیین می فرماید. و هیچ عذری نمی گذارد.

پس وظیفه است که همه از آن بهره برداری کنیم. همانطور که سران هر مملکتی نیروگاه درست می کنند و از آنها با سیم کشی منازل را روشن می کنند و وسائل برقی را بکار می اندازند و هر نوع احتیاج الکترونیکی را بر میدارد.

پس باید علمای دین و سران قدرتمند هر مملکتی و حتی والدین هر خانواده ای وسایل ارتباطی و حتی سیم های وصل کل نور را در قلوب تک تک بنده گان خدا و اهل خانه وصل کنند. این سیم ها، توضیح صحیح احکام و رساندن نور ظهر وجود یعنی رسالت و ولایت و شناخت امام زمان (عج) و کتاب نور و هدایت را به تمام قلوب انسانها برساند. و هر کس درباره خودش و خانواده و اطرافیانش به حد  وسع مسئول است شاید برای همین است که امر به معروف و نهی از منکر به تمام مسلمین واجب است و یکی از فروع دین ماست. معانی آیات محکمات قرآن است.

هنگامیکه خورشید در وسط آسمان نورش را به زمین پهن می کند آفتاب گرمای خود را به بیشترین حرارت در این ساعات به موجودات ظاهر می کند. و این گرما همانطور که یخها را آب می کند(اشاره به نرم شدن دل های سخت) باعث رسیده شدن میوه ها و سبز شدن گیاهان و انرژی گرفتن تمام سلولهاست پس روزی و رزق در وجود هر کس جاری می شود و برای همین در روز معاش پیدا کردن بیشتر است و همین طور که ظهر همه نهار می خورند. این عمل خوردن شاید اهمیتی نداشته باشد چون عادت شده است اما واقعیت این است که رزق ها بصورت های مختلف در کل دنیا بصورت نهر ها در ظاهر و باطن و در وجود و زندگی تک تک ما جاری می شود و هر کس به فراخور رزقش روزی می خورد و آنگاه در وجود ما جریان عملها و قوای مختلف جاری می شود و آثارش زندگی روزمره و حتی به عملها و عکس العملها و زایش ها و تولید ها و خلاصه رسیدن به کمالات علمی و عملی و آسایش پیدا کردن روح و جسم و به تعالی معنوی و اخلاقی رسیدن می باشد.

حال هر کس در عمر کوتاه خود در این دنیا زرنگتر و داناتر باشد بهتر می تواند هم روزی ظاهری وهم روزی باطنی بگیرد و به نتیجه واقعی اش برساند.(این روزی کامل میسر نمی شود مگر از مجرای حقیقت نماز واقعی) اما عده ای هستند که روزی می گیرند. مثل جوانی، زیبایی، خانواده، مال، قوا. اما از همه این نعمتها استفاده غلط می کنند و در جریان عملهای غلط خویش را آلوده می کنند. اینها در آخرت خود را در فاضلاب غرق می بینند که دیگر فایده ندارد. مگر اینکه از فضل خدای خوب و مهربان استفاده می کنند و از روزی پر فیض توبه دردنیا خود را تطهیر کند که حیاتش  طیب شود وبه زندگی سالم در دنیا واخرت برسد

امیر المومنین(ع) می فرماید:"مراقب افکار خود باشید که گفتارتان می شوند، مراقب گفتارهای خود باشید که رفتارتان می شوند. مراقب رفتارهای خود باشید چون عاداتتان می شوند. مراقب عادات های خود باشید زیرا شخصیت شما می شود و در آخر مراقب شخصیّت خود باشید که سرنوشت شما می شود".

من اینطور برداشت می کنم شما اگر در یک کلاس درس علمی سالم رفتید آنچه آموختید برای شما، آنچه روشن شده که قبلاً نمی دانستید (ظهر می شود) پس از آنجا که بر می خیزد (عصر شروع می شود) بر شما وظیفه، عمل به آنچه که روشن شده، عمل به ظهرِ جریان آن علوم می شود. چون عمل خالص شد، بستر های زایش برای نمایش حقیقتِ نور هدایت در عمر کوتاه خود می شود تا بتوانیم باقیات و صالحات برای خود بجا بگذاریم تا جریان نهرهای ما در وجود دیگران و هدایت رزقاً حسنا شود. و خلاصه "جنات تجری من تحتها الانهار" دانه ها را کاشتیم و رفتیم با جریان نهرهای آثار عمل مان سبز می شوند و درختان بهشتی می شوند و همیشه سرسبز بفضل الهی می مانند. نماز ظهر چهار رکعت است در بهشت چهار نهر است که در قرآن کریم آمده است:

1-نهر عسل مصفا

2-نهر شیر

3-نهر آبی که هرگز فاسد نمی شود

4-نهر خمر(می)شراب

در نماز ظهر بر مرد و زن واجب است که سورهای مبارکه حمد و سوره را آرام بخوانند. شاید یکی از اسرار این است که اینقدر نور واضح و آشکار است که احتیاج به بلند خواندن نیست. بنابراین با هر جذبی از نور در هر امری و هر عملی از علوم ظاهری و باطنی و هر فرایندی و هر اصولی و رشدی، ظهری برای انسان اتفاق می افتد. پس این امر ظهور هم در زندگی و فهمیدن و تعقل کردن و به عمل رساندن آنچه جذب کرده در تمام امور بازیافت می کند. و این طور سرمایه عمر بکار می افتد. و از پلکان ترقی دنیایی و آخرتی بالا می رود و مجاهدت در راه به هدف رسیدن را، امکان پذیر می نماید، که انسان خلیفه الله است. (پس ما تمام عمر در حقیقت ظهر هستیم.)

پیغمبر ﷺ امام الرحمه، و مجرای رسیدن کل نور هدایت به تمام جهانیان است و ظرفی که قابلیت دارد کل این نور را بدون ذره ای ضایع شدن در خود جمع کند و بصورت عمل بدون نقص، بدون ظلمت و یک چراغ فروزان بر سر راه همه، همه راه گم کردگان قرار دهد. وجود با لیاقت و ظرف کل و امام حقیقت و امام طریقت و امام شریعت، علی بن ابیطالب(ع) است که به بهترین نحو و عالیترین نوع جذب، کل نور را جذب کرد، مثل کره ماه که نور خود را از نور خورشید می گیرد اما به حکمت پروردگار عالم هر شب قسمتی از نور خود را جلوه می دهد تا در روز چهاردهم که کل ظهور را جلوه می دهد. با این تمثیل علی(ع) و فرزندانش صلوات الله علیه اجمعین در هر زمان به احتیاجات مردم و به حکمت پروردگار عالم قسمتی از نور خود را در ظرف زمان خویش جلوه دادند تا روزی که معصوم چهاردهم امام زمان(عج) تشریف فرما شوند و ایشان با هم نام بودنشان با جد بزرگوارشان که ظهر وجود هستند ظهور کامل را جلوه می دهند.(م.ح.م.د). آنروز که امیدوارم خیلی نزدیک باشد ظلم و جورها ریشه کن می شود. بهشت به وعده الهی در زمین بدست ایشان برقرار می شود و مستضعفین فی الارض که همیشه از حقوق خود محروم بودند به ارث خود (حق خود) می رسند. پررودگار کریم روزی که حضرت آدم(ع) و حضرت حوا(س) را در غالب جسمانی خلق کرد آنها را در بهشت قرار داد. آنروز به حکمت رب العالمین نزول اجلال به سرزمین (ارض) خانه خدا کردند (جان بهشت و نقطه رضای خدا) زیرا که خلیفه های خدا در زمین بودند و آنگاه شیطان و وسواسها و خناسها اسباب برای امتحان بندگان خدا شدندکه خالص از ناخالص جدا شوند. و خالصها به هدایت و وعده موعود می رسند پس باید متوجه شویم که با چهار رکعت نماز ظهر باید به چه حقیقتی برسیم تا نماز بهای بهشت ما شود.

