ورود

عضویت




Search - K2 Improved Search Plugin by Offlajn
جستجو -مجموعه ها
جستجو - تماس ها
جستجو - محتوا
جستجو - خبرخوان ها
جستجو - وب لینک ها
مکان شما:صفحه اصلی»نماز»مطالب خواندنی»گنج الالف و حقیقت آن از دیدگاه ائمه معصومین سلام الله علیه اجمعین (قسمت دوم)

گنج الالف و حقیقت آن از دیدگاه ائمه معصومین سلام الله علیه اجمعین (قسمت دوم)

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

حدیث آیت الکرسی

امام صادق علیه السلام فرمودند(الاسرار،ص110واصول کافی،ص112) خدای تبارک وتعالی اسمی را افرید، (ام ابیها، مقام امتحنک الله قبل ان یخلقک)که صدای حرفی ندارد، به لفظ ادا نشود تن و کالبد ندارد، به تشبیه موصوف نشود، به رنگی آمیخته نیست، ابعاد و اضلاع ندارد، حدود و اطراف از او دور گشته، حس توهم کننده به او دست نیابد،

نهانست بی پرده، (سبحان،صمد،اکبر،لاخالق ولامخلوق) خدای آنرا یک کلمه تمام قرار داد (کلام الله)، (الفِ وجود) دارای چهار جزء مقارن که هیچیک پیش از دیگری نیست، (آیه الکرسی: شخص محمدی(ص)،اصل فاطمی، علوی، غیب مهدوی) سپس سه اسم آنرا که خلق به آن نیاز داشتند هویدا ساخت (ا،ل،ه) و یک اسم آنرا نهان داشت و آن همان اسم مکنون مخزون (احد جل جلاله) است و آن سه اسمی که هویدا گشت  ظاهرشان" الله"تبارک وتعالی است و خدای سبحان برای هر اسمی از این اسماء 4مرکن مسخر فرمود 0(آیه الکرسی) او همان ولایت کلیه مطلقه الهیه سبحان و صمد است (کلمه تامه). همان حقیقت محمدیهّ ﷺ که نفسش علوی و اصلش فاطمی می باشد، و همان سرّ الالف وجود می باشد. اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سِرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک.

قابل توجه اینکه حقیقت عدد14 که همان عدد4 روی10 است ظاهراً بصورت مربع درحالی که این شکل نمادی از آیه الکرسی است همانطور که از معنای کرسی بر می آید، تخت سلطنت و قدرت، قدرت مطق پروردگار عالم را بر کل مخلوقاتش نشان می دهد. همانطورکه مساحت مربع اندازه یک ضلع ضرب درخودش می شودپس هر اسم از اسماء اللهی در واقع تمام سطح ظاهر و باطن عالم راپرکرده بنابراین هر کدام  از اسماء اللهی را صدا بزنید مثل این است که تمام اسماء را صدا زده ای و همه اشاره به «هو»است. 1000=100+200+300+400=غ

عدد 14 در جایگاه عددی الفبا جایگاه حرف «ن» است پس نون دایره قوس صعودی و نزولی عالم ظاهر و باطن است. در ضمن اینکه عالم همه در کلمه «یک» که همان الفِ وجود است، غرق است. ظاهرًا عددش یک است اما اگر الْْفْ خوانده شود عددش می شود1000=حرف غ=28=2+8=10=1+0=1=الف عالم کثرت به وحدت میرسد امیدوارم هدف از اشکال را بهتر متوجه بشوید. (100+200+300+400=1000برابر حرف غ)

چگونه به الفِ وجود دست یابیم

اما کمال در کثرت سجود عبد است در خدمت و بندگی مولای خود. چنانچه در بالاترین و بزرگترین و مهمترین تکلیف نماز انسان به قیام و شروع نیت در قلب و گفتن الله اکبر تکبیرة الاحرام وارد کثرات و اعمال نماز می شود تا به نهایت که به سجده می رود. در سجده واقعی کل احوال در کمال بندگی نتیجه می گیرد تا با ذکر سبحان ربی الا علی و بحمده از حالت حیوانی به کمال انسانی تعالی پیدا کند. بنابراین سجده واقعی (یعنی اطاعت خالصانه) جواب شکر همه کثرات نعمتها و تکالیف است به وحدت قرب و رضای خدای مهربان پس قامت الف در حالت سجده به ص یعنی چشمه رحمت عرشی خود می رسد تا برای همیشه قانت شود. قانت هنگامی است که انسان مثل یک درخت تنومند آنقدر ریشه های خود را در خاک فرو می برد تا به یک سفره آبی می رسد (ص) وجود آنگاه دیگر احتیاج به آبیاری ندارد پس دائم رشد کرده و خود را بالا می کشد (یعنی الفِ وجودخودرااظهارمی کند) آنگاه قانت است. پس انسان باید با اطاعت به الف یعنی گنج وجود خود برسد تا حکیم شود.

سرِّ اینکه همه انسانها برای بجا آوردن نماز که ستون دین مان است رو به قبله می کنند  و در سجده ذکر مبارک سبحان ربی الاعلی و بحمده رامی گویند، 1-مگر نه اینکه جایگاه کلمه الف عددش 30 بود و این عدد برابر حرف ل مجرای توحید بود.2-خداوند متعال از نام مبارک خودش نام مبارک حضرت علی(ع) را گذاشت جایگاه عددی کلمه اعلی=30میباشد (1=ا و ع=16و ل=12وا=1=30)پس تنها راه عروج به قرب الهی و رسیدن به رضای او، و به کمال انسانی فقط رسیدن به علی اعلاست.

نوعی دیگری ازمعارف الف

اشاره ای دیگر به تفسیر الف از کتاب ختوم اذکار(ص16)، الف برابر ازلیت و ابدیت و احدیت ذات مقدس کبریایی دلالت دارد که به احدیت ذاتی حی و قدیر و علیم و خالق و جاعل است که لا اله الا الله وحده وحده وحده (در صفات ثبوتیه ذاتیه به تکرار وحده و وحدانیت او دلالت دارد به نشان الف دلالت دارد)

تعریفی از الف درباب حروف مقطعه

اولین حروف مقطعه در اول سوره مبارکه بقره شروع شده است. یکی از پر اسرار ترین کلام پروردگار عالم است به پیامبر بزرگوارش (ص)"آلم" در حرف الف (ا.ل.ف) است. الف جامع (عدد ابجد کلمه جامع = 114 است) جمع حروف است و در این کلام مبارک (ال) در هر دو کلمه است.{یعنی درحرف الف ولام} اما در الف حرف (ف) است ولی در ا ل م (حرف م) در جان معنا شاید اینطور باشد که عدد ابجد حرف (ف=80) است. عدد ابجد حرف (م=40) یعنی حرف (فا) دو برابر (م) است که پروردگار عالم جزئی از الف را ظهور داده است (در حرف میم) و در اسرار بقیه حروف مقطعه عددشان در (الف=هزار) الف قرار دارد. منظور این است که الف کل لام ومیم را در خود دارد. (سِرّحروف الم)

2- صفت استفال: کلمه استفال یعنی طلب پایینی کردن به عالم  سفل رسیدن یعنی دنیا. پروردگار عالم بر بندگانش منت گذاشته که انسانها بتوانند خلیفه او شوند. او را صدا بزنند.{این صفت در حالی است که الف به صورت همزه ظاهرمی شود} عبادتش کنند و جالب است که با صفت انفتاح الف باب الفتوح باز شدن راه به اعلا رسیدن را به انسان عنایت فرمود. انفتاح از باب انفعال یعنی پذیرش پیدا کردن، تأثیر پذیری. این گونه می توان گفت که ذره ای نیست که در این دنیا بیاید و از باب انفتاح بی نصیب باشد. اما جلوه قامت الف است که اندام انسان راست قامت و زیباترین شکل را به خود نسبت داده است پروردگار عالم وقتی خلقت انسان را خلق فرمود به خود تبریک فرمود. فتبارک الله احسن الخالقین. الف زمانی این صفت را ظهور داد که بصورت همزه ظاهرشد 21حروف از الفبا این صفت را به خود گرفته اند. خوب است بدانید این عدد جایگاه کلمه (یک،ی،ک)=10+20=30=یک می باشد. امیدوارم متوجه منظور شده باشید چون عدد حرف الف=یک است. اولین شهید محراب علی ابن ابی طالب صلوات الله علیه در شب 21ماه مبارک رمضان به شهادت رسید. لعنه الله علی ظالمیهم من الاولینَ والاخرین الی یوم الدین. صفت استفال یعنی نهایت بندگی خالصانه در واقع حروف الفبا عربی 28 است که 4 تا 7 تا می شود، 3 تا 7 تا آن صفت استفال را بخود گرفته و7 تای آن صفت استعلا.

3- صفت دیگر الف صمت است. ظاهراً در ماه رمضان در وقت افطار دعایی می خوانیم به این مضمون:اللهم لک صمت و علی رزقک افطرت و تقبل منا انک انت السمیع العلیم. خدایا برای تو روزه گرفته ام و برای تو افطار می کنم تو قبول کن از ما که تو بهترین عالم دانایی صمت مقام عالی روزه است. زیرا روزه ظاهر که نخوردن از مواد غذایی است امساک است اما روزه قلبی که تمام عالم وجود در آن روزه هستند یعنی عبد بودن خالصانه به  پروردگار عالم و گناه و تفصیر نکردن قلبی و نفسی و جسمی است. متذکر دایم به ذکرالله. پس الف وجود دائماً صفت صمت دارد و متذکر به ذکر خداست. چون خود مجرای گیرندگی رحمت رحمانیت و رحیمیت است. به تمام مخلوقات الی یوم القیامت.

همانطور که قرآن کریم حجت صامت پروردگار عالم است برای تمام انسانها الی یوم القیامه و این حجت بر قلب مبارک پاکترین و با لیاقت ترین مخلوق پروردگار عالم بنام اشرف انبیاء و اولیاء نازل گردیده است که حقیقت صمت است. جالب است بدانید(نکته مولف) از نظر جایگاه حروف در الفبا حروف رمز آلم اولین آیه سوره مبارکه بقره حرف الف در جایگاه حروفی می شود (17=ف و 12=ل و 1=ا) رویهم می شود 30 که همان عدد ابجد (ل) است (مجرای توحید). حروف لام در جایگاه حروفی می شود (13=م و 1=ا و 12=ل) رویهم می شود 26 و حروف میم در جایگاه حروفی می شود(13=م و 10=ی و 13=م) رویهم می شود 36 . وقتی این سه عدد را با هم جمع کنیم (92=30+26+36) رویهم برابر می شود با اسم مبارک محمد صلی اله علیه و آله و سلم. و عدد ابجد به صورت بسیطی این سه حرف رویهم می شود(111=الف+لام=71+90=میم) رویهم می شود 272 برابر می شود با عدد ابجد حروف مقطعه آلمرا در جمع عددی می شود(11=2+7+2) برابر کلمه مبارک هو و حج  اینگونه راه را برای بندگی خالصانه ظاهرمیکند. (پس قلب باید صفت صمت را دارا باشد)

حرف قرآن را مدان که ظاهر است                             زیر ظاهر باطنی بس باهر است

زیر آن باطن، یکی بطن دگر                                      خیره گردد اندر او فکر و نظر

زیر آن باطن یکی بطن سوم                                  کاندر او گردد خردها جمله گم

همچنین تا هفت بطن ای بوالکرم                              میشمر تو زین حدیث معتصم

صمت به نوعی صفت سکون را اظهار می کند. حقیقت کل صفات است سکون است در صورتیکه بخواهد اول حرف ظاهر شود. سکون همانطور که در کتاب عرفان آب آمده است (مراجعه شود)، اصل حقیقت هر چیز در سکون ظاهر می شود و جایگاه همه مخلوقات از نظر ظهور از نظر مقام و منزلت در سکون جلوه می کند. همانطور که در اول همین درس هم گفته شد الف 6 صفت را دارا می شود که جلوه صفات ذاتی الهی است.

4- دیگر صفت الف اگر بصورت همزه باشد جهر است یعنی جوهر صدا بیرون می آید و بصورت بلند خوانده می شود و صفت مجهوره یعنی جهر شده مجتمع در کلمات (نغز- قطع- ابیض- ظل- جذر و مد) می نامند زیرا سبب قوت به بلندی و آشکار ادا شده مانع جریان نفس می گردد.

5- از صفات الف که در همزه ظاهر می شود شدت است یعنی قوت آواز و سخت گفتن مخصوصاً وقتی الف بصورت (آ) می آید در دستور زبان عرب می نویسند وقتی یک همزه ساکن در همزه مفتوحه ادغام می شود حرکت مد گرفته و شدید می شود (ئ أ) ادغام می شود. (آ) مثل ء أ من می شود آمن.

صفات همزه 7 است. صفت مخصوص همزه  نبر است و بقیه صفات گفته شده در باره الف را همزه دارا است.

پس الف آنگاه که صفت نبر یعنی برندگی را به او دادند همزه شد و همزه الف را از سکون به عالم حرکات آورد و صدا از همزه آغاز شد. عددابجد همزه (57=ه – م - ز- ه) است و جایگاه عددیش 30 می باشد. یعنی (30=5-13-7-5) عدد 30 همانطور که گفته شد برابر دو حرف (30=ی+ک) می باشد یعنی یک عدد برابر ابجد حرف الف بود. همانطور که در اوایل درس قسمت عرفان عدد الف نوشته شد، همزه با تمام کلمات کار می کند و حرکتها و صداهای  فتحه، کسره، ضمه، را بخود اختصاص می دهد. و صدای مخصوصشان یعنی آواز خوش حروف به صورت نطق عقلی را ظاهر می سازد. همزه را از حروف لفظی می نامند، زیرا از مراتب نقلی تمام مراتب را دارد. پس چون بر تمام حروف و اصوات از نظر ظاهر و باطن غلبه دارد وی را مجموع عالم حروف و مراتبشان می باشد و آن نه در آنهاست و نه از آنها بیرون است. نقطه دایره و محیط آن است و مرکب عوامل و بسیط آنهاست.

 ملک حرف الف

ملک حرف الف حضرت اسرافیل است، از آنجا که هر حرف ملکی دارد و ملوک حروف صور خاص خود ر ا بصورت معنا ظاهر و اثر گذاری وحروف را تاثیر پذیر می کنند. بنابراین ملک این حرف حضرت اسرافیل است ملک مقرب که مامور به دمیدن روح در تمام مخلوقات است و مامور دمیدن در صور اسرافیل در قیامت است این ملک که سرش به عرش الهی و پایش در سفل ترین نقطه خلقت و بالهایش که همان جناح هایش می باشد تمام شرق و غرب عالم را فرا گرفته، چنانچه نقطه ای نیست که وجود این ملک در آن نباشد همانطور که در بدن ما هر روز میلیونها سلول بدنیا می آید. این ملک در باطن قامت الفِ حیات جاویدان آنرا ظهور داده. در حالیکه در عالم سرّ این ملک مقرب از وجود الف خلق شده است و در خدمت الف است الی یوم القیامه، و الله اعلم فی سر المکنونات فی اوله و آخره.

الف در حروف عله  

در ادبیات عرب 3 حرف هستند که به آنها حروف عله یعنی مریض می گویند. اما من فکر می کنم کنایه است در صورتیکه این حروف حکیم هستند و خود کلید اسرار اصلاح امور کلمات و حتی حرکاتند. باری تصمیم به تعریف کامل این درس نداریم اما برای حرف الف وکاربرد آن در ویرایش و اصلاح کلمات و معانی را تا حدودی اشاره می کنیم مثلاً در کلمه کان  "یکون" و کلمه ایجادی امر حق کن فیکون در حالیکه ریشه فعل کَوَنَ می باشد حرکات مفتوحه روی هر حرفی نماینده حروف دیگر است و هر کدام زمان و حالت و جایگاه خود را مشخص می کنند و در مقام امکان یعنی شدنِ انجام کاری. حرکت فتحه روی واو بخاطر حرکت فتحه ما قبلش و او قلب به الف می شود یعنی کَوَنَ می شود کان حرف الف بین دو حرکت (ک) و( ن) جایگزین دو فتحه است که در این دنیا ما کانَ و مایَکون و کایِن جزء انقلابات حرکتی این حرف می شود. اما وقتی امر از پروردگار عالم حکیم الحکما می آید می فرماید کن. بشو. حرکت ضمه روی کن نشانه این است که یک واو در تقدیر بوده است. پس امر از خالق سبحان  اعلال نمی خواهد و کلمه سالم ظاهر می شود. پس الف حکیم حروف است.

تعریف الف وصل.

در قرآن کریم در بیشتر کلمات که با الف و لام ظاهر شده اند در وصل به کلمات دیگر مثل حروف های شمسی و قمری الف هایی گذاشته شده که نوشته شده است ولی خوانده نمی شود. در اصل در قرآن کریم 4 حرف است که نوشته شده است ولی خوانده نمی شود. حروف والی یعنی (و ا ل ی ) بخاطر اینکه در موقعیت استفاده این حروف، حرکت بر روی آنها نمی آید بنابراین، این حروف خوانده نمی شوند. در مورد الف، الف را در بیشتر مواقع الف وصل می گویند مثل اهدنا 'ا' 'ا' لصراط 'ا' لمستقیم. در این جمله 4 الف وصل وجود دارد که نوشته شده ولی خوانده نمی شود. راستی تا بحال فکر کرده اید چرا؟

در واقع کلمه ولی یعنی دوستی، محبت، ولایت هم یعنی سروری، قیومیت و احاطه قلبی احاطه وجودی از ولی زمان صلوات الله علیه، پروردگار عالم که در آیت الکرسی، سوره مبارکه بقره (آیه 285) می فرماید"الله ولی الذین آمنو یخرجهم من الظلمات الی النور". ولایت دیدنی نیست همانطور که دوستی واقعی دیدنی نیست. محبت دیدنی نیست. شاید سِر اینکه حروف والی نوشته می شوند و خوانده نمی شوند اینکه ولایت مطلقه پروردگار عالم ظهورش در ولایت معصومین صلوات الله علیهم اجمعین است و باطنش جان قرآن پس این سِرّ را باید درک کنیم و بفهمیم و با کلام و زبان نمی توانیم توجیح کنیم، باید ایمان قلبی داشته باشیم و ایمان قلبی و محبت هرگز دیدنی نیست پس ولایت امتحان خلوص هر بنده ای است. پس در قرآن هم نام مبارک 12 امام معصوم صلوات الله علیهم اجمعین بظاهر نیامده و نام مبارک خانم فاطمه زهرا سیده نساء العالمین صلوات الله علیهم اجمعین هم نیامده فقط نام مبارک پیامبر بزرگوار محمد ﷺ 4 بار آمده. همانطور که در اوایل همین درس سر عدد را نوشته ام. (در تفاسیر آمده است، که600 آیه مبارک قران کریم در باره معصومین صلوات الله علیهم اجمعین آمده است.)

تکرار 4 بار در قرآن کریم هم سر کل اسماء 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است. همانطور که در تعریف الف گفته شد. مقام الف مقام کنز و وصل کننده و موصول، گنج مخلوقاتست یعنی کل حروف و اعداد است. پس در تغییرات علت و معلول حکمت کلمات و حروف را ظاهر می کند. در قیامت پروردگار عالم حساب بندگانش را تک تک رسیدگی می کند و برای او هیچ گونه سختی ندارد چنانچه خود را سریع الحساب می نامند. در دنیا هم پروردگار عالم در سوره مبارکه زمر می فرماید"خلقکم من نفس واحده ثم جعل منها زوجها". او شما را از نفسی واحده آفرید. سپس زوجش را از (نوع) آن پدید آورد. پس خلقت از یک نفس واحده خلق شده است و هر نفس در دنیا مسئول تکالیف خود است و خود در رهن اعمال خویش قرار می گیرد. سوره مبارکه مدثر آیه 38 "كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ" و باید جوابگوی اعمال خود باشد. جالب است که انسان در کثرات اعمال باید دائماً متوجه خدای یکتای خود باشد فقط برای او عبادت کند و فقط از او کمک بخواهد. ایاک نعبد و ایاک نستعین. از شرک و نفاق بپرهیزید. ما شیعیان اعتقاد قلبی به خداوند احد و واحد و بی همتا داریم لا اله الا هو، لا اله الا الله . دین ما دین برگزیده پروردگار عالم اسلام است. سوره مبارکه آل عمران آیه مبارکه 19"ان الدین عندالله الا سلام و ما اختلف الذین اوتو الکتاب الامن بعد ما جائهم العلم بغیا بینهم و من یکفر بآیات الله فان الله سریع الحساب". در حقیقت دین برگزیده در نزد خداوند منان همان اسلام است و اهل کتاب در آن اختلاف نکرده اند مگر پس آنکه به حقانیت آن پی بردند آن هم بخاطر حسد و رقا بت میان خویش و هر که به آیات خدا کافر شود (بداند که) خدا سریع الحساب است.

کتاب آسمانی ما بالاترین معجزه پروردگار عالم است. زیرا تمام کتابهای آسمانی کتاب الله است اما قرآن عزیز ما هم کتاب الله است و هم کلام الله. همانطور که می دانید به فرموده پروردگار عالم در کتاب تورات و انجیل دست برده شده اما قرآن چون کلام خالق است هرگز مخلوق در آن نفوذی ندارد. و در چندین آیه پروردگار عالم تا قیامت قرآن را به مسابقه گذاشته و فرموده هرکس بتواند آیاتی مثل قرآن بیاورد او می تواند ادعا داشته باشد و پروردگار عالم فرمود ما خود حافظ قرآن هستیم. در واقع الف که جان قران کریم است نسخه حکیم الحکما، پروردگار عالم است که همه جانهای بیمار گنهکاران را درمان می کند(اعلال می کند)  بالاترین درمان این است که حیوانیت مارا از انسانیت ما جدا می فرماید و ما را به حقیقت انسانیت می رساند و رستگار می کند الی یوم القیامه.

تعریف الفِ وجود در حقیقت وجود 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین

 وجود مقدس پیامبر اکرم  هم همان درمان قرآن(اعلال) را برای  امت خویش انجام میدهد. تمام امامان معصوم هم حکیم شیعیان هستند. پیامبر بزرگوار (ما کان محمد(ص) ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله خاتم النبین و کان الله بکل شیء علیما سوره احزاب آیه 40) محمد مصطفی ﷺ پدر هیچ یک از مردان شما نیست و لیکن فرستاده خدا و خدا داناست. سید المرسلین و خاتم النبین است. و مقام نبوت او که هم نبی است، هم امام است، هم ولی است و هم رسول و هم حبیب الله. او در سِرّ حقیقت خلقت اول مخلوق و سِرّ او حقیقت محمدی است ﷺ. اهل بیت او برگزیده پروردگار عالم است که در مقام اهل بیت محترمش در سوره مبارکه احزاب آیه33 فرمود: "انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرهم تطهیرا". اینست و جز این نیست که پروردگار عالم اراده فرمود آلودگی را از شما اهل بیت بزداید و شما را کاملاً پاکیزه گرداند. و خداوند پیامبر بزرگوارمان را در قرآن سوره مبارکه احزاب آیه 21 اسوه حسنه می نامند. اللهم صل علی محمد و آل محمدوعجل فرجهم. "لقد کان رسول الله (ص) اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخرو ذکر الله کثیراً". قطعاً برای شما در (رفتار) رسول خدا سر مشقی نیکوست. برای کسی که به خدا و روز واپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد می کند. و فقط در مقام پیامبر بزرگوارمان پروردگار عالم ذکر صلوات را امر فرمود. سوره مبارکه احزاب آیه 56 "ان الله ملائکته یصلون علی النبی یا ایا الذین آمنو صلوا علیه و سلموا تسلیما". بی گمان خدا و فرشتگان او بر پیامبر درود می فرستند. ای کسانیکه ایمان آورده اید بر او درود فرستید و سلام گوئید سلامی (شایسته و تسلیم فرمان او باشید) و خداوند در سوره مبارکه احزاب آیه 43درباره اش فرمود"هو الذی یصلی الی النور و کان با المومنین رحیماً". اوست که بر شما درود می فرستد  تا شما را از تاریکی ها به سوی روشنائی بیرون آورد و او به مومنان مهربان است. پیامبر مکرم اسلام ﷺ اولین خلقت و کل ظرف نورانی الفِ وجوداست. وقتی قدوم مبارک حضرتش به دنیا رسید او که نور تام است، با حضورش در عالم دنیا کل انوار مقدس 14 نور مطهر به همراهش از درون به دنیا رسیدند. پس در واقع یک خودش بود و 13نورمقدس همراهش می شود14. (تمام گنج الف، و سِرّ عدد4روی 10)

1-حضرت رسالت پناه –الفی است که یک است.

2-جایگاه الفی است که عددش=30 است.

3-و ایشان الفی است که اَلفُ=1000می باشد.

4-ایشان است که مورد خطاب پروردگار عالم به حروف مقطعه الم قرار گرفت وخود واهل بیت محترمش حقیقت ان است.   

وجود مقدس امیرالمومنین علی بن ابی طالب، سید الوصین صلوات الله علیه

 سید الاوصیاء النبیین است. و وجود مقدس امام اول (یک=الف) ما شیعیان است. اوست که مولی الموحدین و مولای متقیان است. اوست که قسیم النّار و الجنّه است. اوست که میزان و صراط حق است. حروف مقطعه قرآن را بدون تکرار نوشتند و به صراحت ظاهر شد "صراطٌ علیٌ حق نمسکه". او اول (یک=الف) شهید محراب که همان اول قلم عالم وجود که در لوح سجاده عشق و بندگی با قلم الفِ وجودش و با جوهرخون مطهرش در عالم ظلمانی دنیا کلمه نور لااله الاالله نوشت که ظهور تمام حروف و اعداد آیات قران کریم شد و او اولین مولفه الف ولایت  است. و اول مظلوم عالم و اول کسی است که بصورت علنی اسلام آورد. اولین مردی است با پیامبر بزرگوار ﷺ نماز بجا آورد، و اول کسی است در راه حق جهاد کرد. و تنها کسی است که هم کفو و همسر دختر پیامبر، فاطمه زهرا صلوات الله علیهم اجمعین است. او تنها کسی است مقام امیری در عالم دارد و او صاحب ذوالفقار است. لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار در وصف اوست. و او پدر یازده فرند معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است. او نفس الفِ وجود است و کسی است که مولودکعبه است. جایگاه و درحقیقت ذی القعد گنج الف (14) او کسی است که عدد ابجد نام مبارکش علی (ع) برابر110می باشد عدد100= حرف ق است. در کلام عرب حرف (ق) یعنی نگهدار در حقیقت عدد 110 بمعنای نگهدارنده گنج ده (همان 4 ارکان خلقت که با جمع 4 عدد، یک تاچهار، گنج ده ظهور کرد یعنی شد4روی10 برابر14پس10=1+2+3+4) مراجعه شود به اشکال کشیده شده. آقا وقتی در دنیا متولد شد همراه او کل انوار مطهر ولایت او ظهور و ورودکرد. یک خود ایشان است و 11 ذریه نورانی در بطنش می شود 12 (12=1+11) امیرالمومنین (ع) در رتبه معصومیت دوم است و درمقام ولایت اول پس عدد ولایی و معصومیت ایشان 3 می شود.

