ورود

عضویت




Search - K2 Improved Search Plugin by Offlajn
جستجو -مجموعه ها
جستجو - تماس ها
جستجو - محتوا
جستجو - خبرخوان ها
جستجو - وب لینک ها
مکان شما:صفحه اصلی»معاد شناسی»بهشت»پرسش و پاسخ

پرسش و پاسخ

خداوند عالم هستى را چنان آفريده است و نظم داده است كه جن و انس بتوانند در زندگى خود از آن بهره‏مند شوند و قهرا عالم به دو قسمت و دو نشئه تقسيم مى‏شود يكى نشئه دنيا... و ديگرى نشئه آخرت... در نتيجه وقتى كه در هر دو بهره‏مندى باشد روشن مى‏شود كه عالم هستى اعم از دنيا و آخرت داراى نظام واحدى است تمامى اجزاء اين عالم با اجزاء آن عالم مرتبط است و اجزاء عالم هستى اركانى قديم دارد. اركانى كه يكديگر را اصلاح مى‏كنند. دنيا مايه تماميت آخرت و آخرت مايه تماميت دنيا است، (الميزان، ج 19، ص 40 - 183 با اندكى تغيير). با توجه به مطلب فوق انسان هم داراى دو عالم دنيا و آخرت است. طبيعى است كه خواست‏ها و نيازهاى او هم اين دنيايى و آن دنيايى است و لذت‏هايى را هم كه مى‏برد در هر دو دنياست حال كه آخرت را هم خدا برايش مهيا كرده است، بنابراين صفت‏هاى آن را هم بگويد و اين نحوه بيان هم جنبه تربيتى دارد و هم جنبه اخبارى. تربيتى آن به اين است كه در اينگونه مكان‏ها انسان لذتى روحانى مى‏برد و از طرفى براى او محسوس است تا جايى كه روايت شده «ثلاثة يذهبن عن قلب الحزن الماء والخضراء والجه الحسن؛ سه چيز اندوه را از قلب خارج مى‏سازد: آب، سبزه‏زار و روى نيكو». و از طرفى خودش نوعى تشبيه معقول به محسوس است و خود قرآن هم براى انسان نازل شده است و مى‏خواهد هر دو دنيا را به او بشناساند و جنبه اخبارى مسأله هم روشن است از نعمت‏هاى فراوان، زياد نام مى‏برند به هر حال هر كسى كه كار نيك انجام دهد و عمل صالح انجام دهد بايد از آينده اعمالش نيز با خبر باشد كه جزاء اعمالش چيست و البته قرآن با «جزاء وفاقا» مى‏فرمايد جزاء موافق عمل است و به اندازه عمل است اگر گناه باشد دوزخ و اگر خوب باشد بهشت و البته اعمال بهشت‏آفرين فراوان است و تكرار باغ‏هاى بهشتى كه در زير آن نهرها جارى است هم ممكن است از همين باب باشد.

درمورد سوره انعام چنین مطلبی نیافتیم ولی در مورد سوره عنکبوت حضرت صادق (ع )می فرماید : من قرأ سورة العنكبوت و الروم في شهر رمضان ليلة ثلاث و عشرين فهو و الله يا أبا محمد من أهل الجنة....؛ هر کس سوره عنکبوت و روم را در شب 23 ماه رمضان بخواند سوگند به خدا از اهل بهشت است .

مطلب مهم این است که وعده بهشت در این موارد به معنای وجود مقتضی است نه علت تامه ، یعنی زمینه به بهشت رفتن برای چنین کسانی مهیا تر و آماده تر است ولی در عین حال باید موانع موجود بر سر راه ورود به بهشت بر طرف گردد . در مرود برخی زیارات مانند زیارت امام حسین و امام رضا و حضرت معصومه –ع- نیز اگر با شناخت و معرفت آنها همراه باشد وعده بهشت داده شده است .