پس عمل به حقایق دریافته شده ظهر، وظیفه عصر را روشن می کند. اولاً باید شیعه چهارده معصوم(ع) باشیم. دوم پای خود را در جای پای امام خویش بگذاریم و نه از ایشان عقب بیفتیم (که راه را گم کنیم) و نه از ایشان جلوتر برویم(یعنی افراط و تفرط نشود) شیعیان باید میانه رو باشد.

نماز عصر

امیر المومنین، امام المتقین مولی الموحدین(ع) در وجود نازنینش کل عالم اضداد جمع است و او امام همه انسانها با تمام خصوصیتهای اقلیمی و زمانی است. او امام مبین ناطق قرآن است. امیر المومنین(ع) حقیقت نماز عصر هستند.ودر واقع ولی العصر والزمان.در هر زمان امام حاضر آن زمان است. امام زمان بدین معنی است که زمان پشت امام معصوم صلوات الله علیهم اجمعین قرار می گیرد وروزی رزق خودرا ازایشان دریافت می کند ,بنابراین تمام موجودات زمینی واسمانی که در دنیا خلق شده اند چه درمُلک وچه درملکوت همه در زمان غرق هستند وهمه مرزوق امام صاحب الزمان می باشند ودر باطن حقیقت نماز هم امام معصوم (ص)می باشد. خوب است بدانید عدد ابجد اسم مبارک امام زمان صلوات الله علیه، برابر اسم نماز است و حتی همان حروف آن است.(ز-م- ا-ن)(ن-م-ا-ز)

17=8+9=98 نماز                        17=8+9=98(حقیقت 17 رکعت نماز)

8=7+1=17        8=7+1=17(حقیقت مجرای رضای خداوند تبارک و تعالی)

و در جایگاه عددی در حروف الفبا هم با هم مساوی هستند.

زمان=35=(8=5+3)          نماز(8=5+3)=35

در جمع عددی اسم زمان و نماز عدد 17 و در جمع آن عدد 8 حقایق را نشان می دهد که 17 رکعت نماز و فقط برای رضای خدای تعالی، قربتاً الی الله است. کل نمازهای واجب و نافله 51 رکعت می شود یعنی3 برابر 17. در اصل 17 رکعت نماز واجب است. در هر رکعت 2 سجده انجام می شود یعنی 34 بار سجده واجب انجام می شود. نمازهای نافله به اندازه سجده های واجب می باشد. یعنی 34 رکعت اگر سجده های نوافل را حساب کنید می شود 68 بار سجده و جمع سجده های واجب و مستحب می شود102 (102=34+68) که برابر است با اسم اعلای پروردگار عالم. همانطور که معنی ذکر سجده گفته شد رسیدن به درجه اعلای بندگی و درجه خلیفه الهی و عبودت خالصانه و خلاصه صورت و سیرت و رسیدن به حقیقت انسانی رمزش اطاعت محض ربی الاعلی می باشد. حقیقت سجده واقعی بطور کامل، وجود مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف می باشد . کسانیکه در انتظار وجود مقدسش هستند بایددائماً سعی کننددر اطاعت خالصانةخداوند کریم یعنی(سجده واقعی) باشند، تا خود را به مولایشان نزدیک کنند. اللهم الرزقنی

پس امام معصوم سلام الله علیه گیرنده کل نور است. (کل قدر)در واقع ذره ای ازنور ظهر وجود راضایع نمی کند وکاملاًهمه راجذب می نماید. ما که ظرف وجودمان کوچک است بتدریج از نطق کلام الله و فعل صحیح عمل ایشان،که امام ورهبر ما هستندو تمام نور باطن قرآن را جذب کرده انداستفاده کرده و به عمل قبول در شعاع صدق و شیعه بودن به امام معصوم علیه السلام به هدف غایی کمال بندگی مولا در تمام مسیر دنیا و آخرت به درجة خلیفه اللهی برسیم. انشاء الله و از منکرات جدا و در اوامر الهی به عمل مقبول مزین شویم. و این عصر وجود ما می شود.

پیرو حدیث نورانی که قسمت بالا ذکر شد ,خداوند سبحان به نماز گذار نماز عصر برائت از اتش جهنم رابه نام زیبای خود اناالله الجلیل می دهد.

عددابجد کلمة عصر برابر360میباشد .این عدد برابر کل زاویه های یک دایره است.یعنی تمام عمر ما یک دایره است که باطنش را باید به عصر(یعنی عمل به ظهرِوجود)مزین کنیم. عدد 360 برابرحروف کلمةشین است.صفت حرف شین تفشی یعنی افشا کردن است.پس عمل صادقانة به حقایق آشکار شدة ظهر باید بصورت عمل به احکام واجب درزندگی روز مرّه انسان ودرادب ورفتارش ودر درتمام ساعاتی که در جامعه ظاهر می شود ودرامورات شخصی وعبادات  بایدباطناً ولایت امام عصرعجل الله تعالی فرجه درتمام موارد افشا شود,یعنی ما هرگز نباید از مؤلفة خودمان یعنی امام زمانمان جدا شویم.  

آنگاه نماز عصر درجایگاهش برای ما بفضل خداوند کریم به اسم نورانیش مزین می شود.

یکی دیگر از معنای عددی کلمةعصر این است عدد 360 دو قسمت می شود عدد300+60=360 زیرا حرف ش برابر300 است وهماطور نوشته شد افشا کننده است وقتی این حرف راسه حرفی می خوانیم شین 60عدد که حرف ی =10 است وحرف ن =50 می باشد وعدد 60 برابر حرف  س است. در کتاب عرفان حروفی کلمة انسان نوشته ام که سین قلب قرآن است وخداوند کریم به قلب عالم پیامبر اکرم (ص)خطاب می فرماید یا  سین(یس).وکلمة انسان هم شرافتش به این حرف نورانی  س است انسان .

بنابراین عدد360 یعنی 300 افشا کنندة سین (یعنی خلوص قلبی )هرشخص می باشد.و اطاعت خالصانةحقیقت رسیدن به عصر  وشیعه وپیرو واقعی شدن به امام عصر صلوات الله علیهم اجمعین است.وتمام امتحان سخت بندگی در باطن عصر می باشد.(همان دهة طهر یعنی اتممناها به عشر که برای همة پامبران وهمةاوصیاء انها وهمة بندگان خدا می باشد کل یوم عاشورا(ده ها) وکل ارض کربلا.

معنای جالب دیگری از عصر(سوره مبارکه نباء آیه 11)" و انزلنا من المعصرات ماء ثجاجا. معصرات از کلمه عصر است. به معنی ابرهایی فشرده در معانی درس ظهر گفته شده نور تام. باعث می شود گرمایَش (دل های یخ زده) انجمادها را ذوب کند و نهرها جاری می شود. حرارت حیات طیب، آبها را بخار و عصاره آن (که عصرها) می شود به صورت ابر فشرده در آسمان زندگی بوجود آید، که حقیقت ابر صاحب سایه ها، ظلُ الله است و از آنجا به امر پروردگار عالم نزول رحمت می شود و باران رحمت و نزول برکات بر سر بندگان ریزش می کند. هر کس به فراخور در خواست و احتیاجاتش از آن استفاده می کند و زمین آنچه در استعدادش هست جلوه می دهد و نعمتها روئیده می شوند.

