ورود

عضویت




Search - K2 Improved Search Plugin by Offlajn
جستجو -مجموعه ها
جستجو - تماس ها
جستجو - محتوا
جستجو - خبرخوان ها
جستجو - وب لینک ها
مکان شما:صفحه اصلی»معاد شناسی»قیامت»پرسش و پاسخ

پرسش و پاسخ

كلمه شفاعت از ريشه شفع ، به معني جفت گرفته شده است و نقطه مقابل آن ( ( وتر ) ) به معني تك و تنها است . سپس به ضميمه شدن فرد برتر وقوي تري براي كمك به فرد ضعيف تر اطلاق گرديده است ، ( تفسير نمونه ، ج 1، ص 224 ) . لفظ شفاعت در عرف و شرع به دو معني متفاوت گفته مي شود : 1- شفاعت در لسان عامه به اين معنا است كه شخص شفيع ازموقعيت و شخصيت و نفوذ خود استفاده كرده و نظر شخص صاحب قدرت رادر مورد مجازات زيردستان عوض كند .2- مفهوم ديگر شفاعت بر محوردگرگوني و تغيير موضع شفاعت شونده دور مي زند، يعني شخص شفاعت شونده موجباتي را فراهم سازد كه از يك وضع نامطلوب و در خور كيفر بيرون آمده و به وسيله ارتباط با شفيع خود را در وضع مطلوبي قرار دهدكه شايسته ومستحق بخشودگي گردد و شفاعت در اسلام از اين نوع مي باشد و شفاعت دراسلام هميشه از بالا به پايين است .

براى روشن شدن پاسخ صحيح و معقول لازم است، به دو نكته مهم توجه كنيم:

نكته اول. سنخيت روح و بدن؛ذرات بدنى انسان، داراى يك ارتباط تكوينى با روح است كه اين ارتباط، معلول اتحادى است كه در زندگى دنيايى با تعلق روح به بدن پيش مى‏آيد؛ يعنى، با تعلق روح به بدن در دنيا، اتحاد خاصى ميان آن دو به وجود مى‏آيد و با ادامه اين تعلق تا پايان عمر دنيايى هر انسان، وابستگى روح و بدن به يكديگر شديدتر و كامل‏تر شده و تثبيت مى‏شود و در نتيجه، ارتباط مخصوصى ميان روح و بدن تحقق مى‏يابد.
اين نحوه اتحاد به صورتى است كه آثار روح در بدن و خصوصيات بدن در روح اثر مى‏گذارد. اين نوع ارتباط و سنخيت و وجود يك سلسله خصوصيات مشترك ميان روح و بدن - كه آن دو را به يكديگر مرتبط كرده و پيوند مى‏دهد - يك امر تكوينى و واقعى است.

قرآن و روايات به طور صريح اعلام مى‏دارد كه تنها اسلام و تشيع كه همان حقيقت اسلام ناب است از افراد پذيرفته مى‏شود و اين به معناى آن نيست كه همه مسلمانان و شيعيان اسمى وارد بهشت مى‏شوند؛ شرط رفتن به بهشت از نظر قرآن كريم ايمان و عمل صالح است.

اما در مورد افراد ديگر اديان و مذاهب بايد گفت: آنان به سه دسته تقسيم مى‏شوند كه هر يك حكمى جداگانه دارند:
يك. با اسلام و تشيع آشنا شده؛ ولى به دليل تعصّب يا عناد و لجاجت از پذيرفتن آن سرباز مى‏زنند. چنين افرادى به فرموده قرآن كريم اهل جهنم‏اند.
دو. با اسلام و تشيع آشنا نيستند؛ ولى در جهالت خود مقصراند؛ يعنى، از وجود دينى به نام اسلام يا مذهبى به نام تشيع مطلع‏اند؛ ولى با وجود همه امكانات و شرايط لازم براى جست‏وجوى حقيقت اقدامى نمى‏كنند. چنين افرادى در حد تقصير خويش روز قيامت مجازات مى‏شوند.

در پاسخ به این پرسش به مطالب ذیل توجه نمایید :

1- عَنْ أَبِي ذَرٍّ عَنِ النَّبِيِّ ص قَالَ ثَلَاثَةٌ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ الْمَنَّانُ الَّذِي لَا يُعْطِي شَيْئاً إِلَّا بِمِنَّةٍ وَ الْمُسْبِلُ إِزَارَهُ وَ الْمُنَفِّقُ سِلْعَتَهُ بِالْحَلْفِ الْفَاجِر.
ابو ذر از پيامبر خدا (ص) نقل مى‏كند كه فرمود: خداوند با سه كس سخن نمى‏گويد: منّت گذار كه به كسى چيزى نمى‏دهد مگر اينكه منّت مى‏گذارد و كسى كه‏ دامن خود را رها سازد (دامنش بلند باشد و در زمين كشيده شود كه نشانه تكبر است) و كسى كه كالاى خود را با سوگند دروغ مى‏فروشد.
خصال صدوق-ترجمه جعفرى، ج‏1، ص: 269

