ورود

عضویت




Search - K2 Improved Search Plugin by Offlajn
جستجو -مجموعه ها
جستجو - تماس ها
جستجو - محتوا
جستجو - خبرخوان ها
جستجو - وب لینک ها
مکان شما:صفحه اصلی»نماز»مطالب خواندنی»عرفان سجده - بخش 2

عرفان سجده - بخش 2

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

عدد 9 در سرّ خلقت

همانطورکه قبلا بیان شد در قسمت کنز الهی و گنج اسرار خلقت و در ظهور نام مبارک واحد جلّ جلاله که عدد ابجدش 19 است و برابر با جایگاه عددی نُه به حروف قرار داشت. شاید اینطور معنی شود که سقف اعداد تا عدد9 است ، پروردگار عالم ظرف کنز الهی خود را که به 28 حرف ظهور داده به عدد9 احصاءفرموده که بلوغ کامل اسرار است و بر مخلوق مسلط و مقهور است و غلبه ی ظاهری و باطنی دارد. همانطورکه دردرسهای قبل خواندیم که

عدد وحروف هرگز از واحدیت جدا نشده و به عنوان گنج الف همیشه با مؤلفه ی خود همراه است و خوانده می شود؛معرفی می شود؛هستی می گیرد و باقی می شود. مثل حروف که خوانده می شوند با،تا،ثا،جا،حا... یعنی همه از درون الف ظهور پیداکرده اند.و همینطوردر اعداد،که یک واحد است و وقتی می خواهد بعد از عدد10 نمایان شود مثلا عدد11 می شود حادی عشر(حادی برابر یک وعشر یعنی 10 کنار هم می شود) یا 1001 که حادی الفه می شود وبرابر عدد ابجد ارض ورضا است. یعنی همه ی اعداد هم از در گنج الف وجود با مؤلفه ی خود که عدد الفِ یکِ واحدیت است همیشه کثرت خود را با وحدت وجود، ظاهر وباطن خویش را معرفی می کنند. در واقع عالم به وحدانیت او خوانده می شود و همیشه عدد اول، معیار همه ی اعداد است و همه ی  شئونات، همه ی منزلتها،همه ی مراتب قبولی و مراتب وصال به مرتبه اولش(یعنی شاگرد اولش) قیمت و ارزش وبها می گیرد و جایگاه پیدا می کند.

پس پروردگار عالم خود اول است و آخر،هم ظاهر است و هم باطن. بنابراین سرّگنج ظهور نام مبارکش ؛واحد جلّ جلاله را متجلی فرمود و در گنج خلقت سرّحقیقت محمدی(ص) ؛مخلوق اول خود را ظهور داد و معرفی فرمود که او نیز،هم اول است و هم آخر، هم ظاهر است وهم باطن. وهمه ی کثرت مخلوقاتش را از آن عزیزان ظهور فرمود تا بوسیله ی وجودهای اولِ آنها هرکس به وسع وجود خودش بتواند در معرفت و عبودیت خالصانه خداوند تبارک وتعالی به درجه اول برسد. پس همانطورکه در ولایت معنی شد که نقطه ای در عالم نماند مگر آنکه در حقیقت ولایت خلق شده و ولایت بر آن سیطره ظاهری و باطنی و وجودی دارد. پس اسم مبارک اول هم در همه ی وجود مؤلفه اول است.

نکته: عدد ابجد کلمه اول=37 و جایگاه عددیش19 می باشد که برابر با عددابجد اسم مبارک واحد جلّ جلاله (که اولین ظهور است) می باشد . اولین آیه مبارک قرآن "بسم الله الرحمن الرحیم" سوره حمد است که تنها بسم الهی است که یک آیه محسوب شده و عدد یک را به خود اختصاص داده است . پیامبراکرم(ص) فرمود:کل محتوای قرآن در سوره حمد و تمام آن در بسم الله الرحمن الرحیم و کلّ آن در(با)ی بسم الله آمده که اولین حرف شروع قرآن است. با اولین حرف قرآن که عدد یک را به خود اختصاص داده و همه ی محتوای قران در نقطه ی زیر(با)ی بسم الله که اولین نقطه از حروف الفباست که تمام صداها و حرکات و باب خواندن و قرائت و نطق و به تمام معنی ،قرآن را به خود مختص کرده است. وحضرت علی(ع)امام اول ما شیعیان فرمود:انا نقطه تحت الباء بسم الله (من نقطه ی زیر با ء بسم الله هستم). درجه ی یک و اولین ظرف جذب کننده ی کلّ اسرار قرآن و محتوای آن ، قرآن ناطق ؛فقط و فقط مخصوص صاحب ولایت ؛مقام امیر الاُمرا که باز هم منصب امیری فقط برای شاه ولایت ؛اسدالله الغالب؛مولی الموحدین؛مولی المتقین؛امیر المؤمنین علی ابن ابیطالب (ع) است که او اولین امام ما شیعیان است.

و دیگر عدد اول در جایگاه کلامی به نام مبارک امام حسن مجتبی(ع)است که سید الاسباط و سبط اکبر پیامبر(ص)و حضرت زهرا(س)و امام علی(ع)است.

عدد ابجد نام مبارک امام حسن(ع)=118 و جایگاه عددی نام مبارکشان 37 (برابرکلمه اول است). و جمع ارقامشان 10 می شود(10=8+1+1 و10=7+3) که عدد ده به حروف،9 می شود(ده=9). خوب دقت کنید! یعنی 9باطن 10 که درواقع 19 است(19=9+10)و برابر با جایگاه عددی کلمه اول و نام مبارک واحد جلّ جلاله.

در قرآن کریم کمتر صفحه ای را می خوانیم که نام مبارک حسن به معنای نیکی، نیکویی، زیبایی،بهتری،بهترین و بدین معانی در آن نباشد(خلاصه نمره ی 20 پروردگار عالم به بنده ی مؤمنش و نمره قبولی اعمال در آن نباشد). و آقا خود کریم اهل بیت هستند و قرآن،قرآن کریم نام گرفته که به صفت کریم خداوند متعال اختصاص دارد.               

خالق کریم برای خلقت انسان کامل به خود احسن فرمود "فتبارک الله احسن الخالقین".بهترین اخلاق را به بهترین خلقتش ؛پیامبر اکرم(ص)عنایت فرمود (خلق حسن)و او را اسوه حسن قرار داد و همه خانواده محترمش را به لقب حسن ظهور داد ؛از حضرت علی(ع)که ابالحسن است و خانم زهرا(س)که حسنه و امام حسن(ع)و امام حسین(ع)که حسنین(ع)هستند.امام حسین (ع) که فرزند دوم است ،هم به اسرار وجودی عدد (دو)که عدد ابجدش 10 میشود (10=6+4)در حقیقت 10 به دنیا آمد.در عرب اگر دو برادر یک اسم داشته باشند به اسم برادر کوچکتر یک حرف یاء مصغر در بین حرف ما قبل آخر آن اضافه می کنند.مثل حسن(ع)که می شود حسین(ع).اما این از نظر ظاهر است در صورتیکه آقا صاحب مقام 9؛خداوند 9 ذریه نورانی معصومین(ص) بعد از وجود مقدسش را در بطن او قرار داده بود.پس او خود 1آمد و9 ذریه در بطنش که می شود 10 و عدد 10 برابرعددابجد حرف(ی)است.که نام مبارک حسن(ع)باضافه  حرف (ی)شد که حسین(ع)نام گرفت.پس تمام ذریه هایش شدند حسن(ع)وآقا امام زمان (عج)هم همچنین حسن شدند (وصی الحسن(ع))و ایشان وصایت تمام اهداف نورانی خلقت را به حسن یعنی بهترین ظهور خواهند داد. پس هم اول که باطنش حسن است و هم آخر که تمام وصایت حسن است همه را شامل هستند. شیعیان هم باید با عمل حسن به این بزرگواران تمسک جویند. و خداوند کریم در سوره مبارکه انعام آیه 160 می فرماید"من جاء بالحسنة فله عشر امثالها"(اگر با خودش (عدد اول )عمل  حسن را بیاورد (تا قبر )من هم به او 10 مثل آن را می دهم .