فردای قیامت انسان مومن در ظل عصر قبول شده عمر و عمل خود قرار می گیرد و از نزولات زحمت هایی که در دنیا برای رضای خدا کشیده بفضل او استفاده می کند. اگر دقت کنید همانطور که نماز ظهر چهار رکعت بود و چهار نهر در بهشت جاری بود، نماز عصر هم چهار رکعت است و چهار برکت از این اَنهار را باید برای الی یوم القیامت خود زایش دهد و بستر نزولات دائم گردند.

اقم الصلوه، آتیت الزکوه، امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر. این چهار رکنی است که امامان معصوم علیه السلام با خونشان اساسش را بنیانگذاری کردند. پس چهار رکعت نماز ظهر با چهار رکعت نماز عصر جمع می شود هشت رکعت. آنگاه درجات بهشت هشت تا است و شاید با نماز ظهر قبول و نماز عصر قبول درجات را کسب کنیم. انشاء الله پس نتیجه می گیریم ظهر بدون عصر بهشت ندارد.

پروردگار عالم در سوره مبارکه عصر به عصر قسم یاد فرموده (والعصر) و در آیه بعدی می فرماید:

"ان الانسان لفی خسر"همانا انسان در خسران و زیان است."الا الذین امنوا و عملو الصالحات"اینجا استثنا می شود،مگر کسانیکه ایمان آورده اند(ظهر عمل) و عملهای صالح انجام داده اند(عصر عمل)"و تواصو بالحق و تواصو بالصبر"اینها کسانی هستند پند پذیر و اصلاح شدنی بسوی حق بوسیله صبر.

در 29 سوره مبارکه قرآن حروف مقطعه است که 14 حرف آن بدون تکرار حرف نورانی هستند عالمان علم این حروف اینطور حروف را در کنار هم نوشته اند.

صِراطُ علیٌ حق نُمسِکُهُ.

راه علی حق است به آن تمسک جویید.

ابجد عدد کلمه ظهر می شود 1105 وقتی با هم جمع می کنیم 7=5+1+1 می شود شماره آیات سوره مبارکه حمد. و در جایگاه عدد کلمه ظهر در الفبا می شود 52 برابر جمع ابجد عدد کلمه حمد، پس ظهر در جایگاه حمد تجلی می کند و اگر 5 را با عدد 2 جمع کنیم 7 می شود. در اینجا در عدد ابجد ظهر و جایگاه الفبایی ظهر 7 تا 2 تا می شود و این حقیقت سبع مثانی یعنی 7تا2تابرابر 14تاهمانگونه که متذکر شدم وجود مقدس حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم سبع مثانی خوانده می شود. در حقیقت گنج عالم سِرّ ظهور می کند.این ظهروجود بوجود مولا وسرورمان آقاامام زمان معصوم14 صلوات الله علیهم اجمعین به نور تام وظهورکامل جامع جمع اسرار در این عالم اسفل به نور کامل ظهر وجودش ظهور می نماید.

حرف ظ (از کلمه ظهر) از دسته حروف مائیه(آبی) و طبیعتش جنوبی غربی است.

حرف ه (ا زکلمه ظهر) از دسته حروف ناریه(نورانی) و طبیعتش آتشی مشرقی است.

حرف ر (از کلمه ظهر) از دسته حروف ترابیه(خاکی) و طبیعتش آبی شمالی است.

ملک حرف ظ، تورائیل است.

ملک حرف ه، دورائیل است.

ملک حرف ر، امواکیل است.

کلمه عصر:

حرف ع (از کلمه عصر) از دسته ترابیه (خاکی) و طبیعتش آبی شمالی

حرف ص (از کلمه عصر) از دسته حروف هوائیه و دارای طبیعت خاکی جنوبی

حرف ر (از کلمه عصر) از دسته ناریه (نورانی) و طبیعت آبی شمالی دارد.

ملک حرف ع، لومائیل است.

ملک حرف ص، اجمائیل است.

ملک حرف ر، امواکیل است.

اینها خصوصیات باطنی و ملکوتی حروف ظهر و عصر می باشند پس نماز زنده و ظاهر و باطنش وجودی است که در قبر و قیامت بصورت واقعی خود یعنی انسان کامل ظهورو جلوه می کند.

نماز مغرب:

مغرب یعنی ظرف افول نور خورشید, و به معنای دیگر ظرف کاملی که خاصیت و قابلیت جذب کل نور خورشید را دارد, و ذره ای نور را ضایع نمی کند. و دیگر جایگاه غروب و تمام شدن نور خورشید در مخلوقات است. هر وجودی یک طلوع دارد که تولد و یک غروب که مرگ است. طلوع اشراق ظهور آن مخلوق است تا خود را کامل جلوه دهد. و مغرب کاسته شدن نور است تا تمام شود. مثل نوزاد رشد می کند تا جوان شود و به زایش و کمالات وجودی می رسد و آنگاه کم کم مُسن شده و پیر می شود و رفتن می آید. در واقع خانه قبر جای افول و مغرب هر انسان است حال معلوم می شود که هر کس نور طلوع و اشراق وجودی خود را چه کرده و به چه مصارفی صرف کرده است درست مصرف کرده یا نه؟

برای هر انسان یک طلوع و غروب دیگری هم هست پروردگار عالم در سوره مبارکه کهف می فرماید"رب المشرقین و رب المغربین"، پروردگار مهربان رب دو مشرق و رب دو مغرب است. و آن انوار مشرق و طلوع خورشید ولایت و رسالت است. که تمام انسانها را بسوی وحدت وجود و توحید لا اله الا اللهراهنمایی و هدایت می فرماید. در این زمان که مولای ما غایب است و ظاهراً ایشان را نمی بینیم همه ما ریزه خوار سفره رحمت ایشان هستیم و ایشان مثل خورشید پشت ابر اشراقات هدایتی را به تمام انسانها می رساند و کتاب مبارک قرآن که هادی همه دلها و نسخه حکیم الحکما، پروردگار عالم نیز در دسترس همه ماست.

حال من می پرسم دوستان از صبح که خورشید ظاهر طلوع می کند انوارش چه می شود؟ و کجا می رود اگر مااز زبان سلولهای بدنمان و تمام جمادات و نباتات و حتی فضای اطراف خود را می شنیدیم اینها می گفتند: ما به اندازه ظرف خودمان برای نیازمان کسب نور و جذب نور کرده و احیای خود را گرفتیم. پس نور بصورت انرژی و حیات و هدایت و معاش، شکل حقیقی خود را نشان می دهد و این تعریف حقایق مغربی ها است که در هر وجودی افول نور شده است پس ما در هنگام مغرب عمر باید از این انوار تحفه بهشت و رضای خدا را ببریم. و بهره کامل انرژی برای زندگی الی یوم القیامه را گرفته باشیم و باید آن سوختی که چراغ قبر ما و نور و صراط ما را و حتی بهشت ما می شود و همیشه منور و مزین و گرم کننده است را توشه گرفته باشیم. زیرا نتیجه مغرب صحیح و کامل برای زندگی مومنان پس از مرگ، احیاء کامل زندگی دنیا است بصورت حیات طیب. پروردگار عالم در سوره مبارکه فاطر می فرماید"کلمه الطیب یرفع درجه" بنده مومن در حیات صحیح به درجه کلمه طیب از مولای خود می رسد. و در این دنیا و آن دنیا رفعت درجه پیدا می کند.

اما نام مبارک پروردگار عالم که برای نماز مغرب بوسیلة ملک  بعنوان برائت ازآتش جهنم به شخص نماز گذار واقعی عنایت  می فرماید.

اناالجبارمی باشد.     یعنی من خداوند جبران کننده هستم انشاءالله خداوند کریم عمل ناقص مارا درهنگام افول به جایگاه جبران کرده وغلط های مارا اصلاح کند.