وجود مقدس فاطمه زهرا سیده نساء العالمین سلام الله علیه

خانم حضرت زهرا (س) در مقام رتبه معصومیت و ولایت سِرِ خلقت شان درعالم سومین وجود ازسِر حقیقت محمدی (ص) می باشد. پس دو عزیز هم کفو آقا سید الوصیین=خانم سیده النساء عالمین 3و3 می شود6. این عدد سِّر خلقت دنیااست.(سوره مبارک حدیدایه3.) عدد ابجد کلمه ام ابیها برابر عدد 60 می شود. عدد6 را اگر در ده ضرب کنیم 60 می شود (سِرگنج ده همان4روی ده است) و جایگاه عددی کلمه ام ابیها برابر 33 می شود که میزان سن زنان و مردان بهشتی است که در دنیا مسن یا پیر از دنیا رفته اند. در ضمن اینکه اگر 33 را به حروف بنویسیم سی و سه عدد ابجدش برابر 135می شود. یعنی نام مبارک فاطمه(س) (135=60+5+60+10) عدد60 برابر حرف سین است چند نکته در آن منظور می شود:

اول – حرف سین درتعریف حروف تنها حرفی است که زبر و بینه اش باهم مساوی است یعنی اگرس را بصورت سه حرفی سین بنویسیم حرف س=60 و حروف ین=60 می شود این حرف میزان همه حروف است.

دوم- درقرآن کریم یک سوره داریم بنام یس این سوره مبارکه قلب قرآن نامیده می شود حرف یا ندا است و حرف س مورد خطاب پروردگار عالم است و آن کسی نیست مگر وجود مقدس آقا سید المرسلین محمد مصطفی ﷺ.

سوم- در دنیا پروردگار عالم تمام مخلوقاتش را در ظرف یک حرف خلق کرده است آن هم سین می باشد چون همینکه نطفه ای یا ذره ای از ذرات خلقت در ظرف زمان اظهار وجود می کند ثانیه برای او اظهار وجود می کند پس وارد 60 یعنی سین می شود. امیدوارم وجود دردانه عالم را درک کنید. رسول گرامی ﷺ درباره ایشان فرمودند،زهرا سلام الله علیه ام ابیهاست، یعنی ایشان مادر پدر است. (پس او ام السین است).  خانم دو عالم فاطمه زهرا(س) سیده نساء عالمین او که قره العین(نورچشم) نبی و بنت محمد مصطفی (ص) و عطیه عالم در وجود مقدس 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین 13 نور مقدس آقا هستند. فقط یک خانم است که وجود مقدس 14=13+1 می شود عدد یک برابر الف و عدد 13 جایگاه (م) می شود اٌم=م+ا (14=13+1) (یک علاوه به چهل می شود 41  برابر کلمه ام یعنی مادر) ایشان ام الائمه، ام المومنین است وجود مقدس تنها فرزند پیامبر اکرم (ص) بعد از مبعوث شدن شان است. و ایشان مادر یازده فرزند معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است. (یعنی یک خودش و یازده نور مقدس فرزندانش می شوند 12) و همسر و هم کفو امیرالمومنین علی علیه السلام است او که در مقامش پروردگار عالم سوره مبارکه کوثر را نازل فرمود. و ایشان تنها عطیه عالم نامید. انا اعطیناک الکوثر. نام مبارک قرآن کوثر است. فاطمه (س) حقیقت آن و نام مخصوص او که فاطمه (س) که پروردگار عالم فرمود من فاطر هستم و من نام فاطمه را از نام خود گذاشتم. وجود مقدس واسطه خلقت تنها کسی که پروردگار عالم قبل از خلقتش او را امتحان کرد و او قبول شد و او صابر بود. وجود مقدس خانم باطن اسم نساء است. پیامبر بزرگوار (ص) می فرماید: فاطمه بضعه منی. فاطمه پاره تن من است این معنای ظاهری ولی عمق معنی اینست که فاطمه بضاعت من است او خود ظاهر گنج الف است، فاطمه میوه (الف) هزار دانه الف است. وجود مقدسش همانطور که در کتاب آب نوشته ام (مراجعه شود) حقیقت وجودش حقیقت آب. خداوند مهربان در قرآن فرمود: کل شی حی من الماء. در ظاهر آب مهریه اوست. (درصفحات قبل توضیح کلمه مبارک نساء داده شده است.)

امام حسن علیه السلام صلوات الله علیه

 وجود مقدسش سبزپوش آل پیامبر سید جوانان بهشت است. وجود مقدس آقا سبط اکبر اهل بیت پیامبر صلوات الله علیهم اجمعین است. و ایشان نتیجه زحمات پیامبران از حضرت آدم علیه السلام و اوصیایشان تا وجود مقدس پیامبر اعظم رسول اکرم ﷺ و حضرت علی (ع) و فاطمه زهرا صلوات الله علیهم اجمعین یعنی بوجود آقا امام حسن علیه السلام در خت طیبه که در کتاب مبارک قرآن آمده است. شجره طیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء، سبزی خود را جلوه داد و درخت ولایت  شاخه و برگ خود را ظهور داد و روی این سبزی هاست که گل و میوه ظاهر می شود زیرا ادامه شاخه سبز گل می شود و گل میوه اش امام حسین صلوات الله علیهم اجمعین است یعنی امام حسن و امام حسن علیه السلام زیرا هر دو بزرگوار نام مبارکشان حسن(ع) است. عدد ابجد اسم مبارک آقا برابر 118 است که اگر باهم جمع کنیم می شود 10(1+1+8=10) او حقیقت گنج عدد10 در واقع 4روی10می باشد، زیرا ایشان معصوم چهارم است و دومین امام معصوم است. عدد ابجد(دو) برابر است با (د=4 +و=6=10) پس ایشان راز عدد دو می باشد، درضمن که عدد ولایی ومعصومیتشان 4+2=6 می باشد، و عدد 6 راز خلقت و سبز شدن آفرینش در دنیاست. امیدوارم معارف وجود عزیز سرورکاینات اقا امام حسن مجتبی(ع) رادرک کنید .

در قرآن کریم تمام اعمال و افعال و احکام و خلاصه زندگی سالم در دنیا و آخرت را به حسن تعریف می کند. مثل اینکه می فرماید از خداوند مهربان بخواهید"ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار (آیه 201 سوره بقره) پروردگارا در دنیا به ما بهره ای نیکو که خوشایند توست و در اخرت نیز بهره ای نیکو که خود می پسندی عطا فرما و ما را از عذاب آتش دوزخ نگهدار. پروردگار عالم برای وام دادن به کسی می فرماید : قرض الحسنه بدهید. در سوره مبارکه انعام پروردگار عالم می فرماید: و جاء بالحسنه عشر امثالها. اگر با خود عمل حسنه (تا دم قبر) بیاوری ده برابر پاداش می دهیم خیلی معنی دارد. با عرفان درس الف که گفته شد عدد 10 را مطالعه کنید یعنی همه نعمتها را به تو می دهم و در آخر مجرای گنج وجود (الف) را حسن یعنی نیکو و باید سالم به آخرت منتقل کنید تا میوه 1000 دانه آنجا بدستمان برسد. یعنی عمل باید سبز بماند. بهترین عمل نماز است مجرای نماز الف عالم وجود است یعنی امام زمان صلوات الله علیهم اجمعین. انسان در سجاده عبادت با نماز به امام خود وصل می شود. اینجا لازم به توضیح است که تمام عالم از سِّر تا سِفل واسطه اش الف وجود است.

در این مجراست که انالله و انا الیه راجعون است. تمام روزی و تمام اراده و مشیت پروردگار عالم و تمام برکات اسماء الحسنی و عنایات تجلی و ظهور دارد. این باطن که مجرای وحی نامیده می شود وگیرنده روزی کنز الله و بعنوان سبز کننده آن کریم اهل بیت حسن ابن علی صلوات الله علیه است. ایشان ابا محمد لقب نازنین شان است زیرا همانطور که نوشته ام جلوه دهنده همه آنچه که پروردگار عالم اراده و مشیتش به آن قرار داشت  که از گنج الهی یعنی الفِ وجود جلوه کند بوجود مقدس آقا پیامبر(ص) در واقع جان قرآن را سبز کرد و بر همه عالمیان زینت بخشید. درخانواده مطهر اهل بیت عصمت و طهارت نام سبط اکبرشان که اقا امام حسن (ع) نام گرفت پروردگار عالمیان به رسول گرامیش  فرمود من محسن هستم و نام حسن را از نام خود می گذارم. نام مبارک امام حسین هم حسن فرمودند چون 9 ذریه دربطن اوست در واقع همه وجودهای مقدس حسن هستند. در واقع وجود مقدس آقا امام زمان صلوات الله علیه است این باطن آقا حسن علیه السلام است و آقای ما وصی الحسن صلوات الله علیه است. پدربزرگوارشان آقا ابالحسن علی ابن ابی طالب صلوات الله علیه است.  

رسول گرامی که خود هم خُلق حسن و هم خَلق حسن و هم ایشان اسوه حسن است برای همه عالمیان است الی یوم القیامت و خانم دو عالم حسنه است که باید در دنیا و آخرت از رب مهربانمان بخواهیم که حیات حسنه را در دو جهان به ما عنایت بفرماید انشاءالله. ربنا اتنافی الدنیا حسنه وفی الاخرت حسنه وقنا عذاب النار.   در این باطن که حقیقت طهارت است و حقیقت آب است و حقیقت تربت است و مجرای توحید است که عالم همه مجرا و مجلی است. اینجا محل تسبیح است. یسبح لله ما فی السماوات  الارض. پس مجرای سبحان است. تنزیه است. مجرای تهلیل است یعنی عبادت خالصانه  برای لااله الاالله است مجرای تحمید است. یعنی حمد پروردگار عالم و مجرای تکبیر یعنی الله اکبر است. در این مجرا طهارت محض است. الان وجود نازنین امام زمان است مطهر و طاهر محض. پس آن عزیزان بصورت ظاهر هرگز بدون وضو و بدون غسل نیستند یعنی در باطن خودش وضو است و خودش غسل است و خودش آب طهارت و خودش عین تربت تطهیر است. عین حیات است السلام علیک یا عین الحیات، السلام علیک یا عین الله،   پس اگر ما بخواهیم وصل به این مجرا بشویم باید با وضو باشیم باید غسل کرده شویم زیرا موانع الف وجودمان باید برداشته شود تا با الف وجودمان که خدای مهربان به ما منت گذاشته داده که گنج انفال ماست با او وصل می شویم. انفال همان حروف الف است گنج خدادادی، چون پیچیده درظلمات هستیم، ما حیوانیت داریم و ما به شرف اسلام تطهیر شدیم و با احکام اسلام و قرآن عزیز به طهارت رسیدیم و وصل شدن ما به خدا  بواسطه این عزیزان است. تا بتوانیم به پروردگار و رب مهربانمان وصل می شویم همانطور که وضو و غسل ما باطل می شود دوباره باید تکرار کنیم تا طهارتمان را بدست بیاوریم. غفلت و گناه بر ما احاطه دارد. باید بکوشیم دائم الوضو باشیم، دائم الغسل باشیم، دائم الذکر باشیم پس نتیجه همانطور که گفته شد باید سبزی انسانیت را به آخرت منتقل کنیم تا آیه مبارکه برای ما معنی شود و جاء بالحسنه عشرامثالها . امیدوارم خوانندگان عزیز قدر وجودهای مقدس را بدانند.

از آنجایی که تمام عالم در سِرّ این حقایق نوشته شده غرق هستند و ازین سِرّ، کلِ نور خلق شده است و در حقیقت وجود ولایتِ کلی است، که در ظل ولایت مطلق پروردگار عالم است. درحالی که، کلّهم نورٌ واحد هستند. اما در ظهور جسمانی در دنیا هرکدام این عزیزان به یک نوع راه هدایت را برای انسانهای زمان خود به امامت خویش و بصورت کامل تماماً نشان داده اند. هریک ما را به نوعی  به گنج وجودمان راهنمایی کرده اند تا همه انسانها را به جایگاه حیقیقی خود که رضای پروردگار عالم و مقام قرب رب العالمین است برسانند. این میسر نمی شود اِلّا اینکه ازظلمات حیوانی خارج شده و به صورت و سیرت انسانی مزین شویم. طبق درس نوشته شده هر کدام از وجودهای مقدس باطن الف وجود هستند. عدد ابجد الف یک است، پس هرکدام مقام یک را دارا هستند. در زبان عرب این مقام را سید می گویند. ما مسلمانان مخصوصا شیعیان مفتخریم که دینمان سید دین هاست. کتاب آسمانی ما سید کتابهاست. پیامبر بزرگوارما سید المرسلین ﷺ  و امیر المومنین علی علیه السلام، سید الاوصیا و خانم دو عالم فاطمه زهرا سیده نساء العالمین و فرزندانشان سید اوصیای پیامبر اکرم ﷺ هستند. در واقع تصمیم من حقیر این است که همه بدانند از باب علم اعداد و حروف سرِّ وجودِ عزیز و مقدس ائمه معصومین همه چهار بر روی ده یعنی همان حقیقت الف وجود وگنج چهارده میباشد.

 وجود مقدس آقا امام حسین علیه السلام

ایشان هم همان حسن علیه السلام است. سید الشهداء کسی که در این دنیا باب طهارت الف وجود ما را از باطن به ظاهر می آورد. یعنی عین نجاست درون بدنمان  را به طهارت الف باطن خود ما شستشو می دهد و ما را عین پاک به آن دنیا منتقل می کند. یعنی انسان به تبعیت آقا امام حسین علیه السلام در میدان جنگ قلب به میم می شود. یعنی غسل نمی خواهد و کفن نمی خواهد نماز نمی خواهد. چون خودش به نماز واقعی رسیده است یعنی خود به الف وجود رسیده و مولفه دیگران می شود. در واقع اقا اباعبدالله الحسین(ع) همانطور که ذکر شد آقا به عدد ده بدنیا آمده است یک وجود مقدس خودش است و 9ذریه در بطن ایشان می شود 10 (10=1+9)حرف(ی) عدد ابجدش10 است در عرفان حرف ی را که  در بین دو حرف س و ن اسم مبارک حسن (ع) یعنی حسین(ع) نشانه عدد10وجود مقدس می داند. عدد ده به عربی عشر خوانده میشود و آقا حقیقت تمام عشرهای عالم است و او برپا کننده عاشورای عالم است. در کلمه دنیا حرف نون ساکن پشت یاء اظهار شده در حالی که باید ادغام شود این کلمه یکی از کلمات استثناست. همه انسانها در (یاء) قرار دارند که این حرف از حروف انتخاب است. در واقع همه در عدد عشر هستند و امتحان سخت اعتقادات دینی که باید امام زمان خود را بشناسند و از او پیروی کنند و در راه انجام تکلیف خالص شوند و به عبادت معبود خود نایل شوند، تا به کمال انسانیت برسند. دیگر اینکه تمام عمر دنیا کل یوم عاشورا وکل ارض کربلاست. آقا اباعبدالله الحسین (ع) امام عاشورا است و او در میدان بندگی در قربانگاه رفت و تمام گنج الف رابه عدد4 هدف هدایت، قد اقم الصلوات و اتیت الزکات و امرت به معروف و نهیت عن المنکر و عدد ده جمع گنج الف، یعنی4روی ده، به حقیقت باطن14 را به وراثت تمام انبیاء و اولیاء رسانید. خود که حقیقت الفِ وجود است در رسالت ولایت خود تمام انسانهای آزاده دنیا را در امتحان عشر دنیایشان  هر کس هر زمان الی یوم القیامت در الف ِوجود خودشان (حقیقت انسانی عاری شده ازحیوانیت) به کمال رشد و به مقصد آفرینش یعنی رسیدن به عند ربهم یرزقون مدد داد تا دنیای فانی را در حیات طیب باقی کند. او خود به بالاترین مقام شهادت نایل گردید یعنی سیدالشهداء است، و از پروردگار خود مدال ثاراللهی گرفت.آقا معصوم پنجم و امام سوم شیعیان است. عدد ولایی و معصومیتش (8=5+3) هشت می باشد. آقا در وجود معصومین صلوات الله علیهم اجمعین محورمعصومین است در بیت مطهر اهل بیت اقا پنجمین معصوم است 9ذریه در بطن ایشان است می شود 14=9+5 و اگر 4 را با عدد یک جمع کنیم می شود (5=1+4) حلقه پنج همان سِرّگنج الفِ وجود است.  کاملتر در کتاب عرفان اربعین و گنج العشر نوشته شده است.

 آقا ابالحسن علی بن الحسین علیه السلام

 مقام سید الساجدین و زین العابدین است. در واقع او امام اربعین است. امام چهارم (تمام گنج چهار روی ده وحقیقت الف) و معصوم ششم که جمع عدد معصومیت و ولایت ایشان می شود 10. او در حقیقت جانی از جانان 4 روی 10 یعنی 14 می باشد، زیرا وقتی قدوم مبارکش به دنیا آمد به عدد 9 متولد شد. 1 خودش بود و 8 ذریه در بطن او، بنابراین 5 معصوم(ص) در قبل ایشان می شود 14=5+9. مانند پدر بزرگوارش که14=5+9 و ایشان میوه دل آقا امام حسین (ع) مدت امامت ایشان 40 سال بوده که عدد 40 ، 4 تا 10 تا است که همان حقیقت تطهیر و اثبات گنج الف می باشد که ایشان در این مدت 40 سال با مناجات و اشکهای خود حقیقت عاشورا را سبز کرد و احیا فرمود و تا ظهور ولی عصر(عج) بقا بخشید. ایشان در زمان ولایت خود به نوعی قامت الف را به صورت مؤلفه صبر، استقامت و عبودیت خالصانه را با لقب سید الساجدین و زین العابدین برای تمام شیعیان جهان الی یوم القیامت راه را روشن فرمود.

امام ابا جعفر محمد باقر العلوم صلوات الله علیه

 شکافنده علوم و سید عالِمهای عالَم است. او کسی است که راهِ به گنج وجود رسیدن را، به ما آموخت و شاخه های علوم را باز کرد و علم نافع، علمی که تا قیامت از ما جدا نمی شود، را به ما آموخت. رتبه معصومیت ایشان7 و ولایت ایشان 5 می باشد عدد ولایی و معصویت ایشان عدد12=5+7می باشد. عدد12 جایگاه حرف(ل) مجرای توحید است. جالب است بدانید که عدد ابجد حرف(ل) برابر30 است. عدد30 برابر ابجد کلمه یک، ی= 10 و ک=20 (30=20+10) پس یک یعنی الف وجایگاه عددی الف هم می شود30 پس ایشان عالم علمِ الفِ وجود در دنیاست. ایشان وقتی  متولدشدن به عدد 8 (ثمن نورعلم) بوده است زیرا یک خود ایشان است و 7ذریه در بطنش 6 معصوم علیهم السلام در قبل ایشان می شود14=6+8. تنها معصومی که در رتبه علمی در حقیقتِ عدد12 در مجرای لام از گنج الف اسرار علوم را ظاهر کرد و علوم را شکافت ایشان بودند. لقب ابا جعفر مخصوص به دو امام معصوم (ع) است یکی امام باقر (ع) و دیگری امام جواد(ع) است که این حقیقتی عظیم است، ظاهراً کلمه جعفر به زبان عربی یعنی شتری که بسیار شیر می دهد، پس ابا جعفر پدر همه سینه های پر شیر می باشد در عالم سرّ و در قامت الفِ وجود دو سینه است یکی سینه پر علم امام باقر (ع) و دیگری سینه پر جود و بخشش امام جواد (ع). ظاهراً گنج علم بخشش می خواهد. در حدیث داریم ذکات علم یاد دادن آن است.

 لازم به تذکر است در این دنیا هر مادری فرزند شخصِ دیگری را شیر دهد اگر کودک در حد شرعی از سینه مادر شیر بنوشد  آن کودک به دایه خود و بستنگانش  محرم رضایی می شود، اما اگر دو سال هم از سینه ایشان شیر را بدوشند و به کودک دهند، اگرچه رشد خوبی هم داشته باشد به دایه اش محرم نخواهد شد. پس درس می گیریم که شیعه باید وصل به سینه های رحمت  شود تا محرم اسرار شود. دیگر اینکه ایشان فرزند امام سیدالساجدین، زین العابدین (ع) که در واقع میوه امام چهارم (ع)، باقرالعلوم است. اگر انسان بنده خالص خداوند شود پروردگار عالم حجاب علم را از او بر می دارد و اگر محرم اسرار شد گوشهایش ذکرهای عوالم را میشود در حالیکه دیگران نامحرمند، چشمهای او ملکوتی را می بینند که دیگران محروم از دیدن آن هستند و خلاصه در رابطه با مولایش امام زمان (عج) عنایاتی را در می یابند باری علم اقا همان الف وجود و گنج هزار دانه است.

ابا عبدالله جعفر صادق صلوات الله علیهم اجمعین

 سید الصادقین و وصل کننده انوار شعاع صدق به تمام صادقین، رئیس مذهب شیعه، مجرای صدق که همان الف وجود است. یعنی وجود مقدسش راه وصل شدن به الف وجود را که مجرای صدق است ظاهر کرد و ما را  به مخزن صدق رسانید او صادق ال محمد(ص) است .وجودمقدس اقا سبع مثانی(هفتا دوتاست)به معنی 4روی 10حقیقت گنج الفِ وجود.عددولایی ایشان 6وعددمعصومیت وجودش 8 است پس14=6+8اظهار حقایق گنج الف.لقب مبارک دوامام معصوم ما اباعبدالله هستند. اول وجودمقدس اقااباعبدالله حسین ابن علی(ع)واقاامام صا دق علیه السلام  .ایشان رییس مذهب تشیع است. یک قول همانطورکه گفته شد مثل جدبزر گوارش حضر ت رسول اکرم صلی الله علیه واله تولد هردو عزیز دریک روزاست.17ربیع الاول( انشاالله درقسمت معارف عددی خواهد آمد)

امام ابا الحسن ابا ابراهیم موسی بن جعفرالکاظم علیه السلام.

وجود مقدس ایشان صاحب لقب پیامبر اوللعزم حضرت ابراهیم (ع) و صاحب نام مبارک حضرت موسی علیه السلام است. ابا به یک معنی عرب می فرماید زینت پدر، به یک معنی پدر میشود، حضرت ابا ابراهیم است. اسم موسی به معنی از آب گرفته شده، در این دنیا که همه ما در (یا) ی انتخاب هستیم باید با مدرک موسوی از دنیا برویم. زیرا کلمه موسی یعنی از آب گرفته شده، آن هنگام که بدن ما در تابوت روی موج در(یای) دنیا روی دستها می رود آنگاه باید مدال موسوی بگیریم تا امام موسی بن جعفر الکاظم صلوات الله علیه ما را از امواج پرخطر (دریای) دنیا گرفته و به ساحل نجات دارالسلام نزد پدر بزرگوارش ببرد. و باید به لقب مبارک ابا ابراهیم او وصل شویم تا شیعه واقعی او باشیم زیرا همانطور که می دانید آتش غضب کافران و نمرودیان برای ابراهیم برداً وسلاماً شد یعنی خنک و آرامش بخش شد و در نهایت گلستان شد و به رضای خدا رسید. اما ما در این دوره آخر زمان باید با شیعه شدن بدست مبارک آقا ابا ابراهیم و شفاعت ایشان آتش غضب پروردگار عالم بخاطر خطاهای ما دنیا و آخرت ما را به مقام برداً و سلاما برساند. و با شیعه و محب شدن به این عزیزان به رضای خدا برسیم. آقا هنگام تولد به عدد6 به دنیا آمد. یک وجود مقدس خودش است و5 ذریه در بطن ایشان است. پس 8 نور مقدس قبل ایشان است می شود14=8+6. پس نتایجی که از رسیدن به حقیقت چهار روی ده و رسیدن به گنج الف  از این عزیز ظاهر می شود این است که فقط 14معصوم(ص) توان و ظرف وجودی کل گنج را دارا هستند و فقط این عزیزان هستند که انسان کامل و حقیقت و جان طهارت می باشند. چون این عزیزان وجود مطهرشان بدون ظلمات است. در واقع زیارت جامعه کبیره حقیقت این معانی و گنج معرفت ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین است. همانطور که در دعاهای روز جمعه آمده است آمَنت به سِرِّ آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین پس تمام شیعیان باید به سرِّ مقام و خلقت و عظمت و شؤنات بزرگواران ایمان داشته باشند. پس چگونه میتوانیم پیروان خوبی برای آنها باشیم.

پس از وجود مقدس آقا امام و مولایمان موسی بن جعفر الکاظم صلوات الله علیهم اجمعین پروردگار عالم دو بال ملکوتی به شیعیان می دهد. تا به مجرای توحید و بندگی همان گنج الف برسیم تا از زندان نفس قبل از اینکه به زندان قبر برویم پرواز کنیم تا به عالم قرب و لقاء الله با رو سفیدی برسیم. تا ما هم بنده خالص رب مهربانمان باشیم انشاء الله. الهم ارزقنی. یکی دیگر از زیبایهای رسالت حضرت ابراهیم علیه السلام بت شکنی ایشان است،که آقا امام بزرگوار ما 14سال (گنج الف) زندان هارون الرشید ملعون را با غل و زنجیر تحمل کرد و فرمود من بنده عتیق(آزاد) پرورگار عالم هستم. یعنی  هرگز قید بندگی هیچ طاغوتی را در وجود خود قبول نکرد فقط عبد خالص خدا شد، و شیعیانش را دعوت به این راه نمود.

وجود یک(الف) آقا ابا الحسن علی بن موسی الرضا المرتضی صلوات الله علیه

 ثامن الائمه، تمام باطن الف، حقیقتی قیمتی دارد که با هیچ ارزشی قابل مقایسه نیست. ثامن ریشه اش ثمن است یعنی گرانبهای گرانبهاها. ارزشی که با آن میتوانید بهشت را بخرید و آن ثمن رضا است. باَبی اَنت واُ می و نفسی و مالی و اولادی. رضا محور، مجرای الف است چنانچه همه مخلوق به رضای او خلق و ظهور شده اند و مخلوق فقط بوسیله رضای خدا به قرب او می رسد. جالب است که بگویم در 25 ذیقعد پروردگار عالم اراده و مشیتش قرار گرفت به خلقت حقیقت باطن الف مجرای رضای خود در دنیا که خلقت خشکی است روی آب. اینجا زیر خانه خدا است و خشکی در اینجا متولد شد. عدد ابجد خشکی برابر930می باشد، شاید به این معناست بالاترین بلوغ مقام عدد30 که همانطورکه ذکر شد مجرای توحید و30 برابر بود با حروف کلمه یک (ی=10)+(ک=20)=30=ل عددابجد یک=1=الف.