در زمان ظهور مولای ما ،صاحب العصروالزمان و آقایی که خود نهمین فرزند امام حسین (ع)است در ظهور کامل حمد الهی به وصایت حسن(ع) نام مبارک اولین سرّ ظهور عالم اسرار و نام مبارک اشرف مخلوقات و صاحب عالم کون و مکان؛ محمد مصطفی(ص)به نام مبارکش (م ح م د )جلوه می فرماید:که این تمام مقامات اول است.

ظهور کنز گنج الهی

چنانچه حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند:

( اولنا محمد و اوسطنا محمد و آخرنا محمد ).

جالب است بدانید خانه کعبه اولین ظهور خلقت خشکی در 25 ذیقعده تولد پیدا کرد،و اولین بناّی آن خانه، خداوند است و از آنجا خشکی به همه زمین گسترده شد.آنجا به امر خدا قبله مسلمین قرار گرفت. عدد ابجد کلمه قبله 137 است.100=ق که جایگاه عددیش 19 است و معنی نگهدارنده می دهد،و 37 همان عددابجد کلمه اول است.

پس در واقع قبله که قلب زمین است نگهدارنده حقیقت سرّ تمام مقامات آسمانی،صفاتی،ولایی و مجرای وصل کننده عالم ظلمت دنیا به عالم نور قرب اعلا است.و بیت عتیق خوانده می شود و حرمش احرام می خواهد و در احرامش باید مُحرم شویم.اعمال عبادی ما مخصوصاً نماز شرط قبولیش رو سوی قبله داشتن است.در واقع هرکس بخواهد با عبادت وصل به معبود شود باید رو به قبله که همان باطن اوّل است،معبود خود را عبادت کند . پس شرط قبولی عمل قبله است یعنی بدون مؤلفه عمل باطل است.

خداوند کریم وقتی می خواست بدن ما را در رحم مادر خلق کند ،اول ارض خشکی قلبمان را روی جایگاه آبی رحم مادر خلق کرد و قلب ما هم خانه خدا شد "فؤاد المؤمن بیت الله" وتمام عروق با گردش خون به طواف قلب ،هرگز از قبله ی بدن جدا نمی شوند والا حیات آنها به خطر می افتد. پس باید ما هم هرگز از توجه وجه قلبمان (از مجرای رضای خدا) به قلب امکان ؛ امام زمان(عج) به توجه خانه خدا و وصل شدن به قبله جدا نشویم وگرنه حیات معنویمان در دنیا وآخرت به خطر می افتد و به هلاکت ابدی می رسیم.

همانطورکه انسان وقتی به مدرسه می رود،کلاس اول را طی می کند تا باسواد شود(حروف واعداد را می آموزد) و این کلاس اول تا دکتری و پرفسوری،در تمام مراحل تحصیلات و کسب مقامات و حتی آثارش ظهور و بروز دارد و حتی بینه ی آن است.

این نکته ای است! که هرکس در عمل برای دیگران نیز سعی کند اول شود تا در زندگی وشئونات ارزشی دیگران هم مؤلفه باقی بماند. حضرت ابراهیم(ع)می فرماید:"ربنا هب لنا من ازواجنا وذریاتنا قرة اعین واجعلنا للمتقین اماما" (پروردگارا ببخش بر ما از همسرانمان فرزندانی که نور چشم ما باشند و قرار بده مارا برای متقین پیشوا وامام).

نموداری از ظهور اسرار خلقت در عدد9 

همانطورکه توضیح داده شد پروردگارعالم اولین ظهور خود را از گنج احدیتش(جلّ جلاله)، اسم مبارکش "واحد" که مظهر نورانی همه اسرار و ظهورات حروف واعداد وهمه مخلوقات بود قرار داد. کلمه واحدعدد ابجدش19 می شد و خود به معنی یکتایی خالق بی همتا است.

جایگاه عددی نُه=19  و عدد ابجدش =55 است که 5+5=10 و چنانچه بیان شد 9 باطن 10 است. پس در این نمودار(*رجوع شود به نمودارانتهای کتاب ) متوجه می شویم که بلوغ خلقت در عالم واحد عدد19 است در جایگاه عددی نُه. و عددابجد نوزده=72=سجده است که اسرار عالم؛ در گنج ظهور، در بلوغ سجده و اطاعت محض ظهور دارد.

درواقع قله اسرار ظهوری خلقت به عدد 9 درس زیبایی دارد. عدد ابجدکلمه قله =135 است که برابر با عدد ابجد نام مبارک فاطمه(س)است. شاید شما بفرمایید چرا؟ در خلقت نوریِ خانم زهرا(س)خواندیم که ایشان کسی بود که قبل از خلقت همه ی اسرار ظرف آفرینش وجودش امتحان شد و خداوند فرمودما او را صابره یافتیم و قبول شد . و در آیه اول سوره مبارک نساء می فرماید: همه مخلوقات را از یک نفس واحده خلق کردیم . و درواقع کلمه نساء همان الف وجود شد که تمام حروف واعداددر بطن او ظهور پیدا کردند( الف=111=نسا). پس همه در بلوغ نُه هستند و بلوغ نه، همان تسخیر اعداد و حروف است که در انطباق قرار می گیرد. و شاید این ظهور باطن است که امام حسن عسگری(ع)می فرماید ما معصومین همه حجت های خدا بر مردم هستیم ومادرمان حجت برماست.

بلوغ نُه یعنی نَه که به عربی (لا) می شود و مجرای توحید(همان لااله الاالله) و حقیقت گنج عشر است. جایگاه عددی (لا)=13 است که برابر با جایگاه عددی (م) به عدد ابجد 40؛حقیقت طهارت است. پس عالم در کلمه سبحان غرق است و هر کس بایدبه بلوغ عبادی وبندگی 9 یا نَه ،به طهارت و تنزیه عمل برسد تا بتواند جزء عباد و زهّاد خالق یکتا باشد. جمع ارقام 13 برابر4 می شود و عدد 4، تمام گنج 4روی10 و گنج عشر مجرای توحید است.

عدد ابجد (لا)=31 است . عدد ابجد سیُ یک به حروف 100می شود که 100=(ق)به جایگاه عددی 19 است که 9+1=10که همان گنج 4روی 10 است و عدد 19=واحدجلّ جلاله است ،پس تمام عالم خلقت در مجرای توحید و کلمه مبارک لا اله الا الله است که نماد آن خانه خداست. 

بلوغ عدد 9 در رسیدن به قرب الهی

برای رسیدن به قرب الهی باید قربانی داد چون اینجا مقام قربانی است مگرنه اینکه ورود در قرآن باید از 19 حرف بسم الله الرحمن الرحیم گذشت . و ورود درحرم مطهر معصوم(ص) مخصوصا در حرم الله ؛نزد خانه کعبه ،باید آماده قربانی باشیم و تمام نفوس حیوانی را قربانی نفس انسانی یعنی نیت قربتاً الی الله کنیم. آنجا هم باید از 19 حرف اسامی پنج تن(ص)گذشت تا به قربِ آن برسیم.

عدد ابجد کلمه قربانی=363 است که3+6+3=12و2+1=3 می شود . دراصل عدد 300 =ش افشاکننده ی 63 =جایگاه عددی اربعین ؛ محل رسیدن به تعالی انسانیت است.

وقتی حضرت موسی(ع)به وادی مقدس دعوت شد ، پروردگارعالم فرمود کفشهایت را بیرون بیاور که اینجا وادی مقدس است"انی انا ربک فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی" (آیه12سوره مبارکه طه). اما علی ابن ابیطالب (ع) رادر پاکترین و مقدس ترین مکان؛در خانه خودش (اشاره به عالم قرب)به دنیا آورد. پس ای شیعیان!در رسیدن به قرب کعبه می فرمایداینجا وادی مقدس است باید 1000کیلومتر جلوتر( به عدد الف)غسل کنی و لباسهایت را مخصوص کنی و با لبیک و ذکر و حال خوش بیایی نزد قبله جانها.