حقیقت مغرب وجود مطهر و مقدس خانم دو عالم فاطمه زهرا سلام الله علیه است. (وقت مغرب کوتاه است و عمر مبارک ایشان هم کوتاه) زیرا دامن پاک و مطهر و قلب مبارک او بود که ظرف تام و تمام گیرنده افول دو خورشید ولایت و رسالت بود. او که در حقیقت وجودش(11) موالید مطهر و نورانی و امامان معصوم علیها سلام تجلی کردند و هر کدام نور هدایت و امام راه تمام شیعیان عالم شدند و بانوی دو عالم، سپیده نساء العالمین، کسی هستند که پدر بزرگوارشان درباره ایشان فرمودند: فاطمه پاره تن من است و نور دو چشم من است. وجود خانم در این دنیا حقیقت لیل (شب) است که در کتاب راز حجاب تا حدودی شرح داده شده است. ما به عنوان شیعه و پیرو خانم دو عالم باید در حقیقت مغرب خود راز افول انوار مشرق عمرمان از ولایت و رسالت بصورت عمل صالح و باقیات الصالحات صحیح و آثار نورانی جلوه دهیم.

در کلام عصر گفتیم که سایه خود را نشان می دهد و هر چه بطرف مغرب می رویم سایه اجسام بزرگ و بزرگتر می شود. چون سایه به منزله سجده بر صاحب سایه است. چون سایه اطاعت جسم را می کند پس سایه چنان بزرگ می شود تا بطرف مغرب کامل تمام زمین سایه می شود. انگار خورشید در سایه غروب می کند. یعنی سایه نتیجه عمل کردن به ظهر وجود است همانطور که ظهرتام بود سایه تمام می شود. یعنی جذب کامل.

حقیقت نماز مغرب، ما فقط با نماز مغرب مقبول می توانیم ادای دین ظهور ظهر و عصر را انجام دهیم. یعنی از پروردگار مان شکر گزاری می کنیم از تمام نعمتهای ظهر و عصرت, و از تو می خواهیم ما را شکرگزار مغربت قرار دهی. و این مغرب را در قیامت به زیبایی نماز عشا و آنگاه نماز صبح تحویل دهیم.

کلمه مغرب از نظر دسته بندی و طبایع و ملکوت:

حرف م ملک آن رومائیل و طبیعت آتشی مشرقی از دسته ناریه نورانی

حرف غ ملک آن روغائیل و طبیعت آبی شمالی از دسته حروف ترابیه یا خاکی.

حرف ر ملک آن امواکیل و طبیعت آبی شمالی از دسته حروف ترابیه یا خاکی

حرف ب ملک آن جبرائیل و طبیعت خاکی جنوبی از دسته حروف مائیه یا آبی

انسان سالم و مومن از حقیقت نور و جان نور یعنی نور خدایی(الله نور السموات و الارض)  که وحی الهی است از طریق وجود مبارک حضرت رسول(ص) و امامان معصومﷺ کسب فیض کرده و الگو گرفته و باید راه جذب را پیدا کند و هدایت شود و در آخر به هدف خلقت خویش که خلیفه الهی است برسد و در آخرت با روسفیدی  و سربلندی توشه ای پر نور به عالم باقی ببرد. پس قبرها همانطور که گفته شد جای افول نور خورشید (عمر) وجود ماست. و در این مغرب همه اعمال ما نگهداری شده و به ما تحویل داده می شود و ما در آنجا صورت واقعی عمل های خویش را می بینیم. قوله تعالی سوره(انعام آیه 153) "قل انتظرو انا منتظرون"خداوند می فرماید: پیغمبرم به بندگان من بگو منتظر باشید همانا منتظر شما هستند.

هنگامیکه دختری ازدواج می کند قبل از آنکه به خانه بخت برود جهیزیه اش را در آنجا می چیند. عروس منتظر است که در خانه نو و زیبای خود برود و جهیزیه و خانه و وسائلش هم منتظرند تا صاحبشان بیاید از آنها استفاده کند.نماز بهترین  مونس زیبای مهربانی است که اگر خداوند به فضلش انرا تا قیامت مونس ما بفرماید.پس باید دردنیا این وجود نورانی با بهترین کیفیت برای خود بفرستیم,والا خدامیداند چه به سرمامی آید.

باید خیلی مواظب مغرب خود باشیم. زیرا خیلی دردناک است آن زمان که دست ما از دنیا کوتاه شده است. وقتی که ببینیم اعمال ما را که مولای ستار العیوب برای کسی باز نکرده آبروی ما را نبرده حالا اگر مثل یک گردوی در بسته روی آن ضربه بزنند آنگاه ببینی که از داخلش دود سیاه بلند می شود و مغز آن سوخته و پوسیده است. و از جان خود فریاد می زنیم که "رب ارجعونی". پروردگارا مرا بازگردان تا اعمال صالح انجام دهم کارهای غلطم را درست کنم جواب می آید "کلا" هرگز.

از پیغمبر اکرم(ص) نقل شده روزی به یارانش در قبرستان فرمودند آنگاه که مرده های خود را بخاک می سپارید (احوال گنهکاران) اگر می دیدی جایگاه او را از وحشت او را دفن نمی کردید.

عدد ابجد کلمه مغرب 1242 می شود اگر با هم جمع کنیم عدد 9 می شود یعنی رسیدن به بلوغ جذب انوار. و در جایگاه حروفی عددش می شود 63 برابر با عمر مبارک حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) و اگر عدد شش را در سه ضرب کنیم می شود 18(18=3*6). 18 سن مبارک خانم حضرت زهرا(س) و این حقیقت و جان مغرب عالم. نکته دیگر اینکه همین که ما را در قبر می گذارند قیامت صغری شروع می شود و همه ما مسلمانها معتقدیم که شب اول قبر زنده می شویم. مَلَکهای مأمور از ما سوال می کنند  و خلاصه همه چیز روشن می شود. راستی قبر یعنی اتاق عمل. دنیا عالم تکلیف بود هدایت شدی پس باید تکلیف (همان عصر) انجام می دادی اما نمره تکلیف صحیح بودن آن در اتاق عمل یعنی قبر معلوم می شود در دنیا پروردگار عالم پرده حجاب و ستر بر اعمال ما قرار داده بود آبروی هیچ کس را نریخت و فرمود اگر صد بار شاید هزار بار توبه شکستی باز آی. اما معلم ها، ائمه طاهرین (ع) که جانشان را برای هدایت ما گنهکاران به قربانگاه بردند و به خطرها انداختند و همه شهید شدند آنجا نمره ما را معلوم می کنند. راستی اگر کسی با عمل صالح و سالم و کامل رفته باشد چه می شود؟ معلم با تحسین و تعریف، نمره عالی 20 را به او می دهد و آنگاه دری از بالای سرش باز می شود و فرشتگان نقال (نقل کننده انتقال دهنده) می آیند و جسم او را در بهترین مکانهای عالم در (وادی السلام) خدمت امیر المومنین(ع) خواهند برد و روحش در اعلاء علیین در نشئه ملکوتی به بهترین درجه پذیرایی می شود تا قیامت کبری.

