ورود

عضویت




Search - K2 Improved Search Plugin by Offlajn
جستجو -مجموعه ها
جستجو - تماس ها
جستجو - محتوا
جستجو - خبرخوان ها
جستجو - وب لینک ها

اشعار و پیامک

با صد امید دربه دَرِ خانه ات شدم
محتاج یک نگاه کریمانه ات شدم

روز ازل، نگاه شما شد نصیبِ ما
از این سبب کبوتر آستانه أت شدم

نانی که می خورم همه از برکت شماست
مدیون لطف آب و همان دانه أت شدم

عشق رضا، چو ارثیه ای، از شما رسید
مدیونِ ارثِ کامل و جاودانه ات شدم

شمع محبتی که به ما نور می دهی
از لطف یک نگاه تو، پروانه أت شدم

هستی شفیعه ی همه در موسم جزا
دست مرا بگیر، تو ای خواهر رضا

وقتی میان صحن شما می زنم قدم
انگار در بهشت خدا می زنم قدم

آری بَدَم ، ولی به هوای تو آمدم
با ذکر تو، به صحن و سَرا می زنم قدم

در باز کن ، رسیده گدا تا کرم کنی
کنج حرم به شوق عطا می زنم قدم

فرقی که نیست بین حریم تو و رضا
پیش تو در کنار رضا می زنم قدم

شب های جمعه در حرم با صفای تو
انگار بین کرببلا می زنم قدم

بانو میان لطف و عطای شما گُمیم
شکر خدا که زائر معصومه در قُمیم

شاعر:اسماعیل شبرنگ

ای حرمت کعبۀ جان همه
عمّۀ سادات بنی فاطمه

فاطمۀ فاطمه بنت الامام
حضرت معصومه علیهاسلام

دختر موسایی و طور تو قم
وادی سیناست به طور تو گم

دختری و بر همه عالم اُمی
قائمۀ عرش خدا در قمی

پیرهنت از جلوات خدا
بر تن و جانت صلوات خدا

آیۀ تطهیرِ مکرّر تویی
عصمت حق کوثرِ کوثر تویی

اخت رضا نایبه الزینبی
عمّۀ ساداتی و زینِ ابی

تربت زهرا حرم پاک تو
پیکر پاک علما خاک تو

از کرم و لطف تو شد این حریم
قبر بروجردی و عبدالکریم

شاعر:غلامرضا سازگار

ای سرم خاک پای زائر تو
وی به جانم بلای زائر تو

دل همسایگان مشهدی‌ات
گشته زائرسرای زائر تو

التماس دعای خسته‌دلان
در هوای دعای زائر تو

کاش بودی هزارها حاجت
تا بریزم به پای زائر تو

بنشینم کنار جادۀ طوس
بلکه گردم گدای زائر تو

از ثنای تو عاجزم، لطفی
که بگویم ثنای زائر تو

بیشتر از هزار حج باشد
روز محشر، جزای زائر تو

!زائر توست ای تمام حسین
!برتـر از زائـر امـام حسین

بی‌پناهم، پناه آوردم
ناله و اشک و آه آوردم

با وجود سفیدیِ مویم
بر تو روی سیاه آوردم

پر کاهی نداشتم با خود
حال، کوه گناه آوردم

به کسی چه که من گنهکارم
به امامم پناه آوردم

بار عصیان به پشت خود دارم
رو بر این بارگاه آوردم

خجلم از تو یا امام رضا
تیرگی بهر ماه آوردم

نگهی کن به صورتم مولا
گرد عصیان ز راه آوردم

خـار و آلـوده و تهـی‌دستم
هر که‌ام «میثم» شما هستم

خاتون شهر آینه هایی بزرگوار
زهرای شهر یثرب مایی بزرگوار

چشم ملک ندیده دمی سایه ی تو را
ناموس بارگاه خدایی بزرگوار

این قوم را به راه حقیقت کشانده ای
موسای بی عباوعصایی بزرگوار

بر شانه های باد،جحاز تو حمل شد
فرمانروای ملک صبایی بزرگوار

گم کرده ایم کعبه ی حاجات و آمدیم
نزد شما که قبله نمایی بزرگوار

من گریه می کنم که نگاهی کنی مرا
آری همیشه عقده گشایی بزرگوار

باران رحمت ازلی سهم مان شده
بی شک دلیل فیض شمایی بزرگوار

بانوی مهربان کدامین قبیله ای ؟
امشب بگو که اهل کجایی بزرگوار

خلقت شبیه پیر کریم عشیره است
الحق ز نسل شیر خدایی بزرگوار

فهمیدم از شلوغی صحن و سرای تان
هر لحظه مامن فقرایی بزرگوار

فرقی نمی کند چقدر نذر می کنند!؟
باب المراد شاه و گدایی بزرگوار

اینجا مریض ها همگی خضر می شوند
سرچشمه ی حیات و بقایی بزرگوار

از لحن گریه کردن زوار واضح است
در قم،بقیع اهل بکایی بزرگوار

یادت نمی رود چه قراری گذاشتیم؟
محشر دم بهشت بیایی بزرگوار

اى دختر و خواهر ولایت
آیینه ی مادر ولایت

بر ارض و سما ملیکه در قم
آرام دل امام هفتم

معصومه به کُنیه و به عصمت
افتاده به خاک پایت عفت

در کوى تو زنده ، جان مرده
بر خاک تو عرش سجده برده

در قصر تو جبرئیل حاجب
زُوّار تو را بهشت واجب

گفتند و شنیده اند ز آغاز
کز قم به جنان درى شود باز

حاجت نبُوَد مرا برآن در
قم باشدم از بهشت بهتر

قم قبله ی خازن بهشت است
این جا سخن از بهشت ، زشت است

قم شهر مقدس قیام است
قم خانه یازده امام است

قم تربت پاک پیکر توست
اینجا حرم مُطهَّر توست

گر فاطمه(س) دفن شد شبانه
نَبوَد ز حریم او نشانه

کى گفته نهان زماست آن قبر
من یافته ام کجاست آن قبر

آن قبر که در مدینه شد گم
پیدا شده در مدینه ی قم ...