توجه، توجه، توجه! در واقع مکان فرود و جایگاه اَلِف، اَلْف=1000است. که با جمع سِرّ اسم مبارک کنز الله احد جل جلاله عدد سِرّ کلمه ارض ظاهر شد. برابر با عدد 1001 جالب اگر عدد930 را با هم جمع کنیم می شود12=9+3 عدد12 جایگاه عددی حرف (ل) است. و جایگاه عددی کلمه خشکی برابر با (خ=24 +ش=21+ک==11+ی=10=66) این عدد برابر عدد ابجد نام مبارک الله جل جلاله ( ا=1 +ل=30 +ل=30 +ه=5 =66) تعداد حروف سوره مبارکه اخلاص یعنی توحید برابر66 می باشد. قابل توجه این قسمت به امر خداوند تبارک وتعالی اولین بار بدست مبارک حضرت آدم علیه السلام خانه کعبه برپا شد. از اینجا خشکی بر تمام کره زمین به امر او کشیده شد، نام خشکی ارض شد. عدد ابجد کلمه ارض (1001) است برابر اسم مبارک رضا (ع) چون حروف رضا برابر حروف ارض، این نقطه شد قبله و این جایگاه شد بیت الله، خانه کعبه. اینجا جایی است که تمام بندگان باید رو به این قبله کنند تا عباداتشان قبول شود (در واقع شرط قبولی است) مخصوصاً نماز، چون جان این قبله رضاست و روح آن علی مرتضی صلوات الله علیه، مولود کعبه جان این باطن  اسرار الف است. و این جایگاه امام زمان صلوات الله علیه، که او حقیقت نماز و امام نماز و واصل کننده عبادات بندگان به خدا پس عمل اگر بخواهد به رضای خدا برسد باید به امام زمان صلوات الله علیه وصل شود. این حقیقت ثمن است و این همان مقام یک است و در مقام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه (کامل درس در عدد 8 می آید). درجات بهشت 8 است و8 گنبد خضرایی عرش پروردگار عالم است که همه عالم در زیر سقف8 (یعنی رضای خدا) می باشد. به وجود مقدس آقا امام رضا، امام هشتم شیعیان صلوات الله علیه تربتی از خاک بهشت به عالم ظلمانی دنیارسید. اینجا جایگاه رضوان الهی شد و محل تربت بدن مطهر امام هشتم و به یک قول جان حج و حقیقتی از قبله است. اینجا مشهد  رضاست و جان جانان مجرا و تجلیگاه الف است یعنی گنج ثمن اللهی (رضا) افشا شده است. مقام بهشت مقام رضوان اللهی  یعنی ظرف رضای خداست. کسانی به آنجا راه پیدا می کنند که در دنیا به قیمت ثمن رضای او دل خود را به قربانگاه بندگی برده و قربانی کند. یعنی دنیای هوای نفسی را به آخرت بفروشد. پروردگار عالم درکلام کریمش  می فرماید: "اِنَ اللّه اشتری مِنَ المُؤمنینَ اَنْفُسَهُمْ وَاَمْوالَهُمْ بِاَنَّ لَهُمُ الْجَنَّة؛خداوند جان و مال مؤمنان را به بهای بهشت از آنان خریده است.(سوره توبه، ایه 111)" یعنی این است و جز این نیست که من بهترین مشتری اموال و انفس شما هستم به قیمت بهشت (ثمن رضا) در واقع سِر این است که میوه دل رضا علیه السلام جوادالائمه علیه السلام است. واقعیت هر انسان مومنی که به حقیقت رضای خدا برسد انشاالله  جود جوادی پروردگار عالم نصیبش می شود. امام رضا علیه السلام در مقام الفِ وجود مقام محور12 امام معصوم را دارد. زیرا وقتی آقا متولد شد ایشان به عدد 5 به دنیا آمد. یک وجودمقدس خودش است و4ذریه دربطن ایشان است. دربعضی احادیث آمده است فرزندان بعد از آقا را ابن الرضا نامیده شده اند. ایشان محوریت 8و4 را داراست. در مقام معصومین صلوات الله علیهم اجمعین ایشان مثل پدر بزرگوارش آقا امام حسین علیه السلام که نه ذریه در بطن ایشان است خودش مقام پنجمین معصوم را دارا است. با نه ذریه در بطنش می شود 14یعنی14=9+5  آقا امام رضا علیه السلام هم خودش به عدد پنج ونه معصوم قبل ایشان است میشود14. 14=9+5 است در حقیقت این دو بزرگوار جان ذیقعد عالم هستند. (در درس ذیقعد عالم خواهد آمد) تمام عالم به گرد رضای خدا که مجرا و تجلیگاه آن امام رضا خلیفه الله علیه السلام است، می چرخد و دایم در طوافند در صواب زیارت ایشان امده است صواب زیارت مقبولش برابر هفتاد حج مقبول را دارد.

   وجود یکِ (الف) امام نهم ابا جعفر محمد تقی جواد الائمه صلوات الله علیه

وجود مقدس آقا امام جواد علیه السلام  کنیه مبارکش  ابا جعفر است. عربها به شتری که سینه اش پر شیر است، و زیاد شیر می دهد جعفر می گویند. آقا ملقب به ابا جعفر هستند یعنی از ایشان روزی جوادی به بندگان خدا می رسد.  رزق جواد همان رزقی است که هم نیازهای دنیای ما را بر طرف می کند و هم نیازهای آخرت ما را. و هرگز تا این وجودهای مقدس هستند شیعیان نباید نا امید شوند. جالب اینکه نیاز  انسان چه در دنیا و چه درآخرت تمام نشدنی است تا روزی که انسان به کنز یا به گنج وجود که همان الف است دست پیدا کند. وجود مقدس جواد الائمه صلوات الله علیه وصل کننده شیعیان و محبین به گنج وجود است که او جواد است وجود او وصل به اجود الاجودین (ذات اقدس پروردگار عالم) است. عدد ابجد و جایگاه عددی نام مبارک جواد علیه السلام14 می باشد. (همان عدد چهار روی ده حقیقت گنج الف است) آقا امام نهم و معصوم یازدهم است یعنی20=11+9 عدد20 برابر با حرف "ک" می باشد، و در جایگاه عددی حرف (ک) برابر11 می باشد، که ایشان یازدهمین معصوم است و این عدد برابر کلمه مبارک هو و حج است که توضیح عددی ایشان در درس مربوطه می آید.

خداوند متعال جل جلال شانه در چهار ماه و ده روز جنین در شکم مادر می فرماید:"انی نفحت فیه من روحی" خداوند می فرماید من از روح خودم به آن دمیدم. تفسیر خیلی سخت است اما احتمال از معنا همان توصیفی که از الف اول این درس نوشته شد پروردگار عالم این گنج را به انسان اهدا فرمود. و انسان هدف خلقت قرار گرفت و خلیفه الله مقام گرفت. اول منظور انسان کامل 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین و دوم پیامبران بزرگوار 124000 نفر و اوصیاء ایشان بعد علما و مومنان و بعد همه انسانها) آقا به عدد 4 متولد شدند زیرا یک وجود مقدس خود ایشان است سه ذریه دربطنش میشود 4=1+3 در واقع عدد چهار حقیقت کنزالهی است. (امیدوارم شیعیانِ اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین قدر معصومین را بدانند و معارف  این بزرگواران وکتاب الهی  را بدانند.)

 مرتبه یک (الف) سیدنا و مولانا ابا الحسن علی بن محمد النقی صلوات الله علیه

 وجود مقدس آقا آخرین کسی که لقب ابا الحسن دارد و نام مبارکش علی(ع) است. و او سید اولیاء هادی النقی است. وجود مقدسش شیعیان و محبین را راه نمایی و هدایت می کند به راه صراط مستقیم است و این هدایت از ظاهر به باطن است و هدایت به گنج وجود یعنی رسیدن به الف وجود است. بوسیله این هدایت صادقانه انسان باید پا روی هوای نفس یعنی نفس حیوانی خویش گذاشته تا به هدایت قلبی برای رضای خدا و قرب او برسد. امام هادی علیه السلام تقوای قلبی  و تقوای عملی  را بعنوان راه برد زندگی هر شخصی ظاهر می کند. هر کس باید خود الگو شود. و سعی کند به تکلیف شرعی و عرفی خود بخوبی انجام وظیفه کند. در جامعه هر کس هادی خود باشد و هدایت را بطور کامل بگیرد. (انسان از نظر جسمی بهترین هادی و رسانا است) در این صورت جامعه سالم می شود. نتیجه اینکه از هدایت شدن هر کدام ما آثاری است که نه تنها دنیای ما بهشت می شود، سبز و آباد می شود، عمران نصیب ما می شود ما به گنج آخرتی خودمان که همان بهشت رضوان الهی است که همان الف وجود و جایگاه بقرب رسیدن و رضای خداست می رسیم. هدایت باطنی ما را به سر منزل سعادت اخروی می رساند. این یکی از بالاترین راه کارهایی است که ما بتوانیم به تنزیه و تکمیل اخلاقیات خود برسیم.

تقوی یعنی پرهیزکاری اما از ریشه باید قوی بشویم (ریشه کلمه تقوی وَقَیَ است در فعل امر می شود (ق یعنی نگهدار) عمل با تقوا به ما  قدرت نگهداری هوای نفس خود را برای رضای خدا به ما می دهد تا حدود خداوند در مرز انسانیت و بندگی ما برای او حفظ شود. پس باید شیعه امام تقی الجواد باشیم و اگر بخواهیم شیعه امام نقی باشیم دائماً باید به خودمان بگوییم من باید قوی شوم و من باید دین و ایمان و هدایتم را تا به رسیدن گنج وجودم نگهدارم پس امام هادی(ع) راه دشوار هدایت واقعی را نشان داد تا شیعیان و محبین واقعی به گنج الف خود هدایت شوند تا با شیعه شدن امام یازدهم امام حسن عسکری علیه السلام شاخه سبز الف وجود خود را به زیبایی سبز ببینند. ایشان امام دهم و معصوم دوازدهم است. عدد ده حقیت گنج عشر و جان الفِ وجود یعنی حقیقت چهار روی ده است. دیگر اینکه امتحان هدایت درحقیقت عاشورای عمل است. همه روز شاید همه ساعات و شاید همه لحظات همه بندگان خدا امتحان می شوند و ریشه اعتقاد خود را اعلام می کنند. عدد ولایی اقا ده و عدد معصومیتش 12 می باشد، که رویهم 22می شود. این عدد یکی از اسرار اعداد است، زیرا یک اینکه میوه دل پدر بزرگوارش است که جلوه عدد 11 است که جان حج است دوم اینکه این عدد 22 برابر کلمه حاجی و برابر کلمه یاهو رمز هدایت است، بیست دومین سوره مبارکه قرآن حج است، و در جغرافیای دنیا سرزمین مکه بیست دومین است، درضمن اینکه جایگاه کلمه های عبد و طلا (یعنی خالص شدن) و ازدواج چون این سِرّ زوجیت است، و حرف"ت"مباشد که ملکش حضرت عزرائیل (جداکننده نور از ظلمت) و معارفی که انشاء الله خواهد آمد.

  یک(الف) ابا محمد حسن بن علی زکی العسکری صلوات الله علیه

 طی مسیر بنده از شکفته شدن دانه انسانی تا رسیدن به ساقه و شاخه پر برگ و تبدیل به گل و میوه، حقیقتاً خروج از ظلمات به نور است. انسانِ با اراده و عاقل و دانا و عبد و عبید پروردگار عالم و شیعه و محب بودن به وجود مقدس معصومین صلوات الله علیهم اجمعین، باید درخت ایمانشان را از ریشه  اصلاح کند تا سالم بماند و رشد کند. تا ساقه و شاخه اش حسن شود (سبزونیکووزیبا) و سلامت آن زکی (نورانی و پاکیزه و بدون افت)  شود. سیر ظهور عالم از عالم سِرَ به عالم ظهور از بطن حقیقت الفِ وجود از وجود حسن( اباالحسن علی ابن ابی طالب(ع) تا حسن(وصی الحسن) صلوات الله علیهم اجمعین است. سِرّ الی الحق من الخلق که همیشه سبز و دائمی است. این سِرّ را پروردگار عالم به همه انسانها عنایت فرمود. اما سیر من الخلق الی حق سیری است که هر انسانی باید دست استمداد و توسل بلند کند تا خود را وصل به وجود های مقدس 12 امام و چهارده معصوم صلوات الله علیهم اجمعین کند یعنی همان عروه الوثقی و ریسمان حبل الله تا از بطن ظلمات مادی حیوانی به نور انسانی و حقیقت خلیفه الهی شدن برسد. سخت ترین و ظلمانی ترین زمان برای هدایت زمان دو امامان عسگریین است. یعنی امام هادی(ع) و امام حسن عسگری(ع) در واقع هدایت نور حقیقی است که بدون ظلمت است و برای اینکه ظاهر شود باید ظلمات وجود را شکافته تا خود را ظاهر کند. مثل روز که از درون شب تاریک و ظلمانی بیرون می آید. بنا به  روایت های موثق حقیقت نماز عشا اقا امام حسن مجتبی علیه السلام است. زمان عشا هنگامی است که کاملا تاریکی آسمان و زمین را فرامی گیرد پس طی مسیر نور سبز حسنی(ع) از عشاست تا طلوع صبح حقیقت یعنی امام حسن عسگری (ع). هر چه به صبح نزدیکتر می شویم ظلمات بیشتر می شود. خداوندتبارک وتعالی می فرماید "يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ  كَرِهَ الْكَافِرُونَ" کافران می خواهند تا نور خدا را با دهنهای خود خاموش کنند و البته خداوند نور خود را تمام می کند اگر چه کافران خوششان نیاید. امام حسن عسگری(ع) امام یازدهم و معصوم سیزدهم است. عدد ولایی و معصومیت وجود مقدس امام عسگری علیه السلام24 است. ازیک قول عمر زمانی یک شبانه روز به عنوان24 ساعت تمام می شود در واقع ظلمات از نور جدا می شود. و مقدمات طلوع فجر صادق فراهم می شود. در حقیقت عدد13معصومیت آقا همان سِرُالاسرار کنزاللهی است. و ظهور الفِ وجود می باشد و آن در واقع تولد تک گل همیشه بهار عالم امام زمان مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه شریفه می باشد. دیگر از معنای عدد ولایی امام حسن(ع) یازده می باشد یکی از زیباییهای آن این است که حرف (ی) آخرین حرف از حروف الفباست و حرف الف که بعد از (ی) الف) "یا" آمده است اولین حرف ازحروف الفبا می باشد، پس با گفتن حرف یا، مثل این است که کل حروف را خونده ایم. امیدوارم منظور مرا متوجه شده باشید و عظمت مقام و شخصیت باطن ولی الله وحجه الله امام حسن عسکری(ع)را دریابید. او ظهور دهنده کل گنج الفِ وجود عالم است در جان طهارت و قلب به میم کننده ظلمات به نور و خزان به بهار انشاء الله. آقا به عدد دو متولد شده است یک خودش و یک ذریه در بطنش عدد دو به حروف (د=4+و=6 =10) عدد ده همان گنج چهار روی ده حقیقت الفِ وجود است. و عدد دو برابر حرف ب است که ملکش حضرت جبرائیل است.

همانطور که از نام مبارکش پیداست عسگری یعنی ایشان در میان لشکر و در پادگان نظامی محصور بودند چون می دانست از احادیث نبوی که خداوند متعال فرزندی به آقا امام حسن عسگری(ع) می دهد که ریشه ظلم را می کَنَد و دنیا را اصلاح کرده و حق مستضعفین را به آنها بر می گرداند. آنها فکر می کردند اگر ایشان را در پادگان نگه دارند و زیر نظر داشته باشند مانع بدنیا آمدن آقازاده امام زمان ولی عصر عجل الله تعالی فرجه شریف بشوند. اما پروردگار عالم اراده و مشیت خود را بدون اینکه کسی بتواند موثر باشد به وجود مقدس ایشان و به تمام جهان اسلام منت گذاشت وجود مقدسش را بدنیا آورد. یکی از معجزات این است، مادر بزرگوار ایشان خانم نرگس خاتون(ع) بصورت معجزه در یک رویای صادقانه به عقد آقا امام عسگری (ع) درآمد. (در کتاب مهدی موعود از علامه مجلسی) وجود آقا امام حسن عسگری علیه السلام بدنیا آمد، امیدوارم خداوند کریم و رحیم فرج آقایمان را برساند. اما لقب مقدس امام عسگری علیه السلام ابا محمد است صلوات الله علیه است این عزیز زینت پیامبر خوانده شده اند زیرا اهداف وجود مقدس آقا رسول الله(ص) از دامن ایشان سبز شد. زیرا هدف نهایی پیامبران و امامان معصوم صلوات الله علیهم اجمعین ظهور وجود مقدس مهدی موعود امام المنتظر صاحب العصر و الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف بوده است. چون فرزند نورانی شان امام12و مقام معصوم14را دارد.

  یک (الف) وجود مبارک تک گل محمدی صلوات الله علیه

گل همیشه بهار ولایت و رسالت، مهدی صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف. ایشان کسی است که ریشه ظلمها و ظلمتها را کَنده و حجابها را کنار زده و تمام انسانها را به حق واصل خواهد کرد و در محور رضای خداوند متعال به جان الف وجودهای خودشان می رساند. یعنی گنج ها آشکار می شود هرکس به قدر خود می رسد و قدرشناس می شود حتی زمینها گنج های خود را بیرون می ریزند. علمها آشکار می شود همانطور که در احادیث است تا بحال 2 قسمت از علوم ظاهر شده 26 قسمت آن به وجود مقدسش ظاهر می شود. بهشتی که پروردگار عالم، حضرت آدم و حوا سلام الله علیهما را در آن خلق کرده بود دوباره برای تمام انسانها آغوش گشوده و دنیا را برای اهلش برداً و سلاما می کند. چشمه ها بهترین نوشیدنی های خود را بیرون می ریزند و آنچه زیبایی وگنج درعالم وجود است، و حسن جمال و کمالات وجود خود را برای آن امام همام عرضه می کنند. او سلیمان وجود است و اوست یوسف زهراء(س) که تمام مخلوقات و عوالم بر او ساجدند. و عالم در مقابلش خاشع، او قائم آل محمد است، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. او که در قیام خود به اذن خداوند رب العالمین سِرّ کنزاللهی را با ظهور افشا می کند. او که وجودش یک است و کل کثرات بر او ظهور می شود و کل کثرات بر او ساجد و او بر خدای بی همتا عبد و عابد خالص. او امام متقین و مومنین است. اوست که عالم را به وحدت واقعی می رساند. به امید ظهور هر چه زودتر او. اللهم ارنی طلعت الرشیده و غره الحمیده

آقاحجه ابن الحسن(ص) امام12معصوم14می باشد و عدد ولایی و معصومیت ایشان26می شود 26=12+14 توضیح داده شد. در واقع اظهار وصل 13به13می باشد. تا عدد بیست و چهار (4+2=6) عدد درخلقت شبانه روز تمام می شود. در واقع عدد6 عدد خلقت تمام دنیاست.  بقول پروردگار عالم در سوره مبارکه حدید آیه4می فرماید "هوالذی خلق السموات والارض فی سته ایام" اوست خداییکه آسمانها و زمین را در شش روز آفرید. عدد 4 سِرّگنج اللهی است. اگر 4 را در 6 ضرب کنیم میشود24 همانطور که درحدیث مبارک انوار مبارک معصومین صلوات الله علیهم اجمعین آمده است که عالم عرش از نور مبارک پیامبر(ص) خلق شد، حضرت فرمود عرش از نور من، من ازعرش بالاترم. از نورمبارک  امیرالمومنین(ع) پروردگار عالم سبحانه و تعالی کرسی را خلق فرمود کرسی از نور من، من از کرسی بالاترم. از نور مبارک خانم دو عالم فاطمه زهرا(س) تمام زمین ها و آسمانها را خلق فرمود. و از نور مبارک آقا امام حسن مجتبی علیه السلام پروردگار عالم خورشید و ماه را خلق فرمود. تا اینجا خلقت دنیا تمام می شود.

از نور مبارک آقا امام حسین (ع)بهشت را خلق کرد. او کسی است که حلقه پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین بوجودش بسته شد چون او پنجمین معصوم است نه ذریه در بطنش برابر شد با 14=5+9 آقا هم چهاردهمین معصوم است. و هم نهمین فرزند از پنجمین معصوم یعنی14=9+5 عدد ابجد نام مبارکش مهدی(ع) 59 می باشد. عدد همان نوشته بالاست پس عدد 14می شود5=1+4 حلقه پنج بوجود مقدسش بسته می شود. نتیجه اینکه در زمان آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریفه بهشت روی زمین برقرار می شود. نور بدون ظلمت ظهور پیدا می شود و خلاصه حقیقت گنج اللهی به وجود مقدس چهاردهمین نور ولایت و رسالت (همان گنج الف) و سِر کنز احد سبحانه وتعالی به عدد 13به عالم دنیا مخصوص در جایگاه خلقت خشکی زیر خانه خدا ظهور و بروز می کند. آنجا محل ذی القعد ارض می باشد.

پروردگار عالم فرمود"انا لله و انا الیه راجعون" حرف (و) ذی القعد ارض(خشکی) است. عدد ابجد حرف (و) برابر 6 است. وقتی به امر پروردگار عالم ارض دحو (یعنی کشیده) می شود. شش می شود سیزده حرف (و) می شود (واو) عدد ابجد واو 13می باشد. پس در واقع در زمان آقا باطن 13کنز در ظرف 13ذی القعد به وجود عزیز و مقدس مولا و سرورمان صاحب العصر و الزمان متجلی می شود. (13+13=26) جالب است بدانید، در هنگام ظهور اقا که خود جانِ الفی وجود است به عدد14، بقول احادیث معتبر آقا تکیه به خانه خدا میزند، آنجا خود ذیقعد الفِ وجود است، و با تکبیر خبر ظهور مبارک خود به گوش همه جهانیان می رساند، اما برای تشکیل حکومت نورانی خود به شهر کوفه پایتخت حکومت امیر المؤمنین علی (ع) می رود، و آنجا را مقر و پایتخت خود قرار می دهد. خوب است بدانید عدد ابجد کلمه کوفه برابر 111=الف می باشد، پس در واقع سه تا الف 1-الفِ خانه کعبه. 2-الف قامت خود آقا.  3-الف شهر کوفه. پس آن روز، روز ظهور گنج عالم امکان سِرّالاسرار  باطن 4روی 10یعنی 14 که خود چهاردهمین نور مقدس نبوت و ولایت است. در حقیقت هم ظهور (111) سه تا یک است، هم بعدد الف یعنی سه تا 111 که می شود (111+111+111=333) این عدد برابر کلمه اربعین است، در واقع جان ظهور طهارت افشا و برقر ار می شود به عدد جمع سه تا سه تا یک می شود 9 که حقیقت بلوغ وکمال است و ذیقعد نهمین فرزند آقا ابا عبد الله الحسین صلوات الله علیه. ما مفتخریم به وجود تمام پیامبران و معصومین صلوات الله علیهم اجمعین که همه راهنمایان دلسوز ما هستند و تاج افتخار ما در دنیا و آخرت هستند. در واقع باید همه بندگان خالص راه ارتباط خود را از روی خلوص از الف وجود خود به الف هستی پیوند می زنند تا همیشه قانت باشند و در آخرت به جنات تجری برسند.

در واقع کل این کنزالله که نور است، مجرای سبوحیت و قدوسیت پروردگار عالم می باشد  که در جایگاه 313 به ذیقعد می نشیند، از جمله کلمه صد و چهارده که شمارة سوره های قرآن است به عدد ابجد 313 می شود. (صد=94+چهارده=219=313) سیصد عدد حرف ش است صفت آن تفشُی به معنی افشا کننده است. در واقع سبب مسبب ها (یعنی عدد ش=300) را خداوند متعال ظهور داد تا گنج احدیت خودش را به عدد13 افشا کند. اگر کلمه سیزده را به عدد ابجد بنویسیم می شود 86، که اگر با هم جمع کنیم می شود 14=8+6 چهارده و اگر یک و چهار 14را با هم جمع کنیم می شود 5=1+4 حلقه پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین را ظهور می دهد. در حقیقت گنج 4روی ده که حقیقت الف سِرّ وجود انسان کامل و گنج اللهی بوجود آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف اظهار می شود زیرا حکومت ایشان حکومت نور است. جالب است بدانید سال تولد آقا 256هجری می باشد عدد ابجدکلمه نور برابر 256 می باشد. و اگر عددهای آنرا با هم جمع کنیم 13می شود (13=2+5+6) این عدد جایگاه حروفی حرف (م) است. جایگاه عددی کلمه نور هم در حروف الفبا برابر (ن=14+و=6+ر=20=40) 40 می باشد. سِر طهارت و گنج الف است فقط مخصوص وجود مقدس معصومین  صلوات الله علیهم اجمعین سوره مبارک احزاب آیه 33"انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت لیطهرکم تطهیرا" خداوند می خواهد که رجس و هر آلایشی را ازشما خانواده اهل بیت ببرد چنین و شما را از هر عیب پاک و منزه گرداند. این حکومت به امر پروردگار عالم کل اهداف اللهی را در دنیا ظاهر می کند. نتیجه اینکه باید شیعه 14وجود مقدس باشیم. غیر از آن هیچ راهی نیست و هیچ  دینی جز دین مبین اسلام تشیع قبول نمی شود. اللهم یخرجهم من الظلمات الی النور. سوره مبارک عنکبوت ایه 2 "َاحسبَ الناس ان یترکوا اَن یقولوا امنُاوهم لایفتنون" آیا گمان کردند مردم اینکه رها شوند با اینکه بگویند ایمان آوردیم. بمحض اظهار ایمان دست از ایشان بر می داریم و آزموده و امتحان نشوند.)

استفاده هایی از الف

سکاکی  در کتاب خود در مورد خواص حروف آورده است: الف: هر که بامداد پیش از آنکه با کسی سخن گوید صد بار الف را بخواند و همین عدد الف را بنویسد. صاحب نعمت شود و با خود داشته باشد فائده برایش دارد. از تبلیغات محفوظ ماند و هیچ کس به او نتواند ضرر برساند. البته باید فهمید که هر حرفی از حروف خواصی دارد همانطوری که با تلفظ در شنیدن اثر می گذارد و در نقش و ظاهر و ترکیب نیز اثر دارد. الف نمایشگر هزاران اسرار و رموز است و بقیه حروف از الف موجود است در قرآن کریم 48892 الف آمده است. اگر این عدد را (اعدادش را جمع کنیم) می شود 31 برابر کلمه (لا) که توحید است و مجرای لا اله الا الله در جایگاه عددی لا در حروف عددش می شود 13 یعنی جایگاه حرف (م) که عدد ابجدش 40 است. پس اگر 4=3+1 جمع کنیم عدد 4 پایه عدد 10 می شود یعنی 10=4+3+2+1 پس باطن عدد 10 همان یک است (همانطور که نوشته شد) پس تعداد الفهای قرآن کریم در واقع سیر حرف الف است از عالم سِرّ به عالم سفل دنیا. و الله اعلم. هرکس سه (ااا حرف الف) شب جمعه نویسد با خود دارد نزد اکابر عزیز و محبوب گردد و دلش صاف و حوائجش برآید وقت نوشتن. این دو اسم را بخواند سبحان الله یا لا اله الا انت و هر صبح پیش از آنکه با کسی صحبت نماید 1000 بار (آ) گوید مال بی حساب به او رسد. و اگر 1000 مرتبه (آ) بنویسد و با خود دارد چنان باشد که اموال و ثروت بی حساب به او می رسد و حروف مقطعه اسراری دارد که همه نمی فهمند شاید الف اشاره به (اله) و (الله) و (اکبر) و (اعلی) و (امر) و (احد) می باشد. مانند کهیعص که اشاره به کربلا و نینوا می باشد.             

نکته ای دیگرازدرس الف

  پیامبراکرم ﷺ فرمود کل محتوای قران در سوره مبارکه حمد، کل محتوای تمام سوره مبارکه حمد در بسم الله الرحمن الرحیم و تماما در (با) بسم الله و تماما در نقطه زیر با بسم الله است. امیر المومنین(ع) فرمودند: انا نقطه تحت الباء(من نقطه زیر باء هستم). کلام بی نهایت بلند اما هدف من این است که اولاً همانطور که گفته شد عدد ابجد حرف الف برابر یک است. تنها سوره مبارکه از قران کریم است که بسم الله آن یک آیه (الفِ وجود) شده است. بقیه سوره های مبارک با آایه اول عدد یک را نشان داده است و بقول محی الدین ابن عربی که می فرماید 113بسم الله در بسم الله سوره مبارکه حمد قرار دارد. همانطور که الف کل گنج عالم است گیرنده کل عدد یک می شود تمام آن می شود یک سوره مبارک حمد. و بهمین وجه بسم الله ان که مخصوص شد، و بهمین دلیل حرف (ب) (مقام یک الفِ وجود)که اولین حرف شروع کلام خالق یکتاست، پس حامل کل سوره مبارکه حمد است.