حال اگر عملها ناقص یا پوچ و خراب باشد در اینجا است که عشای عمر شروع می شود. پس از خدا بخواهیم که آن مغرب با ارزش که خداوند سبحان به پیشوایان ما عطا فرموده به ما هم عنایت بفرماید. پس هر عملی انجام می دهید برای خودتان است و منتی نیست هرچه بهتر و زیباتر. پروردگار بی نیاز آن را چند برابر زیباتر می فرماید: به خودت بر می گرداند. بیاییم درباره خودمان بخیل نباشیم و بهترین ها را بفرستیم.که:

گر جمله کائنات کافر گردند              بر دامن کبریایی اش ننشیند گرد

خداوند در سوره مبارکه انعام آیه 16می فرماید"من جا بالحسنه لله عشر امثالها و من جاء بالسیئه. فلا یجری الا مثلها و هم لایظلمون". هر کس نیکوئی کند پس برای اوست ده مقابل آن نیکویی که کرده است و هر کس بدی کند پس جزا داده نمی شود مگر مثل آن بدی که کرده است و ایشان ظلم کرده نمی شوند. 

حقیقت نماز عشا:

حقیقت نماز عشا متعلق است به مولا امام حسن مجتبی(ع). سبط اکبر و میوه دل خاندان رسالت و ولایت و بروایتی سبز پوش آل محمد(ص) و سبز کننده بوستان آل اطهار(ع) و تشییع. و حتی تمام پیامبران و اوصیای آنها. منظور خلقت و اصلح تمام حقایق عالم و بفلاحت رساننده تمام دانه های مستعد، رسیدن به حقیقت جان خویشتن و وصل شدن به بوستان ظاهر و باطن دنیا و آخرت است.

آری هدف خلقت رسیدن به سبزی(نشان حیات واقعی دنیا و آخرت) که هرگز در آن خزان نیست. زیرا که در جلای حیات یک رنگ تلو تلو می کند و آن سبز است. سبز نشانه حیات خرم و با نشاط است. سبز نشانه آبادانی است. چنانکه پروردگار عالم به همه ما عمر عطا فرموده و عمر سرمایه زندگی دنیا و آخرت است عمر یعنی آباد شدن حیات واقعی انسانی ما و رسیدن به سبزی جان عمر که مفلح شدن و حیات طیب است.

همانطور که نوشته شد جایگاه عددی صلوه در الفبا 41 می باشد برابر کلمه "ام" یعنی ریشه پس برای سرسبزی درخت عمل، ریشه باید محکم و سالم باشد. پس نماز، ریشه همه اعمال است و خرم کننده دنیا و آخرت نماز گزاران واقعی. وجود مبارک تمام معصومین صلوات الله علیهم اجمعین در تمام دنیا به نور سبز منور هستند. زیرا این رنگ سید رنگهاست و در عالم آخرت دو وجود مبارک حسنین صلوات الله علیه سید شباب اهل جنت هستند.

برای تعالی و رشد کامل یک دانه طی این مراحل لازم است:

1-باید به دانه نور به تابد (ظهر وجود)

2-آنگاه در بستر رشد قرار گیرد و سیراب شود (عصر وجود)

3-در جایگاه کاشت و در دل خاک قرار دهند (مغرب)

4-آنگاه با شکوفایی دانه در دل خاک از جذب نور(ظهر) به فعلیت عصر تغییرات دانه ساقه ظهور پیدا می کند. از یک جهت ریشه به درون خاک فرو می رود تا در مغرب توشه خود را بتواند تغذیه ساقه نازک زرد خود کند که همان عشای وجود است. تا بتواند آن را بیرون خاک صعود دهد.

5-با سر بیرون آوردن ساقه بر روی خاک دانه مفلح می شود و جان خویش را به صبح می کشاند و تغییر هر دانه به اصل خود می باشد. زیرا از دانه جو، جو سبز می شود و از دانه گندم، گندم سبز می شود. پس بکوشیم تا بهترین ها برای مان سبز شود. پس دانه خار هرگز گل زیبا نمی شود پس هرچه کاشتی در انتظار سبز شدن همان باش.

روایت است که هر دانه گیاه برای آنکه از دل به خاک به روی خاک روئیده شود 12 ملک آن را یاری می کند تا بتواند خود را از ظلمات خاک بنور بیرون آن برساند و سبز شود. این فاصله حرکت دانه از ظلمات نفس تا رسیدن به حقیقت جان خود و سبزی را عشا می گویند. "قره عینی فی الصلوه"(دیده بصیرت مومنان نماز است)

تعریف دیگر از باطن عشا تمثیل کرم ابریشم است. این حشره از نوزادی بصورت کرم متولد می شود ولی هنگامیکه به بلوغ خود می رسد و کاملاً رشد کرد. خود را به گوشه ای می کشاند و شروع می کند با آب دهان خود را بدور خودش پیله ساختن. در این هنگام دیگر تغذیه نمی خواهد. او تمام ذخیره وجود خود را بصورت آب دهان بدور خود پیله می تند و تا 40 روز ادامه می دهد و در این مدت فضولات هم ندارد.(مثل این است که تمام وجود خود را بصورت نخ از دهان باز می کند و به دورش می تند تا به اصل وجود خود برسد. بعد از چهل روز پیله را سوراخ کرده و خود را به بیرون آن می کشاند در صورتیکه در این هنگام دیگر کرم نیست پروانه شده است و با دو بال زیبا نمایان می شود. این سیر از کرم بودن تا پروانه شدن را عشای عمر این حیوان می نامند. امیدوارم متوجه منظور من بشوید.

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک

چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

کرم ابریشم تا زمانی که کرم بود هرگز نمی توانست خیال پرواز داشته باشد. در حالیکه اکنون پروانه شده او دیگر با زندگی زمینی و کرمی سنخیتی ندارد. پس پروانه به حیات جاودانه پیوسته است زیرا هدفش و عشقش رسیدن به نور است و در وصال او پر و بال خود می سوزاند و پیوسته بنوعی خود هم با جسم کوچکش به نور تبدیل می شود. شاید او قطره است اما وقتی به دریا پیوست، دریا می شود.

زندگی ما انسانها، که اشرف مخلوقات هستیم از روزی که به تکلیف می رسیم تا از این دنیا برویم باید تحول پیدا کنیم و از زندگی بشری به حیات انسانی و آدم شدن که عصاره (عصر) آن خلیفه اللهی و تاج "کرمنا"ی بندگی پروردگار عالم و حیات طیب و رضای حجت خدا امام زمان(عج) که در مجرای رضای خداست برسانیم و این کلام کاملش می کند "بالحسن مبدلا". این جا انسان قلب به میم می شود، یعنی بهترین صورت انسانی در ظاهر و باطن تبدیل می شویم.

عدد ابجد کلمه عشا برابر است با 371 یعنی افشای اطاعتهای روز و بهتر بگویم تفشّی سجده های قلبی هر انسان به خواسته های خود. صحیح یا غلط. وقتی این سه عددش را با هم جمع می کنیم می شود (11=1+7+3) عدد یازده برابر است با کلمه حج و نهایت هو و در جایگاه ابجد عددی کلمه عشا می شود 38 این عدد برابر است با جایگاه نام مبارک حضرت علی (ع) و حضرت محمد (ص). عزیزان دقت فرمایید: اگر دو عدد 38(11=8+3) آن با هم جمع شود معنی همان کلمه حج و هو می شود. راستی چه زیبا حقیقت عشای عمر در راستای زندگی پاک و با برکت بزرگان دین ما نشان داده می شود زیرا آن ها پروانه های عاشق بودند که بر گرد رضای خدا فنای فی الله شدند. و به حج واقعی و طواف واقعی و به هدف غایی خود، به هو رسیدند و فنای فی الله شدند.

تمام پیشوایان بزرگ ما، امامان معصوم(ع) ما را بعد از شهادتشان هنگامیکه بدن مطهرشان را شستشو می دادند دیدند که پشت آنها پینه بسته بخاطر برداشتن بارهای نان و خرما و آذوقه های ایتام و مستمندان و این عزیزان شبها بدون اینکه کسی آنها را ببیند یا حتی از خود شناسایی بدهند و بصورت نا آشنا دست رنج روز خود را انفاق می کردند و دل گرفتاران و بیماران را خوشحال می کردند.