بسيارى از آيات، بر وقوع و تحقّق شفاعت - فراتر از امكان - دلالت دارند. اين آيات نه تنها از وجود شافعان خبر مى‏دهد؛ بلكه مشخصات آنها را هم بيان مى‏كند: «يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلاً»؛ طه (20)، آيه 109. «در آن روز شفاعت سودى ندارد، مگر شفاعت كسى كه خداى رحمان به او اجازه داده و سخن او را پسنديده است». به كار بردن فعل ماضى در اين آيه، در اصطلاح ادبى بر حتمى بودن وقوع شفاعت دلالت دارد. آيه «لا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضى‏»؛ «شفاعت نمى‏كنند مگر براى كسى كه مورد پسند خداوند باشد»: انبياء (21)، آيه 28. شفاعت شوندگان را توصيف مى‏كند؛ يعنى، اصل وقوع شفاعت و وجود شفيعان امرى مسلم دانسته شده و به معرفى شفاعت شوندگان پرداخته است. روايات متواتر از نبى اكرم(ص) نيز بر وقوع و تحقق آن دلالت مى‏كند. به همين جهت شفاعت اولياى الهى در روز رستاخيز، امرى قطعى و ثابت و مورد اتفاق مسلمين است. يك. ديدگاه اهل سنت:

كوثر از ماده «كثرت» است كه بر اثر اضافه شدن «واو» معنى مبالغه پيدا كرده است. بنابراين كوثر يعنى بسيار زياد و فراوان و به همين دليل به مرد سخاوتمند و بسيار بخشنده نيز كوثر گفته مى‏شود. در متون اسلامى چنين آمده است كه: وقتى سوره «كوثر» بر نبى اكرم(ص) نازل گرديد، اميرمؤمنان(ع) از نبى اكرم(ص) سؤال كرد كه «كوثر» را براى ما توضيح بفرماييد كه چيست؟ حضرت(ص) فرمودند: «نهرى است در بهشت برين كه آبش بسيار زلال و شيرين و گوارا است» و در برخى از متون روايى آمده است كه اين نهر اختصاص به پيامبر بزرگوار اسلام(ص) دارد و هم‏چنين در برخى از متون اسلامى آمده است كه نبى اكرم(ص) به اميرمؤمنان دست زدند و فرمودند: «اين نهر براى من و تو و دوستداران تو بعد از من است».

معراج و معاد، هم جسمانى است و هم روحانى. در جريان معاد حتماً حسّ، چشم و گوش هست ولى خدا جسم نيست كه ديده شود. انسان با چشم خود ظاهر اشياء مادى را مى‏بيند ولى از ديدن باطن اشياء مادى هم ناتوان است چه رسد به ديدن موجودات غير مادى. بنابراين درست است كه معاد جسمانى است اما انسان، خدا را با جان خود درك مى‏كند. قرآن كريم فرمود: «لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ»؛ سوره انعام(6): آيه 103. چشم‏ها خدا را نمى‏بيند و خدا چشم‏ها را مى‏بيند و او لطيف خبير است.اين آيه چهار قسمت دارد.

صله رحم هر کار وعملي است که در عرف مردم بر پيوند و ارتباط با خويشان پدري و مادري هر با چند واسطه و هم چنين خويشاوندي از طريق اولاد دلالت کند و قطع رحم به معناي بريدن کامل با اين افراد و قطع ارتباط به صورت تمام عيار با چنين خويشان و وابستگاني است . پس هر کاري که در عرف پيوند را برساند هر چند کاري کوچک مانند سلام کردن ويا جواب سلام را خوب دادن و در روزگار ما تلفن کردن و پيام فرستادن باشد . حضرت صادق –ع- مي فرمايد : صله رحم و نيکي به برادران روحاني و ايماني حساب را در قيامت آسان مي کند و از گناه نگه مي دارد پس به نزديکان خود صله کنيد و به رادران خود نيکي کنيد هرچند به نيکي سلام کردن و نيک پاسخ دادن سلام باشد . ( گناهان کبيره ، شهيد دستغيب ، ج1 ، بحث 7 ، قطع رحم (.

پس از سپرى شدن برزخ، «قيامت» فرامى رسد. قيامت با نفخه صور آغاز مى‏گردد كه در آن، همه موجودات مدهوش مى‏شوند و مى‏ميرند؛ اين منزل اول قيامت است. پس از آن نفخه دوم دميده مى‏شود كه همه موجودات، هستى دوباره مى‏يابند و به محضر ربوبى وارد مى‏شوند و اين منزل دوم است و پس از آن صحنه قيامت و محشر برپا مى‏شود.ما در اين تحليل فقط به سرنوشت انسان‏ها در نفخه صور توجه مى‏كنيم.

پوست بدن، از انسان شكايت نمي كند بلكه عليه انسان شهادت مي دهد. و اين شهادت دادن مختص به پوست نيست بلكه همه ي اعضاي انسان در قيامت عليه انسان شهادت مي دهند. خداوند متعال مي فرمايد:

« و روزى كه دشمنان خدا به سوى آتش گردآورى و سپس يكجا بازداشت مى‏شوند،
تا زمانى كه نزد آن بيايند، گوششان و ديدگانشان و پوستشان به آنچه مى‏كرده‏اند بر ضدّشان گواهى دهند.
و به پوست خود مى‏گويند: چرا بر ضدّ ما شهادت داديد؟ گويند: همان خدايى كه هر چيز را به سخن مى‏آورد، ما را به سخن آورده و او نخستين بار شما را آفريد و به سوى او برگردانده مى‏شويد.

صفحه1 از5

تماس با ما

اصفهان، شهرک امیریه، خیابان هفتم، فرعی سوم، پلاک 7

03137800803 - 09131649893 - 09131036850

03137800803

 

 آپاراتسروشتلگرامinsta1

logo-samandehi