کسي که حق الناس به عهده دارد اگر ادا نکند بعد ازتحمل مشکلات وتصفيه شدن اگر از جهت ساير اعمال مشکلي نداشته باشد وارد بهشت مي شود

فرق است بين عاقبت به خير شدن و اينکه مشکلي نداشته باشد ممکن است عاقبت به خير شود ولي مشکلات برزخ را هم داشته باشد کما اينکه داستانهاي مختلف که نقل شده آدم هاي خوبي بودند به خاطر کمترين حق الناس گرفتار شدند- علاوه ما اطلاعي از قبر و قيامت آنها نداريم که در اين مراحل چه گذشته است.
اگر کسي به حقيقت تصميم به توبه گرفت و در اين مسير قرار گرفت، خداوند او را کمک مي کند و اگر مراتب توبه را درست پيمود و نتوانست برخي از حق الناس ها را ادا کند، خداوند متعال خودش پاسخگو مي گردد و آن شخص را که نتوانستي حق او را ادا کني خداوند او را از تو راضي مي سازد و اگر در اين جهان مي توانستي حق او را بدهي ولي شرم کردي و ندادي، اين مي رساند که توبه تو کامل نيست و اگر توبه کامل نشد در جهان ديگر کيفر خواهي ديد. بنابراين اگر حق کسي را خورده اي حتما آن را اداء بکن و اگر قدرت اداي آن را نداري و توبه کامل داشته باشي خداوند خودش کمک مي کند.حق‏الناس؛ آنچه از حقوق مالي مردم را ضايع نموده، بايد جبران و ترميم كند. مثلاً اگر در معاملات و يا معاشرت‏هاى ديگر خداى ناكرده مالى از كسى تلف يا غصب كرده و يا كلاه‏بردارى و دزدى انجام داده بايد مثل آن را اگر مثلي است و قيمت آن را اگر قيمتي است به او برگرداند و مي تواند به واسطه شخص ديگر و يا پست يا در حساب جاري شخص واريز كند و يا رضايت او را به نحوي تحصيل كند و اگر صاحبش را نمي شناسد و يا دسترسي به او ممكن نيست عين آن مال يا پولش را با اجازه حاکم شرع از طرف او به فقيرصدقه بدهد.
اما در مورد غيبت که حق الناس مالي نيست، استغفار تنها کافي است و جلب رضايت غيبت شونده واجب نيست. (توضيح المسائل مراجع، م 2279 - دفتر: استفتا).

در جواب بايد گفت اولاً اگر كسى نماز را ترك كند كار نيك ديگرى برايش نماند تا به وسيله آن وارد بهشت شود اگر شخصى تارك الصلوه باشد اعمال ديگر او هيچ سودى نمى‏بخشد رسول اكرم(ص) مى‏فرمايند: «مثل نماز مثل ستون خيمه مى‏باشد هر گاه ستون خيمه پا برجا باشد طناب‏ها، ميخ‏ها پرده سود مى‏بخشند ؛ و هر گاه ستون شكته شود نه طنابى، نه ميخى و نه پرده‏اى (هيچ كدام) نافع نيستند. (ميزان الحكمه، ج 5، ص 369، ر 10246، نشر مكتب الاعلام الاسلامى، چاپ اول، سال 1362 ه. ش) . در روايتى ديگر حضرت مى‏فرمايند: «نمازهاى پنجگانه را محافظت كنيد زيرا هر گاه روز قيامت بر پا شود خداوند تبارك و تعالى بنده را فرا مى‏خواند، اول چيزى كه از او سؤال مى‏شود (همين) نماز است اگر آن راتام و بدون نقص انجام داده (وارد بهشت مى‏شود) و گرنه در آتش افكنده مى‏شود. (همان، ص 374، ر 10267) نماز به قدرى اهميت دارد كه مدار قبولى تمام اعمال قرار گرفته است همچنين حضرت در روايتى ديگر با صراحت مى‏فرمايند: «روز قيامت اولين عمل بنده كه به آن نظر مى‏شود نماز اوست اگر قبول شد به غير نماز نظر مى‏شود واگر قبول نگشت به هيچ عمل او نظر نمى‏شود. (همان، ر 10268) . 