اگر بخواهیم به حقیقت عشا در دنیا برسیم باید تمام امورات زندگی و لحظه های عمرمان و اموالمان و آثار زندگی ما سبز شود باید در راه مهدویت به تکدانه گل محمدی صلوات الله علیه که گل همیشه بها ر امام حسن عسگری (ع)، امام عصر و الزمان، مهدی صلواه الله علیهم اجمعین وصل شویم. و پیرو و شیعه واقعی او باشیم.

حرکت دانه انسانی در دلهای ما که با زحمت عمل به احکام با نیت قرب و رضای خدا است خود را با دو انشعاب ریشه که در جان ما که اعتقادات و ایمان قلبی ماست ظهور می کند و دیگر ساقه که سبز شدنش به عمل از دیدِ چشم و نطقِ زبان، اقرار به دین و ایمان است، ظهور می کند. و شاخه و برگ آن، فعلیت آثار آن است که عمل به احکام و خلوص، سبزی آن می باشد. و طراوتش شوق ماست که هرچه زودتر در دنیا بتوانیم پروانه شویم و سیر و عشای عمر خود را به کمال عمل صالح برسانیم. پس دانه، انسان حقیقتی است که باید افشا شود. ناچار باید از پشت 7 پرده ظلمت نفس تجلی کند و در جایگاه طاهره آن عدد 40 که برابر است با حرف "م" به عشای عمر خود برسد، حال خود فکر کنید. اگر ساقه نباشد دانه می تواند خود را افشاء کند؟ عدد ابجد و جایگاه عددیش 40 می باشد. زیرا ساقه آن فطرت خدایی را بالا می کشد تا خودرا به عمل در تمام ظاهر و باطن جلوه دهد. پس نیاز انسان که دست خود را به دست دوازده دست نورانی (امامان معصوم(ع)) که همان "عروه الوثقی لانفصام لها" ریسمان الهی که هرگز پاره نمی شود وصل کند تا بفضل خدا و شفاعت این عزیزان از ظلمات نفس نجات یافته و به فلاح برسد (صراط مستقیم) و آنگاه بگوییم:"الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور"خدا ولی و دوست و سرپرست مومنانی است که او را می خوانند و از خدا اطاعت می کنند و پروردگار مهربان هم خارج می کند بندگان مومن خود را از ظلمات به نور.

آنگاه زندگی انسان سبز می شود سیر حرکت عشا و نماز عشا هنگامی است که، تاریکی همه جا را فرا می گیرد. همانطور که می دانید هر کس در منزل و در جایگاه آرامش و استراحت خویش می رود و معمولاً بعد از صرف شام تا صبح خواب می آید و تغذیه هم تمام می شود بدن در این ساعت ها به کمال قوای خویش می رسد تا به صبح دوباره زندگی سالم و پر تلاش داشته باشد.

از نظر معنویت، سیر عشا انقطاع از امور روزانه است ولی تحولات شب باطن لیل است که 11 رکعت نماز شب و تهجد سپری شود. پروردگار عالم در آیه 2، سوره مبارکه مزمل می فرمایند"قم الیل الا قلیلا"شب هر چقدر می توانی اگرچه به مقدار کم بلند شوید. و همچنین، سوره مزمل(آیه20): بدرستیکه پروردگار تو می داند که تو بر می خیزی در کمتر از دو ثلث شب و بر می خیزی در نصف شب و ثلث شب و بر می خیزند طایفه ای از کسانی که با تو هستند در ایمان شب را برای عبادت و خدا اندازه دارد شب و روز را که ساعاتش بتغییر فصل کم و بیش می شود خدا می داند اینکه هرگز شما نتوانید شمارش کرد تمام اوقاتش به بیداری و عبادت پس عذر شما را پذیرفت. پس عبادت کنید و بخوانید آنچه میسر شود شما را از قرآن چون داند خدا اینکه از شما بیماران باشند که طاقت عبادت ندارند و دیگران که سفر کنند در اطراف زمین برای یافتن روزی خود از فضل خدا و طایفه ای جنگ در راه خدا باشند و با بودن اینکارها برای شما نتوانید تمام اوقات را بعبادت بگذرانید.

پس بخوانید هر چه میسر باشد شما را قرآن و بر پا دارید نماز را و بدهید زکات را و قرض بدهید بندگان خدا را قرض الحسنه و آنچه پیش فرستید برای نفسهای خود از اعمال صالحه بیابید آن را نزد خدا بهتر و بزرگتر از وی مزد و پاداش و طلب آمرزش کنید برای گناهان خود از خدا که خداوند آمرزنده مهربان است.

و در آیات دیگری که نام تهجد آمده است.

شاید به این معنا که پیله عشای خود را با مجاهدت دو بال که نماز شفع است و شکافتن آن که یک رکعت نماز وتر است خود را به صبح صادق برساند. آنگاه با دو بال ملکوتی حقیقت صبح به نشئه نشاط که بین الطلوعین ملکوت بهشت است، به پرواز بلند شود تا روزی ملکوتی که خود را برای رسیدن به صبح کامل از فضل پروردگار عالم دریافت کند. "المصلی یناجی ربه". یعنی نمازگزار با پروردگار خود درحال مناجات و راز و نیاز است.

خداوند باری تعالی در مجرای حیات وسائل رشد ما را مهیا ساخته است تا از راه حلال و توسل و تمسک به حبل الله (ریسمان الهی) به سر منزل سبزی حیات و زکی شدن (یعنی درخشندگی) است به مرحله ظهور گل و میوه مهدویت برسیم و هدایت را گرفته و به میوه شیرینی عمل صالح از دست مبارک امام عصر و زمان خویش، ابا صالح المهدی (عج) واصل شویم. این است قبولی حسن در مجرای حیات حسن و عشای حسن. زیرا عشایش به صبح صادق رسیده است. یعنی از حالت کرمی به پروانه تبدیل شد.

رابطةزندگی کرم ابریشم وحقیقت عشا

درواقع زندگی کرمی در بیشتر کرمها به پروانه شدن ختم می شود اما کرم ابریشم خصوصیتهای زیبای دیگری دارد ,بدین جهت که این کرم بعد ازاین که به بلوغ جسمی رسید به حقیقت عشای عمر خود میرود.درکناری از جایگاهش شروع می کند به پیله زدن در حالیکه از هیچ تغذیه ای استفاده نمی کند ,,ازآب دهان خودش بدورش حجابی می تند که خود را در آن محصور می کند ؛دراین زمان که حدود 40روز می شود حیوان از درون خود تغذیه می شود .بدون آب ومواد غذایی زنده می ماند در واقع خود ,خودیتش رامی شکافد ,؛این حالت واقعیت عشاست؛درمرحلة کمال زیرا از حالت کرمی بصورت پروانه متحول می شود آنکاه پیلة خود راسوراخ کرده وبا دو بال ظاهر می شود .که برای انسان مصداق محول الحال والاحوال حول حالنا الی احسن الحال می باشد. خیلی مهم است که بدانیم یکی ازجنس لباسهای بهشتیان ابریشم است. شاید اینطور بتوان تعبیر کرد که انسان باید درزندگی دنیایش متحول شود واز عالم سفل به عالم قرب برسد اینجا بعد مسافت نیست بلکه ازظاهر به باطن رفتن است,وآن میسر نمی شود مگر اینکه انسان هم خودیتش را بشکافد تا در نتیجه به خلوص رسیدن (که همان طی مسیر اربعین حقیقی عمل است؛)به گنج انسانی خود برسد بقول شاعر که می فرماید .