شاید اینطور است که وقتی حضرت موسی(ع)از خداوند زیارت خودش را درخواست کرد پروردگارعالم فرمود:لن ترانی (تو و نه هیچکس هرگز نه در دنیا و نه در آخرت راه ندارد که مرا ببینی). اما خداوند جلیل به کوه طور تجلی فرمود که برخی مفسران می گویند این نور شیعه ی علی ابن ابیطالب (ع)بود که کوه متلاشی شد و حضرت موسی(ع)بیهوش شد"دکّا و خرّموسی صعقا"(آیه 143 سوره مبارکه اعراف). می فرمایند سپس حضرت موسی(ع) ازخداوند خواست که ای کاش مرا مقام شیعیان علی ابن ابیطالب(ع)عطا فرمایی.(الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المؤمنین و الائمه علیهم السلام).

جایگاه عددی قربانی=66 که برابر با عدد ابجد نام مبارک الله جلّ جلاله است.حال خوب فکر کنید!که قربانی در کنار خانه خدا یعنی چه؟

هر مسلمان در هر جای دنیا که باشد برای قبولی نمازش که به فرموده پیامبراکرم(ص)"الصلوة عمود الدین" ،به عنوان وصل شدن مأموم به امام باید طهارت ظاهر وباطن داشته باشد ،لباس مخصوص بر تن کند ؛مثل لباس نماز خانمها(پوشیدگی خاص) و لباس طاهر برای مردان،باید احکامش را بجا آورد و درواقع به نوعی محرم شود در وادی عشق. یعنی همانطورکه برای حضرت موسی(ع)آمده که خداوند فرمود کفشهایت را بیرون بیاراینجا وادی مقدس است، برای نمازگزار هم خیلی چیزها که در حالت عادی با مردم روبرو می شوند در نماز برای او حرام می شود و باید روی خود را به قبله کند و برنگرداند که اگر سهوا یا عمدا رویش را برگرداند،نمازش باطل می شود. پس درواقع عالم نماز عالم عدد 19 به واحد رسیدن و به بلوغ حقیقی انسان شدن است ، پس بلوغ 9 می خواهد.

عدد نه با حروف  

عدد نُه با حروف یعنی نَه ،درواقع بلوغ انسان در حد کمال نَه گفتن به تمام اموری است که خداوند کریم به آن رضایت ندارد. فقط راه تشیع به امام معصوم(ص) راه بندگی است که نَه می باشد،یعنی اخلاص پیدا کردن . نَه یعنی به تمام الهه های هوای نفسی نه گفتن،یعنی به توحید واقعی رسیدن.

در عربی نه می شود(لا) یعنی لا اله الا الله . پیامبر اکرم(ص) فرمودند:"قولوا لا اله الا الله تفلحون" (بگویید لااله الا الله تا رستگار شوید). امام رضا(ع)در حدیث سلسله الذهب فرمود : کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی. بعد فرمود بشرطها و شروطهاو انا من شروطها (کلمه لا اله الا الله قلعه ی امنی است که هر کس عملش توحیدی باشد و در آن حصن وارد شود از عذاب قیامت (دنیا وآخرت)امنیت پیدا می کند به شرط اینکه امام رضا(ع)می فرماید من شرط آن باشم(یعنی به شرط رضای خداست و رضا به رضای خدارسیدن).

پس شرط به رضای خدا رسیدن آنست که به تمام رضاهای دل ظاهری و به تمام هواهای نفسانی درونی،نَه بگوئیم که کار خیلی سختی است و جهاد اکبر است،این مقام بلوغ بندگی و رسیدن به کمال انسانی و درنهایت در جایگاه قرب الهی واصل شدن است اما به عدد کلمه (لا) ،که عدد ابجدش 31 می شودو1+3=4که در اصل همانطور که گفته شد تمام چهارچوب حقیقت آیت الکرسی و گنج 4روی 10 است. ازطرفی هم عدد ابجد سیُ یک=100=عدد ابجد(ق) که جایگاهش 19 است و 19 =جایگاه عددی نُه. پس درحقیقت اخلاص یعنی خالص شدن همان به بلوغ 9 رسیدن است. جمع ارقام19 برابر 10 می شود که همان حقیقت 4روی 10 و 14 و40 است و 40 باب طهارت و عدد ابجد طلا است پس خلوص تمام این زیباییهاست. امیدوارم از این درس مقصود نویسنده را دریافت کرده باشید.

عدد 19 در جایگاه عددی نُه

اگراعداد ابجد 1تا9  را بصورت زوج و فرد جدا کنیم،حروف اعداد زوج می شود 4حرف ؛ بدوح (ب=2،د=4،و=6،ح=8)و جمع عددی آن 20 می شود که برابر با عدد ابجد(ک) است و 0+2=2=(ب). حروف اعداد فرد می شود 5حرف؛ اجهزط (ا=ا،ج=3،ه=5،ز=7،ط=9)و جمع عددی آن 25 می شود که برابر با جایگاه عددی کلمه (حمد)و جایگاه عددی(ذ) است و 5+2=7=(ز). پس درنهایت حرف زوج شد (ب)= 2 و حرف فرد شد(ز)=7 که در جمع عددی می شود 9 (9=2+7) و در ضرب عددی 14(14=2×7) که همان گنج عشر یعنی 4روی 10 است و جمع ارقام 14 (4+1=5) 5 می شود ؛سرّ حلقه بندگی و وجود مقدس پنج تن(ص).

حرف رمز تمام عالم در بین حروف فرد در اعداد نه گانه می باشد،چنانچه آقای شیخ بهایی درباره این 5 حرف فرد(ا-ج-ه-ز-ط) می فرماید:

ای که هستی طالب اسرار و رمز غامضات   اسمی از اسمای اعظم با تو گویم گوش دار

اول و ثانیش جذر رابع و خامس بود           حرف مرکز جذرجمع جمله دان ای هوشیار

  گر ازاین بیتش نفهمیدی ازاین بیتش بفهم         سر نگهداری  برادر گر  بیایی  زینهار

حرف اوسط نصف حرف اول است وآخرست  اوسطیش ضعف اوسط فرقدان وقطب وار

ساتر سرش باش فتح رمز اگر دستت دهد        فاتح  اقفال دانستی  برو در کار دار

بیان ابیات مذکور فقط درباره همین 5 حرف است،نه دائره اجهزط. معنی مصراع اول بیت دوم این است : ا(1)+ج(3) = جذرِ ز(7)+ط(9)، یعنی 4= جذر 16

و مصراع دوم این است: ه(5) = جذرِ ا(1)+ج(3)+ه(5)+ز(7)+ط(9)،یعنی 5=جذر 25 

بیت چهارم: ه (5) = نصفِ ا(1)+ط(9)  ، یعنی 5= نصف 10 و مصراع دوم :

ضِعف اوسط یعنی دوبرابر حرف وسط (ه=5). و این دو اوسط یعنی(ج)،(ز) در گرد مرکز (ه) مانند فرقدان بر گرد قطب شمال اند. فرقدان ،دو کوکب معروف در قطب شمالند که در زیجات و کتب نجوم و صور الکواکب عبدالرحمن صوفی و دیگر کتب در صور کواکب مشروحا مبین است.