نقطه که سِر و جان حقایق قرآن است، و جمع کننده کل اسرار وکل محتوای قرآن است. اولین اثر قلم حق بر لوح هستی  می باشد. عدد یک را به خود اختصاص می دهد. و همان الفِ وجود می شود. و سِر این حقیقت وجود مقدس ظهر الوجود و تبین بین العابد و المعبود وجود مقدس مولای متقیان مولی الموحدین امیرالمومنین علی علیه السلام امام اول (یک=الف) شیعیان عالم  می باشد. حضرت رسول مکرم اسلام حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی ﷺ فرمود: انا مدینه العلم و علی بابها من شهر علم هستم و علی در آن همانطور که دَر و مفتاح است. سوره مبارک حمد هم فاتحه الکتاب است. خداوند متعال کلید ومفتاح بهشت راهم ولایت امیرالمومنین(ع) و فرزندان نورانی او قرار داد.

:: موضوعات مرتبط: گنج الالف و حقیقت آن از دید گاه ائمه معصومین (1و2)
 
نویسنده : ع.شفائی
 
تاریخ : دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱
 
زمان : 0:3
نظر دهید 

به اذن الله و اذن رسوله و باذن ائمه المعصومین صلوات الله علیهم اجمعین و به اذن مولانا و مقتدانا صاحبنا و سرورنا، صاحب الزمان و القلم و صاحب انس و الجان، ولی الله الاعظم، روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه له الفداه،  بقیه الله الاعظم، مهدی موعود، قائم آل محمد، الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

برای شکر و سپاس گزاری از الطاف الهی برذمه خود واجب دیدم تا این نعمت عظمای الهی را فاش کنم:

1- عددیک، گنج خلقت، همان ولایت 14معصوم صلوات الله علیهم اجمعین، و مخصوص، ولایت اقا و سرور مان مولا و صاحب العصر و زمانمان مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریفه است.

2- دیگر راز خلقت خودمان،که رب مهربانمان به وسعمان این گنج را بما عنایت فرمود، تابتوانیم بسلامت قلبی ومعنوی به هدف خلقت خودمان برسیم.

3- اینکه باید قدرنعمت مقام خلیفه اللهی را بدانیم و چگونه این مقام راحفظ کنیم تارضایت مولایمان را کسب نماییم، که آن هم محقق نمی شود مگر به شیعه و پیرو واقعی شدن 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین، با تمسک  به وجود کیمیاگر زمان خود، تا بتوانیم وجود بی قیمت خودمان را طلا کنیم.

4- با پیداکردن معارف وجودی و رسیدن به اگاهیِ طهارت، ازحقیقت خلقت و درتمام عالمیان، و به طهارت رسیدن نفس عمل، و الی غیر دائماً به نفس خود ظلم روا داشته ایم، و به این معرفت برسیم که راه وصل فقط محبت به پروردگار عالم و 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است. و فقط راه طهارت است که ما را به رضوان الهی که فقط منحصر به طاهرین است می رساند.

باب الالف

باب حرف الف را باز می کنیم تا به مددشان به رضا و قرب پروردگار عالمیان رسیده و قلم وجود خویش را به جوهر مهدویت تر کنیم و به مدد او و با شناخت معرفت کلام الهی راه پر  خطر و ظلمانی دنیا را به اندازه ذره ای به چشمه نور مهدویت نزدیک نمایم و امیدوارم این آیه مبارکه شامل حال همه ما می شود بفضل الهی "یخرجهم من ظلمات الی النور"

یکی از هفت صفت ذاتی پروردگار عالم تکلم است. اوست که باب کلام و حروف و الف مبداً ظهور را در ذات خود  جلوه داد و چون عدد ابجد حرف الف یک است مکرر می شود دو پدید می آید (یعنی شکل اصلی اعداد همان یک است وقتی یک تکرار می شود، دو تا یک کنار هم می شود دو11) و در تکرار دوم عدد سه (111) ظاهر می شود الی آخر همین طور تا بی نهایت و اگر واحد تکرار نشود هیچ عددی محقق نمی شود. هر عدد برای ظهور، نیازمند به ظهور واحد است در مراتب اعداد در حالی که واحد در مقام ذات از وجود اعداد و از ظهور به صور حروفی آنها بی نیاز است (یعنی شکل 2 و 3 الی آخر نمی خواهد بلکه همان یک وتصویر یک کافی است).

آثار و احکام اعیان ثابته و موجودات خارجی به منزله اعدادند و وجود مطلق حق به مثابه واحد، همانطور که اعداد از جهت تحققشان به واحد نیازمندند و واحد در مقام ذات از آنها بی نیاز است که در علوم حروف اعداد روح حروف هستند و هر دو با هم حقیقتهای کونی و امکانی خود را بروز و ظهور می دهند و تا قیامت همراه انسان که کلمه خداست بصورت معانی علمی و نظری و فعلی خویش صاحبش را مثل سایه همراهی کرده و مزد و اجرش را یا مکافات عذابش رابه او می نمایاند و در او محشور می شود.

نخستین وحدت حق جلوگر بود که شد از ظل وحدت نقطه موجود
پس از آنکه نقطه شد در ظل سیر بصورت گشت الف از وی پدیدار
ز سیر عرض او شد صورت با بضم نقطه وحدت هویدا
مکرر گشت چون این نقطه ظاهر عیان شد تا و نا اندر مظاهر
الف چون از دو سر برعکس هم گشت بطومار حقیقت " حا " رقم گشت
چون اندر سجده ایزد تعالی الف خم گشت و دال آمد هویدا
بضم نقطه توحید فی الحال به ذال آمد مبدل صورت دال
الف هر دم به طوری کردی حرکت که حرف دیگری شد در کتابت
غرض از یک حرف بیرون از الف نیست ولیکن محرم این مدعا کیست
زظل وحدت اسماء گشت ظاهر بود پس عین این وحدت مظاهر
همه اجزاء عالم غیر معشوق ز شوق جلوه خندد مخلوق
بود آمیزش این ذره با خور به دریا می رساند نسبت این در

و سخن گفتن را شود و در تنظیم دایره عقل، نطق را خلق کرد. پس کلام در جان، عقل معنا گرفته و اسرار نهان را آشکار می کند. و رب العالمین جل جلاله، سرّ غیب را با ظهور نور کلام خویش سبب و مسبب قرار داد تا خلقت خویش را در تجلی عقل به کمال معرفت، و نور هدایت بسوی خود را راهنمایی فرماید.

کلام، اول مجرای ظهور و اول تجلی اسماء و صفات ذات باریتعالی است. او که خود در هیچ کلامی و در هیچ ظرفی از ظروف معنایی و اسمائی نمی گنجد، چون همه را مخلوق ذی وجود خود قرار داده ولی ره را برای بندگی و اطاعت به سوی خویش می گشاید، تا با کلام خود بنده نوازی کرده و خود را به بنده خود می شناساند. می فرماید: "انی کنت کنزاً محفیا فاحببت و اُعرف". این است و جز این نیست که من گنج مخفی هستم و بودم و خواهم بود پس دوست داشتم شناخته شوم. در کلام نور خود قرآن کریم فرمود: قل هو الله احد.

تعریفی از صفرِ وجود

ازلحاظ علم ریاضی هنوز تعبیر وتفسیر صحیحی از لایتناهی در دست نیست. علت این نقص در ریاضیات از این بابت است که، محدود نمی تواند وصف نامحدود نماید. ازتعبیرهای بسیار زیبایی که از بی نهایت شده است و هنوز علم ریاضی نیز نتوانسته از لحاظ نظری آن را تطبیق نماید تعبیری است که در رساله شریفه صالحیه توسط حضرت نورعلیشاه ثانی آمده است که می فرمایند: "لایتناهی دوایر است و مرکز نقطه است و دایره نقطه جواله موهومه است". این تعبیر از دیدگاهی می تواند بر این مصداق قرار گیرد که حرکت ازمبدا صفر شروع و به لایتناهی که می رسد رجوع به مبدا صفر می کند. چون خصوصیت هر نقطه روی دایره، آن است که مبدا حرکت و مقصدِ آن بر روی هم واقع است. تعبیری عرفانی از این موضوع به معنی این است که مبدا و معاد (محل عود وبرگشت) برهم قراردارند. هوالمبدا و هو المعاد. ازلحاظ ریاضی این نتیجه را می توان برداشت نمود که صفر بر بینهایت منطبق است. اگرچنین باشد پس مجموعه اعداد که ظهور دارند و بین صفر و بی نهایت واقعندکجا می توانند قراربگیرند. زیراکه هر وقت از صفر دور شویم به بینهایت نزدیک و هر وقت به سمت بینهایت می رویم از صفر دور می شویم. پس بُعد و قرب از صفر و بینهایت وقتی منطبق برهم هستند چه معنایی می یابد؟ در دایره از دو مسیر از مبدا می توان به معاد که به معنی همان محل بازگشت است رسید. در مسیر اول اگر حرکت اتفاق نیافتد مبدا بر مقصد منطبق است ولی وقتی حرکت و سیر پیش آمد باید  دور لایتناهی زده شود تا از مبدا به معاد رسید. نقطه مبدا در ریاضیات به صفر تعبییر می شود و از صفر به بینهایت. لزوماً احتیاج به تکثیر عدد مبدا دارد ولی هر مضربی از صفر، باز صفر است، پس صفر از خود نمی تواند تکثیر یابد، کفیت صفر از لحاظ علم اعداد قابل وصف نیست. چون همانند بحر بی کرانِ لا می ماند، که با هر عددی همراه و پنهان است و با هر عددی جمع می شود و در  هر عددی هست(این همان تجلیگاه الفِ وجوداست) ولی در مقدار آن عدد اثر و تاثیری ندارد. در هر عددی ضرب شود باز خودش(صفر) می شود. با هر عددی و در هر عددی هم هست ولی در اختفاء  و پنهان می باشد صفر را از لحاظ عرفانی می توان به ذات اقدس تعبییر نمود که، نه قابل وصف است ونه، قابل درک. و در غمی مطلق است. درقران کریم به این وجود گاه با (هو) یا (هُ) که ضمایر اشاره به مغایب است اشاره می شود. گر چه این غالب عمومیت تام ندارد زیرا که ظرف کلام کفایت تمام بیان را نمی کند و در بسیاری از آیات با استفاده از این ضمایر، اشاره به الله نیز شده که اسم اعظم و مظهر ذات (هو) است. به عبارتی هر وقت منظور اشاره به ذات الله است هو استفاده می شود. و هر وقت غرض اشاره به ظهور ذات است الله (جل جلاله) بکار برده می شود. در آیه "هو الله احد" اشاره به ذات الله است. و آیه "هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن" اشاره به ظهور ذات در الله دارد. برگردیم به اعداد بین صفر تا بی نهایت.

در اشراق دیگری می فرمایند"تکثیر عدد مبدأ، از واحد است". با ظهور صفر در عدد یک که به اصطلاح ریاضیدانان منشاء اعداد طبیعی است، کلیه اعداد که تعداد آنها بی نهایت است وجود پیدا می کنند. به عبارت دیگر «یک» مظهر «صفر» است در مجموعه اعداد. از لحاظ عرفانی می توان عدد یک (الفِ وجود) را ظهور ذات در اسم مبارک اعظم باریتعالی دانست. یا به عبارت دیگر عدد (یک) اسم مبارک الله، جل جلاله (همان سِرّ الاسرار، گنج یا کنز اللهی، الفِ وجود است)که خلقت تمام اعداد، و حروف، از اوست.

درکلام کریمش می فرماید"الحمدلله الذی خلق السمواتِ والارضَ"(منظوراسم مبارک ربّ است) که فرمود"ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بثّ منهما رجالاً  کثیراً و نساءً" و فرمود "ذالکم الله ربکم لااِله الا هو خالقُ کل شیءٍ"  و فرمود "انَّ ربَّکمُ اللهُ الذی خلق السمواتِ و الارض" این تعبیر را می توان به این نحو بسط داد که ذات، صفت ندارد اگر صفت می داشت قابل وصف  می شد پس خلقت مربوط به اسم اعظم است یا صفر خالق نیست بلکه خلقت از«یک = الفِ وجود » می تواند اعداد و حروف را شکل یا تغییر شکل دهد. با هر عددی جمع شود آن عدد را به سمت بی نهایت که به تعبیر مذکور منطبق بر صفر است نزدیک خواهد گرداند. "یک"  همان ربی است که انسان را از مبدأ ذات به سمت معاد ذاتی خود می برد و این رب همان پرورش دهنده یکتا و واحد و «یک» است . یک از لحاظ ریاضی منشاء اعداد طبیعی و خود اولین خلقت است یا به بیان دیگر اولین شکل حروفی را هم به خود گرفته است و ان قامت الف «ا» است و خود خالق باقی اعداد و حروف است . بسیاری از فلاسفه قدیم یک را عدد نمی شمردند و تعدد واحد را اعداد می دانستند . در هندسه صفر به نقطه تلقی  می شود و حرکت ان ظهور خط است ( امیرالمؤمنین علی (ع) می فرمایند انا نقطه و انا الخط که او هم نقطه زیر باء بسم الله است و هم خط مستقیم صراط حق ) و تمام صور از خط خلق شده .

در حساب جهت رسیدن به بی نهایت به معنی منفی و مثبت بی نهایت ، حد چپ و راست تعریف می شود که قابل تطبیق با قوس صعود و نزول است . تطبیق نامهای مبارک « هو» و« الله » با « صفر» و « یک= گنج الف وجود» بسیار می تواند فراتر از مواردی باشد که در اینجا اورده شد توضیح کامل خواهد امد .لازم است بدانیم که از مبدأ صفر وجود چگونه حرکت اغاز و از یک یعنی الف وجود و جمع اعداد عبور و اخرالامر ان در بی نهایت بر صفر برمی گردد (انا لله و انا الیه راجعون).

تعریف انسان کامل

انسان کامل را کلمه خود قرار داد وایشان را مرآت خویش خطاب فرمود انسان کلمه الله است. کل همه (یعنی کلمه). انسان مؤلفه همه مخلوقات است چنانچه به اعلا رسیدن جمادات و نباتات و حیوانات زمانی است که به بدن  انسان می رسد، پس به اعلا رسیدن انسان زمانی است که ازهمة مخلوقات جدا می شود و به قرب اللهی و شیعه واقعی أئمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین می شود. و آن امکان پذیر نمی شود الاّ اینکه به گنج وجود خود یعنی به الفِ وجود خود برسید. "الف الحروف هو الحرف جمیعها و الفاء دایره علیه لطوف"

در عرفان آمده است که خداوند احد فرمود: "الواحد لا یصدر الا الواحد". او یک است جز یک از او صادر نمی شود. او خود را یک خواند اما یکی که هرگز دو نمی شود. در غالب الفاظ یک هم مخلوق او است و او بی همتاست و یگانه، بی نظیر. اما در خلقت، زوجیت را خلق کرد و دو ریشه و بنیان و دو اصل را ظهور داد و خلق فرمود تا همه مظاهر و مخلوقات خود را بنمایاند. 1- حروف و 2- اعداد و در کلام پیامبر عظیم شان است که فرمود: اعداد روح حروف هستند.

پس  عالم آفرینش را در حروف تجلی داده و با اعداد منظم سا خته  ا ست. و معانی خاص و آدرس و نشانی و تعدد و کثرات را جلوه داد. یکی از صفات ذاتی رب العالمین سبحانه و تعالی تکلم است یعنی عظمت این صفت را وصف نمی توان کرد، چنانچه کلام مبارک خود را که قرآن است و بالاترین معجزه خود می داند به بزرگترین و بهترین و مکرم ترین انسان برگزیده خود و جانشین بر حقش محمد مصطفی ﷺ عنایت فرمود  هم کلام الله است و هم کتاب الله. کلام خالق است که تا قیامت هیچ مخلوقی در آن نمی تواند نفوذی داشته باشد. چنانچه1431سال است و تا قیامت آیات متعددی از قرآن کریم حریف می طلبد و تا کنون هیچکس نتوانسته آیه ای مثل قرآن مجید بیاورد. سوره مبارکه بقره ایه 23"وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى‏ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِن مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ" اگر شما را شکی است رد قرآنی که به محمد(ص) بنده وعبد فرستاده ایم پس بیاورید یک سوره به مثل قرآن و بخوانید گواهان خود را (ازبزرگان وفصحا هر که کمک خواهید) بجز خدا اگر راست می گویید.

این عظمت و معجزه بزرگ و بی نظیر عالم از 28 حرف، تشکیل شده. و کل اسرار و کل قوانین الهی را الی یوم القیامه در خود جمع کرده، و در هر زمانی و بروز آن زمان معنی و تفسیر می شود. و راه گشای همه بندگان مومن و معتقد است. همانطور که در کتاب اسرار ابجد آمده است هر کدام حروف اسماء الله است. هر یک عدد و ملکی دارد. در زمان دو پیامبر بزرگوار حضرت دانیال نبی علیه السلام و حضرت داود علیه السلام علم ابجد به مردم تعلیم داده شد. و در زمان آقا و مولایمان، امیرالمومنین علیه السلام، علم ابجد و علم صرف و علم تجوید و نقطه گذاری حروف و حرکت گذاری پایه گذاری شد. اعداد ابجد تا عدد هزار ظاهر شد.

دل گفت مرا علم لدنی هوس است                                     تعلیم کن اگر ترا دست رس است

گفتم الف گفت دگر هیچ مگوی                              در خانه اگر کس است یک حرف بس است

بحول و قوه پروردگار عالم موفق شدیم جایگاه اعداد در حروف الفبا را هم پیدا کنیم یعنی عدد حروفی که از ده بالاتر است مثل ک=20 ، ل=30 تا آخر در 28 حرف جایگاه عددی آنها را پیدا کنیم عدد حروف ابجد طولی و ظاهر حرف عرضی است در برخورد حرف با عدد مثل تار و پود یک قالی که در برخورد با هم جای گره و رنگ ساخت معلوم می شود در جایگاه حروف عدد را پیدا می کنیم جالب است که در نهایت جمع جایگاه حروف یک کلمه و عدد ابجد همان  کلمه از نظر عدد یکی می شود مثل کلمه آدم عدد ابجدش می شود 45 اگر 9=5+4 می شود 9، جایگاه عددی کلمه آدم می شود (م=13ود=4وآ=1= 18)که اگر 9=8+1 ، پس جایگاه عدد در جمع اعدادشان یکی  هستند و جایگاه عرفان معنای عدد ابجدی آن حرف می شود و معنای واقعی را نشان می دهد.

پروردگار عالم در قرآن کریمش دربعضی سورهای مبارکه قرآن شروع آیاتش را با حروف مقطعه شروع کرده است که رمز بین خویش و پیامبر گرامی اش می باشد. اما ظاهر کلام اهمیت حروف و معنای حروف و مقام و منزلت حرفها را تا حدودی بیان می فرماید. چنانچه حروف الفبا را دو قسمت می کند حروفی که در اول سوره قرآن بصورت مقطعه آمده 29 حرف است اما حروف بدون تکرار آن 14 حرف است که مفسرین از قول معصومین صلوات الله علیهم اجمعین که تاویل کنندگان واقعی قرآن هستند می فرماید این 14 حرف را نورانی و 14 حرف که  در حروف مقطعه نیامده ظلمانی است.

اولین حرفی که ازحروف مقطعه در سوره مبارکه بقره آمده است الف می باشد. جا دارد بنویسم که چهل سوره مبارکه قرآن با حرف الف شروع شده و اولین حرف از کلمات شروع قرآن بعد از بسم الله سوره مبارکه حمد الف است و آخرین کلمه قرآن کلمه ناس است که عدد ابجدش ( 111 ) می شود که مطابق حرف الف است (الحمدلله). الف از حروف نیست البته نزد آن کس که بویی از حقایق برده باشد ولی عموم آن را حرف می نامند و چون محقق گوید که آن حرف است آن را بگونه ای جایز شمرده اند و چشم پوشی کرده در عبارت گویند در حالی که مقام الف مقام جمع است و از اسماء جمع را دارد و از صفت قیومیت را دارد. الف از حروف جامع و کامل حروف است و در صفات و ظاهر و باطن استثنا است و کل حروف را در بر دارد. در حالی که خود سکون است .

صفات الف

 در کتاب مخزن العرفان از خانم امین علیه الرحمه صفحه 68 می فرماید: از علی بن موسی الرضا (ع) است که از صادق آل محمد (ع) از معنی (آلم) سوال شد، ایشان پاسخ فرمود: الف را صفات شش گانه ای است که مطابق می گردد با شش صفت از صفات حق تعالی.

 1. الف ابتدا حروف است، حق تعالی  نیز مبدا تمام خلق است.

2. الف منفرد از باقی حروف است. خداوند نیز منفرد بوجود است.

3. الف متصل به حروف نیست. حروف متصل باویند. همینطور خلق متصل به حقند و او سبحانه متصل به چیزی نیست، تمام خلق محتاج به او و او محتاج به کسی نیست.

 4. الف منقطع و جدا و مباین از حروف است. خداوند نیز منقطع و جدا و مباین از خلق است.

5. الف سبب ترکیب و تالیف حروف است. حق تعالی نیز سبب تالیف و ترکیب موجودات است.

6. الف مستوی و مستقیم است. خداوند نیز عادل و درستکار است.

الف یکی از اسماء الهی و آلاء حق تعالی است و مفتاح همه حروف حرفی است ازلی و کشیده شده تا ابد. سِر الاسرار حروف الف که در تمام حروف جاری است در حالی که عیان حروف قرار دارد. گویا این کلام اقتباس شده از کلام امیرالمومنین (ع) که فرموده از برای هر کتابی سِری است و لّب و جوهر قرآن حروف تهجی است.

 بعضی از اهل قرآن می گویند الف اظهار وحدت است ذاتاً و صفاتاً و منفرد بودن بوجود حقیقی ازلاً و ابداً. "کان الله ولم یکن معه شیء." همیشه خدا بود چیزی با او نبود. اشاره دارد به اسم قیوم او. موجودیست قائم بنفسه مقوم لغیره. یعنی قائم به نفس خودش و باعث قوام غیر خودش. بنابراین الف ابجد دلالت دارد بر ذات باری تعالی و تمامی حروف در عربی با حرف الف خوانده می شوند مثل با- تا- ثا-..... عدد ابجد حرف الف یک است.

تعریف عددی الف

 اولین اسمی که پروردگار عالم در سوره مبارکه توحید خود را بدان با عدد یک معرفی کرده است احد می باشد قل هو الله احد. نام مبارک احد (تعداد حروف سوره مبارک توحید 66 برابر ابجد نام مبارک الله جل جلاله می باشد). یکی از اسماء ذات، مکنون و مخزون است و جالب است تمام بندگانش را یکی یکی خلق کرده و می فرماید یکی یکی حسابرسی می کند و خلاصه تمام مردم آحاد خوانده می شوند. زیرا همه مخلوق آن خالق احد هستند. چون او یکی است و اعجازش اینکه آنچه در دنیا انسان خلق شده  هیچگاه دو نفر  شبیه کامل هم نیستند حتی در خُلق و خو در مراتب ظاهری باطنی حتی خط های سر انگشتان همه باهم فرق می کند که در سوره مبارکه قیامت ایه4 آمده است: "بَلَى‏ قَادِرِينَ عَلَى‏ أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ" بلی ماقادریم که سرانگشتان او راهم درست کنیم. حروف آحاد را اشاره به عشرات می نماییم به اعتبار آنکه بواسطه مجردات و موجودات علوی فیض بمادون می رسد. و بعضی را با هم جمع می نماییم و بعضی را ضرب می کنیم تا آنکه حاصل آن مناسب می گردد با یکی از اوايل سور قرآنی و الله اعلم بحقایق کلامه.

معنایی از الف

بعضی از مفسرین گفته اند در حرف الف سه معنی مندرج است که مناسب مقام الوهیت است:

 1. الف یکی است هم در ذات و هم در صفات و هم در وضع و حساب حق تعالی نیز هم منفرد بوجود حقیقی است ازلاً و ابداً و هم منفرد به صفات ذاتی است «کان الله ولم یکن شیئی»خداوند بود و هیچ چیز با او نبود.

 2. الف مستقیم است و از کثرت حروف تغییر در آن پدیده نمی گردد وجود حق نیز ثابت و پاینده است و کثرت موجودات تغییری در وحدت او نمیدهد.

 3. الف مصدر تمامی حروف است و به استقامت آن حروف معجمه استقامت می یابند.

 وجود حق {الم} لام واسطه است زیرا جانشین و قائم مقام، مقام مکوّن و کَون (یعنی الف و میم) است و رمز قدرتی که از آن عالم پدید آمده است . لذا در فرود آمدن به آغاز سطر به، الف شباهت یافت (ال...) و چون الف که در عالم ملکوت و شهادت (دنیا) متحد است آشکار شد. فرق بین قدیم و محدث واقع پس الف در وجود صفت تاکید و استواری گرفت و حرکت مد شامل حالش گردید. (علامت کشیدن حرف در مقام اظهار) که این کشیدگی از عالم سرمدی است تا الی یوم القیامه و چون صفت الف سکون است و هرگز در ابتدای حرف ظاهر نمی شود.

حقیقت نطق

 چون در مخلوق هرگز ابتدا به ساکن نداریم. (ابتدا به ساکن مخصوص رب العالمین است) پس یکی از صوفیان می گوید ما الف را در خط نوشتن می بینیم اما نطق و گفتار به همزه است نه الف چرا (سخن) به الف گفته نمی شود؟ گوییم این چیزی است که سخن ما را در آنچه گفتیم یاری می بخشد زیرا الف حرکت را نمی پذیرد و حرف تا حرکت نداشته باشد مجهول و نامعلوم است و چون حرکت یافت به واسطه حرکتی که به آن تعلق می گیرد از رفع و نصب و جَر از دیگر حروف امتیاز می یابد. و ذات چون هیچ وقت آن گونه که هست دانسته نمی شود، بنابراین الف که دلالت بر آن دارد در عالم حرف خلیفه و جانشین (ذات) می باشد. مانند انسان که او هم در عالم، مجهول و ناشناخته است که او هم خلیفه الله است. (گنج الف) لذا مانند ذات است که حرکت نمی پذیرد و چون حرکت را نمی پذیرد راهی باقی نمی ماند جز آنکه سلب اوصاف از آن شناخته شود. و چون گفتار ساکن نمی تواند باشد. پس ما آنرا به نام الف نه به خود الف بیان می داریم. همزه صفت نبر را به خود گرفته است یعنی صفت برش دارد پس در هنگام ظاهر شدن الف در اول کلمات الف به قامت حروف و معنی آن کلمه برش خورده و صاحب حرکت می شود. آنگاه با صدای آن حرکت خوانده می شود. یکی از زیبائیهای الف و همزه از نظر اعداد این است که الف در عدد بسطی ابجد 111 می شود. (ا، ل، ف) و همزه را هم اگر بصورت بسطی بنویسیم (ها- میم- زا- ها) عددش 110 می شود و همزه روی الف می آید عدد الف به ابجد یک است آنگاه  با عدد همزه جمع می شود برابر 111 است یعنی. در واقع همزه نفس الف است که خوانده می شود ولی نوشته نمی شود. (فقط به صورت حرکت). ء =110

    ا  =  1

   الف=111    

پس همزه قائم مقام مبدع نخستین است و حرکتش، صفت علمی اوست و محل و ایجادش در اتصال کاف به نون در کلمه وجودی کن، می شود. این سخنان برای الف اول کلمات است.

 حالت مدی الف

اما در وسط کلمات تا آخر الف به صورت متصل خوانده می شود و صورت وصل و حالت مد را بخود می گیرد. مثل هآ- حآ- تآ- مآ.