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک                                     چند روزی اندر بدنم قفسی ساخته اند

اگر هرکس توانست دراین عمر کوتاه به حقیقت عشای وجودش برسد ,مرحبا؛ودر واقع باید از ظلمات نفس به نور فطرت برسد ومیسر نمی شود مگر با سلاح تقوی ولباس تقوی همان حریر بهشتی است که هرکس باید خود تار وپودش را تهیه کند  وزاد وتوشه هم باید تقوی باشد تا هرگز از انرژی وسعی وکوشش نیفتد .پس اگر در دنیا موفق نشود,متاسفانه در دوران سخت عالم برزخ  که خدا می داند چگونه به بنده می گذرد عشای خود می گذراند,شاید به کمال مطوب مولا برسد که اگر نرسید در عالم قیامت در زمان حسابرسی یاخدا نخواهد در جهنم به عشا برسد, که چه طاقت فرساست زیرا در عالم برزخ وقیامت دیگر ماه وسال نیست . در دنیا وقتی عشا زمانش شروع می شود که کاملاً سرخی مغرب رفته باشد وسیاهی شب آسمان را فرا گفته باشد پس باید عالم متحول شود به یخرجهم من الظلمات الی النور که رسیدن به صبح صادق است.در قبر هم هینکه وارد می شویم تا لحد را می گذارند شب اول قبر شروع می شود که همان ظلمات است .اما کسی که در دنیا به حقیقت عشای عمر خود رسیده باشد دنیا که اسفل سافلین بود وباطنش لیل او به سلامت از ظلمات نفس  به نور رسیده بود دیگر برایش در قبر ظلماتی نمی ماند واو به احسن حال می رسد ویخرجهم من الظلمات الی النور برایش بصورت حقیقی جلوه می کند اللهم ارزقنی .

این زندگی زیبای حسن (نیکووزیباست)ورسیدن به عاقبت حسن وبه آخرت حسن می باشد تا به صبح حسینی برسیم. انشاءالله خداوند کریم بعد از نماز عشا به بنده اش برائت رابه نام زیبایش انا الله می دهد .عدد ابجد این نام برابر 118 که  مساوی با نام مبارک امام حسن (ع) عدد18 برابر کلمة حی است وعدد 100 برابر حرف  ق  می باشد حرف  ق یعنی نگهدارنده پس 118 یعنی نگهداندة مجرای حی حال خوب فکر کنید وبهترین عشا را برای خود بفرستید وقدر نمازهای پر برکت را بدانیم.

  بهتر بگویم که حقیقت نماز عشا انسان را از بشر بودن به آدمیت و حقیقت انسانی می رساند. آیا زیبا نیست که از پشت 8 رکعت نماز شب و 2 رکعت نماز شفع با دو بال زیبا از حقیقت یک رکعت نماز وتر با استغفار و تنزیه و تسبیح به حقیقت صبح برسیم آن صبحی که حقیقتش مصباح الهدی، حسین بن علی(ع) است. صلوات خداوند و ملائکه اش بر محمد و ال محمد. عدد ابجد اسم انسان 162 است برابر است با عدد ابجد آسمانی.وجایگاه عددی آن برابر اسم مبارک آدم(ع) زیرا انسان موجود ملکوتی و آسمانی است. هنگامیکه پروردگار عالم حضرت آدم(ع) را خلق کرد خلقت او در بهشت بود. و این کرامت و فضل اوست. پس آدمی که ریشه اش بهشتی است هرگز به جهنم نمی رودمگر مثل شیطان که خود با تکبر وخود بینی ,واطاعت نکردن امر پروردگار عالمیان وسجده نکردن به حضرت آدم(ع) ملعون ابدی شدوازبهشت الی یوم القیامت رانده شد. و انسان با کلمه توبه و اصلاح عملهای غلط خود به فضل او توفیق بهشت رفتن را پیدا می کند. کلمه عشا از نظر ملکوت و طبیعت حروف:

حرف ع ملک لومائیل از طبیعت آبی شمالی و از دسته ترابیه یا خاکی.

حرف ش ملک همزائیل از طبیعت آتشی مشرقی و از دسته ناریه یا نورانی.

حرف الف ملک اسرافیل از طبیعت آبی آتشی مشرقی و از دسته ناریه یا نورانی.

پس انسان یک موجود بهشتی است که در دنیا که عامل اسفل است باید به عالم اعلا برود و از انس با مخلوق به انس با خالق تعالی پیدا کند. و از حیات موقّت به حیات طیّب و دائم می رسد. پروردگار عالم وقتی انسان را خلق کرد به خود تبریک گفت."فتبارک الله احسن الخالقین" درجه احسن را به آدم داد و فرمود از پروردگار خویش اینگونه زندگی خود را بخواه: "ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار".

از امام موسی بن جعفر(ع) سوال شد چرا در نماز باید در هر رکعت یک رکوع و دو سجده نمود؟ فرمودند: جدم رسول خدا(ص) را چون به معراج بردند اول نمازی که ادا فرمود در ساحت کبریایی حق در عرش بود. خطاب شد ای محمد(ص) نزدیک چشمه صاد بیا و مساجد خود را بشوی و پاک گردان و نماز بگذار.

پیغمبر فرمود به سرچشمه صاد رفتم وضوی کامل گرفتم مواضع سجود را که به مساجد معروف است شستم به نماز ایستادم آنگاه عین همین نماز دو رکعتی صبح که می خوانیم بمن تعلیم فرمود و گذاردم. تکبیره الاحرام گفتم خطاب شد بخوان بسم الله الرحمن الرحیم تا آخر سوره حمد را خواندم، سوره توحید را خواندم، سه بار گفتم کذالک الله ربی، پس امر به رکوع شد. رکوع نمودم سه بار گفتم سبحان ربی العظیم و بحمده و سر بر داشتم آنگاه به سجده رفتم ذکر سجده را نیز به طریقی که تعلیم شد گفتم. سبحان ربی الاعلا و بحمده. چون سر بر داشتم مرعوب قدرت جلال و جمال را گفتم چون رکعت دوم به همین منوال گذاردم و تشهد گفتم و سلام نمودم خطاب شد السلام علیک ایها النبی و رحمه الله و برکاته و گفتم السلام علیکم و رحمه الله و برکاته و چون امر به یک رکوع و یک سجده بود اما من برای تذکر عظمت الهی دو بار سجده کردم دو سجده واجب شد.

تمام عروج آسمانی حضرت در لیل یعنی در شب انجام شد و عشا کنار زدن پرده های لیل است برای رسیدن به حقیقت نور که آن هدایت محض است به قرب و رضای حق تعالی و انسان با درجه احسن باید از درون نفس خود دانه کمالات انسانیش رابه زیبایی حسن و بهترین رشدرا دهد و وقتی سبزی دانه سر از نفس بیرون آورد ملکاتش انسانی باشد تا زندگی اش سبز شود. آنگاه میوه هایش خلق حسن و الگوهایش اسوه حسنه و زرقش زرق حسن و عاقبتش به فضل خداوند کریم حسنه شود و خلاصه با نمره احسن بندگی وارد آخرت شود و باخرمی و سرسبزی هر چه بیشتر در آنجا به سیر کمالی خود برسد.ومن جاءبالحسنه فله عشر امثالها سوره انعام ایه 128 واگر هرکس با خود(تاقبر)عمل حسن بیاورد  خداوند به اوده مثل آن بدو می دهد .