نکته : حرف (ه) تنها حرفی است که خداوند کریم آنرا ضمیر یعنی حرف اشاره به خود قرار داده است و با حکمت ضمه و فتحه وکسره را به خودش نسبت می دهد و صدای کوتاهش را اشباء و بلند قرار می دهد.الی یوم القیامه همه بدانند! که او هو است و فقط اوست. عدد ابجد حرف(ه)=5 است . فقط وفقط پنج تن آل عبا (ص) یعنی همه چهارده معصوم(ص)واسطه معرفت وشناسایی بندگان به خدای مهربان هستند،فقط وفقط این عزیزان اولین خلقت هستند و تمام مخلوقات از ایشان خلق شده اند حتی پیامبران گرامی ، و ایشان همان آیت الکرسی و گنج وکنز 4روی 10 عالمیان هستند. امیدوارم متوجه شده باشید که حرف(ه)به عنوان عدد 5 مرکزیت وسرّ همان عالم کون ومکان ظاهر وباطن را داراست.

و اگرمضربهای عدد3 را از 1تا9 جمع کنیم عدد 19 ؛جایگاه عددی نُه بدست می آید (19=9+6+3+1). پس در این شعر خیلی از زیباییها بیان شده است. اما به حرف (ه)کل اسرار را جمع کرده و فرموده حالا خودت بفهم!

چون پروردگار عالم به عدد 19 گنج واحدیت را ظهور داد که کثرات جلوه کردند. که در باطن عدد یک بلوغ 9 واحدی است. جمع ارقام 19 برابر 10 شد و(1=0+1). دقت کنید! درحالیکه ظهور 10 در عالم کنز جمع عددی 1تا4 شد(10=4+3+2+1)یعنی 4روی10 که می شود 14 که 4+1=5 ؛ اینجا حلقه ی خلقت به ظهور سرّالاسرار عالم بسته شد که پنجمین معصوم(ص) امام حسین(ع)است که 9 ذریه در بطنش بود: 14=9+5 پس حقیقت 14 نور مقدس ولایت کبری در ظل ولایت مطلق پروردگار عالم ،همان حرف (ه=5)است.

خداوند کریم دردنیا خشکی را روی حرف (و)خلق نمود وفرمود :انا لله و انا الیه راجعون. پس آدرس خود را با این حرف به همه بندگان داد. قل هو الله احد ،پیغمبر بگو او خداوند احد است پس حرف (ه) با (و) جمع شد و پروردگار ،خود را به هو معرفی فرمود. وهمینطور در گنج وحدانیت به عدد یک =واحد، عدد ابجد یک=30 می شود که تمام تجلی گاه و مجرای توحید عدد30برابرحرف(ل)است که این حرف گشاینده حروف مبارک لا اله الا الله است و جایگاه عددی حرف(ل)=12 می باشد که 12 نور مقدس امام معصوم(ص) همه عروه الوثقی و حبل الله المتین(ریسمان محکم الهی) وامام مبین موحدان ومتقین هستند. 

بنابراین بلوغ عددی گنج واحد در عدد19 کلّ سرّ است زیرا 19 جایگاه عددی نُه بود. پس بلوغ تمام اسماء و تمام اعداد در اسم مبارک واحد؛دربلوغ نه متجلی می شود که نُه همان کلمه ی نََه است یعنی لا و توحید محض الهی و خلوص کامل عمل. 

عدد نه در کلمه ی عرفه و قربانی

امام حسین(ع) فرمود: خداوند خلق نکرد بندگانش را مگر برای معرفت . و خود نقطه مرکزی معرفت توحید شد. اوست که شب عرفه و روز عرفه را به همه عالمیان معرفی فرمود و راه مقصد و هدف الهی را از عالم سفل در مرکزیت خانه خدا و در ایام حج واجب که نقطه ی عطف وصل همه موحدان ومؤمنان به قرب الهی است،نشان داد و راه رسیدن به مقصد رضای پروردگار عالم را به عاشورای عمل و کربلای زندگی هر انسان آزادی راهنمایی فرمود. {چنانچه درس معارف ما از راه عمل به اعداد و حروف است ، دقت بفرمایید که با این درس به مغز معنا می رسیم.انشاء الله}

عدد ابجد عرفه=355 که 5+5+3=13 و 13=جایگاه عددی حرف(م)به عددابجد40 است. 300 افشاکننده است و55=عدد ابجد(نُه)،درواقع عرفه افشاکننده ی راه نورانی رسیدن به بلوغ انسانیت 9 و کمال هدف پروردگارعالم یعنی زنده شدن واقعی رسیدن به قربانگاه (در جایگاه 19 و سجده واقعی)ورسیدن به قرب عند ربهم یرزقون است.

جایگاه عددی عرفه=58 می شود که 8+5=13 و 13=جایگاه عددی (م)به عددابجد40 است. پس عرفه انسان را در شناخت حقیقی به گنج طهارت انسانی و کمال قرب الهی و شیعه ومحب واقعی معصومین(ص)شدن می رساند و این راه برای همه لازم الاجراست و باید به آن معرفت پیدا کنند و الا همه بازنده ی عمر پر برکت خویش می شوند و دگر هیهات! 

عدابجد قربانی=363 که 3+6+3=12 و 2+1=3=آب است. 300 همان افشاکننده و 63 برابر با سن مبارک پیامبر(ص)و امام علی(ع) ، و جایگاه عددی کلمه اربعین است یعنی جایگاه باطن سبز شدن – بهارشدن و به طهارت واقعی رسیدن است(عدد ابجد اربعین=333که3+3+3=9 می شود) پس امام حسین(ع)وهمه چهارده معصوم(ص) که خود معصومند و ائمه طاهرین(ص) هستند،درواقع اولین قربانیان خداوند متعال هستند که خود راه گشای قرب اویند ، پس این عزیزان خود دائما در قرب او هستند وهمه عاشقان را هم به قرب او می برند. سخت ترین مسیر قربانگاه برای این عزیزان است که سیدالشهدا اباعبدالله الحسین(ع) با سخت ترین راه شهادت،اما فاتح کلید کلّ گشایش قربانی دست اوست که همه ی انسانهای شیعه ومسلمان و مؤمن کوتاهترین راه را از او می آموزند تا در مسلخ رسیدن به کمال انسانی از 19 حروف بسم الله الرحمن الرحیم  قرآن و 19 حرف اسامی پنج تن(ص) بگذرند و لباس حیوانیت را کنده و به کمال انسانی برسند(قلب به میم شوند). و در اینجا طبق کلام الهی تولد پیداکرده اند زیرا در دنیا و رحم دنیا به بلوغ 9 رسیدند،همانطور که نوزاد وقتی از رحم مادربعد از9ماه به سلامت تولد پیدا می کند و خداوند کریم رزق شیر را در سینه مادر برایش آماده می سازد ، شهید هم به بلوغ عمل و تولد انسانیتش به تولدی می رسد که هرگز در آن مرگ نیست و حیات جاویدان است و روزی که می گیرد رزقا حسنا است.اللهم ارزقنا

"ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون"  

بلوغ 9 در حرف ط  

عدد ابجد و جایگاه عددی حرف(ط)=9 است. از حروفی است که سخت ترین تلفظ را در مخرج حروف دارد و 7صفت را داراست :1)جهر(یعنی جوهر صدا را بیرون می آورد،باصدای بلند ادا می شود). 2)شدت دارد. 3)اطباق. 4)استعلا. 5)اصمات.   6)قلقله. 7)ضغط.

بالاترین صفت حرف(ط)اطباق است. اطباق یعنی منطبق شدن ،مصدر باب افعال و به معنای پوشانیدن و طبق بر سر چیزی گذاردن است. هنگام ادای مخرج آن در دهان پاره ای از زبان جمع شده و قسمتی از کام بالا را که مقابل آن است می پوشاند. این حرف را مُطبقه می نامند که با غلظت و تفخیم تلفظ می شود. درصورت عدم رعایت اطباق حرف(ط) به (ت)شباهت تلفظی پیدا می کند بنابراین معنی کلام تغییر پیدا می کند. به همین جهت این حرف که صفت اطباق دارد احتیاج به تمرین بیشتری دارد تا صحیح ادا شود.