اگر وجود الف نبود هیچ حرفی حرکت مد پیدا نمی کرد. پس با قامت الف حروف و کلمات و در نهایت معانی کلمات حالت استواری و ابدی پیدا می کنند. و در هر زمان بصورت آنروز بیان شده و معنا می دهد. حتی در دنیا و آخرت صورت معنا تغییر کرده و در آخرت به صورت اصلی خود نمایان می شود. در قرآن کریم آمده است که هر کس در قیامت مرهون اعمال و گفتار خود می باشد. و همینطور کلام الهی نور روشن کننده راه هدایت بندگان و راه گشای هدایت دنیا به عالم آخرت است در بهشت به بندگانی که گفتند و عمل کردند گفته می شود إقرأ یرفع ( بخوان و بالا برو). در سوره مبارکه صف خداوند جل جلاله فرمود به معلمان بدون عمل می فرماید: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لاَ تَفْعَلُونَ". ای کسانیکه ایمان اورده اید، چرا گفتید ولی عمل نکردید.

بنابراین الف ذات واحدی است که در آن اتصال هیچ یک از حروف جایز نمی باشد زیرا وقتی در خط واقع می شود عبارت از الصراط المستقیم (آیه سوره مبارکه فاتحه) است که نفس (الف وجود را) در نمازش در خواست داشته و می گوید اهدنا الصراط المستقیم. یعنی صراط و تنزیه و توحید و استقامت ایستادگی در قامت الف انسانی الی یوم القیامه. و چون پروردگار دعایش را که همان کلمه ای است دستور بازگشت بدو (در سوره مبارکه فجر) داده است اَجبتُ کرد. یعنی آنجا که می فرماید یا ایتها النفس مطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه، یعنی ای نفس مومن خشنود به سوی پروردگارت باز گرد (28و27 سوره فجر) حق تعالی آمینش را بر دعایش پذیرفت و الف را از (الم) از پی ولاالضالین) آشکار ساخت و آن را پنهان داشت چون آن جواب غیبی از عالم ملکوت است.

هر کس آمین گفتنش با آمین فرشتگان در غیب متحقق (عالم ملکوت) که عموم فقها ان را اخلاص می نامند و صوفیان حضور گویند و محققان همت خواندند و ما و امثال ما عنایت خوانیمش موافق افتاد، دعایش مستجاب می گردد. اینجا (منظور الف آمین که با مد طویل امنیت را تضمین می کند از طرف پروردگار عالم الی یوم القیامه) لذا حرکت مد جر بواسطه وصل نمی شود و الف باعث مد گرفتن حروف است و هر حرفی به الف وصل شود تا اندازه ای صدایش کشیده می شود پس حرکت فتحه را همان حرکت زِبَر است فتحه یا بم است که به الف می بخشد و چون بخشید از او تشکر و سپاس بر آن بخشش خواهد آمد پرسند شکرش چیست؟ به او گفته شود که شنوندگان را بیاموزی و هشدار دهی که وجودت و وجود صفتت به نفس تو و از تو نیست بلکه از ذات قدیم متعال است.

پس او را هنگام یاد آوردن خودت یادآور که تو را به خصوص به صفت رحمت دلیل بر خودش قرار داده (صفت الف) از این روی حضرت رسول (ص) فرمود: ان الله خلق آدم علی صورت الرحمن. یعنی خداوند آدم را در صورت رحمان آفریده است. ( یعنی صفت انسان که بخصوص رحمت است دلیل بر صفت خودش خلیفه الله است) وگویای به ثنا و ستایش بر موجود ساختنش شد فرمود: لام- یآ- هآ- مآ- طآ و کل الفبا که در خط و نوشتن پنهان بود در نطق و  گفتار از درون الف (از سر الف) آشکار ساخت. زیرا "الف" طه و حم و طس از جهت نطق و گفتار موجود است ولی از حیث خط و نوشتن ظاهر نیست به جهت دلالت صفت بر آن پنهان است آن (فتحه- بم) (درکتاب عرفان آب قسمت عرفان الف آمده است) صفت افتتاح حروف وجود می باشد پس الف که از صفات منزه و دور است وصل کننده است بین ظاهر و باطن  دنیا و آخرت و از همه بالاتر وصل به عالم قرب و رضای او که الف جان مجرای رضای خداست. الف عدد ابجدش یک است. و واحد است. در واقع واحد عدد نیست (اشاره به کلامی که ذکرشد، از یک قول الف جزء حروف نیست) در حالی که عین عدد است و عدد به آن ظاهر می گردد برای فهم این طلب رأی ابن عربی در وحدت وجود نهایت اهمیت است. پس وحدت وجود چنانکه از این جمله بر می آید عبارت است از وحدت ایجاد است نه وحدت موجودات. وحدت کُن است نه وحدت الکون. پس واحد که رمز الله است نه عینیت ظهور، زیرا عدد که برابر عالم است و کثرات می باشد، به واسطه واحد که برابر (الله) است ظاهر می گردد و او را ظهوری جز در مرتبه تجلی لطفی، آنچنانکه بنده محبوب گوش حق و چشم حق و .... که مصداق حدیث قدسی گفت:سمعه و بصره و یده... است می شود، نیست. انا لله وانا الیه راجعون. پس واحد (ردا و لباس رو) است. بر اسم ذات باریتعالی یعنی نام مبارک مکنون و مخزون احد(سبحانهُ و تعالی).

حقیقت کنزالف      

عدد ابجد اسم مبارک واحد 19 و عدد ابجد اسم مبارکه احد 13 است. هر دو رمز خلقت و ایجاد آفرینش است.6=13-19 عدد6 خلقت تمام دنیا در 6 روز است (سورة مبارکة حدید آیة 3) "هوالذی خلق السموات والارض فی سته ایّام ثم استوی علی العرش"، او کسی است که آفرید آسمان ها و زمین را در شش روز سپس به عرش پرداخت.

تعریفی از کلمه مبارک واحد از کتاب مشارق انوار الیقین اسرار امیرالمؤمنین(ع)

ظهر لواحد عن الاحد، و فاض عن الواحد سایر العدد، و ذاک کما ظهر الخط عن النقطه و السطح عن الخط و الجسم عنهم و الحروف عن النقطه  و الکلام عن الحروف و المعانی عن الکلام و الکل من واحد، منه المبدأ و الیه المعاد بدؤها منک  و عودها  الیک فالنقطه الواحد هی حقیقه الموجودات، و مبدأ الکاینات، و قطب الدایرات، و عالم الغیب و الشهاده، و ظاهرها النبوه، و باطنها الولایه، و هما نور واحد فی الظاهر و الباطن، ولکن الولایه من النبوه عنها لانها الاسمین الایمین الذین جمعا فاجتمعا، و لایصلحان الا معا یسمیان  فی فرقان محمد(ص) و علی(ع) ، ویوصفان فیجتمعان نبی و ولی، و تمامها فی تمام احدهما تمام الولی من النبی، لان القمر یستمد من الشمس، فاذا کمل صار بدرا فاذا غابت الشمس کان الحکم للبدر. (صفحه39)

و الواحد اسم الذات مع اثبات تعدد الصفات، و الوحدانیه صفت الواحد، و الواحد صفت الاحد، صفت الاحد الواحد نور الاحد الواحد ظاهر الاحد الواحد اول العدد الاحد، باطن الواحد الاحد، معنی الواحد الفایض عن حقیقت الاحد هو الموجودات.(ص38)

پس هریک در تعریف خودشان به حروف مربوطه می آید. پروردگار عالم در خلقت انسانها در سوره مبارکه نساء آیه یک می فرماید: "بسم الله الرحمن لرحیم، یا ایها الناس التقوا ربکم و الذی خلقکم من نفس واحدة و منها زوجها و بث منها رجا لا کثیراً و نساء". ای مردم از پروردگارتان پروا کنید هم او که شما را از یک تن یگانه آفرید و همسر او را هم از جنس او پدید آورد. از آن دو مردان و زنان بسیاری پراکند.

ملک حرف الف حضرت اسرافیل علیه السلام است این ملک یکی از چهار ملک مقرب است که وظیفه اش دمیدن روح به مخلوقات و در قیامت سور اسرافیل را دمیده و همه خلائق زنده می شود این ملک از عالم عرشی تا اسفل سافلین در تمام آنچه که پروردگار عالم خلق فرموده سیطره دارد. و در تمام موجودات حتی کرات، آسمانها و زمینها انجام وظیفه می نماید. از جماد،  نبات، حیوان و انسان و بر همه موجودات زنده کننده است. بنابراین همه موجودات به زبان حال می گویند.

ما سمعیم و بصیریم وهوشیم                                            با شما نا محرمان ما خاموشیم

پس سعه وجودی ملکوت الف سر تا سر عالم و مخلوقین را الی یوم القیامه فرا گرفته است. (پس عالم ظاهر می شود ازسَرِ مد تا آخر مد) پس الف قائم بر  ملکوت است و سعه حرفی الف هم تمام عوالم و موجودات و مخلوقات را فراگرفته الی یوم القیامه. بنابراین مجلا و مجرای حقیقت کلام مبارک پروردگار عالم است که فرمود: انا لله و انا الیه راجعون. در حقیقت هرگز مردن به معنی عدم  نیست چون خداوند متعال که خود حی است و آنچه خلق کرده عین حیات است، زیرا عدم را خلق نکرده است.

الف به ابجد صغیر عددش یک است. و در ابجد کبیر هم یک است. اما عرفان عدد یک همانطور که گفته شد الف مصدر همه حروف است و کل حروف و کل اسرار است. پس چون یک از دو حرف تشکیل شده  حروف (ی و ک) عدد ابجد (10=ی)+ (20=ک) برابر با عدد 30 می شود. عدد 30 برابر حرف لام است عدد جزء های قرآن 30 است و ل از حروف واسطه است و مجرای توحید است چنانکه در قرآن بعد از کلمه الف در سوره مبارکه بقره حروف مقطعه لام آمده است و آخر لام همان میم خوانده می شود. پس لازم است گفته شود در مقام امیرمومنان علی (ع) است که ایشان مولای موحدین 30سال بعد از تولد پیامبر اکرم(ص) بدنیا آمد و 30 سال بعد از رحلت وجود مکرم ایشان زندگی کرد و در جانِ خانه توحید در بیت خدا بدنیا آمد و مولود کعبه نام گرفت. کلید باب توحید آقا و سرور و مولایمان، اسد الله الغالب، مولای متقیان علی علیه السلام، صلوات الله علیهم اجمعین است. جالب است بدانید حروف سی 60=س+ و10+ی برابر 70 می شود. برابر حرف (ع) است که امیرالمومنین علی علیه السلام عین الحیات و عین الله است.

در حساب عدد ابجد کلمه الف عددش (80 =ف و 30=ل و 1=ا برابر ااا) شد اما در جایگاه حروف الفبا که حروف در 28 حرف عدد می پذیرد تا معنی خاص خود را نشان دهد (17=ف و 12= ل و 1= ا برابر30 ) می شود. خواننده عزیز اگر تا اینجای درس را بخوبی فهمیده باشید جایگاه حرف الف در اعداد تمام معانی خود را نشان می دهد. (یعنی عدد 30) اگر خوب توجه کنید جان قرآن کریم همان الف است که به 30 جزء ظهور دارد و به 120 حزب نمایان می شود. 120 برابر با نام مبارک و معظم علی (ع) با "یای" مشدد و برابر حروف سین است (14=ن و 10=ی و60=س برابر له علیهم اجمعین).

یک در اصل تغییر ناپذیر و تا حدودی دست نیافتنی است. (120) سین سِر قرآن و قلب و میزان و جمع کننده اسامی طیبه است که خوانده می شوند آل یاسین صلوات الله علیه است. دو عدد رمزی که در صفحات جلوتر اشاره شد که عدد های رمز قرآن هستند، یعنی13 و 19 (13عدد ابجد نام مبارک احد سبحانه وتعالی است، در واقع عدد یک است و عدد 19 برابر با عدد یک می شود زمانی که10=1+9 می شود، اگر صفر آنرا برداریم یک می شود) هر یک باطنی از عدد یک می باشند که در درس همان عدد ها خواهد آمد. جالب است بدانید حرف ل در حروف الفبا جایگاه عددیش برابر 12 است که بروج آسمانها 12است. (12 امام معصوم صلوات الله علیهم اجمعین در بروج آسمان ولایت هستند) و 12 ماه سال و 12 ساعت شب و 12 ساعت روز است. و اگر عدد 3=2+1 کنیم حقیقت طهارت است. عدد ابجد کلمه آب است. کل شی حی من الماء در اصل عدد یک کامل و کل حیات را در بر دارد.

زیرا عدد حروف آب (3=2+1) است در درس حرف ب توضیح کامل خواهد آمد. آب خود جان طهارت و حقیقت اربعین و مجرای سلم است و پایه حرف ل می باشد، زیرا همانطور که نوشته شد که حروف عدد یک برابر عدد سی بود و حروف عدد سی (س+ی=70) برابر عدد 70 که برابر با حرف عین است اگر عین را هم به عدد ابجد بنویسیم می شود(50=ن و 10=ی و 70=ع برابر 130) مساوی کلمه سلم است که ریشه اسلام و بندگی خالصانه پروردگار عالم می باشد. جایگاه عددی کلمه عین درحروف الفبا می شود40 (16=ع +10=ی +14=ن =40) پس هرکس باید منفرد شود، به تجرد درونی برسد. یعنی از حیوانیت ها برهنه شود و از تکثّر حروف خود به گنج الف وجودش برسد تا در ذیقعد جایگاه الف در مرکز خانه خدای وجودش یعنی دل به سلم یعنی ریشه دوستیش و محبتش به اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین و رضای خدا و به قرب او رسیده و تسلیم شود، تا به لذت حکمت حکیم مطلق نایل شود. عقل وجودش حاکم کشور جسمانی او می شود. تا حافظ حدود الله شود. همیشه در هنگام عبادت باید متوجهلا اله الا الله باشیم پس ورود به عبادت خالصانه با (لا) شروع می شود حرف لام همان مجرای توحید و از حروف نورانی است که جلوه دهنده الف بعد از خودش می باشد با حرف لا وارد عبادت خالصانه مولایمان می شویم. تا به قرب اله خود که کسی نیست غیر از الله جل جلال شأنه وصل شویم بخاطر همین عبادت کننده زن یا مرد باید اول در حیطة  احکام قرار بگیرد (حرف ل) تا بتواند عبادت داشته باشد. این اعمال بخاطر آنست که فقط (الف) وجود است که می تواند عابد معبود صاحب الف باشد. زیرا ارتباط لام به الف رازی است که تنها برای آن کس آشکار می شود که الف را از خوابش بیدار کند و از سکون به الف وصل ظاهر شود تا گره لام را باز کند. در قرآن کریم 40 سوره مبارکه با الف شروع شده است. در سوره مبارکه حمد بعد از بسم الله آیه بعد با الحمد شروع شده است و آخرین سوره مبارکه قرآن ناس است که آخرین کلمه حق هم در قرآن ناس می باشد حروف کلمه ناس به عدد ابجد (الف=111=ناس) 111 است، و کلمه مبارکه نساء هم تنها سوره ای است که عدد ابجدش 111 می شود یعنی برابر (الف) است جالب است که کلمه نساء میزان است و حروف ن+س+ا=111 و حروف همزه بصورت بسیطی یعنی ها=6+میم=90+زا=8+ها=6=110

الف وسط کلمه نساء میزان بین (نس) و (همزه) آخر است اگر الف را حساب نکنیم از هر دو طرف الف 110 می شود و اگر الف از هر طرف با حروف آن طرف جمع شود 111 است. خانم دو عالم فاطمه زهرا سلام الله علیها سیده نساء العالمین است. میزان عالم است، یعنی ن+س{(+ا)=111ها+میم+زا+ها=111}اوکه  حقیقت الف است در عالم ظاهر و عالم باطن ظهور دهنده کل اسرار حروف و اعداد و کل اسرار معانی می باشد. جالب است بدانید او که میوه هزار دانه ولایت و رسالت است. بصورت ظاهر حروف کلمه هزار برابر نام مبارک زهرا می باشد و عدد ابجدش برابر 213 است این عدد برابرکلمه یارب است. مساوی مجموع  نامهای مبارک محمد(ص) و علی(ع) و حرف یا است. 92+110+11=213

اوست ام الائمه و ام المومنین، ام ابیهاست، و او شفیعة کبری است. اوست که به قول وجود مقدس امام عسگری علیه السلام که فرمود "نحن حجج الله علی الخلق وجد تنا فاطمه حجة الله علینا" (اطیب السیان ج3ص225) ما بر تمام بندگان خدا حجت هستیم و مادر ما بر ما حجت است. پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم فرمود: فاطمه بضعت منی(فاطمه(س) بضاعت وجود من است. ظاهرا معنا شده پاره تن من است. و فرمود بهشت زیر پای مادر است. یعنی تمام بهشت عالمیان زیر پای اوست پیامبر مکرم اسلام می فرماید فاطمه ام ابیهاست. (این سِِِرالاسرار الف است)

در واقع پروردگار عالم انسان کامل را مولفه تمام عالم وجود قرار داد، که همه عزیزان نور وٌاحد هستند. و انسان مقام خلیفه الله را از مولای خود کسب کرد. در حقیقت حضرت اسراری را بیان فرمود که بضاعت پیامبر یعنی چه؟ در حقیقت وجود حضرت رسالت پناه(ص) خود ظرف الف است. که کلمه الف همان میوه هزار دانه می باشد که به الف خوانده می شود. ظهور اَلْف بضاعت آقاست. حروف نام مبارک زهرا (س) برابر با کلمه هزار 1000 است و حروف نام مبارک همان حروف زهرا است (هزار).

روزی در زمان حیات طیب 5 نور مقدس صلوات الله علیهم اجمعین در دنیا از بهشت ظرف میوه ای را جبرئیل(ع) آورد. که در آن سه میوه بود. اول انار بود که ایشان فرمود متعلق به حضرت رسول(ص) و حضرت زهرا(س) است. دوم گلابی یا امرود بود که فرمود متعلق به امیرالمومنین سیدالوصین صلوات الله علیهم اجمعین است. سوم یک سیب بود فرمود متعلق است به آقا امام حسن(ع) و آقا امام حسین صلوات الله علیهم اجمعین. منظورم از انار میوه ای است که به آن هزار دانه می گویند. و این جان میوه اَلِف است، که اَلْف یعنی بیشترین عدد از حروف ابجد که آن حرف غ به عدد 1000است (حرف غین حروفش برابر با نام مبارک غنی است.) را به خود اختصاص می دهد. الله و اعلم.

و این جان میوه الف است. هر یک از حروف تهجی 5 صفت اصلی دارد و در بعضی حروف صفت عارضی دارد. اما الف فقط صفات اصلی را داراست و احکام آن این چنین است. الف طبیعتاً از ترقیق و تفخیم مبری است زیرا حروف جوفی یا هوایی است و قائم به غیر می باشد. و اگر تکیه گاهی نداشته باشد مجرد صوت است. هرگاه الف بعد از یکی از حروف استفعال قرار گیرد ترقیق مثل مَالِکَ- ایّاکَ و اگر بعد از یکی از حروف استعلا قرار گیرد تفخیم می شود مثل قال- صاد.

صفات الف

  1-صفت الف انفتاح است

 تنها حرفی است که حرکت فتحه را به خود اختصاص می دهد. و هرگاه قامت الف مستتر باشد حرکت فتحه جایگزین آن است. همانطور که در قسمت حقیقت گنج الف نوشته شد عدد14 یعنی سِرّ4روی10گنج به حقیقت سبع مثانی که طبق کلام الهی هم وجود مقدس حضرت رسول اکرم(ص) و هم سوره حمد سبع مثانی است. یعنی هفتا دو تا (7×2=14) آیه مبارک   87 سوره حجر "ولقد اتیناک سبعا من المثانی والقران العظیم" و براستی تورا سبع مثانی (هفت تادوتا) و قرآن بزرگ عطا کردیم. پس همانطور که نام دیگرسوره مبارک حمد فاتحه الکتاب است پس حرف الف هم باب الفتوح همه فتحه های عالم است. این صفت خاص الفِ وجود است.

2-صفت سکون

 صفت دیگر الف سکون است. زیرا سکون پایه حرکت است و سکون مقدمه حرکت است. همانطور که گفته شد الف هیچگاه اول کلمه نمی آید. در وسط و آخر کلمات می آید. زیرا ابتدا به ساکن نداریم فقط مخصوص پروردگار عالم است. در ایام هفته روز اول هفته شنبه است که در مفاتیح دعای روز شنبه و زیارت مخصوصش متعلق به پیامبر(ص) است. در اصل شنبه سکونی است که بقیه شنبه ها بعد از او به عدد ظاهر می شود. فلسفه می گوید سکون به عدد صفر است و صفر قوه پشت عدد است. و عدد زمانی کامل است که پشت آن صفر باشد. پس پشت یک همیشه صفر است. پس سکون هم برهانی است و هم ایمانی است. پس حرکت فتحه بعد از فتح باب است از حال سکون و انوار حروف از آن فوران می کند و آثارش میوه و گل همان سکون در دنیا و آخرت جلوه می کند. در حقیقت کل مخلوق و کل عوالم همه زیبائی ها از یک خداوندی که جان سکون و غیب الغیوب است ظاهر و مظهر و متجلی شده است. وحدت به کثرت و کثرت به وحدت. پس اهمیت در س را به عنوان عرفان توحید و بنده شدن ظاهر می کند.

الف در قامت قلم

پروردگار عالم شصت و هشتمین سورة مبارکه کلام کریمش را سوره مبارک قلم  قرار داد اگر اعدادش را جمع کنیم می شود 14پس قلم به یک معنا الف وجود است. (14=8+6) و در کلام کریمش اینگونه درس قلم را به انسان می دهد. و در اول این سوره مبارکه بعد از بسم الله قسم یاد فرموده  به نون و قلم. که هر دو در خلقت به صورت مَلِکی هستند  نون جوهر آن قلم ملکی است که در آن ساکن شده تا در لوح محفوظ آنچه در اراده و مشیت پروردگار عالم قرارگرفته ظاهر شود سطر نماید. فرمود:"ن و القلم و مایسطرون" سوگند به ن و سوگند به قلم و آنچه می نویسد. مولفه در واقع گنج الف است که آشکار می سازد و خود قلم می شود. جالب است که 68 عدد ترتیب سوره است اگر6 با 8 جمع شود معادل 14 می شود و جایگاه عددی حرف ن درالفبا 14 است و عدد ابجدش 50 است اگر 1و4 عدد 14 با هم جمع  شود 5 می شود که تمام حروف با این جوهر که بضاعت قلم است بسته می شود. و عدد 68 برابر کلمه حس است که در وجود انسان 5 حس داریم و با احساس به حقیقتِ طعم زندگی دنیا و آخرت پی می بریم: 1-سورة مبارکة قلم 52 آیة شریفه دارد. عدد 52 برابر ابجد کلمة حمد که سورة مبارکة فاتحه الکتاب است و هفت آیه دارد. اگر عدد 52 را با هم جمع کنیم عدد 7 حاصل می شود (7=2+5) جالب است یکی از اسماء مبارک قرآن (نٓ) است. کل قرآن به فرمودة حدیث مبارک پیامبر اکرم(ص) در سورة مبارکة حمد است. سورة مبارکة حمد 7 آیه دارد و عدد ابجد حمد 52 است، جالب است که هر سال 52 هفته دارد و هر هفته 7 روز، و  پروردگار عالم در سورة مبارکة قلم با یک حرف ن گنجی از معنا را برای حضرت می گشاید. (کل گنج سِِرمکنون 4روی ده حقیقت الف)

هر انسانی در حقیقت قامت انسانیش قلم است و جوهر انسانیتش نون. پس در تمام لحظات زندگی اش از زمانی که در صلب پدر و رحم مادر است تا بظهور نوزادی و طفولیت تا به بلوغ حیات جسمانی میرسد تابمیرد. (نون=14)گنجی است که پروردگار عالم در لوح زندگیش بدون منت به او می دهد تا با شیعه شدن به 14گنج عالم حروف عمل بندگی خود را در لوح تکلیف بندگی بدون غلط بنویسد. بالفطره نفْس انسان سفید و پاک و معصوم است، لوح عملش سفید است و در گنج الف وجودش خالق مهربان همه لطف­ها را به او بالقوه داده است (اِنّی نفخت فیه مِن روحی (ن)) و از زمان سن بلوغ و انجام وظیفه بندگی و تکلیف انسان با اراده و عقل و خواست خود بر لوح زندگی می نویسد و دو ملک مکرم کرام الکاتبین تمام عمل­ها را ثبت و لوح را محفوظ می دارند. در قبر و قیامت امر می شود، بخوان! کتاب تکلیف خود را که در کف نفس آورده ای. اقرأ کتابک کفی به نفسک. پس انسان باید بکوشد تا به گنج وجود خود وتوانایی­های بالقوه خود برسد و از آن بهترین استفاده را کند(یعنی نٓ) و روز پس دادن تکلیف در قبر و قیامت رو سفید باشد. تا آن عالم حسرت نخورد. چون آنجا باید جواب تمام این حروف و کلمات را بدهد. که چگونه سطر کرده­است چون میوه هزاردانه اش از الف وجودش ظاهر می شود. خداوند متعال در سوره مبارک یس( آیه12) فرمود:"نکتب ماقدمو و آثارهم". می نویسم اعمال شما را و می نویسم آثار عمل شما را چون آثار شما است که بهشت را ظاهر می کند یا جهنم.

تعریفی دیگرازحرف الف

در کتاب ختوم و اذکار بقلم حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم نویسنده معاصر (ص 10) در تعریف حرف الف، الف قطب حروف است و مقام عرشی دارد و سر دسته حروف اوفاق است زیرا عدد آن یک و شماره تلفظی آن 111 می باشد و به قول مشائین از واحد جز واحد صادر نمی شود. پس الف را آفرید. 

تعریف الف از قول امام صادق(ع)

امام صادق علیه السلام فرمود:"الصوره لانسانیه و هی اکبر حجهٍ علی خلقه و هی الکتاب الذی کتبه الله بیده" صورت انسانی آن بزرگترین حجت خداوند است که آنرا خداوند بدست (قدرتش) نوشته یعنی گنج الف انسان کامل است. اشراقین می گویند الف، وجود مطلق است و در جمیع موجودات حرفیه با اعتبار مختلفه از حیثیتی ساری باشد.

 تحقیق از مؤلف

 حروف ابجد ریشه و پایه و اساس علوم است. و اساس حروف، اعداد است، زیرا هر حرفی که بهم می رسد آینه موجودات است، تمام اعداد محمول واحدند (یکند) و ترکیب جمله اعداد از یک است. حرف "ب" عددش (2) است و "ج" عددش (3) است و "د" عددش (4) است. جالب است که حروف (ابجد) و (هوز) و (حطی) که عددشان تا 10 می رسد جایگاه عددی آنها در الفبا و عدد ابجدشان یکی است. اگر اعداد یک را با عدد دو و با عدد 3 و عدد 4 را با هم جمع کنیم می شود (10) در اصل بقیه اعداد عشرات(10) و مآت(100) و الوف(1000) همه روی4 پایه  اصلی عدد یعنی ابجد است. و هرگاه 10 و 100 و 1000 را صفرشان را برداریم همان یک می شود. و سّر زیبای آن اینست که کل این سّر در عدد 4 روی ده یعنی (14) جلوه دارد. یعنی همان دست یدالهی (عدد ابجد ید میشود 14) یدالله فوق ایدیهم دست خدا بالاترین دستهاست. در عدد 14 اگر (5=4+1) عدد پنج می شود پس سِر 5 هم یک است. هر دست 5 انگشت دارد. الواحد لا یصدر الا الواحد (وحدت کل حروف و کل اعداد) از وجود واحد جز واحدخلق نمی شود. در واقع خلقت بصورت چهارستون زیر پوشش قدرت مطلق الهی به ظهور سرّ حقیقت محمدی صلی الله علیه واله  و سلم به تجلیگاه عرشی وکرسی در عالم چهارم بیت المعمور و در راستای آن، خانه کعبه گیرنده کل گنج الف می باشد. در واقع این گنج در خلقت انسان که از چهار عنصر، آب، آتش، خاک و باد تشکیل شده است، و خلقت چهار ملک مقرب که آورنده حقایق گنج الف به تمام ذرات خلقت الی یوم القیامت است. در چهارچوب قلب و بدن و چهارستون بیوت و چهار گوشه قبر و در نهایت در خانه بهشت و یا حتی به نوعی در جهنم  همه در حقیقت گنج الف غرق است. {در واقع در عدد چهار روی ده پس عدد یک تا چهار جمع کننده کل گنج الف است.