در پاسخ به اين پرسش، تنها به چند نكته اساسى و كليدى - كه تا حدى روشنگر حقيقت ابعاد گوناگون عوالم قرب باشد - بسنده مى‏كنيم. 1. با توجه به آيات قرآن، اين حقيقت روشن مى‏شود كه انسان‏ هاى مؤمن پس از گذر از مواقف عالم حشر به بهشت - كه از آثار لقاى خداوند با اسماى رحمت بوده ودر واقع رسيدن به رضوان خدا و نظر به وجه او است - وارد مى‏گردند: (اِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلوُا الصَّالِحاتِ يَهْديهِمْ رَبُّهُم بِاَيْمانِهِمْ تَجْرى‏ مِنْ تَحْتِهِمُ الاَنْهارُ فى‏ جَنّاتِ النَّعيمِ، دَعْويهُمْ فيها سُبْحانَكَ اللّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعويهُمْ أَنِ الْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ)؛يونس (9)، آيه 72. «حقيقت آن است كه كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند، پروردگارشان به پاس ايمان‏شان آنان را هدايت مى‏كند به باغ‏هاى نعمت كه از زير آنان، نهرها روان خواهد بود. نيايش آنان در آنجا «سبحانك اللهم» خدايا! تو پاك و منزهى و درودشان در آنجا سلام است، و پايان نيايش آنان اين است كه «الحمدلله رب العالمين» (ستايش ويژه پروردگار جهانيان است).

مساله محرم و نامحرم بودن انسانها بر يكديگر قانون و تكليفي است كه در اين دنيا معنا دارد چرا كه اين دنيا، دنياي تكليف و چنين قوانيني است. از سوي ديگر، چون انسان در اين دنيا بعد الهي او در كنار بعد حيواني وي قرار دارد حكمت الهي اقتضاء مي كند كه برخي محدوديت ها و تكليفهاي وجود داشته باشد تا قواي انساني از حد خود تجاوز نکنند و در نهايت تمام نيروهاي وي بطور مساوي به فعليت برسند و تكامل يابد.

مطلب ديگر اينكه هدف ازدواج در اين عالم رفع نيازي در انسانها و نيز بقاء نسل او است. اما از آنجا كه چنين اموري در بهشت مطرح نيست بايد گفت شكل و صورت آن نيز متفاوت خواهد بود و هدف از آن نيز چيزي ديگر مي گردد. در بهشت ديگر غريزه جنسي در كار نيست تا به سبب آن نسل انسان بقاء يابد هر چند كه اصل حضور زن در كنار مرد همچنان باقي است. هدف و ماهيت ازدواج در بهشت با علت تحقق آن در اين دنيا يكسان و يكي نيست ، از اين رو صورت تحقق آن نيز متفاوت خواهد بود.

از آيات و روايات به صراحت استفاده می شود که در آخرتاهل تقوا صاحب همسرانی بهشتی هستند واین پاداش اعمال آنهاست و از آنجا که جزای اعمال در واقع تجسم خود عمل است احتمالا اين همسران بهشتی ظهور اعمال خود آنهاست . تا اين مقدار قطعی و يقينی است , اما اينکه تعداد اين همسران چندتاست و آيا متعدد است يا نه , از ظاهر آيات مطلبی به دست نمی آيد .گرچه در آيات کلمه «حور العين و ازواج »– ازواج بهشتی – جمع آمده اند ولی اين جمع به اعتبار جمع بودن متقين و اصحاب يمين است. « إِنَّ الْمُتَّقينَ في‏ مَقامٍ أَمينٍ في‏ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ يَلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَقابِلينَ كَذلِكَ وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عينٍ » (دخان/51-54)

براساس مبناي پذيرفته شده در بحث معاد، نعمت هاي بهشتي باطن رفتارهاي شايسته و نيكويي است كه انسان در اين دنيا انجام داده است. رفتارهاي انسان يك چهره ظاهري و زوال پذير دارد و يك چهره باطني و جاودان.

قيامت محل ظهور باطن و نهان اعمال انسان است « يوم تبلي السرائر» و باطن اعمال انسان در واقع همان جزا و پاداش اوست: « ان الذين يأكلون اموال اليتامي ظلما انما يأكلون في بطونهم نارا»؛ پس ولدان و حوريان بهشتي در واقع باطن و جنبه نهاني اعمال انسان است كه در آنجا به صورت نعمت هاي بهشتي آشكار مي شود.