یکی از زیباییهای حرف(ط)این است که تمام عوالم از عالم پایین به بالاتر در عدد 9 و حرف(ط) انطباق دارد و عوالم هر کدام در سعه ی وجودی خودشان به عدد بلوغی9 کامل هستند. درضمن اینکه به عالم بالاتر تطبیق دارند و صورت کاملتری را پیدا می کنند.

در عربی حرف(ط) را (طا) می خوانند که عدد ابجد(طا)10 می شود.پس درحقیقت خود حرف(ط) عدد 9 در بطن10 است و یک حرف کاملا زیبایی است که در اعمال انسان،دائما ظهور دارد یعنی هر انسانی باید از امام معصوم(ص) پیروی کند پس عملش باید دائما در انطباق باشد تا مورد قبول و رضای امام معصوم(ص) و درنهایت رضای خدای مهربان واقع گردد. بطور مثال راوی می فرماید:شخصی که عاشق پیامبر(ص)بود مشاهده کرد از راهی که خاکی بود تا مسجد یک ردّپا بیشتر نیست خوشحال شد و گفت زودتر بروم تا حضرت(ص) تنها  در مسجد است با ایشان ملاقات کنم واز وجودش حظی ببرم.وقتی وارد مسجد شد دید سلمان(علیه الرحمه)آنجا نزد حضرت(ص) است پرسید سلمان توچگونه آمده ای که هیچ رد پایی از خود برجانگذاشته ای؟! سلمان فرمود:من پای خود را طوری روی جای پای حضرت گذاشتم که از خودم ردپا نماند،زیرا من هرگز پشت امام از خود اثری نمی گذارم و سعی می کنم تمام اعمالم منطبق با دستور این عزیزان باشد و من هرگز دلِ خود رامقدم بر رضای دل پیامبر(ص)و حضرت علی(ع)وحضرت زهرا(س) نمی کنم .

پس اینجا درس بزرگی گرفتیم که انطباق اول باید از قلب باشد تا دل ما در قربانگاه، قربان امر خداوند کریم و دستور حجت خدا نشود و تادل خاضع نشود بقیه اعضای بدن منطبق دستورات عمل نمی کنند. به خاطر همین است که وقتی برای عمل عبادی اقدام می کنیم باید اول نیت قلبی داشته باشیم که برای رضای خدا "قربة الی الله" باشد.

حرف(ط)که یکی از صفاتش استعلاست یعنی طلب اعلا رفتن می کند. انسانی که عملش با قرآن کریم (وحی الهی) و عمل امام معصومش(ص) مطابقت می کند او را به درجه اعلا ی قرب الهی می رساند.

یکی دیگر از صفات(ط)ضغط به معنای فشردن است و در حال سکون ، در مخرج حرف لازم است. یعنی در عمل باید محکم باشیم و درحال انطباق سکنا بگیریم تا معلوم شود که راه وروش ما چگونه است. 

دیگر از صفت(ط)، شدت است یعنی محک گفته می شود . بنده باید در انطباق عمل پافشاری کند و همیشه در راه هدف استقامت داشته باشد.

صفت دیگر حرف(ط) جهر است یعنی باید بلند گفته شود .پس این بلوغ چقدر زیباست که به عدد 9 ظاهر می شود . انسان مؤمن در عمل بندگی در هر زمان و هر مکان ،هر مقام وهر منصب،هر پایه ی علمی و درهر جایگاه و حتی کشوری و شرایطی باید عمل خداگونه ی خود را مخصوصا در واجبات ،با افتخار و با صدای بلند،بدون خجالت انجام دهد یعنی صفت جهر در بلوغ حرف(ط)در مقام انطباق به کلام خدای مهربان(قرآن کریم) و امام معصومش(ص) اظهار عمل خالصانه داشته باشد. و در حقیقت این انطباق از عدد 9(ط) به تولد10(طا) اثر ماندگار عمل رانشان می دهد. حتی در قبر باید انطباق،آنجا جوابگوی خدای مهربان باشد. دیگر اینکه ملک حرف(ط)اسماعیل نام دارد. امیدوارم خوب دقت کنید! اشتباه نشود که حضرت اسماعیل(ع) نبی ، ملک بوده. در باطن این اسم خیلی اسرار نهفته است که خدا عالم است وبس. فقط بدانید این ملک، هم اسم پیامبری است که خداوند کریم نزد خانه اش از زیر پایش در کودکی چشمه زمزم را سرازیر کرد که الی یوم القیامت ادامه دار است و نسل پیامبر گرامی ما حضرت محمد(ص) از نظر جسمانی از حضرت اسماعیل(ع) است که ایشان به صورت معجزه از زیر چاقوی تیزِ امتحان به سلامت بیرون آمد و نام ذبیح الله را گرفت و او در قربانگاه بندگی و رضای خداوند به پدر بزرگوارش فرمود:"قال یا ابت افعل ما تؤمرستجدنی ان شاءالله من الصابرین" (آیه102سوره مبارکه صافات) و در امتحان  خداوند متعال هم خودش وهم پدربزرگوارش حضرت ابراهیم(ع)قبول شدند. زیرا او قبل از سر بریدن فرزندش ،اول دل خود را به خواست ورضای خدا منطبق کرد و در بلوغ تطبیق دل خود را بُریدو بعد موفق شد که چاقو به گردن فرزندش بکشد.

پس این بلوغ به 9 کامل شدن است که روز قربانگاه و به قربانی رفتن در 10 ظهور پیدا می کند که آن عید قربان است. درواقع عالم قرب ؛مهمانسرای پروردگارعالم و جای روزی گرفتن از نزد کریم است یعنی عند ربهم یرزقون. به همین علت روزه ی دنیایی هم در روز عید قربان حرام است.

بلوغ 9 در ماه رمضان

ماه رمضان سید ماههای قمری است و تنها ماهی است که درقرآن کریم نام برده شده است:آیه 185 سوره مبارکه بقره "شهر رمضان الذی انزل فیه القران هدی للناس وبینات من الهدی و الفرقان..." . (ماه رمضان که قرآن در آن نازل شد قرآنی که سراسر هدایتگر مردم است و دلائلی روشن وآشکار از هدایت می باشد و مایه جدائی حق از باطل است).

ماه رمضان نهمین ماه سال قمری است. این ماه را شهر الله یعنی ماه خدا می نامند و خداوند کریم با کلام نورانی وحی از بندگانش پذیرایی می نماید و لیله القدر را در این ماه قرار داده است. درواقع بهترین وبالاترین نعمتها را در این ماه به بندگانش می دهد. اما طریق عبادت در این ماه خاص است :1)باید از سحرگاه تا غروب آفتاب (بندگان در سن تکلیف)روزه بگیرند و درواقع پذیرایی خاص است یعنی امساک از خوردن وآشامیدن. 2)سفره قرآن به صورت قرائت و معنا برای همه ی عاشقان باز می شود و هر کسی به قدر اشتهای خود از آن بهره مند می شود.طبق احادیث خواندن یک آیه قرآن ثواب یک ختم قرآن را دارد. 3)شبها اجبارا برای خوردن سحری و انجام فرائض واجب بیدار شدن. 4)درهای بهشت در این ماه کاملا باز و پذیرای مؤمنان است؛در دنیا مثل مساجد و جلسات ذکر خدا. 5) درهای جهنم(گناه)بسته می شود مگر برای کسی که خودش بخواهد گناه کند. مکانهای غذاخوری روزها بسته می شود. اگر کسی در ملاء عام چیزی بخورد یا سیگار بکشد جریمه می شود.