کل اسرار و کل حروف وجودی الی اخر درظل قدرت الهی  به حساب و کتاب و با نظم خاص بدون ذره ای نقص یا اشتباه صورت می پذیرد. این حقیقت باطن ولایت را که ولایت مطلق است، تحت پوشش ولایت کلی ذات احدیت سبحانه وتعالی ظاهر می سازد. امیدوارم با این شکل ها بتوانم حقایق را نشان دهم.

:: موضوعات مرتبط: گنج الالف و حقیقت آن از دید گاه ائمه معصومین (1و2)
 
نویسنده : ع.شفائی
 
تاریخ : یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۱
 
زمان : 23:54
نظر دهید 

باب الالف

باذن الله و اذن رسول الله و باذن ائمه المعصومین صلوات الله علیهم اجمعین و باذن مولانا و مقتدانا صاحبنا و سرورنا . صاحب القلم و صاحب انس و الجال و صاحب الزمان . ولی الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لمقدمه بقیه الله الاعظم . مهدی موعود قائم آل محمد الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

باب حرف الف را باز می کنیم تا به مددشان به رضا و قرب پروردگار عالمیان رسیده و قلم وجود خویش را به جوهر مهدویت تر کنم و به مدد او و با شناخت معرفت کلام الهی را پر خطر و ظلمانی دنیا را به اندازه ذره ای به چشمه نور مهدویت نزدیک نمایم و امیدوارم این آیه مبارکه که شامل حال همه ما می شود بفضل الهی یخرجهنم من ظلمات الی النور.

یکی از هفت صفت ذاتی پروردگار عالم تکلم است. اوست که باب کلام و حروف الف مبداً ظهور در ذات خود مطلق است و چون مکرر می شود دو پدید می آید( یعنی شکل اصلی اعداد همان یک است وقتی یک تکرار می شود. دو تا یک کنار هم می شود دو11 ) و در تکرار دوم عدد سه ( 111 ) ظاهر می شود الی آخر همین طور تا بی نهایت و اگر واحد تکرار نیابد هیچ عددی متحقق نمی شود و هر عدد برای ظهور تحقیق نیازمند ظهور واحد است در مراتب اعداد در حالی که واحد در مقام ذات از وجود اعداد و از ظهور به صور آنها بی نیاز است ( یعنی شکل 2 و 3 الی آخر نمی خواهد بلکه همان یک یک کافی است).

آثار و احکام اعیان ثابته و موجودات خارجی به منزله اعدادند و وجود مطلق حق به مثابه واحد، همانطور که اعداد از جهت تحققشان به واحد نیازمندند و واحد در مقام ذات از آنها بی نیاز است که در علوم حروف اعداد روح حروف هستند و هر دو با هم حقیقتهای کونی و امکانی خود را بروز و ظهور می دهند و تا قیامت همراه انسان که کلمه خداست بصورت معانی علمی و نظری و فعلی خویش صاحبش را مثل سایه همراهی کرده و مزد و اجرش را یا مکافات عذابش رابه او می نمایاند و در او محشور می شود.

نخستین وحدت حق جلوگر بود                                    که شد از ظل وحدت نقطه موحود

پس از آنکه نقطه شد در ظل سیر                                    بصورت گشت الف از وی پدیدار

ز سیر عرض او شد صورت با                                                   بضم نقطه وحدت هویدا

مکرر گشت چون این نقطه ظاهر                                           عیان شد تا و نا اندر مظاهر

الف چون از دو سر برعکس هم گشت                            بطومار حقیقت " حا " رقم گشت

چون اندر سجده ایزد تعالی                                             الف خم گشت و دال آمد هویدا

بضم نقطه توحید فی الحال                                                به ذال آمد مبدل صورت دال

الف هر دم به طوری کردی حرکت                              که حرف دیگری شد در کتابت

غرض از یک حرف بیرون از الف نیست                           ولیکن محرم این مدعا کیست

زظل وحدت اسماء گشت ظاهر                                  بود پس عین این وحدت مظاهر

همه اجزاء عالم غیر معشوق                                             ز شوق جلوه خندد مخلوق

بود آمیزش این ذره با خور                                        به دریا می رساند نسبت این در

و سخن گفتن را شود و در تنظیم دایره عقل نطق را خلق کرد. پس کلام در جان عقل معنا گرفته و اسرار نهان را آشکار می کند. ورب العالمین حل جلاله سر غیب را با ظهور نور کلام خویش سبب و مسبب قرار داد تا خلقت خویش را در تجلی عقل به کمال معرفته و نور هدایت بسوی خود را راهنمایی فرماید. کلام اول مجرای ظهور و اول تجلی اسماء و صفات ذات باریتعالی است.

او که خود در هیچ کلامی و در هیچ ظرفی از ظروف معنایی و اسمائی نمی گنجد. چون همه را مخلوق ذی وجود خود قرار داده ولی را ره برای بندگی و اطاعت به سوی خویش می گشاید تا با کلام خود بنده نوازی کرده و خود را به بنده خود می شناساند. فرمود: انی کنت کنزاً محضیا فاحبت و اعرف

این است و جز این نیست که من گنج مخفی هستم و بودم و خواهم بود پس دوست داشتم شناخته شوم.

در کلام نور خود قرآن کریم فرمود: قل هو الله احد.

انسان کامل را کلمه خود قرار داد وایشان را مرات خویش خطاب فرمود دو انسان کل کامل شد .کل همه( کلمه ).

الف الحروف هو الحرف جمیعها و الفاء دایره علیه لطوف

در عرفان آمده است خداوند احد فرمود: الواحد لا یصدر الا الواحد. او یک اسن جز یک از او صادر نمی شود. او خود را یک خواند اما یکی که هرگز دو نمی شود.در غالب الفاظ یک هم مخلوق او است و او بی همتاست و یگانه ، بی نظیر. اما در خلقت زوجیت را خلق کرد و دو ریشه و بنیان و دو اصل را ظهور داد و خلق فرمود تا همه مظاهر و مخلوقات خود را بنمایاند. حروف و اعداد و در کلام پیامبر عظیم شان است که فرمود اعداد روح حروف هستند.

پس ظلم عالم آفرینش با حروف تجلی کرده با اعداد منظم شده و معانی خاص و آدرس و نشانی و تعدد و کثرات را جلوه داد . یکی از صفات ذاتی رب العالمین سبحانه و تعالی تکلم است یعنی عظمت این صفت را وصف نمی توان کرد چنانچه کلام مبارک خود که قرآن است را بالاترین معجزه خود می داندکه به بزرگترین و مکرم ترین انسان برگزیده خود و جانشین بر حقش محمد مصطفی صلی اله علیه و آله و سلم عنایت فرمود که هم کلام الله و هم کتاب الله. کلام خالق است که تا قیامت هیچ مخلوقی در آن نمی تواند نفوذی داشته باشد. چنانچه 1414 سال است و تا قیامت آیات متعددی از قرآن کریم حریف می طلبد و تا کنون هیچکس نتوانسته آیه ای مثل قرآن مجید بیاورد.

این عظمت و معجزه بزرگ و بی نظیر عالم از 28 حرف تشکیل شده. و کا اسرار و کل قوانین الهی را تا الی یوم القیامه در خود جمع کرده و در هر زمانی بروز آن زمان معنی و تفسیر می شود و راه گشای همه بندگان مومن و معتقد است. همانطور که در کتاب اسرار ابجه آمده است هر کدام حروف اسماء الله است. هریک عدد و ملکی دارد. در زمان دو پیامبر بزرگوار حضرت دانیال بنی علیه السلام و حضرت داود علیه السلام علم ابجه به مردم تعلیم داده شد. و در زمان آقا مولا یمان امیرالمومنین علیه السلام علم ابجه و علم صرف و علم تجوید و نقطه گذاری حروف و حرکت گذاری پایه گذاری شد. اعداد ابجه تا عدد هزار ظاهر شد.

دل گفت مرا لدنی هوس است                                      تعلیم کن اگر ترا دست رس است

گفتم الف گفت دگر هیچ مگوی                         در خانه اگر کس است یک حرف بس است

بحول و قوه پروردگار عالم موفق شدیم جایگاه اعداد در حرف الفبا را هم پیدا کنیم یعنی عدد حروفی که از ده بالاتر است مثل ک= 20 – ل= 30 تا آخر در 28 حرف جایگاه عددی آنها را پیدا کنیم عدد حروف ابجه طولی و ظاهر حرف عرضی است در برخورد حرف با عدد مثل تار و پود یک قالی که در برخورد باهم جای گره و رنگ ساخت معلوم می شود در جایگاه حرو عدد را پیدا می کنیم جالب اس که در نهایت جمع جایگاه حروف یک کلمه و عدد ابجد همان همان کلمه از نظر عدد یکی می شود مثل کلمه آدم عدد ابجدش می شود 45 اگر 9=5+4 می شود 9 جایگاه عددی این کلمه می شود 18 که اگر 9=8+1 ، پس جایگاه عدد ر دو یک عدد هستند و جایگاه عرفان معنای عدد ابجدی آن حرف می شود و معنای واقعی را نشان می دهد.

پروردگار عالم در قرآن کریمش در سوره مبارکه قرآن شروع آیاتش را با حروف مقطعه شروع کده است که رمز بین خودش و پیامبر گرامی است. اما ظاهر کلام اهمیت حروف و معنای حروف و مقام و منزلت حرفها را تا حدودی بیان می فرماید. چنانچه حروف الفبا را دو قسمت می کند حروفی که در اول سوره قرآن بصورت مقطعه آمده 29 حرف است اما حروف بدون تکرار آن 14 حرف است که مفسدین از قول معصومین که تاویل کنندگان واقعی قرآن هستند می فرماید این 14 حرف نورانی و 14 حرف که نیامده در حروف مقطعه ظلمانی است.

اولین حرف که سوره مبارکه بقره آمده است الف می باشد. جا دارد بنویسم که چهل سوره مبارکه قرآن با حرف الف شروع شده و اولین حرف از کلمات شروع قرآن بعد از بسم الله سوره مبارکه حمد الف است و آخرین کلمه قرآن کلمه ناس است که عدد ابجدش ( 111 ) می شود که مطابق حرف الف است. الف از حروف نیست البته نزد آن کس که بویی از حقایق برده باشد ولی عموم آن را حرف می نامند و چون محقق گوید که ان حرف است آن را بگونه ای جایز شمرده اند و چشم پوشی کرده در عبارت گویند در حالی که مقام الف مقام جمع است و از اسماء جمع است را دارد و از صفت قیومیت را دارد. الف از حروف جامع و کامل حروف است و در صفات و ظاهر و باطن استثنا است و کل حروف را در بر دارد. در حالی که خود سکون است . در کتاب مخزن العرفان از خانم امین صفحه 68 می فرماید: از علی بن موسی الرضا (ع) است که از صادق آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم از معنی (آلم) سوال شد ایشان پاسخ فرمود: الف را صفات شش گانه ای است که مطابق می گردد با شش صفت از صفات حق تعالی. 1. الف ابتدا حروف است ، حق تعالی و نیز مبدا تمام خلق است.2. الف منفرد از باقی حروف است .خداوند نیز منفرد بوجود است.3. الف متصل به حروف نیست. حروف متصل باویند. همینطور خلق متصل به حقند و او سبحانه متصل به چیزی نیست، تمام خلق محتاج باو و او محتاج به کسی نیست. 4. الف منقطع و جدا و مباین از حروف است. خداوند نیز منقطع و جدا و مباین از خلق است.5. الف سبب ترکیب و تالیف حروف است. حق تعالی نیز سبب تالیف و ترکیب موجودات است.6. الف مستوی و مستقیم است. خداوند نیز عادل و درستکار است.

الف یکی از اسماء الهی و آلاء حق تعالی است و مفتاح همه حروف حرفی است ازلی و کشیده شده تا ابد. سر الاسرار حروف در تمام حروف جاری است در حالی که عیان حروف قرار دارد. گویا این کلام اقتباس شده از کلام امیرالمومنین (ع) که فرموده از برای هر کتابی سری است و لب و جوهر قرآن حروف تهجی است. بعضی از اهل قرآن می گویند الف اظهار وحدت است ذلتاً و صفاتاً و متفرد بودن بوجود حقیقی ازلاً و ابدا. کان الله ولم یکن معه شیء. همیشه خدا بود چیزی با او نبود. و اشاره دارد به اسم قیوم او. موجودیست قائم بنفسه مقوم لغیره. یعنی قائم به نفس خودش و باعث قوام غیر خودش. بنابراین الف ابجه دلالت دارد بر ذات باری تعالی و تمامی حروف در عربی با حرف الف خوانده می شوند مثل با- تا- ثا-..... عدد ابجه حرف الف یک است. اولین اسمی که پروردگار عالم در سوره مبارکه توحید خود را بدان با عدد یک معرفی کرده است احد می باشد قل هو الله احد. نام مبارک احد یکی از اسماء ذات و مکنون و مخزون است و جالب است تمام بندگانش را یکی یکی خلق کرده و می فرماید یکی یکی حسابرسی می کند و خلاصه تمام مردم آحاد خوانده می شوند. زیرا همه مخلوق آن خالق احد هستند چون او یکی است و اعجازش اینکه آنچه در دنیا انسان خلق کرده هیچگاه دو تا شبیه کامل نیستند حتی در خلق و خو در مراتب ظاهری باطنی حتی خط های سر انگشتان همه با هم فرق می کند که در سوره مبارکه قیامت آمده است.حروف آحاد را اشاره به عشرات می نماییم به اعتبار آنکه بواسطه محردات و موجودات علوی فیض بمادون می رسد. و بعضی را با هم جمع می نماییم و بعضی را ضرب می کنیم تا آنکه حاصل آن مناسب می گردد با یکی از اوايل سوره قرآنی و الله اعلم بحقایق کلامه

بعضی از مفسرین گفته اند در حرف الف سه معنی مندرج است که ماسب مقام الوهیت است. 1. الف یکی است هم در ذات و هم در صفات و هم در وضع و حساب حق تعالی نیز هم منفرد بوجود حقیقی است ازلاً و ابداً و هم منفرد به صفات ذاتی است «کان الله ولم یکن شیئی» 2. الف مستقیم است و از کثرت حروف تغییر در آن پدیده نمی گردد وجود حق نیز ثابت و پاینده است و کثرت موجودات تغییری در وحدت او نمیدهد. 3. الف مصدر تمامی حروف است و به استقامت آن حروف معوجه استقامت می یابند وجود حق تعالی نیز مبدأ تمامی موجودات است و از حقانیت او موجودات محقق و ثابت می گردند. پس فردانیت منحصر به آن ذات بی زوال خداوندی است. در حروف ، حرف الف به معنای ظرف حروف ، تجمع کردن ، منظم شدن ، دوستی ، انس ، صداقت ، خو گرفتن ، اگر الف باشد تالیف شد کتاب شد . الف یعنی عدد هزار و خلاصه الف یعنی کل معانی .کل اسرار و اعراف حروف و اخصی کل شیء عدد. او تعداد همه چیز را می داند.(سوره مبارکه جن آیه 28 ). الف چگونه سطر شد. از قول حضرت محیی الدین عربی در کتاب فتوحات مکیه ( ص 180 ) و فرود آمدن الف به سطر مانند بیان او (رسول خدا(ص) ) که فرمود ینزل ربنا السماء الدنیا. نازل کرد پروردگار به سوی آسمان دنیا. یعنی فرشتگان گویند پروردگار ما به آسمان دنیا فرود می آید ( یعنی قامت الف) و این آغاز عالم ترکیب است زیرا آسمان حضرت آدم (ع) و پس از آن در مرتبه نزولی فلک آتش (کره انیر) اثر گیرنده زمین است. از روی الف به آغاز سطر فرود می آید.(....ا....) زیرا از مقام احدیت به ایجاد خلقیت فرود آمده است. فرود آمدن تقدیس و تنزیه، نه فرود آمدن تمثیل و تشبیه در حرف لام. لام واسطه است زیرا جانشین و قائم مقام مقام مکون و کون (یعنی الف و میم) است و رمز قدرتی که از آن عالم پدید آمده است . لذا در فرود آمدن به آغاز سطر به الف شباهت یافت (ال...) و چون الف که در عالم ملکوت و شهادت (دنیا) متحد است آشکار شد. فرق بین قدیم و محدث واقع پس الف در وجود صفت تاکید و استواری گرفت و حرکت مد شامل حالش گردید. (علامت کشیدن حرف در مقام اظهار) که این کشیدگی از عالم سرمدی است تا الی یوم القیامه و چون صفت الف سکون است و هرگز در ابتدای حرف ظاهر نمی شود زیرا در مخلوق هرگز ابتدا به ساکن نداریم.(ابتدا به ساکن مخصوص رب العالمین است) پس یکی از صوفیان می گوید ما الف را در خط نوشتن می بینیم اما نطق و گفتار به همزه است نه الف چرا(سخن) به الف گفته نمی شود گوییم این چیزی است که سخن ما را در آنچه گفتیم یاری می بخشد زیرا الف حرکت را نمی پذیرد و حرف تا حرکت نداشته باشد مجهول و نامعلوم است و چون حرکت یافت به واسطه حرکتی که به آن تعلق می گسرد از رفع و نصب و جر از دیگر حروف امتیاز می یابد و ذات چون وقت – ان گونه که هست- دانسته نمی شود. بنابراین الف که دلالت بر آن دارد در عالم حرف خلیفه و جانشین (ذات) می باشد. مانند انسان که او هم در عالم مجهول و ناشناخته است که او هم خلیفه الله است. پس ما آنرا به نام الف نه به خود الف بیان می داریم. همزه صفت نبر را به خود گرفته است یعنی صفت برش دارد پس در هنگام ظاهر شدن الف در اول کلمات الف به قامت حروف و معنی آن کلمه برش خورده و صاحب حرکت می شود. آنگاه با صدای آن حرکت خوانده می شود. یکی از زیبائیهای الف و همزه از نظر اعداد اینست که الف در عدد بطی ابجد 111 می شود. (ا ل ف) و همزه را هم اگر بصورت بطی بنویسیم(ها- میم- زا- ما) عددش 110 می شود وقتی همزه روی الف می آید عدد الف به ابجد یک است آنگاه  با عدد همزه جمع می شود برابر 111 است یعنی(1 111/1). در واقع همزه نفس الف است که خوانده می شود ولی نوشته نمی شود.(فقط به صورت حرکت) .

پس همزه قائم مقام مبدع نخستین است و حرکتش ، صفت علمی اوست و محل و ایجادش در اتصال کاف به نون (در کلمه وجودی کن) می شود. این سخنان برای الف اول کلمات است.

اما در وسط کلمات تا آخر الف به صورت متصل خوانده می شود و صورت وصل و حالت مد را بخود می گیرد. مثل هآ- حآ- تآ- مآ

اگر وجود الف نبود هیچ حرفی حرکت مد پیدا نیم کند. پس با قامت الف حروف و کلمات و در نهایت معانی کلمات حالت استواری و ابدی پیدا می کنند. و در هر زمان بصورت انروز بیان شده و معنا می دهد. حتی در دنیا و آخرت صورت معنا تغییر کرده و در آخرت به صورت اصلی خود نمایان می شود. در قرآن کریم آمده است که هر کس در قیامت مرهون اعمال و گفتار خود می باشد. و همینطور کلام الهی نور روشن کننده را هدایت بندگان و ره گشای هدایت دنیا به عالم آخرت است در بهشت به بندگانی که گفتند و عمل کردندگفته دمی شود إقرأ یرفع.

در سوره مبارکه خداوند ل جلاله فرمود به معلمان برون عمل می فرمید. رسم تقولون. چرا گفتید ولی عمل نکردید. بنابراین الف ذات واحدی است که در آن اتصال هیچ یک از حروف جایز نمی باشد زیرا وقتی در خط واقع می شود عبارت از الصراط المستقیم (آیه سوره مبارکه فاتحه) است که نفس (الف وجود را) در نمازش در خواست داشته و می گوید اهدنا الصراط المستقیم. یعنی صراط و تنزیه و توحید و استقامت ایستادگی در قامت الف انسانی الی یوم القیامه. و چون پروردگار دعایش را که همان کلمه ای است دستور بازگشت بدو (در سوره مبارکه فجر) داده است اجبت کرد. (یعنی آنجا که می فرماید یا ایا النفس مطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه ) یعنی ای نفس مومن خشنود به سوس پروردگارت باز گرد (28و27 سوره فجر)حق تعالی آمینش را بر دعایش پذیرفت و الف را از (الم) از پی لاوالضالین) آشکار ساخت و آن را پنهان داشت چون آن جواب غیبو از عالم ملکوت است.

هر کس آمین گفتنش با آمین فرشتگان در غیب متحقق (عالم ملکوت) که عموم فقها ان را اخلاص می نامند و صوفیان حضور گویند و محققان همت خواند و ما و امثال ما غیاب خوانیمش موافق افتاد. دعایش مستجاب می گردد. اینجا (منظور الف آمین که با مد طویل امنیت را تضمین می کند از طرف پروردگار عالم الی یوم القیامه) لذا حرکت مد جر بواسطه وصل نمی شود و الف باعث مد گرفتن حروف است و هر حرفی به الف وصل شود تا اندازه ای صدایش کشیده می شود پس حرکت فتح را همان حرکت زبر ا فتحه یا بم است به الف می بخشد و جون بخشید از او تشکر و سپاس بر آن بخشش خواهد آمد پرسند شکرش چیست؟ برو گفته شود که شنوندگان را بیاموزی و هشدار هی که وجودت و وجود صفتت به نفس تو و از تو نیست بلکه از ذات قدیم متعال است.

پس او را هنگام یاد آوردن خودت یادآور که تو را به خصوص به صفت رحمت دلیل بر خودش قرار داده (صفت الف) از این روی حضرت رسول (ص) فرمود: ان الله خلق آدم علی صورت الرحمن. یعنی خداوند آدم را ر صورت رحمان آفریده است.( یعنی صفت انسان که بخصوص رحمت است دلیل بر صفت خودش خلیفه اله است) وگویای به ثنا و ستایش بر موجود ساتنش شد فرمود: لام- یآ- هآ- مآ- طآ و کل الفبا که در خط و نوشتن پنهان بود در تطقو گفتار از درون الف (از سر الف) آشکار ساخت. زیرا "الف" طه و حم وطس از جهت نطق و گفتار موجود است ولی از حیث خط و نوشتن ظاهر نیست به جهت دلالت صفت بر آن پنهان اسو آن (فتحه- بم) صفت افتتاح حروف جود می باشد پس الف که از صفات منزه و دور است وصل کننده است بین ظاهر و باطن  دنیا و اخرت و از همه بالاتر وصل به عالم قرب و رضای او که الف جان مجرای رضای خداست. الف عدد ابجدش یک است. ولی واجد است .درواقع واحد عدد نیست در حالی که عین عدد است و عدد به آن ظاهر می گردد برای فهم این طلب رأی ابن عربی در وحدت وجو نهایت اهمیت است. پس وحدت وجود چنانکه از این جمله بر می آید عبارت است از وحدت ایجاد است نه وحدت موجودات .وحدت کن است نه حدت الکون. پس واحد که رمز الله است نه عینیت ظهور. زیرا عدد که برابر عالم است و کثرات می باشد. به واسطه واحد که برابر (الله) است ظاهر می گردد و او را ظهوری جز در مرتبه تجلی لطفی ، آنچنانکه بنده محبوب گوش حق و چشم ق و .... که مصداق حدیث قدسی گفت سمعه و بره و یده... است می شود، نیست. انا لله وانا الیه راجعن.

پس واحد (رداو- لباس رو) است. بر اسم ات باریتعالی یعنی نام بارک مکون و مخزون احد.

عدد ابجد اسم مبارکه واحد 19 و عدد ابجه اسم مبارکه احد 13 است. هر دو رمز خلقت و ایجاد آفریش است.

پس هریک در تعریف خودشان به حروف مربوطه می آید. پروردگار عالم در خلقت انسانها در سوره مبارکه نساء آیه یک می فرماید: بسم الله الرحمن لرحیم. یا ایها الناس التقوا ربکم و الذی خلقم من نفس واحدة و منها زوجها و بت منها رجا لا کثیر و نساء.

ای مردم از پروردگارتان روا کنید همو که شما را از یک تن یگانه آفرید و همسر او را هم از جنس او پدید آورد .از آن دو مردان و زنان بسیاری پراکند.

ملک حرف الف حضرت اسرافیل علیه السلام است این ملک یکی از چهل ملک مقرب است که وظیفه اش میدن روح به مخلوقات و در قیامت سور اسرافیل را دمیده و همه خلائق زنده می شود این مالک عالم عرشی تا اسفل سافلین در تمام آنچه که پروردار عالم خلق فرموده سیطره دارد. و در تمام موجودات حتی کرات ، آسمانها و زینها انجام وظیفه می نماید. از جماد  نبات و حیوان و انسان و همهذات وجود. بنابراین همه موجودات به زبان حال می گویند.

ما سمعیم و بصیریم وهوشیم                           با شما نا محرمان ما خاموشیم

پس سعه وجودی ملکوت الف سر تا سر عالم و مخلوقین را الی یوم القیامة فرا گرفته است. پس الف قائم بر مقموم ملکوت است و سعه حرفی الف هم تمام عوالم و موجودات و مخلوقات را فراگرفته الی یوم القیامه. بنابراین مجلا و مجرای حقیقت کلام مبارک پروردگار عالم است که فرمود: انا لله و انا الیه راجعون.

در حقیقت مردن به معنی عدم هرگز نیست چون خداوند متعال که خود حی است و آنچه خلق کرده عین حیات است زیرا عدم را خلق نکرده است.

الف به ابجد صغیر عددش یک است. و در ابجد کبیر هم یک است. اما عرفان عدد یک همانطور که گفته شد الف مصدر همه حروف است و کل حروف و کل اسرار است. پس چون یک با حرف تشکیل شده از دو حرف (ی و ک) عدد ابجه (10=ی)+ (20=ک) برابر با عدد 30 می شود. عدد 30 برابر حرف لام است عدد جزء های قرآن 30 است و ل از حروف واسطه و مجرای توحید است چنانکه در قرآن بعد از کلمه الف در سوره مبارکه بقره حروف مقطعه لام آمده است و آخر لام همان میم خوانده می شود. پس لازم است گفته شود در مقام امیرمومنان علی (ع) است که ایشان مولای موحدین 30سال بعد از تولد پیامبر اکرم(ص) بدنیا آمد و 30 سال بعد از رحلت وجود مکرم ایشان زندگی کرد و در جان خانه توحید در بیت خدا بدنیا آمد و مولود کعبه نام گرفت کهد کلید باب توحید آقا و سرور و مولایمان اسد الله الغیاب مولای متقیان علی علیه السلام صلوات الله علیهم اجمعین است. جالب است بدانید حروف سی 60=س+ و10+ی برابر 70 می شود. برابر حرف (ع) است که امیرالمومنین علی علیه السلام عین الحیات و عین اله است.