پس هر کس دنیای سبز و با برکت داشته باشد آخرت پر سودتر و سبز تر عایدش می شود. وجود مبارک امام زمان، وصی الحسن (عج) می باشد، کسی که تمام منظور پروردگار عالم برای خلقت انسان بدست مبارکش و با ظهور با برکتش، عالم بظهورش سبز و گلستان و خلاصه بهشت موعود می شود و تمام خزانها و ظلمتها ریشه کن شده و گل همیشه بهار سرسبز ولایت و رسالت بارور می شود. واو تک گل همیشه بهار محمدی است. اللهم صل علی محمدٍوآل محمد وعجل فرجهم. و این عشای واقعی دنیا را بدست یداللهی خود قلب به میم می کند(عدد "م" برابر 40 است همانطور که گفته شد) و ایشان عشا را به صبح هدایت می رساند. همه پروانه می شوند و به گردش طواف می کنند. همه قدر نور را می دانند و آن روز شکرگزار وجود مقدس او خواهند بود.

اگر انسان مومن در عشای عمر خود صحیح عمل کند نتیجه اش این است که در آخر عمر یا در هنگام مرگ وارد صبح زندگی خویش می شود، زیرا که بهشت مقام صبح است. بهشتی که مثل بین الطلوعین است دیگر نه ظهر و نه عصر و نه مغرب و نه عشا دارد. (زیرا اگر داشت دوباره باید عمل به احکام داشته باشند.) در حالی که زحمت تمام می شود. همانطور که آب دهن کرم ابریشم نخ ابریشم است یکی از لباسهای بهشتی ها ابریشم است و آن پارچه دیباست. در بهشت ثمره زحمت دنیا زینت و زیور و آسایش دائم برایشان می شود. اما کسانیکه غفلت کردند و در دنیای به حقیقت عشای انسانی نرسیده اند در برزخ تا قیامت، متاسفانه در تحول عشا قرار می گیرند. و اگر خدای نخواسته عشای آنها دربرزخ کامل نشود در قیامت و در عذاب ها باید عشا را بگذرانند تا متحول و پاک شوند. پس بکوشیم سرمایه گرانبهای دنیایی خود را بغفلت از دست ندهیم.

 حقیقت نماز صبح

حقیقت و باطن این نماز متعلق است به آقا امام حسین عله السلام. آنگاه که از ظلمت شب  به روشنی روز می رسیم، ظلمت شب با دو سپیده تاریکی را می شکافد اولین سپیده کاذب است و دومین سپیده صادق، سپیده صادق همان رسیدن شعاع نور است از مجرای صدق زیرا که ظلمات لیل را شکافته و به طلوع کامل شمس منتهی می شود.نماز صبح پیدا کردن دو بال ملکوتی انسان است که با نماز در جان صبح به پرواز در می آید و در مسیر ملکوتیش جان سلام را دریافت می کند.

عدد ابجد کلمه "صبح" 100 می باشد این عدد برابر با حرف "ق" می باشد. در قرآن کریم یک سوره مبارکه به نام "قاف" می باشد. در کلام عرب حرف ق یعنی نگهدار. تنها زمانیکه که در شبانه روز باقی می شود، ساعت صبح مخصوصاً بین الطلوعین است که محل استجابت دعاست و سفارش شده در این ساعت نخوابید و سعی کنید عبادت و تلاوت قرآن کنید زیرا در این ساعت دو دسته ملائکه برای مومنین عملشان را می نویسند یک دسته ملائکه های شب که در هنگام صبح می روند و یک دسته ملائکه های روز که در اول روز به ماموریت می آیند. آیه مبارکه 8 سوره مبارکه اسراء "اقم الصلوه لدلوک الشمس الی غسق الیل و قران الفجر ان الفجر کان مشهودا"."برپا دارید نماز را وقت زوال آفتاب تا تاریکی شب و خواندن صبح را بدرستیکه خواندن قرآن در وقت صبح باشد حاضر شده به ملائکه شب و روز".

جالب است که جایگاه حرف "ق" در حروف الفبا عدد 19 می باشد. یعنی هنگام شروع روز از پشت 19 حروف "بسم الله الرحمن الرحیم" آغاز می شود و در حقیقت اعمال انسانی است که با شروع روز باید از پشت 19 حرف بسم الله بگذرد تا در افول شمس وجودشان در مغرب روز (عمر) قلب به میم (حقایق ایمان) شوند. و تمام امورات خود رااز باطن ورود به احکام الهی وعمل به آیات مبارک قرآن انطباق دهد؛ بخاطر همین اولین عمل در صبح نماز است واولین کلام سلام می باشد چون سلام یکی از اسماء اعظم پروردگار عالمیان است.واولین در بهشت دارالسلام است.وآخر نماز هم به سلام تمام می شود؛واین نماز برپا دارندة حکم الهی است,اگر درک کنیم. در هنگام حرکت برای کارها گفتن بسم الله الرحمن الرحیممستحب است.

پس همانطور که گفته شد به نهار و به حقیقت ظهر می رسیم. در ساعت عصر دوباره به ساعت 19 می رسیم یعنی ساعت 7 شب آنگاه روز از پشت 19 حروف بسم الله وارد شب می شود پس ای بنده بکوش تا در دنیا و آخرت با گردیدن یک شب یعنی دنیا و یک روز یوم القیامه به آرامش کامل برسی پس هر چقدر بکوشی آرامش ات کاملتر است.

معنی نماز صبح به 2 رکعت عددی وحروفی

یکی از زیباییهای نماز صبح دو رکعت بودنش است. در کتاب عرفان عشر اشاره شد که پروردگارعالم نعمتهایش به انسان در دنیا وآخرت بتمام وکمال داده است چناچه طولی وعرضی آفاقی وانفسی ظاهری وباطنی عنایت فرموده ,پس عدد 2رکعت به عدد باب ورودی به حقیقت صبح شد (جان صبح که بهشت است)وحرف  ب  بسم الله عدد ابجدش 2می باشد؛حال اگر به حروف عدد دو را بنویسیم عدد ابجدش برابر 10می شود,بعربی عشر می شود. د=4+و=6=10 (4+6=10)امام حسین (ع) خود امام عاشورائیان است؛زیرا خود صاحب 10 است روزی که متولد شد بعدد 10 بدنیا آمد یک خودش و9 ذریة معصوم در بطنش بود .وعدد10 گنج اسرار عالم شدو حقیقت آفرینش است که مفصل در آن کتاب آمده است, چنانچه در دنیا می فرمایند کل یومٍ عاشورا وکل ارضٍ کربلا امیدوارم این نکتة مهم را متوجه شده باشید.وعدد 10 یعنی گنج وجود 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین (1+2+3+4=10ومی شود 4روی 10 برابر 14).خداوند کریم در قرآن کریمش می فرماید نماز وسطی را اهمیت دهید حافظوا علی الصلوات الوسطی؛در حالیکه هرنمازی به یک صورت وسطی می شود مثلأنماز ظهر بین صبح وعصر می شود یانماز عصر بین نماز ظهرو مغرب است؛ امادر تفاسیر واز قول معصومین (ص) نماز صبح راتأکید کرده اند.راوی در زمان عمر مبارک حضرت علی (ع) می فرماید حضرت شب 19 اخرین روز ماه مبارک رمضان عمر نورانیش در زیر آسمان که آمد سرش را بلند کرد ودر حالیکه ستاره سحری را نگاه می کرد فرمود ای ستاره هرگز تو قبل از بیدار شدن علی (ع) طلوع نکردی(کنایه از اینکه آقا خود حافظ صلوات وسطی است).وهرگز خواب در چشم او نمی آید.

در کلام حقِ تعالی قرآن کریم آمده است.سورة مبارک بقره آیة238 می فرماید.حافظواعلی الصلوات الوسطی وقوموالِله قانتین همه نمازها به