پس درواقع بلوغ عبادت را خداوند به بندگانش می آموزد . درحالیکه یک ماه از سال است اما وقتی می خواهند برای کسی روزه قضا بدهند می گویند یک سال روزه. چون این ماه درواقع باطن تمام عمر ماست یعنی بنده از وقتی که به تکلیف می رسد تا بمیرد باید روزه از گناه باشد. برای همین معصومین(ص) که امامان و پیشوایان ما هستند در دنیا یک گناه که حتی ترک اولی یا مکروه هم انجام ندادند. پس همیشه روزه بودند و در عبادت خاص الخاص و با روزه هم از دنیا رفتند. درواقع افطار حقیقی،آخرت است ؛در مقام عند ربهم یرزقون نزد پروردگار شان در عالم قرب روزی می خورند. آنجا دیگر هرگز روزه نیست و همیشه بهترین افطاری است ؛ کسانی که در دنیا رزق عملشان وحی الهی است یعنی عمل به نسخه حکیم الحکما پروردگارعالم یعنی قرآن کریم،پس افطارشان هم رزقا حسنا است.

ماه رمضان بین دو تا یک روزی شروع وتمام می شود که اگر روزاول را مطمئن به شروع ماه رمضان نباشید و نیت روز اول کنید،روزه شما حرام است (باید نیت یوم الشک کنید). روز آخر هم باید مطمئن شویدکه روز آخر ماه رمضان است، اینجا هم اگر یقین نداشته باشید و گاها روز اول شوال باشد،عید فطر می شود که روزه حرام است. پس خداوند درس بزرگی به ما می دهد که بایدتمام عمر را به دو یقین ،سپری کنی : از خدا آمده ای و به سوی او باز می گردی "انا لله و انا الیه راجعون". پس کسی که مبدأ و معاد را یقین دارد انشاء الله در عمر خود هرگز عمدا به گناه افطار نمی کند. دقت کنید اگر کسی در روزه ماه رمضان عمدا حتی مال حلال مثل آب را بخورد هم معصیت کرده وجریمه می شود: هم آن روز دیگر نباید چیزی بخورد و بعد از ماه رمضان هم باید 60 روز به جریمه افطار بی موقع روزه بگیرد یا 60 مسکین را غذا بدهد. حال اگر روزه اش را با شراب یا کار حرام بخورد باید کفاره ی جمع بدهد یعنی هم 60 روز روزه بگیرد وهم 60 فقیررا سیرکندو هم یک بنده را آزاد کند.

امیدوارم خوب دقت کنید!در دنیا که جریمه اینقدر سنگین است ، درآخرت برای بنده گنهکاری که تمام عمرش را با گناه کبیره افطار کرده، چگونه است؟! انشاءالله خداوند کریم همه ی ما را مورد عفو وبخشش،لطف ورحمت بی نهایت خود قرار دهد.

پس بلوغ 9 در عمل سنگین ترین عمل است که در تولدش به ماهِ 10 که ماه شوال است خداوند کریم به عید فطر، بنده را تولد می دهد و نوازش می کند. کلمه شوال از شال می آید یعنی خلعت. زیرا بنده ای که با روزه تمام ظلماتش از او جدا شده ، به باطن فطری می رسد که آنجا عالم قرب است و افطار بر او واجب می شود . در ماه رجب که هفتمین ماه سال قمری است خداوند کریم از سیزدهم ماه پذیرای مهمان خاص خود ؛ حضرت علی(ع) و مادر بزرگوارش در مهمانسرایش که بالاترین ومقدس ترین و پاکترین مکان یعنی خانه مطهر کعبه است ،بود که آقا مولود کعبه است و خداوند دیوار را برای او شکافت ،محلی که هیچکس را الی یوم القیامت از آن قسمت ورود وخروج نداده و درواقع اسرار جان خلقت و معرفت به خودش را و راه به اعلا رفتن وبه قربش رسیدن را پرده برداری فرمود. و در 15 ماه رجب از همان شکاف ،مادر و مولود نورانی پا به بیرون از خانه کعبه گذاشتند. در نیمه ماه شعبان آخرین منجی عالم وجود؛مهدی موعود(عج)در دنیا متولد شد.

خداوندمتعال در نیمه ماه رمضان در ماه ضیافت خود،سیدالاسباط ابا محمد حسن بن علی(ع)؛سبز کننده تمام حقایق هستی و هدف آفرینش و سبز کننده جان قرآن را به تمام جهانیان منت گذاشت و متولد فرمود. در 21 ماه رمضان روز تاج گذاری ولایت وجود مقدسش است که درواقع ماه رمضان به ولایت امام حسن(ع)تمام می شود که امام افطار کنندگان است وکریم اهل بیت(ص). برای همه ی بندگان مؤمن ، عید فطر رسیدن به عمل حسن و روز هدیه گرفتن       است . طبق آیه 160 سوره مبارکه انعام "من جاء بالحسنة فله عشر امثالها" ،اگر باخودت (تا قبر)عمل حسن بیاوری پس برای توست 10 تا مثل آن . پس  اگر تمام عمرت را به روزه از گناه (عمل حسن) بیاوری تا قبر ،خداوند کریم عدد10 که همان گنج عشر ،جان دهه طُهر و ولایت است یعنی رزق حسن را انشاءالله به عنوان افطار یا عید فطر الی یوم القیامت می دهد که این بلوغ 9 رمضان واقعی است.

عدد 9 در باطن جزء نه کلام الله مجید

نهمین جزء قرآن کریم در سوره مبارکه اعراف(آیه88)شروع می شود. همانطور که می دانید مردان اعراف ،چهارده نور مقدس معصومین(ص)هستند که فردای قیامت در جایگاه رفیع مقامات خود می ایستند و تمام اهل محشر به وجود مقدس این عزیزان محک می خورند و راهشان مشخص می شود ؛ هرکس کمتر شناختی هم به ایشان داشته باشد راهی بهشت می شود وگرنه در جهنم خواهد بود. پس مردان اعراف دربلوغ نهِ تمام عالمیان هستندکه به عدد 14 یعنی 4روی 10 ،گنج طهارت از طرف پروردگارعالم در این سوره معرفی می شوند. ترتیب نزول این سوره مبارکه بر قلب پیامبر(ص)سیزدهمین سوره می باشد و عدد 13 جایگاه حرف (م) به عدد ابجد40 است.

عدد 9 در باطن 10 (سوره مبارکه انفال-آیه درخصوص خمس)

سوره مبارکه انفال حدودا اواخر جزء9 شروع می شود. این سوره از نظر ترتیب نوشتاری در قرآن کریم،هشتمین سوره و 88 از نظر ترتیب نزول به قلب پیامبر(ص)است(88=عدد ابجد کلمه نحل یعنی زنبور عسل).

بعد از 40 آیه از این سوره مبارکه جزء 9 تمام می شود و وارد جزء 10 می شود یعنی آیه 41 اولین آیه در جزء 10 است که درباره ی خمس آمده است(جالب است که حزب 19 هم با شروع جزء10 آغاز می شود«به خط قرآن عثمان طه»).

دقت فرمایید!انفال به معنی مال های خدادادی است مثل نفت،زغال سنگ،سنگهای قیمتی،دریاها و ... وخلاصه آنچه که خداوند از طبیعت برای بندگانش سرمایه قرارداده،گنج ظاهری همه جزء غنیمتهایی است که خداوند برای بشر قرارداده و می فرماید انفال متعلق به خداست(مال الله) وبعد می فرماید متعلق به پیامبر(ص) و ائمه(ص) است.

ریشه کلمه انفال از فال است و فال همان حروف الف است که گنج ظاهری است. حال خداوند کریم در اول جزء 10 که باطنش 9 است آیه 41 می فرماید: "واعلموا انما غنمتم من شیء فان لله خمسه وللرسول ولذی القربی و ..." یعنی بدانید هرگونه غنیمتی بدست آورید(به یک نوع پس انداز)یک پنجم آن برای خدا وپیامبر(ص) و برای خویشاوندان و یتیمان وتنگدستان و در راه ماندگان است. اگر به خدا وآنچه بر بنده خود در روز جدایی(حق ازباطل)روزی که آن دو گروه باهم رو در رو شدند نازل کردیم ایمان آورده اید و خداوند به هر چیزی تواناست.