در حساب عدد ابجه کلمه الف عددش (80 =ف و 30=ل و 1=ا برابر ااا) شد اما در جایگاه حروف الفبا که حروف در 28 حرف عدد می پذیرد تا معنی خاص خود را نشان دهد (17=ف و 12= ل و 1= ا برابر30 ) می شود. خواننده عزیز اگر تا اینجای درس را بخوبی فهمیده باشید جایگاه حرف الف در اعداد تمام معانی خود را نشان می دهد. (یعنی عدد 30) اگر خوب توجه کنید جان قرآن کریم همان الف است که به 30 جزء ظهور دارد و به 1200 حزب نمایان می شود . 120 برابر با نام مبارک و معظم علی (ع) با "یاد" مشدد و برابر حروف سین است (14=ن و 10=ی و60=س برابر 120 ) سین سر قرآن و قلب و میزان و جمع کننده اسامی طیبه است که خوانده می شوند آل یاسین صلوات الله علیهم اجمعین.

یک در اصل تغییر ناپذیر و تا حدودی دست نیافتنی است. دو عدد رمزی که در صفحات جلوتر اشاره شد که عددهای رمز قرآن هستند یعنی 13 و 19 هر یک باطنی از یک می باشند که در درس همان عددها خواهد آمد.جالب است بدانید حرف ل در حروف الفبا جایگاه عددیش برابر 12 است که بروج آسمانها (12 امام در برج آسمان ولایت در قران) و 12 ماه سال و 12 ساعت شب و 12 ساعت روز است. و اگر عدد 3=2+1 کنیم حقیقت طهارت است. کل شی حی من الماء در اصل عدد یک کامل و کل حیات را دربر دارد.

زیرا عدد حروف آب (3=2+1) است در درس حرف ب توضیح کامل را خواهم داد. آب خود جان طهارت و حقیقت اربعین و مجرای سلم است و پایه حرف ل می باشد زیرا همانطور که نوشته شد که حروف عدد یک برابر عدد سی بود و حروف عدد سی (س+ی=70 ) برابر عدد 70 که برابر با حرف عین است اگر عین را هم به عدد ابجه بنویسیم می شود(50=ن و 10=ی و 70=ع برابر 130) مساوی کلمه سلم است که ریشه اسلام و بندگی خالصانه پروردگار عالم می باشد. پس هرکس باید منفرد شود. به تجرد درونی برسد. یعنی از حیوانیت ها برهنه شود و از تکثر حروف خود به گنج الف وجودش برسد تا در ذیقعد جایگاه الف در مرکز خانه خدای وجودش یعنی دل به سلم یعنی ریشه دوستس و محبت به اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین و رضای خدا و به قرب او رسیده و تسلیم شود لذت حکیم می شود. عقل وجودش حاکم کشور جسمانی او می شود. تا حافظ حدود الله شود. همیشه در هنگام عبادت باید متوجه لا اله الا الله با ید باشیم پس ورود عبارت خالصانه با (لا) شروع می شود حرف لام همان مجرای توحید و از حروف نورانی است که جلوه دهنده الف بعد از خودش می باشد با حرف لا وارد عبادت خالصانه مولایمان می شویم. تا به قرب اله خود که کسی نیست غیر از الله جل جلال شأنه وصل شویم بخاطر همین عبادت کننده زن یا مرد باید اول در خطیبه احکام قرار بگیرد (حرف ل) تا بتواند عبادت داشته باشد این اعمال بخاطر آنست که فقط (الف) وجود است که می تواند عابد معود صاحب الف باشد. زیرا ارتباط لام به الف رازی است که تنها برای آن کس آشکار می شود که الف را از خوابش بیدار کند و از سکون به الف وصل ظاهر شود تا گره لام را باز کند. در قرآن کریم 40 سوره مبارکه با الف شروع شده است. در سوره مبارکه حمد بعد از بسم الله آیه بعد با الحمد شروع شده است و آخرین سوره مبارکه قرآن ناس است که آخرین کلمه حق هم در قرآن ناس می باشد حروف کلمه ناس به عدد ابجد (الف=ااا=ناس) ااا است.و کلمه مبارکه نساء هم تنها سوره ای است که عدد ابجدش ااا می شود یعنی برابر (الف) است جالب است که کلمه نساء میزان و حروف ن+س+ا+ء+90+8+6+110+111

الف وسط کلمه نساء میزان بین (نس) و (همزه) آخر است اگر الف را حساب نکنیم از هر دو طرف الف 110 می شود و اگر الف از هر طرف با حروف آن طرف جمع شود (ااا) است. خانم دو عالم فاطمه زهرا سلام الله علیها سیده نساء العالمین است الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

اوست ام الائمه و ام المومنین .ام ابیهاست. و اوست که شیفته کبری است .اوست که به قول وجود مقدس امام عسگری علیه السلام که فرمود (نحن حجج الله علی الخلق وجد تنا فاطمه حجة الله علینا (اطیب السیان ج3ص225) ما بر تمام بندگان خدا حجت هستیم و مادر ما بر ما حجت است. پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم فرمود: فاطمه بضعت منی. و فرمود بهشت زیر پای مادر است.

در حقیقت حضرت اسراری را بیان فرمود که بضاعت پیامبر یعنی چه؟ در حقیقت وجود حضرت رسالت پناه(ص) خود ظرف الف است. که کلمه الف همان میوه هزار دانه می باشد که به الف خوانده می شود.

ظهور الف بضاعت آقاست. عدد بجد نام مبارک زهرا(س) برابربا 1000 است و حروف نام مبارک همان حروف زهرا است.

روزی در زمان حیات طیب 5 نور مقدس در دنیا صلوات الله علیهم اجمعین از بهشت ظرف میوه ای جبرئیل(ع) آورد. که در آن سه میوه بود. اول انار بود که ایشان فرمود متعلق به حضرت رسول(ص) و حضرت زهرا(س) است. دوم گلابی یا امرود بود که فرمود متعلق به امیرالمومنین سیدالوصین صلوات الله علیهم اجمعین است. سوم یک سیب بود فرمود متعلق است به آقا امام حسن(ع) و اقا امام حسین صلوات الله علیهم اجمعین. منظورم از انار میوه ای است که به آن هزار دانه می گئیند. الله و اعلم.

و این جان میوه الف است. هر یک از حروف تهجی 5 صفت اصلی دارد و در بعضی حروف صفت عارضی دارد. اما الف فقط صفات اصلی را داراست و احکام آن این چنین است. الف طبیعتاً از ترقیق و تفخیم مبری است زیرا حروف جوفی یا هوایی است و قائم به غیر می باشد. و اگر تکیه گاهی نداشته باشد مجرد صوت است. هرگاه الف بعد از یکی از حروف استفال قرار گیرد تر قیق مثل مالک- ایاک و اگر بعد از یکی از حروف عله قرار گیرد تفخیم می شود مثل قال-أراد. اولین صفت الف – انفتاح است تنها حرفی است که حرکت فتحه را به خود اختصاص و هرگاه قامت الف مستتر باشد حرکت فتحه جایگزین ان است.

اولین صفت الف سکون است . زیرا سکون پایه حرکت است و سکون مقدمه حرکت است. همانطور که گفته شد الف هیچگاه اول کلمه نمی آید. در وسط و آخر کلمات می آید. زیرا ابتدا به ساکن نداریم فقط مخصوص پروردگار عالم در ایام هفته . روز اول هفته شنبه است که در مفاتیح دعای روز شنبه و زیارت مخصوصش متعلق به پیامبر(ص) است. در اصل شنبه سکونی است که بقیه شنبه ها بعد از او به عدد ظاهر می شود. فلسفه می گوید سکون به عدد صفر است و صفر قوه پشت عدد است. و عدد زمانی کامل است که پشت آن صفر باشد. پس پشت یک همیشه صفر است. پس سکون هم برهانی است و هم ایمانی اشت.

پس حرکت فتحه بعد از فتح باب است از حال سکون و انوار حروف از آن فوران می کند و آثارش میوه و گل همان سکون در دنیا و آخرت جلوه می کند. در حقیقت کل مخلوق و کل عوالم همه زیبائیها از یک خداوندی که جان سکون و غیب الغیوب است ظاهر و مظهر و متجلی شده است. وحدت به کثرت و کثرت به وحدت . پس اهمیت در س را بعنوان عرفان توحید و بنده شدن ظاهر می کند.

الف در قیامت قلم

پروردگار عالم در 68 سوره قرآنش درس قلم را به انسان می دهد. و در اول این سوره مبارکه بعد از بسم الله قسم یاد فرموده و به نون قلم خلقت که ملکی است که جوهر نون که آن هم ملکی است در آن ساکن شده تا در لوح محفوظ و لوح عالم انچه پروردگار عالم اراده و مشیتش قرارگرفته ظاهر شود سطر نماید فرمود ن و القلم و مایسطرون. نون سوگند به قلم و آنچه می نویسد. مولف در واقع گنج الف خود را آشکار می سازد و خود قلم می شود.

جالب است که 68 عدد ترتیب سوره است اگر 14+8+6 جمع شوند 14 می شود که جایگاه عددی حرف ن درالفبا 14 است و عدد ابجدش 50 است اگر5=4+1 جمع عددها شود 5 می شود که تمام حروف با این جوهر که بضاعت قلم است بسته می شود. و عدد 68 برابر کلمه حس است که در وجود انسان 5 حس داریم و با احساس به حقیقت طعم زندگی دنیا و آخرت پی می بریم.

هر انسانی در حقیقن زندگی عمرش قامت انسانیش قلم است و جوهر انسانیتش نون . پس در تمام لحظات زندگی اش از زمانی که در صلب پدر و رحم مادر است تا بظهور نوزادی و طفولیت که بالفطره نفسش سفید و پاک و معصوم نوشته می شود و در گنج الف وجودش خالق مهربان همه لطفها را به او بالقوه می کند. اما از زمان سن بلوغ و انجام وظیفه بندگی و تکلیف انسان با اراده و عقل و خواست خود بر لوح زندگی می نویسد و دو ملک مکرم کرام الکاتبین تمام عملها را ثبت و لوح را محفوظ می دارند. د رقبر و قیامت امر می شود بخوان کتاب تکلیف خود را که در کف نفس آورده ای. اقرأ کتابک کفی به نفسک.

پس انسان باید بکوشد تا به گنج وجود خود وتوانایی های بالقوه خود برسد و از آن بهترین استفاده کند و روز پس دادن تکلیف در قبر و قیامت رو سفید باشد. تا آن عالم حسرت نخورد. چون آنجا باید جواب تمام این حروف و کلمات را بدهد. که چگونه سطر کرده است چون میوه هزاردانه اش از الف وجودش ظاهر می شود. خداوند متعال در سوره مبارک یس( آیه...) فرمود: نکتب ماقدمو و آثارهم. می نویسم اعمال شما را و نویسم آثار عمل شما را چون آثار شما است که بهشت را ظاهر می کند یا جهنم.

در کتاب تعریف حرف الف ختوم و اکار بقلم حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم نویسنده معاصر (ص 10)

الف قطب حروف است و مقام عرشی دارد و از سر دسته حروف اوفاق است زیرا عدد آن یک و شماره تلفظی آن ااا می باشد و به قول مشائین از واحد جز واحد صادر نمی شود. پس الف را آفرید .

امام صادق علیه السلام فرمود: الصورة لانسانیه و هی اکبر حجة عل خلقه و هی الکتاب الذی کتبه الله بیده، صورت انسانی آن بزرگترین حجت خداوند است که آنرا خداوند بدست(قدرتش) نوشته و اشراقین می گویند الف وجود مطلق استو در جمیع موجودات حرفیه با اعتبار مختلفه از حیثیتی ساری باشد. تحقیق از مولف در ابجد ریشه و پایه و اساس علوم عالم در حروف و اساس حروف، عداد ابجد می باشد که آن روح تمام حروف زانها و اعداد است زیرا هر حرفی که بهم می رسد آینه موجودات ، تمام اعداد محمول واحدند(یکند) و ترکیب جمله اعاد از یکست .حرف باء عددش 2) است و ج عددش (3) است و د عددش 4) است. جالاست که حروف (ابجد) و (هوز) و (حطی) که عددشان تا 10 می رسد جایگاه عددی آنها در الفبا و عدد ابجدشان یکی است. اگر اعداد یک را با عدد دو و با عدد 3 و عدد 4 را با هم جمع کنیم می شود (10) در اصل بقیه اعدا عشرات(10) و مآت(100) و الوف(100) همه روی همین 4 اصل عدد اس و هرگاه 10 و 100 و 1000 را صفرشان را برداریم همان یک می شود. و ر زیبای آن اینست که کل این سر در عدد 4 روی ده یعنی (14) جلوه دارد. یعنی همان دست یدالهی(عدد ابجد یک میشود 14) یدالله فوق ایدیهم دست خدا بالاترین دستهاست. در عدد 14 اگر (5=4+1) عدد پنج می شود پس سر 5 هم یک است.

الواحد لا یصدر الا الواحد وحدت . (کل حروف کل عدد)

اما کمال در کثرت ساجد شدن عبد است در خدمت و بندگی مولای خود. چنانچه در بالاترین و بزرگترین و مهمترین تکلیف نماز انسان به قیام و شروع نیت در قلب و گفتن الله اکبر تکبیرة الاحرام وارد کثرات و اعمال نماز می شود تا به نهایت که به سجده می رود. در سجده واقعی کل احوال در کمال بندگی نتیجه می گیرد تا با ذکر سبحان ربی الا علا و بحمده از حالت حیوانی به کمال انسانی تعالی پیدا کند. بنابراین سجده واقعی (یعنی اطاعت خالصانه) جواب شکر همه کثرات نعمتها و تکالیف است به وحدت قر ب و رضای خدای مهربان پس قامت الف در حالت سجده به ص یعنی چشمه رحمت عرشی قامت شود. قامت هنگامی است که انسان مثل یک درخت تنومند آنقدر ریشه های خود را در خاک فرو می برد تا به یک سفره آبی می رسد (ص) وجود آنگاه دیگر احتیاج به آبیاری ندارد پس دائم رشد کرده و خود را با بالا می کشد آنگاه قامت می شود. پس انسان باید با اطاعت به الف یعنی گنج وجود خود برسد تا حکیم شود.

اشاره ای دیگر به تفسیر الف از کتاب ختوم اذکار(ص16)، الف برابر اذلیت و ابدیت و احدیت ذات مقدس کبریایی دلالت دارد که به احدیت ذاتی حی و قدیر و علیم و خالق و جاعل است که لا اله الا الله وحده وحده وحده (در صفات ثبوقیه ذاتیه به تکرار وحده و وحدانیت اوو دلالت دارد بینشان الف دلالت دارد.

اولین حروف مقطعه در اول سوره مبارکه بقره شروع شده است. یکی از پر اسرارترین کلام پروردگار عالم است به پیامبر بزرگوارش (ص) آلم. در حرف الف (ا.ل.ف) است. الف جامع جمع حروف است و در این کلام مبارک (اول) در هر دو کلمه است. اما در الف حرف (ف) است ولی در ا ل م (حرف م) در جان معنا شاید اینطور باشد که عدد ابجد حرف (ف=80) است. عدد ابجد حرف (م=40) یعنی حرف (فا) دو برابر (م) است که پروردگار عالم جزئی از الف را ظهور داده است (در حرف میم) و در اسرار بقیه حروف مقطعه عددشان در (الف=هزار) الف قرار دارد.

1- صفت استفال :کلمه استفال یعنی طلب پایینی کردنبه سفل رسیدن پروردگار عالم بر بندگانش منت گذاشته که انسانها بتوانند خلیفه او شوند. او را صدا بزنند. عبادتش کنند و جالب است که با صفت انفتاح الف باب الفتوح باز شدن راه به اعلا رسیدن رابه انسان عنایت فرمود. انفتاح از باب انفعال یعنی پذیرش پیدا کردن ، تأثیر پذیری. این گونه می توان گفت که ذره ای نیست که در این دنیا بیاید و از باب انفتاح بی نصیب باشد.

2- صفت دیگر الف صمت است. ظاهراً در ماه رمضان در وقت افطار دعایی می خوانیم به این مضمون . اللهم لک صمت و علی رزقک افطرت و تقبل منا انک انت السمیع العلیم. خدایا برای تو روزه گرفته ام و برای تو افطار می کنم تو قبول کن از ما که تو بهترین عالم دانایی صمت مقام عالی روزه است. زیرا روزه ظاهر که نخوردن از مواد غذایی است امساک است اما روزه قلبی که تمام عالم وجود در آن روزه هستند یعنی عبد بودن خالصانه بای پروردگار عالم و گناه و تفصیر نکردن قلبی و نفسی و جسمی است.

پس الف وجود دائماً صفت صمت دارد و متذکر به ذکر خداست. چون خود مجرای و رساندن رحمت رحمانیت و رحمیت است به تمام مخلوقات الی یوم القیان.

همانطور که قرآن کریم حجت صامت پروردگار عالم است به تمام انسانها الی یوم القیامه. و این حجت بر قلب مبارک پاکترین و با لیاقت ترین مخلوق پروردگار عالم بنام اشرف انبیاء و اولیاء نازل گردیده است که حقیقت صمت است. جالب است بدانید نکته مولف از نظر جایگاه حروف در الفبا حروف رمز آلم اولین آیه سوره مبارکه بقره حرف الف در جایگاه حروفی می شود (17=ف و 12=ل و 1=ا) رویهم می شود 30 که همان عدد ابجد (ل) است . حروف لام در جایگاه حروفی می شود (13=م و 1=ا و 12=ل) رویهم می شود 26 و حروف مبهم در جایگاه حروفی می شود(13=م و 10=ی و 13=م) رویهم می شود 36 . وقتی این سه عدد را با هم جمع کنیم (92=30+26+36) رویهم برابر می شود با اسم مبارک محمد صلی اله علیه و آله و سلم. و عدد ابجد به صورت بسیطی این سه حرف رویهم می شود(111=الف+لام=71+90=میم) رویهم می شود 272برابر می شود با عدد ابجد حروف مقطعه آلمرا در جمع عددی می شود(11=2+7+2) برابر کلمه مبارک هو و حج می شود اینگونه صفات راه را برای بندگی صاحب ظهور می دهند.

حرف قرآن را مدان که ظاهر است                             زیر ظاهر باطنی بس باهر است

زیر آن باطن، یکی بطن دگر                                       خیره گردد اندر او فکر و نظر

زیر آن باطن یکی بطن سوم                                   کاندر او گردد خردها جمله گم

همچنین تا هفت بطن ای بوالکرم                              میشمر توزین حدیث معتصم

3- صفت الف سکون است

حقیقت کل صفت است سکون است در صورتیکه بخواهد اول حرف ظاهر شود. سکون همانطور که در کتاب عرفان آب آمده است.(مراجعه شود) اصل حقیقت هر چیز در سکون ظاهر می شود و جایگاه همه مخلوقات از نظر ظهور از نظر مقام و منزلت در سکون جلوه می کند. همانطور که در اول همین درس هم گفته شد 6 صفت را دارا می شود که جلوه صفات ذاتی الهی است.

4- دیگر صفت الف اگر بصورت همزه باشد جهر است یعنی جوهر صدا بیرون می آید و بصورت بلند خوانده می شود و صفت مجهوره یعنی جهر شده مجتمع در کلمات (نغز- قطع- ابیض- ظل- جذر و مد) می نامند زیرا سبب قوت به بلندی و آشکار ادا شده مانع جریان نفس می گردد.

5- از صفات الف که در همزه ظاهر می شود شدت است یعنی قوت آواز و سخت گفتن مخصوصاً وقتی الف بصورت (آ) می آید در دستور زبان عرب می نویسند وقتی یک همزه ساکن در همزه مفتوحه ادغام می شود حرکت مد گرفته و شدید می شود (ئ أ) ادغام می شود. (آ) مثل ء أ من می شود آهن مجتمع در کلمات أجدت طبعک(حالت را نیکو کردی یا بطن خود را بخشیدی) را شدیده نامند.

صفات همزه 7 است. یکی مخصوص همزه صفت نبر است و بقیه صفات کفته شده در باره الف را هخمه همزه داراست.

پس الف آنگاه که صفت نبر یعنی برندگی را به او دادند همزه شد و همزه الف را از سکون به عالم حرکات آورد و صدا از همزه آغاز شد.

عددابجد همزه(57=ه – م - ز- ه) است و جایگاه عددیش 30 می باشد. یعنی (30=5-13-7-5) عدد 30 همانطور که گفته شد برابر دو حرف (ی + ک) می باشد یعنی یک عدد برابر ابجد حرف الف بود. همانطور که در اوایل درس قسمت عرفان عدد الف نوشته شد. پس همزه با تمام کلمات کار می کند و حرکتها و صداهای مخصوصشان آواز خوش حروف به صورت نطق عقلی ظاهر می سازد. همزه را از حروف لفظی می نامند، زیرا از مراتب تمام مراتب را دارد. پس چون بر تمام حروف و اصوات از نظر ظاهر و باطن غلبه دارد وی را مجموع عالم حروف و مراتبشان می باشد و آن نه در آنهاست و نه از آنها بیرون است. نقطه دایره و محیط آن است و مرکب عوامل و بسیط آنهاست. ملک حرف الف است، از آنجا که هر حرف ملکی دارد و ملوک حروف صور خاص خود ر ا بصورت معنا ظاهر و اثر گذار و تاثیر پذیر می کنند .بنابراین ملک این حرف حضرت اسرافیل است ملک مقرب که مامور به دمیدن روح در تمام مخلوقات است و مامور دمیدن در صور اسرافیل در قیامت است این ملک که سرش به عرش الهی و پایش در سفیل ترین نقطه خلقت و بالهایش که همان جناح هایش می باشد تمام شرق و غرب عالم را فرا گرفته ، چنانچه نقطه ای نیست وجود این ملک نباشد همانطور که در بدن ما هر روز میلیونها سلول بدنیا می آید این ملک در باطن قامت الف حیات جاویدان آنرا ظهور داده. در حالیکه در عالم سر این ملک مقرب از وجود الف خلق شده است و در خدمت الف است الی یوم القیامهو الله و اعلم فی سر المکنونات فی اوله و آخره.

الف در حروف عله :

در ادبیات عرب 3 حرف هستند که به آنها حروف عله یعنی مریض می گویند. اما من فکر می کنم کنایه است در صورتیکه این حروف حکیم هستند و خود کلید اسرار اصلاح امور کلمات و حتی حرکاتند. باری تصمیم به تعریف کامل این درس نداریم اما برای حرف الف کاربرد آن ویرایش را تا حدودی اشاره می کنیم مثلاً در کلمه "یکون" و کلمه ابجای امر حق کن یکون در حالیکه ریشه فعل کون می باشد حرکات مفتوحه روی هر حرفی نماینده حروف دیگر است و هر کدام زمان و حالت و جایگاه خود را مشخص می کنندو در مقام امکان یعنی شدن انجام کاری. حرکت فتحه روی واو بخاطر حرکت فتحه ما قبلش و او قلب به الف می شود یعنی کون می شود کان حرف الف بین دو حرکت (ک) و( ن) جایگزین دو فتحه است که در این دنیا ما کان و مایکون و کاین جزء انقلامات حرکتی این حرف می شود. اما وقتی امر از پروردگار عالم حکیم الحکما می آید می فرماید کن. شو . حرکت ضمه روی کن نشانه این است که یک واو در تقدیر بوده است. پس امر از خالق سبحان دیگر اعلال نمی خواهد و کلمه سالم ظاهر می شود. پس الف حکیم حروف است.

تعریف الف وصل

در قرآن کریم در بیشتر کلمات که با الف و لام ظاهر شده اند در وصل به کلمات دیگر مثل حروف های شمسی و قمری الف هایی گذاشته شده که نوشته شده است ولی خوانده نمی شود. در اصل در قرآن کریم 4 حرف است که نوشته شده است ولی خوانده نمی شود. حروف والی یعنی (و ا ل ی ) بخاطاینکه در موقعیت استفاده این حروف حرکت بر روی آنها نمی آید بنابراین این حروف خوانده نمی شوند.

در مورد الف: الف را در بیشتر مواقع الف وصل می گویند مثل اهدنا 'ا' 'ا' لصراط 'ا' لمستقیم. در این جمله سه الف وصل وجود دارد که نوشته شده ولی خوانده نمی شود. راستی تا بحال فکر کرده اید چرا؟......

در واقع کلمه ولی یعنی دوستی، محبت، ولایت هم یعنی سروری. قیمت و احاطه قلبی احاطه وجودی از ولی زمان صلوات الله علیهم اجمعین. پروردگار عالم که در آیت الکرسی سوره مبارکه بقره (آیه 285) می فرماید الله ولی الذین آمنو یخرجهم من الظلمات الی النور. ولایت دیدنی نیست همانطور که دوستی واقعی دیدنی نیست. محبت دیدنی نیست. شاید سر اینکه حروف والی نوشته می شوند و خوانده نمی شوند اینکه ولایت مطلقه پروردگار عالم ظهورش در ولایت معصومین صلوات الله علیهم اجمعین است و باطنش جان قرآن پس این سر را باید درک کنیم و بفهمیم و با کلام و زبان نمی توانیم توجیح کنیم باید ایمان قلبی داشته باشیم و ایمان قلبی و محبت هرگز دیدنی نیست پس ولایت امتحان خلوص هر بنده ای است. پس در قرآن هم نام مبارک 12 امام معصوم صلوات الله علیهم اجمعین بظاهر نیامده و نام مبارک خانم فاطمه زهرا سیده نساء العالمین صلوات الله علیهم اجمعین هم نیامده فقط نام مبارک پیامبر بزرگوار محمد صلی اله علیه و آله و سلم 4 بار آمده. همانطور که در اوایل همین درس سر عدد یک را نوشته ام.

تکرار 4 بار در قرآن کریم هم سر کل اسماء 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است. همانطور که در تعریف الف گفته شد. مقام الف مقام کنز و وصل کننده و موصول ، گنج مخلوقاست و حروف است. پس در تغییرات علت و معلول حکمت کلمات و حروف را ظاهر می کند. در قیامت پروردگار عالم حساب بندگانش را تک تک رسیدگی می کند و برای او هیچ گونه سختی ندارد چنانچه خود را سریع الحساب می نامند. در دنیا هم پروردگار عالم در سوره مبارکه زمر آیه مبارکه می فرماید خلقکم من نفس واحده ثم جعل منها زوجها. او شما را از نفسی واحد آفرید. سپس زوجش را از (نوع) آن پدید آورد.

پس خلقت از یک نفس خلق شده است و هر نفس در دنیا مسئول تکالیف خود است و خود در رهن اعمال خود قرار می گیردو باید جوابگوی اعمال خود باشد. جالب است که انسان در کثرات اعمال باید دائماً متوجه خدای یکتای خود باشد فقط برای او عبادت کند و فقط از او کمک بخواهد. ایاک نعبد و ایاک نستعین. از شرک و نفاق بپرهیزید. ما شیعیان اعتقاد قلبی به خداوند احد و واحد و بی همتا داریم لا اله الا هو لا اله الا الله . دین ما دین برگزیده پروردگار عالم اسلام است. سوره مبارکه آل عمران (آیه مبارکه 19)ان الذین عندالله الا سلام و ما اختلف الذین اوتو الکتاب الامن بعد ما جائهم العلم بغیا بینهم و من یکفر بایات الله فان الله سریع الحساب.