مریم به بَرَت اگر نشیند
این منظره را ، مسیح بیند

سازد به سلام سَرو قد خم
اول به تو ، بعد از آن به مریم ...

روزى که به قم قدم نهادى
قم را شَرَفِ مدینه دادى

آن روز قرار از مَلک رفت
ذکر صلوات بر فلک رفت

تابید چو موکبت ز صحرا
شهر از تو شنید بوى زهرا(س)

غمی میان دل خسته ام شرر دارد
دل شکسته ام اینگونه همسفر دارد

کبوتری که نشسته به روی ایوانم
دوباره آمده و از رضا خبر دارد

خیال غربت او می کشد مرا ، اما
دلم زغصه زینب غمی دگر دارد :

ز کاروان اسیران وخواهری تنها
که حلقه ای زیتیمان در به در دارد

ز مادری که سپر شد کبود شد خم شد
ز مادری که ز غم دست بر کمر دارد

ز مادری که کنار سر دو طفلانش
ز کوچه های یهودی نشین گذر دارد

ز دختری که یتیم است و در تمامی راه
به سمت نیزه بابا فقط نظر دارد

ز دختری که به لکنت به عمه اش میگفت
بگو به دختر شامی که این ، پدر دارد

ز صوت ضربه سنگین سنگها فهمید
لبان خشک پدر زخم های تر دارد

سر پدر به زمین خورد و بین آن مردم
کسی نبود که سر را زخاک بردارد

ابری شده است حال و هوای نگاهتان
بغض غروب می چکد از هر پگاهتان

دلتنگیِ غمی چقدر موج می زند
در اشکهای نیمه شبِ گاه گاهتان

چشمان صحن آینه هم تار می شود
با غربتی که می چکد از اشک و آهتان

همراه گریه های تو از دست می رویم
پائین پای روضه شال سیاهتان

عطر مزار مادر سادات می رسد
از یاسهای هر سحر بارگاهتان

« فردا چه خاکهای ندامت به سر کند
امروز هر دلی که نشد خاک راهتان »

اینقدر که پر از تب اندوه و ناله ای
شاید دلت گرفته به یاد سه ساله ای

می گفت چشمهای ترش درد می کند
قدش خمیده و کمرش درد می کند

از بسکه سوخت دامن معصوم خیمه ها
حتی نگاه شعله ورش درد می کند

طوفان تازیانه و باران سنگها !
بیخود که نیست بال و پرش درد می کند

می سوخت غرقِ حسرت خورشید نیزه ها
خُب پس بگو چرا جگرش درد می کند

از لطف دستهای نوازشگری که بود
دیگر تمام موی سرش درد می کند

آرام قلب خسته اش از دست رفته بود
چشم به خون نشسته اش از دست رفته بود

یزید بن سلیط می گوید: از حضرت امام موسی کاظم علیه السلام درباره امام بعد از خودش سوال کردم. امام فرزندش، علی بن موسی علیه السلام، را معرفی کرد و فرمود:« من رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را در خواب دیدم که به من فرمود:«امامت بعد از تو به فرزندت علی می رسد. او به نور خدا می‌بیند و می‌شنود و به حکمت او سخن می‌گوید. علی همیشه کلام درست را بر زبان می‌آورد و هرگز راه خطا نمی رود. او دانا و عالم است و قلبش مالامال از علم و حلم است.» ای یزید خداوند به فرزندم، علی، فهم و علم و بینایی و اخلاق نیکوی امیرالمؤمنین علی علیه السلام را عطا فرموده است. هر چه می‌خواهی از او بپرس که جوابت را خواهد داد.»

منابع:
بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۱۱، ح ۱٫
از عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۲۳ و ۲۶٫

بنویسید به روی قبر و به روی کفنم ۲
عاشق و دیوونه امام رضا منم منم ۲

دوست دارم صدات کنم توهم منو صدای منی
من تو رو نگاه کنم تو هم منو نگاه کنی

پر و بال کفترات سایه بون دل منه
از عزل مهر رضا در آب و در گل منه

قربون چشات برم از راه دوری اومدم ۲
جای دوری نمی ره اکه به من نگاه کنی ۲

قربون کبوترهای حرم امام رضا
قربون این همه لطف و کرمت امام رضا

امام رضا، امام رضا
امام رضا، امام رضا

صفحه1 از5

تماس با ما

اصفهان، شهرک امیریه، خیابان هفتم، فرعی سوم، پلاک 7

03137800803 - 09131649893 - 09131036850

03137800803

 

 آپاراتسروشتلگرامinsta1

logo-samandehi