پس از ورود روح به عالم اوّل از عوالم قيامت و پيوند آن با بدن، منازل، مواقف و سرفصل‏هايى در پيش روى انسان قرار مى‏گيرد كه هر يك به جاى خود، يك رويداد بزرگ تكاملى در بازگشت انسان به سوى خداوند است؛ چرا كه با هر انتقالى، انسان به صورت اصلى خود، نزديك‏تر شده و به كمالات از دست‏رفته خود هنگام سيرنزولى، نائل مى‏گردد و به تدريج سعه وجودى خود را يافته و متناسب عالم قرب مى‏شود. علاوه بر آنكه بعد از ورود به آن، به مقتضاى نظام خاص حاكم بر آن، حركت و تكامل داشته و در هر عالمى پس از ورود به آن، كمالات جديدى را كسب مى‏كند. آيات و روايات نيز گوياى حركت و تكامل در حشر و عوالم پس از آن است. به دليل مجال اندك تنها به چند نمونه از اين آيات اشاره مى‏كنيم: 1. (إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلاً أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ)؛آل‏عمران (3)، آيه 77. «كسانى كه عهد و پيمان خدا و سوگندهاى خود را به بهاى ناچيزى مى‏فروشند، آنان را در آخرت بهره‏اى نيست؛ و خداى روز قيامت با آنان سخن نمى‏گويد و به ايشان نمى‏نگرد و پاكشان نمى‏گرداند و عذابى دردناك خواهند داشت». جمله «و پاكشان نمى‏گرداند» در اين آيه، مفهوم خاصى دارد. اين جمله نشانگر

در پاسخ به سوال شما به چند نكته اشاره مي كنيم.

الف) اصل ثواب به معناى عود و رجوع و بازتاب است. ثاب يثوب يعنى: رجع (بازگشت). ثواب عمل، يعني بازتاب نتيجه عمل، از آن روي ثواب را جزاى طاعت دانسته‏اند؛ يعنى، چيزى كه در برابر طاعت به انسان بر مى‏گردد. مثوبة نيز به همين معناست: لمثوبة من عنداللّه‏خير؛ يعنى جزا و پاداش الهى برتر و والاتر است(بقره، آيه 103).
ب) ثواب و پاداش مى‏تواند به صورت كمّى و كيفى هر دو باشد. نعمت‏هاى بهشتى كه ثواب و پاداش اهل طاعت است از دو بعد مادى و معنوى هر دو برخوردار است. بنابر اين مى‏تواند كميّت هم داشته باشد. در قرآن مجيد به هر دوصورت اشاره شده است؛ مثلاً ملاحظه كنيد گاهى چنين تعبير شده است كه: من جاء بالحسنة فله عشر امثالهاكسى كه كار نيكى انجام دهد ده برابر به او پاداش داده خواهد شد(انعام، آيه 160). البته اين ده برابر منحصر در كميت نيست؛ بلكه بدين معنا است كه اجر و ثواب او را بيش از آنچه او انجام داده است، خواهيم داد. ولى اين مضاعف بودن هر دو بعد كمّى و كيفى را شامل است. در بسيارى از تعبيرات قرآنى به كيفيت جزا اشاره دارد؛ نظير ان كتاب الابرارلفى عليين؛ نامه اعمال ابرار و نيكان در جايگاه منيع و مرتفعى است»(مطففين، آيه 18). نامه اعمال آنها در جايگاه منيع و مرتفعبودن نشانگر آن است كه مقام آنها نيز والا و منيع است. (تفسير نمونه ذيل آيه) يا فاولئك مع الذين انعم اللّه‏ عليهم من‏النبيين والصديقين والشهداء والصّالحين و حسن اولئك رفيقاً؛ آنهايى كه از خدا و رسولش اطاعت مى‏كنند سرانجام در مجاورت افرادى قرار خواهندگرفت كه مورد انعام پروردگار قرار گرفته‏اند؛ از انبيا و صديقين و شهدا و صالحين كه آنات همنشينان شايسته و با ارزشى هستند(نساء، آيه69). ملاحظه مى‏كنيد كه در آيه مذكور سخن از كيفيت جزا و پاداش است.

صفحه1 از4

تماس با ما

اصفهان، شهرک امیریه، خیابان هفتم، فرعی سوم، پلاک 7

03137800803 - 09131649893 - 09131036850

03137800803

 

 آپاراتسروشتلگرامinsta1

logo-samandehi