در حقیقت دین در نزد خدا همان اسلام است و اهل کتاب در آن اختلاف نکرده اند مگر پس آنکه به حقلنیت آن پی بردند آن هم بخاطر حسد و رقلبت میان خویش و هر که به آیات خدا کافر شود(بداند که) خدا سریع الحساب است.

کتاب آسمانی ما بالاترترین معجزه پروردگار عالم است. زیرا تمام کتابهای آسمانی کتاب الله است اما قرآنعزیز ما هم کتاب الله است و هم کلام الله. همانطور که می دانید به فرموده روردگار عالم در کتاب تورات و انجیل دست برده شده اما قرآن چون کلام خالق است هرگز مخلوق در آن نفوذی ندارد. و در چندین آیه پروردگار عالم تا قیامت قرآن را به مسابقه گذاشته و فرموده هرکس بتواند آیاتی مثل قرآن بیاورد او می تواند ادعا داشته باشد و پروردگار عالم فرمود ما خود حافظ قرآن هستیم.

پیامبر بزرگوار (ما کان محمد(ص) ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله خاتم النبین و کان الله بکل شیء علیما سوره احزاب آیه 40) محمد مصطفی صلی الله علیه و آله پدر هیچ یک از مزدان شما نیست و لیکن فرستاده خدا و خدا داناست. سید المرسلین و خاتم النبین است. و مقام نبوت او که هم نبی است و هم امام است و هم ولی است و هم رسول. حبیب الله او در سر حقیقت خلقت اول مخلوق و سر او حقیقت محمدی است صلوات الله علیهم اجمعین . اهل بیت او برگزیده پروردگار عالم است که در مقام اهل بیت محترمش در سوره مبارکه احزاب آیه(33) فرمود: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرهم تطهیرا.

اینست و جز این نیست که پروردگار عالم اراده فرمود آلودگی را از شما اهل بیت بزداید و شما را کاملاً پاکیزه گرداند. و خداوند پیامبر بزرگوارمان را در قرآن سوره مبارکه احزاب آیه 21 اسوه حسنه می نامند. و عجل فرجهم اللهم صل علی محمد و آل محمد

لقد کان رسول الله (ص) اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخرو ذکر الله کثیراً. قطعاً برای شما در (رفتار) رسول خدا سر مشقی نیکوست. برای کسی که به خدا و روز واپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد می کند. و فقط در مقام پیامبر بزرگوار پیامبر بزرگوارمان پروردگار عالم ذکر صلوات را امر فرمود.

سوره مبارکه احزاب آیه مبارکه 56 ان الله ملائکته یصلون علی النبی یا ایا الذین آمنو صلوا علیه و سلموا تسلیما.

بی گمان خدا و فرشتگان او بر پیامبر درود می فرستند. ای کسانیکه ایمان آورده اید بر او درود فرستید و سلام گوئید سلامی (شایسته و تسلیم فرمان او باشید) و خداوند درباره اش فرمود. هو الذی یصلی الی النور و کان با المومنین رحیماً.(سوره مبارکه احزاب آیه 43) اوست که بر شما درود می فرستد و فرشتگان او نیزه تا شما را از تاریکی ها یه سوی روشنائی بیرون آورد و او به مومنان مهربان است.

وجود مقدس امیرالمومنین علی بن ابی طالب سید الوصین صلوات الله علیهم اجمعین سید اوصیاء نبین است. و وجود مقدس امام اول ما شیعیان است. اوست که مولا الموحدین و مولای متقیان است. اوست که قسیم النار و الجنه و اوست که میزان و صراط حق است. حروف مقطعه قرآن را بدون تکرار نوشتند و به صراحت ظاهر شد . صراط علی حق نمساکه. او اول شهید محراب و اول مظلوم عالم و اول کسی است که بصورت علنی دین اسلام آورد. اولین مردی است با پیامبر بزرگوار(ص) نماز بجا آورد.و اول کسی است در راه حق جهاد کرد. و تنها کسی است که هم کفو و همسر دختر پیامبر فاطمه زهرا صلوات الله علیهم اجمعین است. او تنها کسی است مقام امیری در عالم داردو او صاحب ذوالفقار است. لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار. و او پدر یازده فرند معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است.

خانم دو عالم فاطمه زهرا(س) سیده نساء عالمین او که قره عین نبی و بنت محمد مصطفی (ص) و عطیه عالم در وجود مقدس 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین 13 نور مقدس آقا هستند. فقط یک خانم است که وجود مقدس 14=13+1 می شود عدد یک برابر الف و عدد 13 جایگاه (م) می شود ام=م+ا (14=13+1) ایشان ام الائمه . ام المومنین است وجود مقدس تنها فرزند پیامبر اکرم (ص) بعد از مبعوث شدنشان است. و ایشان مادر یازده فرزند معصوم صلوات الله علیهم اجمعین و همسر هم کفو امیرالمومنین لی علیه السلام است او که در مقامش پروردگار عالم سوره مبارکه کوثر نازل فرمود. و ایشان تنها عطیه عالم نامید. انا اعطیناک الکوثر. نام مبارک قرآن کوثر است. اطمه (س) حقیقت آن و نام مخصوص او که فاطمه (س) که پروردگار عالم فرمود من فاطر هستم و من نام فاطمه را از نام خود گذاشتم. وجود مقدس واسطه خلقت تنها کسی که پروردگار عالم قبل از خلقتش او را امتحان کرد و او قبول شد و او صابر بود. وجود مقدس خانم باطن اسم نساء است. پیامبر بزرگوار (ص) می فرماید فاطمه بضعه منی. فاطمه پاره تن من است این معنای ظاهری ولی عمق معنی اینست که فاطمه بضاعت من است او خود ظاهر گنج الف است فاطمه میوه (الف) هزار دانه الف است. وجود مقدسش همانطور که در کتاب آب نوشته ام(مراجعه شود) حقیقت وجودش حقیقت آب. خداوند مهربان در قرآن فرمود: کل شی حی من الماء. در ظاهر آب مهریه اوست.

امام حسن علیه السلام صلوات الله علیهم اجمعین وجود مقدسش سبزپوش آل پیامبر سید جوانان بهشت است. وجود مقدس آقا اکبر اهل بیت پیامبر صلوات الله علیهم اجمعین است. و ایشان نتیجه زحمات پیامبران از حضرت آدم علیه السلام و او صیانشان تا وجود قدس پیامبر اعظم رسول اکرم(ص) و حضرت علی (ع) و فاطمه زهرا صلوات الله علیهم اجمعین یعنی بوجود آقا امام حسن علیه السلام در خت طیبه که در کتاب مبارک قرآن آمده است. شجره طیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء. بزی خود را جلوه داد و شاخه و برگ ولایت داد و روی این سبزی هاست که گل و میوه ظاهر می شود زیرا ادامه شاخه سبز گل می شود و گل میوه پس حسین صلوات الله علیهم اجمعین است یعنی امام حسن و امام حسین علیه السلام زیرا ذریه های معصوم در بطن امام حسین است که همان نه ذریه است.

در قرآن کریم تمام اعمال و افعال و احکام و خلاصه زندگی سالم در دنیا و آخرت را به حسن تعریف می کند. مثل اینکه می فرماید از خداوند مهربان بخواهید ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار (آیه 201 سوره بقره) پروردگارا در دنیا به ما بهره ای نیکو که خوشایند توست و در اخرت نیز بهره ای نیکو که خود می پسندی عطا فرما و ما را از عذاب آتش دوزخ نگهدار. پروردگار عالم برای وام دادن به کسی می فرماید. در سوره مبارکه انعام پروردگار عالم می فرماید: و جاء بالحسنه عشرا مثالها.

اگر با خود عمل حسنه (تا دم قبر) بیاوری ده برابر پاداش می دهیم خیلی معنی دارد. با عرفان درس الف که گفته شد عدد 10 را مطالعه کنید یعنی همه نعمتها را بتو می دهم و در اخر مجرای حسن یعنی الف وجود باید سالم به آخرت منتقل شود تا میوه 1000 دانه آنجا بدست ما برسد. یعنی عمل باید سبز بماند. بهترین عمل نماز است مجرای نماز الف عالم وجود است یعنی امام زمان صلوات الله علیهم اجمعین. انسان در سجاده عبادت با نماز به امام خود وصل می شود. اینجا لازم به توضیح است که تمام عالم از سر تا سفل واسطه الف وجود است.

در این مجرا که انا الله و انا الیه راجعون است. تمام روزی و تمام اراده و مشیت پروردگار عالم و تمام برکات و السماء الحسنی و عنایات تجلی و ظهور دارد. این باطن که مجرای وحی نامیده می شود واسطه رزق واسطه به پروردگار عالم است که در واقع وجود مقدس آقای امام زمان صلوات الله علیهم اجمعین است این باطن (حسن علیه السلام است) و آقای ما وصی الحسن صلوات الله علیهم اجمعین است در این باطن که حقیقت طهارت است و حقیقت آب است و حقیقت تربت است و مجرای توحید است که عالم همه مجرا و مجلی است.

اینجا محل تسبیح است. یسبح لله ما فی السماوات . الارض. پس مجرای سبحان است. تنزیه است. مجرای تسهیل است یعنی عبادت برای لا اله الا الله است. یعنی حمد پروردگار عالم و مجرای تکبیر الله اکبر است. در این مجرا طهارت محض است. آن وجود نازنین امام زمان است مطهر و طاهر محض. پس ان عزیزان بصورت ظاهر هرگز بدون وضو و بدون غسل نیستند یعنی در باطن خودش وضو است و خودش غسل است و خودش آب طهارت و خودش عین تربت تطهیر است. پس اگر ما بخواهیم وصل به این مجرا بشویم باید با وضو باشیم باید غسل کرده شویم زیرا مانعهای الف وجودمان باید برداشته شود تا با الف وجودمان که خدای مهربان به ما منت گذاشته داده که گنج انفال ماست. با او وصل می شویم. انفال همان حروف الف است گنج خدادادی. ما حیوانیت داریم و ما به شرف السلام تطهیر شدیم و با احکام اسلام و قرآن عزیز به طهارت رسیدن و وصل شدن به خلیفه خدا حجت خدا بواسطه این عزیزان به پروردگار و رب مهربانمان وصل می شویم همانطور که وضو و غسل ما باطل می شود دوباره باید تکرار کنیم و طهارتمان را بدست بیاوریم. غفلت و گناه بر ما احاطه دارد. باید بکوشیم دائم الوضوا باشیم. دائم الغسل باشیم. دائم الذکر باشیم پس نتیجه همانطور که گفته شد باید سبزی انسانیت را به آخرت منتقل کنیم تا آیه مبارکه برای ما معنی شود. و جاء بالحسنه عشرامثالها . وجود مقدس آقا امام حسین علیه السلام.

ایشان هم همان حسن علیه السلام است. وجود مقدس ایشان در یک شهر است. سید الشهدا کسی که در این دنیا باب طهارت الف وجود ما را از باطن به ظاهر می آورد. یعنی عین ظاهرمان را به طهارت الف باطن خود ما شستشو می دهد و ما را عین پاک به آن دنیا منتقل می کند. یعنی انسان به تبعیت آقا امام حسین علیه السلام در میدان جنگ قلب به میم می شود. یعنی غسل نمی خواهد و کفن نمی خواهد نماز نمی خواهد. چون خودش به نماز واقعی رسیده است یعنی خود به الف وجود رسیده و مولفه دیگران شد. کاملتر در کتاب عرفان اربعین نوشته شده است. آقا ابا لحسن علی بن الحسین علیه السلام مقام سید الساجدین است.

امام ابا جعفر باقر علم النبین صلوات الله علیهم اجمعین شکافنده علوم و سید عالمهای علوم و سید شکافننده علوم است. او کسی است که را به گنج وجود رسیدن خودمان را به ما آموخت و شاخه های علوم را باز کرد. و علم نافع را که تا قیامت علم که نور است از ما جدا نشود به ما آموخت.

ابا عبد الله جعفر صادق صلوات الله علیهم اجمعین سید الصادقین و وصل کننده انوار شعاع صدق به تمام صادقین. رئیس مذهب شیعه. مجرای صدق همان الف وجود است. یعنی وجود مقدس راه وصل شدن به الف وجود را که مجرای صدق است ظاهر کرد و ما را به عروج به مخزن صدق رسانید.

امام ابا الحسن ابا ابراهیم موسی بن جعفر عزیزما این که لقب و اسم دو پیامبر را دارد. موسی علیه السلام ایشان ابا ابراهیم است به یک معنی عرب می فرماید زینب حضرت ابراهیم است. در این دنیا که همه ما در (یا) ی انتخاب هستیم باید با مدرک موسوی از دنیا برویم. زیرا کلمه موسی یعنی از آب گرفته شده آن هنگام که بدن ما در تابوت روی موج دریای دنیا روی دستها می رود آنگاه باید مدال موسوی بگیریم تا امام موسی بن جعفر الکاظم صلوات الله علیهم اجمعین ما را از آب دریای دنیا گرفته و به ساحل نجات دار السلام نزد پدر بزرگوارش ببرد. انشاء الله باید به لقب مبارک ابا ابراهیم او وصل شویم تا شیعه واقعی او باشیم زیرا همانطور که می دانید آتش غضب کافران و نمرودیان برای ابراهیم برد وسلا ما شد یعنی خنک و آرامش بخش شد و در نهایت گلستان شد و به رضای خدا رسید. اما ما در این دوره آخر زمان باید بدست مبارک آقا ابا ابراهیم آتش غضب پروردگار عالم دنیا و آخرت باید به برداً و سلاما برسد و با شیعه و محب شدن به این عزیزان به رضای خدا برسیم.

پس از وجود مقدس آقا امام و مولایمان موسی بن جعفر الکاظم صلوات الله علیهم اجمعین پروردگار عالم دو بال ملکوتی به شیعیان می دهد. تا به مجرای توحید و بندگی همان گنج الف برسیم تا از زندان نفس قبل از اینکه به زندان قبر برویم پرواز کنیم تا به عالم قرب و لقاء الله با رو سفید برسیمو انشاء الله الهم ارزقنی.

وجود یک آقا ابا الحسن علی بن موسی الرضا المرتضی صلوات الله علیهم اجمعین ثامن الائمه. تمام باطن الف، حقیقتی قیمتی دارد که با هیچ ارزشی قابل مقایسه نیست. ثامن ریشه اش ثمن است یعنی گرانبعای گرانبهاها. ارزشی که با آن میتوانید بهشت را بخرید و آن ثمن رضا است. بابی انت و می و نفسی و مالی و اولادی.

رضا محور، مجرای الف است چنانچه همه مخلوق ب رضای او خلق و ظهور شده اند و مخلوق فقط بوسیله رضای خدا به قرب او می رسد. جالب است که بگویم در 25 ذیقعد پروردگار عالم اراده و مشتش قرار گرفت به خلقت حقیقت باطن الف مجرای رضای خود در دنیا که خلقت خشکی است روی آب. اینجا زیر خانه خدا است و خشکی در اینجا متولد شد و حوالارض شد. از اینجا خشکی بر تمام کره زمین به امر او کشیده شد. نام خشکی ارض شد. عدد ابجد کلمه ارض (1001) است برابر اسم مبارک رضا(ع) چون حروف رضا برابر حروف ارض. این نقطه شد قبله و این جایگاه شد بیت الله کعبه. اینجا جایی است که تمام بندگان باید رو به این قبله کنند تا عباداتشان قبول شود و مخصوص نماز چون جان این قبله رضاست و روح آن علی مرتضی صلوات الله علیهم اجمعین مولود کعبه جان این باطن همان الف اسرار است. و این جایگاه امام زمان صلوات الله علیهم اجمعین که او حقیقت نماز و امام نماز و واصل کننده عبادات بندگان به خدا پس عمل اگر بخواهد به رضای خدا برسد باید به امام زمان صلوات الله علیهم اجمعین باشد. این حقیقت ثمن است و این همان مقام یک استو در مقام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیهم اجمعین(کامل درس در عدد 8 می آید). وجود یک امام نهم ابا جعفر محمد تقی جواد الائمه صلوات الله علیهم اجمعین.

وجود مقدس آقا سید جواد. جوادی هستند کینه مبارکشان ابا جعفر است. ربها به شتری که سینه اش پرشیر است. و زیاد شیر می دهد جعفر می گویند. آقا ملقب به ابا جعفر هستند یعنی از ایشان روزی جوادی بیشتر نیست روزق جواد همان رزقی است که هم نیازهای دنیا را بر طرف می کند و هم نیازهای آخرت را و هرگز تا این وجودهای مقدس هستند شیعیان نباید نا امید شوند. جالب اینکه نیاز برای انسان چه دنیا و چه آخرت تمام نشدنی است تا روزی که انسان به کنز یا به گنج وجود که همان الف است دست پیدا کند. وجود مقدس جواد الائمه صلوات الله علیهم اجمعین وصل کننده شیعیان ومحبین به گنج وجود است که او جواد است وجود او وصل به اجود الا جودین(ذات اقدس پروردگار عالم) است.

خداوند متعال جل جلال شانه در چهار ماه و ده روز جنین در شکم مادر می فرماید: انی نفحت فیه من روحی . خداوند می فرماید من از روح خودم به آن دمیدم. تفسیر خیلی سخت است اما احتمال از معنا همان توصیفی که از اف اول این درس نوشته شد پروردگار عالم این گنج را به انسان اهدا فرمود. و انسان هدف خلقت قرار گرفت و خلیفه الله مقام گرفت. (اول منظور انسان کامل 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین و دوم پیامبران بزرگوار 124000 نفر و اوصیاء بعد علما و مومنان و بعد همه انسانهای قابل)

امام مرتبه یک – سینا و مولانا ابا الحسن علی بن محمد النقی صلوات الله علیهم اجمعین. وجود وقدس آقا آخرین کسی که لقب اباالحسن دارد و نام مبارکش علی (ع) است. و او سید اولیاء هادی النقی است. وجود مقدسش شیعیان و محبین را راه نمایی و هدایت می کند به راه صراط مستقیم است و این هدایت از ظاهر به باطن است و هدایت به گنج وجود یعنی رسیدن به الف وجود بوسیله این هدایت انسان باید پا روی هوای نفس و نفس حیوانی خویش گذاشته تا به هدایت قلبی برای رضای خدا و قرب او برسد. امام هادی علیه السلام تقوی نزدیک و تقوی متکلم را بعنوان راه برد زندگی هر شخصی ظاهر می کند. هر کس باید خود الگو شود. و سعی کند به تکلیف شرعی و عرفی خود بخوبی انجام وظیفه کند. در جامعه هر کس هادی خود باشد و هدایت را بطور کامل بگیرد. جامعه سالم می شود. نتیجه اینکه از هدایت شدن هر کدام ما آثاری است که نه تنها دنیای ما بهشت می شود. سبز و آباد می شود. عمران نصیب ما می شود ما به گنج آخرتی خودمان که همان بهشت رضوان الهی است که همان الف وجود و جایگاه بقرب رسیدن و رضای خداست می رسیم. هدایت ظاهری ما رابه سر منزل سعادت اخروی می رساند. این یکی از بالاترین راه کارهایی است که ما بتوانیم به تنزیه و تکمیل اخلاقیات خود برسیم.

تقوی یعنی پرهیزکاری اما از ریشه باید قوی بشویم تا (ریشه تقوی وقی است در فعل امر می شود (ق) یعنی نگهدار). بتوانیم قدرت نگهداری هوای نفس خود را برای رضای خدا داشته باشیم تا حدود خداوند در مرز انسانیت و بندگی ما براب او حفظ شد. پس باید شیعه امام تقی الجواد باشیم و اگر بخواهیم شیعه امام نقی باشیم دائماً به خودمان بگوییم من باید قوی شوم و من باید دین و ایمان و هدایتم را تا به رسیدن گنج وجودم نگهدارم پس امام هادی راه دشوار هدایت واقعی را نشان داد تا شیعیان و محبین واقعی به گنج الف خود هدایت شوند تا با شیعه شدن امام یازدهم امام حسن عسکری علیه السلام شاخه سبز الف وجود خود را به زیبایی سبز ببینند. اما یک ابا محمد حسن بن علی زکی العسکری صلوات الله علیهم اجمعین طی مسیر بنده از شکفته شدن دانه انسانی تا رسیدن به ساقه و شاخه پر برگ و تبدیل به گل و میوه. حقیقتاً خروج از کلمات به نور است. انسان با اراده و عاقل و دانا و عبد و عبید پروردگار عالم و شیعه و محب بوده به وجود مقدس معصومین صلوات الله علیهم اجمعین. باید درخت ایمانش را ریشه اش را اصلاح کند تا سالم بماند و رشد کند. ساقه و شاخه اش حسن شود سلامت آن زکی می شود.

سیر ظهور عالم از عالم سر به عالم ظهور از بطن حقیقت الف وجود از حسن اباالحسن(ع) تا حسن(وصی الحسن) صلوات الله علیهم اجمعین است. سر الی حق من الخلق که همیشه سبز و دائمی است. این سر را پروردگار عالم به همه انسانها عنایت اما سیرمن الخلق الی حق سیری است که هر انسانی باید دست استمداد خود را وصل به دامن 12 امام و چهارده معصوم صلوات الله علیهم اجمعین وصل کند یعنی همان عروه الوثقی و ریسمان حبل الله تا از بطن ظلمات مادی حیوانی به نور انسانی و حقیقت خلیفه الهی شدن برسیم. از این سیر هم باید وصل به وجود مقدس وصی الحسن صلوات الله علیهم اجمعین بشویم تا ابا الحسن امیرالمومنین موسی الموحدین صلوات الله علیهم اجمعین.(در درس عرفان نماز عشا آمده است)

وجود مقدس امام عسگری علیه السلام همانطور که از نام مبارکش پیداست عسگری یعنی ایشان در میان لشکر و در پادگاننظامی محصور بودند چون می دانست از احادیث نبوی که خداوند متعال فرزندی به آقا امام حسن عسگری(ع) می دهد که ریشه ظلم را می کند و دنیا را اصلاح کرده و حق مستضعفین را به آنها بر می گرداند. ایشان فکر می کرد اگر ایشان را در پادگان نگه دارد و زیر نظر داشته باشد مانع بدنیا آمدن آقازاده بشود. اما پروردگار عالم اراده و مشیت خود را بدون اینکه کسی بتواند موثر باشد به وجود مقدس ایشان و به تمام جهان اسلام منت گذاشت و بدنیا آورد. یکی از معجزات اینست ما در بزرگواریشان خانم نرگس خاتون(ع) بصورت معجزه در یک رویای صادقانه به عقد آقا امام عسگری (ع) درآمد.(در کتاب مهدی موعود از علامه مجلسی و شاخه گل محمدی صلوات الله علیهم اجمعین گل همیشه بهار الی یوم القیامه) بوجود آقا امام حسن عسگری علیه السلام بدنیا آمد امیدوارم خداوند کریم و رحیم فرج آقایمان را برساند.

اما لقب مقدس امام عسگری علیه السلام ابا محمد است صلوات الله علیهم اجمعین است این عزیز زینت پیامبر خوانده شده اند زیرا اهداف وجود مقدس آقا رسول الله(ص) از دامن ایشان سبز شد. زیرا هدف نهایی پیامبران و امامان معصوم صلوات الله علیهم اجمعین ظهور وجود مقدس مهدی موعود امام المنتظر صاحب عصر و الزمان عجل الله تعالی فرجه شریفه بوده است.

وجود مبارک یک تک گل محمدی صلوات الله علیهم اجمعین گل همیشه بهار ولایت و رسالت. مهدی صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریفه. ایشان کسی است که ریشه ظلمها و ظلمتها را کنده و حجابها را کنار زده و تمام انسانها را به حق و اصل کرده و در محور رضای خداوند متعال به جان الف وجودهای خودشان می رساند. یعنی گنج ها آشکار می شود هرکس به قدر خود می رسد و قدرشناس می شود حتی زمینها گنج های خود را بیرون می ریزند. علمها آشکار می شود همانطور که در احادیث است تا بحال 2 قسمت از علوم ظاهر شده 26 قسمت آن به وجود مقدسش ظاهر می شود. بهشتی که پروردگار عالم حضرت آدم و حوا سلام الله علیهما را در آن خلق کرده بود دوباره برای تمام انسانها آغوش گشوده و دنیا برای اهلش برداً و سلاما می شود. چشمه ها بهترین نوشیدنی های خود را بیرون می ریزند و آنچه زیبایی و حسن جمال و کمالات بر آن امام همام عرضه می شود اوست سلیمان وجود است و اوست یوشف زهرا جمال ها بر او ساجدند. جلال ها عاجز کمال ها در پی بالیدن خاضعه و عالم در مقابلش خاشع او قائم آل محمد است اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. او که در قیام خود به اذن خداوند رب العالمین را از سر تا ظهور افشا می کند. او که وجودش یک است کل کثرات بر او ظهور می شود و کل کثرات بر او ساجد و او بر خدای بی همتا عبد و عابد خالص. او امام متقین و مومنین است.

به امید ظهور هر چه زودتر او. اللهم ارنی طلعت الرشیده و غره الحمیده

ما مفتخریم به وجود تمام پیامبران و معصومین صلوات الله علیهم اجمعین که همه راهنمایان دلسوز ما هستند و تاج افتخار ما در دنیا و آخرت هستند. در واقع همه بندگان خالص راه ارتباط خود را از روی خلوص از الف وجود خود به الف هستی پیوند می زنند تا همیشه قانت باشد و در اخرت به جنات تجری .

استفاده هایی از الف

سکاکی در کتاب خود در مورد خواص حروف آورده است . الف. هر که با مداد پیش از انکه با کسی سخن گوید صد بار الف را بخواند و همین عدد الف را بنویسد. صاحب نعمت شود و با خود داشته باشد فائده برایش دارد. از تبلیغات محفوظ ماند و هیچ کس به او نتواند ضرر برساند. البته باید فهمید که هر حرفی از حروف خواصی دارد همانطوری که با تلفظ در شنیدن اثر می گذاردو در نقش و ظاهر و ترکیب نیز اثر دارد.

الف. نمایشگر هزاران اسرار و رموز است و بقیه حروف از الف موجود است در قرآن کریم 48892 الف آمده است. اگر این عدد را (اعدادش را جمع کنیم) می شود 31 برابر کلمه (لا) که توحید است و مجرای لا اله الا الله در جایگاه عددی لا در حروف عددش می شود 13 یعنی جایگاه حرف (م) که عدد ابجدش 40 است. پس اگر 4=3+1 جمع کنیم عدد 4 پایه عدد 10 می شود یعنی 10=4+3+2+1 پس باطن عدد 10 همان یک است (همانطور که نوشته شد) پس تعداد الفهای قرآن کریم در واقع سیر حرف الف است. الله و اعلم . هرکس سه (ااا) شب جمعه نویسد با خود دارد نزد اکابر عزیز و محبوب گردد و دلش صاف و حوائجش برآید وقت نوشتن. این دو اسم را بخواند سبحان الله یا لا اله الا انت و هر صبح پیش از آنکه با کسی صحبت نماید 1000 بار (آ) گوید مال بی حساب به او رسد. و اگر 1000 مرتبه (آ) بنویسد و با خود دارد چنان باشد که اموال و ثروت بی حساب به او می رسد و حروف مقطعه اسراری دارد که همه نمی فهمند شاید الف اشاره به (اله) و (الله) و (اکبر) و (اعلی) و (امر) و (احد) می باشد. مانند کهیعص که اشاره به کربلا و غیره می باشد.  

      منبع: سایت لب الالباب(عذرا شفایی)

خواندن 2455 دفعه

نظر دادن

تماس با ما

اصفهان، شهرک امیریه، خیابان هفتم، فرعی سوم، پلاک 7

03137800803 - 09131649893 - 09131036850

03137800803

 

 آپاراتسروشتلگرامinsta1

logo-samandehi