وجود مقدس امام حسین(ع)که خود حامل 9 ذریه است و به عدد 10 بدنیا آمده،پنجمین معصوم(ص) است و درمقام خمس ،خود فاعل خمس در خانواده مکرش می باشد(خامس آل عبا). و آنچه خداوند از جان ومال و فرزندان و مقامها و...به ایشان عطافرموده ،همه را در راه خدا قربانی می دهد و مقامش خامس آل عبا(ص) می شود. درواقع امام حسین(ع) به ما آموخت! زیرا درحالیکه خود انسان کامل است وگنج عشر را داراست و حقیقت انفال متعلق به اوست، تمام گنج الف خود را در قربانگاه فدای یکِ ذات اقدس الهی کرد تا درطواف حج به عدد11 به عالم قرب نزد هو برود(حج=هو=11)یعنی عند ربهم یرزقون. این وعده ی صدق پروردگار عالم است به همه شیعیان و محبین اهل بیت پیامبر(ص) الی یوم القیامت.

پس خمس درواقع راه به کمال رسیدن انسان است از ظاهر(باب طهارت) ورود پیداکردن تا رسیدن به طهارت باطن است و آماده شدن انسان که بتواند دل خود را خرج رضای خدا کند و آنگاه که حجابهای قلب کنار رفت، الفِ وجود خود را که همان غنیمت خدایی است (انفال) قربان ذات اقدسش کند که همان رسیدن به مقام کمال انسانی و قرب الی الله است.

پس آیه مبارکه را به جان خوانده وعمل کنیم تا در بلوغ 9 در باطن 10 به حقیقت خمس(لااقل خمس مال)برسیم زیرا خمس،باب طهارت باطن است. اگر وسایل شما از نظر ظاهر پاک باشد ولی خمس آنرا نداده باشید نماز خواندن با آن صحیح نیست و یا حج با مال خمس نداده باطل است و ... .

درنتیجه خمس بازکننده ی باب طهارت عمل به عالم طهارت بهشت می باشد که آنجا باب الحسین(ع) است.     

عدد 9 در باطن سوره نهم _ سوره مبارکه توبه 

سوره مبارکه توبه نهمین سوره و در دهمین جزء قرآن کریم است . خوب دقت کنید! همیشه عدد9 در بطن ده قرار دارد(همانطورکه در دروس قبل توضیح داده شد) و عدد 9 روی 10 جلوه می کند یعنی 19 که جایگاه کلمه (نُه) است. جمع ارقام 19 هم 10 شد که تمام گنج 4 روی 10 و حقیقت 14 و 4 تا 10 تا به معنی تطهیر عدد40 است . امیدوارم خوب متوجه شوید که این سوره مبارکه بسم الله الرحمن الرحیم نداردو با حرف (ب)برائت شروع شده است.

باب توبه: یکی از بزرگترین عنایات حق تعالی نسبت به بندگان گنهکار خود توبه است که با شستشوی قلبی،فقط از این در می توانیم وارد بهشت شویم. درواقع توبه حقیقت آب است که جان و قلب را از رجس،پلیدی،حسد،بخل،کینه و بغض شستشو می دهد.

پروردگار مهربان در قرآن کریم با 4حرف در امور مهم قسم ،تأکید،تفهیم و تأیید بعضی امور یا اهداف و عواملی را فرموده است مثل تالله ، والله، الله، بالله.این چهار حرف حروف(ت ، و، ب،ا)هستند که رویهم می شود اسم زیبای خودش؛ تواب .خداوند کریم فرمود:انا التواب الرحیم من توبه پذیر مهربان هستم (با نام مبارک رحیم است). شاید یک دلیلی که سوره مبارکه توبه بسم الله ندارد به این دلیل باشد که در عالم آخرت معلوم می شود توبه او پذیرفته شده است، در آن زمان از باب بسم الله گذشته است درواقع باب بسم الله برای به تکامل رسیدن ما در دنیاست تا بتوانیم از بسم الله به درون آن ورود داشته باشیم. پس آیا در آخرت ورود پیدا کرده ایم؟ رحمت رحیمیتش را شامل حال گنهکاری که توبه کرده قرار می دهد. احوال توبه برای کسی اتفاق می افتد که در بلوغِ نه پشیمانی از گناه بخواهد از مرز جایگاهی 19 ساجد خداوندکریم شود و از اعمال حیوانی جداشده و به اعمال و تکالیف انسانی مزین وملبّس شود در جزء نوزده(جایگاه عدد نه).

سوره مبارکه فرقان در جزء 19 شروع می شود و به معنی جداکننده ی حق از باطل و یکی از نامهای قرآن است.

جالب است بدانید آخرین سوره ای که در جزء 19 جزء را تمام می کند سوره مبارکه نمل است که در آن ،پروردگارعالم 2 بسم الله الرحمن الرحیم آورده است و با این سوره 114 بسم الله قرآن ظاهر می شود.

درواقع حضرت سلیمان نبی(ع)از جانب خداوند، ملکه سبا را دعوت به دین مبین حق می نماید و ایشان در جایگاه توبه به عدد جزء نوزده ساجد امر الهی می شود و دین حق سلیمان را می پذیرد و تمام حکّام خود را امر می فرماید که به خداوند یکتا ایمان بیاورند. تمام آیات الهی ،رمز وسرّکنز و گنج لا یتناهی پروردگار عالم است.

خیلی زیباست که بسم الله الرحمن الرحیم درآیه 30 سوره نمل است. به عدد30 کل را تمام کرده است و جالبتر اینکه جزء 19 به آیه 55 این سوره تمام می شود و 55 برابر با عدد ابجد کلمه (نه) به جایگاه عددی 19  است.

پس خوب دقت کنید ! تمام آیات مبارک به حکمت کامله ای بدون نقص و خیلی زیبا همه اسرار حروفی اعداد را به تمام وکمال ظهور داده است چنانچه سوره توبه به عدد9 (نهمین سوره) باب بلوغ هدایت را افشا می کند و جایگاه بلوغ و حقیقت اسرار کل قرآن را در جزء 19 (=جایگاه عددی نُه به حروف)به آیه 55(=عدد ابجد نُه به حروف) تمام می فرماید. الله اعلم

نکته جالب دیگر اینکه ترتیب نزول سوره مبارکه توبه به قلب رسول اکرم(ص)113 است. همانطور که می دانید عدد 100 برابر ابجد حرف(ق) یعنی نگهدارنده است وعدد 13 برابر جایگاه عددی (م) به عددابجد40 است و درواقع گنج اسرار عالم یعنی 4روی 10 . پس خوب دقت کنید! عددی که خداوند کریم به حکمت ،ترتیب نزول این سوره مبارکه قرار داده است(113) شاید اینطور معنی شود که توبه واقعی نگهدارنده باب طهارت وجود و راه گشاینده به عالم طهارت آخرت یعنی بهشت ،در جوار و شفاعت ائمه معصومین (ص) است. 

عدد9 در سوره مبارکه همزه

تنها سوره ای که 9 آیه دارد سوره مبارکه ی همزه است که از جهت ترتیب نزول سوره 32(=جایگاه عددی نام مبارک مهدی(عج)) و از جهت ترتیب نوشتاری سوره 104 (=عدد ابجد عطیّه)است. این سوره که با"ویل" شروع می شود یعنی وای،بیم دهنده است که هرکه به گوش جان بشنود و به بلوغ 9 برسد انشاءالله به عطیه الهی می رسد. 

عدد 9 در سوره ی مبارکه مریم(س)

 سوره مبارکه مریم در ترتیب نوشتاری ،سوره 19 قرآن کریم است و با حروف مقطعه "کهیعص" شروع شده است. این حروف رمز به تعداد 798بار در سوره آمده است که تقسیم بر 19 می شود42 و چهل ودومین سوره مبارکه قرآن؛سوره شوری با حروف مقطعه "حم عسق" شروع شده است.جالب است که هر دو سوره ی مبارکه(مریم وشوری) با 5 حرف مقطعه آغاز شده و با جمع هر دو، 10 ظاهر می شود(10=5+5)که 9 باطن 10 است.

تعداد حروف مقطعه در  سوره(شوری) 570 تاست که برابر باعدد ابجد کلمه عشر (=عرش) است که تقسیم بر 19 می شود 30 و 30=عدد ابجد کلمه یک است. کسانیکه تا حدودی به احادیث و گنج وجود این دو سوره ی مبارکه وارد هستند دریافت می کنند که این حروف راهنمای زیبای توحید و رساندن مقامات انسانی به گنج عشر هستند و معنای رسیدن به این زیباییها، رسیدن به بلوغ 9 است با عمل خاصانه.  

جالب است بدانید که خانم مریم(س)از بدو تولد بلوغ یافته به دنیا آمد و پروردگارعالم نذر مادر بزرگوارش را قبول فرمود؛به قبول حسن یعنی بهترین و بالاترین قبول شدگان است. ایشان در مقام شامخ و اعلای ولایت و برگزیدگی و طهارت قرار دارد طبق آیات 42 و43سوره مبارکه آل عمران: "و اذ قالت الملائکة یا مریم ان الله اصطفاک و طهرک واصطفاک علی نساء العالمین(42) یا مریم اقنتی لربک و اسجدی وارکعی مع الراکعین(43).

ایشان از سن طفولیت در مسجد الاقصی قرار گرفت و به عبادت مشغول بود. حضرت زکریا(ع)کفالت او رابرعهده داشت. طبق آیات قرآن کریم غذای ایشان مائده بهشتی بوده است،یعنی روزیِ او نور بود. و ایشان کسی است که به بلوغ 9 بدنیا آمده و درجایگاه نوزده ساجد است و در حقیقت بندگی قانت می باشد.

عدد ابجد قانت=551 که جمع ارقامش 11 (1+5+5=11) برابر با کلمه(حج)و ( هو) است. جایگاه عددی قانت=56 و 6+5=11 (=هو=حج)است و جایگاه عددی نام مبارک مریم(س) هم 56 می شود و عددابجد مریم=290 است که جمع ارقامش 11 می شود (11=هو=حج).

خداوند کریم یکی از نشانه های آیاتش را درخت قرار داد و درخت مقدسی که در قرآن نام برده است شجره طیبه است که می فرماید:"اصلها ثابت و فرعها فی السماء" .درواقع درخت معمولی تا نهال است باغبان باید دائما آب و نورش رامواظبت کند و برایش آفت زدایی کند زیرا درخت نیاز به باغبان دارد و اگر مواظبت نشود ازبین می رود و گاه آفتها آن را نابود می کند.

اما کم کم که رشد می کند هرچه ریشه هایش عمیق تر به زمین فرو می رود ساقه تنومندتر و بلندتر می شود، تا جایی که ریشه های خود را به سفره آبی یا قناتی وصل کند آنگاه دیگر نیاز به باغبان ندارد و خود قدش را راست نگه داشته و ساقه وشاخه هایش را بالا وبالاتر می کشد که این زمان درخت را قانت می گویند. زیرا در فرمانبری و اطاعت به گنجینه ای رسید که همیشه غنی شده است و او همیشه در عبودیت ثابت می شود و نیاز به آبیاری ندارد.

انسان مؤمن هم باید در نوجوانی و جوانی در کنار باغبان های عمل و اخلاق نگذارد ریشه ی عقیده اش صدمه ببیند تا سالم رشد کند و در علم وعمل خود به اجتهاد و فقاهت برسد. آنگاه فرمانبر و قانت واقعی می شود چون هرقدر درخت میوه می دهد و بارور می شود ،سر شاخه هایش خاضع تر و خشوعش از نظر اینکه حفظ میوه هایش باشد بیشتر می شود.

بنابراین انسان مؤمن در حال سجده به اطاعت محض و خالصانه پروردگار خود می رسد و آن سجده ای که ریشه های عقیده اش محکم و محکم تر به بلوغ کامل حقیقت سجده برسد. همانطور که گفتیم عدد ابجد سجده=72 =نوزده و 19=نه ، پس نُه واقعی یعنی نَه، که به تمام احوالات هوای نفسی نَه بگوید.

حضرت مریم (س) کسی است که قانت است و پروردگارعالم او را از بدو تولد برگزیده و مطهر وکامل خلق کرد و او به حقیقت کنز وجودش وصل بود ؛به رزق حسن و ریشه باطنی ،او هرگز از مقام و ولایتش تنزل نکرد و پروردگارعالم تا قبل از خانم حضرت زهرا(س) ایشان را سیده ی نساءعالمیان قرارداده بود.ایشان هم مقام ولایت دارد و هم مقام مصطفی یعنی وجود مبارکش برگزیده ومطهر است. درترتیب سوره های قرآن 19 است که 19=جایگاه عددی نُه ،پس مریم(س)در سرّ وجودی خود خانمی است که به عدد 9بدنیا آمده و فرزند نورانیش هم به بلوغ 9 به او عنایت شده است و در بلوغ عددی حروف نوزده=72 جزء ساجدین است. میوه دل این عزیز ،مولود نورانی ؛ وجود مبارک حضرت عیسی (ع) است که به صورت معجزه بدنیا آمد یعنی بدون وجود پدر و در بدو تولد مبارکش اعلام پیامبری فرمود(با اعلام پیامبری در گهواره زبان همه ی یاوه گویان زمانش را بست) ،ایشان باکتاب و منصب نبوت و به بلوغ حقیقی یک انسان کامل بدنیا آمد.آیه 30 سوره مبارکه مریم:"قال انی عبد الله اتانی الکتاب وجعلنی نبیا"  .پروردگارعالم 9 معجزه تسعه به ایشان عطا فرمود: 1-زنده کردن مردگان 2-کتاب آسمانی انجیل 3-شفای بیماران ازجمله جزامی 4-شفای کور مادرزاد 5-شفای پیسی که در آن زمان از دردهای ناعلاج بوده است 6-به مجسمه حیوانات می دمید روح می گرفتند وزنده می شدند 7-آوردن مائده آسمانی به اذن خداوند متعال 8-متولد شدن بدون پدر 9-زنده کردن مرده ای بعداز 300سال . حقیقت این زیباییها اینکه ایشان پیامبر اولوالعزم هستند. 

حضرت عیسی(ع) کسی است که خداوند در قرآن کریم فرمود کلمه طیبه من است و سلام به روزی که متولد شد و روزی که می میرد وروزی که بعث وجود پیدا می کند.آیه 33 سوره مبارکه مریم:"والسلام علیّ یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیا". از زیباییهای وجود مبارکش این است که عمر مبارکش طولانی است(زنده هستند) و شباهتهایی به وجود امام زمان (عج) دارد ازجمله:

او فرزند بلوغِ نه وجود حضرت مریم(س)است و وجودی است آسمانی. بقول حضرت عیسی(ع)تا وجودی آسمانی نباشد نمی تواند به آسمان برود. حضرت مهدی(عج) هم وجودی است آسمانی ؛ از بدو تولد به آسمانها رفت(ایشان را بردند) و در طواف ملائکه به گردش در عالم قدس پذیرایی شدند. و ایشان در غیبت صغری و غیبت کبری دلیل بر عالمیان هستند و صاحب وامام وفرمانروای زمان هستند. در زمان ظهور ایشان ،حضرت عیسی(ع)در پشت سر آقا نماز می گذارد و در خدمت آقا تشریف می آورند. این ظهور ،حقیقت تجلی نُه عالم وجود به صورت بلوغ کامل رسالت و ولایت است.

منبع: سایت لب الالباب(عذرا شفایی)

خواندن 1608 دفعه

نظر دادن

تماس با ما

اصفهان، شهرک امیریه، خیابان هفتم، فرعی سوم، پلاک 7

03137800803 - 09131649893 - 09131036850

03137800803

 

 آپاراتسروشتلگرامinsta1

logo-samandehi